غيبت وراز طول عمر آقا امام زمان عج
غيبت و راز طول عمر حضرت مهدى عجل ا... تعالى فرجه الشريف
راز طول عمر
در ابتداى اين بخش، به آن دسته از عقايدشيعه - پيرامون امام عصر «عج» - كه باعثطرح سؤالاتى از جانب مخالفان شده است،اشاره مىكنيم:
1- مهدى «عج»، دوازدهمين امام وجانشين پيامبر«صلى الله عليه وآله» و فرزند امام حسنعسكرى«عليه السلام» است.
2- مهدى «عج» هم اكنون زنده است وبيش از هزار سال از عمر او مىگذرد.
3- مهدى «عج» زنده است ولى ازنظرها پنهان است. ايشان زندگى طبيعىدارند ولى به طور ناشناس در همين جهانزندگى مىكنند. (1)
ديگر فرق اسلامى به جز معدودى عقيدهدارند كه ايشان در آخر الزمان متولدمىگردند هرچند از دودمان پيامبراند. آنانطول عمر و غيبت طولانى براى آن حضرتقايل نيستند. البته عده كمى از اهل سنت نيزاو را فرزند امام حسن عسكرى«عليه السلام»مىدانند.
طول عمر انسان
عمرهاى عادى كه ما ديدهايم غالبا از100 يا 150 سال تجاوز نمىكنند، آنها همجزء نوادر محسوب مىشوند. ولى آيا عمرطبيعى حد ثابتى دارد؟ آيا راهى براىافزايش طول عمر هست؟ آيا انسان ماننديك باطرى كوچك، عمر معينى دارد؟ مثلا24 ساعت پشتسر هم كار كند، سپسنيروى آن تمام شود؟ در جهان همه نوع دوامو بقايى وجود دارد. در دل اتمها ذراتىهستند كه 11000 ثانيه عمر مىكنند ولى درمقابل، عمر كره زمين به 5000 ميليونسال تخمين زده شده است. (2)
دليل زندهاى كه براى اثبات اينعقيده مىتوان اقامه كرد، آزمايشهايىاست كه گروهى از دانشمندان بر روىگياهان و حيوانات به عمل آوردهاند ودر شرايط خاصى در آزمايشگاهتوانستهاند گاهى عمر يك موجودزنده را به 12 برابر افزايش دهند، اگرفرضا چنين آزمايشى روى انسان انجامگيرد، عمر او به بيش از 1000 سال نيزمىرسد.
اگر هم فرض كنيم نوع انسان بهطبع نخستين خود، حد ثابتى از عمردارد اين موضوع را نمىتوانيم تعميمبدهيم. زيرا افرادى استثنايى وجوددارند كه عمرشان با استانداردها وضوابط علمى مطابقت ندارد.
ايراد مخالفان از طول عمر امامزمان «عج»
اگر مشكل طول عمرحضرت«عج»، از جانب ماترياليستهاكه همه چيز را از زاويه مادى و قوانينمادى طبيعى نگاه مىكنند، مطرحشود، پاسخ همان است كه در بحثقبل آمد. ولى اگر از سوى خداپرستانىچون مسيحيان و يهوديان يا اهل تسننبيان شود، در جواب آنان علاوه برآنچه گذشت، سخنان ديگرى نيزداريم.
آنها براى قدرت بىپايان خداوند وبراى فرستادگان، معجزات فراوانىقايل هستند. به تعبير ديگر خدا راحاكم بر قوانين طبيعى مىدانند، نهمحكوم اين قوانين و هرچه خدا ارادهكند همان مىشود و اراده او مافوقعلل طبيعى است. آيا در ابتداى خلقتحد متوسط عمر يك انسان معمولى،1000 سال نبود ؟ آيا كسى از اين امورتعجب مىكرد و آن را خرق عادتمىدانست ؟ پزشكان معاصر ودانشمندان زيستشناس و بيولوژ -يستها، بعد از مدتها تجربه و آزمايش وسپرى كردن عمر خود در كنجآزمايشگاهها به اين نتيجه رسيدهاندكه همه بافتهاى مهم بدن انسان، ازعمر جاويد برخوردار است و اگرعاملى پيش نيايد براى هميشه زندهخواهند ماند.
مسيحيان معتقدند كه دشمنانمسيح او را به دار آويختند. پس از چندروز عيسى«عليه السلام» برخاست و بهآسمان رفت و الآن نيز زنده است. ولىما شيعيان كشته شدن آن حضرت رارد مىكنيم و معتقديم ايشان زندهاست. از طرفى هيچ مسلمانى عمرطولانى نوح «عليه السلام» را انكار نمىكندچون صريحا در قرآن آمده است:
«فلبث فيهم الف سنة الا خمسينعاما» (3)
داستان عزيز كه در قرآن آمده وانگورى كه 100 سال تازه و سالم بود.پس صحيح و سالم نگهداشتن انگورمهمتر استيا بدن حضرت حجت«عج» ؟
جريان اصحاب كهف و حضرتخضر«عليه السلام» را نيز مىتوان شاهدآورد (4) . در اين امر به هر حال كسانى درشك هستند كه غرق در ماده وطبيعتاند، به روى حقايق چشمبستهاند و قادر به درك بعضى امورنيستند. به هر حال خفاشان نور آفتابرا نمىبينند.
فايده وجود امام در دوران غيبت
پيامبر اكرم«صلى الله عليه وآله» در پاسخ اينپرسش كه فايده وجود مهدى در عصرغيبت چيست، فرمودند: «اى والذىبعثنى بالنبوة انهم ينتفعون بنور ولايتهفى غيبته كانتفاع الناس بالشمس و انجللها السحاب.»
