فقط برای تو
فقط براي تو
خداكند به گوش جان رسد شبي نداي تو
جهان شود پراز نوا زصوت دلگشاي تو
خميده گشته قامتم، زطول شام هجر تو
ز بس كه خيره گشته ام به ره به ردپاي تو
به انتظار مانده ام كدام جمعه مي رسي؟
كدام شنبه مي شود دو ديده ام سراي تو؟
چه كس دل چو سنگ را پر نده ميكند بگو
كدام معجزه كند چنين به جز صداي تو
حضور سبز و گرم تو هميشه هست تا ابد
تو از دلم نمي روي كه دل بود سراي تو
زابتدا تو در دلم نشسته ايي، تمام من
تمامت غزل تويي،كجاست انتهاي تو
به انتظار ديدنت ، هميشه منتظر منم
بيا ببين كه زنده ام، فقط فقط براي تو
روزنامه كيهان،پنجشنبه17/08/86صفحه3،سروده مهندس مصطفي پيرعلي-كرج
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان ۱۳۸۶ ساعت 10:34 توسط عباس محمودی
|
خانمان سوز بود شعله آهی گاهی ناله ای می شکند پشت سپاهی گاهی