«آرى سوگند به خدايى كه مرا بهنبوت برگزيد مردم از رهبرى او دردوران غيبتش بهره مىگيرند همانگونهكه از خورشيد به هنگام گرفتن و رفتنآن پشت ابر بهره مىبرند.»
آثار وجود آن حضرت در دورانغيبت عبارت است از:
1- اميدبخشى:
شيعه به وجود امام زنده عقيدهدارد; هرچند او را نمىبيند، ولى خودرا تنها نمىداند. رئيس يك جمعيتياكشور، مادام كه زنده است هر چند درسفر باشد، مايه حيات و حركت و نظمو آرامش آنهاست ولى شنيدن ازدست دادن او، گرد ياس و نا اميدى برهمه مىپاشد. (5) شيعه همواره انتظاربازگشت آن سفر كرده را كه قافله دلهاهمراه اوست، مىكشد; انتظارىسازنده و اثربخش كه هر روز احتمالظهور او را مىدهد. در روايات بسيارزيادى در منابع مذهبى آمده كهامام«عج» بطور مداوم در دورانغيبت، مراقب حال پيروان خويشاست و طبق يك الهام الهى از اوضاع واحوال آنها آگاه مىشود و به روايتىهمه هفته، برنامه اعمال آنها به نظر اومىرسد و از كردار آنها آگاه مىشود. (6)
2- پاسدارى آيين خدا:
مهدى «عج» حافظ اسرار الهىاست و حامل حقيقت دين و سرانجامخواهد آمد و دلايل و نشانههاىروشن پروردگار باطل نمىگردد.
3- تربيتيك گروه ضربتى آگاه:
آنگونه كه از روايات اسلامى برمىآيد، گروه كوچكى از آمادهترينافراد كه سرى پرشور از عشق خدا ودلى پر ايمان و اخلاص براى تحققبخشيدن به آرمان اصلاح جهان دارند،با او در ارتباطند و از طريق اين پيوندتدريجا ساخته مىشوند و روحانقلابى بزرگترى كسب مىكنند;انقلابى سازنده و بارور براى ريشهكنساختن هرگونه ظلمى.
4- تاثير روحانى و نامحسوس:
مىدانيد كه خورشيد يك سلسلهاشعه نامرئى دارد به نام اشعه مافوقبنفش و مادون قرمز و يك سلسلهاشعههاى مرئى كه از تركيب آنها با همهفت رنگ معروف حاصل مىشود.يك رهبر بزرگ آسمانى نيز، اگر پيامبرباشد يا امام علاوه بر تربيت تشريعىكه از طريق گفتار و رفتار و تعليم وتربيت عادى صورت مىگيرد، نوعىتربيت روحانى از راه نفوذ معنوى دردلها و افكار دارد كه مىتوان آن راتربيت تكوينى ناميد.
5- ترسيم هدف آفرينش:
هيچ عاقلى بدون هدف گام برنمىدارد و هر حركتى كه در پرتو عقلو علم انجام گيرد در سير، هدفىخواهد داشت. براى بيان بهتر مطلبمثالى مىآوريم; در باغى در لابلاىبوتههاى گل و درختان، علفهاى هرزمىرويد. هرگاه به آبيارى آن گلهاىزيبا و درختان تنومند مىپردازيم،علفهاى هرزه نيز سيراب مىشوند واگر گلها و درختان خشك شود، ازآبيارى دست مىكشيم.
جهان آفرينش مانند باغ پر طراوتو انسانها مانند علفها و بوتههاى باغندو همان گروهى كه هدف اصلىآفرينش را تشكيل مىدهند، توجيهكننده هدف آفرينش و مايه نزول هرخير و بركتند. پس وجود مبارك آنحضرت«عج» نيز همچون بارانرحمت و فيض خداست اعم از اينكهدر ميان مردم آشكارا زندگى كند ياناشناس بماند. چنانكه از معصومين«عليهم السلام» نقل شده است:
« بيمنه رزق الورى و بوجودهتثبت الارض و السماء »
به بركت وجود او مردم روزىمىبرند و به خاطر او آسمان و زمينبرپاست.
6- امتحان و آزمايش:
گروهى كه ايمان محكمى ندارند،باطنشان ظاهر مىشود و كسانى كهايمان در اعماق دلشان ريشه كردهاستبه واسطه صبر و ايمان به غيب،ارزششان معلوم و به درجاتى نائلمىشوند.
به وسيله غيبت از بيعت كردن باستمكاران محفوظ مىماند.
امام رضا«عليه السلام» به حسن بن فضالمىفرمايد: گويا شيعيانم رامىبينم كه هنگام مرگ سومينفرزندم امام حسن عسكرى«عليه السلام»،در جستجوى امام خود همه جارا مىگردند، اما او رانمىيابند. حسن بن فضال گويد: چراغايب شود؟ امام«عليه السلام» مىفرمايد:براى اينكه وقتى با شمشير قيامكند، بيعت احدى برگردنشنباشد. (7)
به وسيله غيبت از خطر قتلنجات مىيابد. (8)
زراره گويد: حضرت صادق«عليه السلام»فرمود: قائم بايد غايب شود. عرضكردم: چرا ؟ فرمود: از كشته شدنمىترسد. (9)
چرا امام زمان (عج) ظهورنمىكنند با اينكه ظلم و فساد عالم رافرا گرفته است ؟
براى تحقق يك انقلاب همه جانبهدر سطح جهانى، تنها وجود يك رهبرشايسته كافى نيستبلكه آمادگىعمومى لازم است و متاسفانه هنوزدنيا آماده پذيرش چنان حكومتىنشده است. به علاوه مردم بايد به قدركافى تلخيها و بى عدالتيها و ضعفقوانين را لمس كنند. مردم بايداحساس كنند كه بحرانهاى كنونى،زاييده نظامهاى كنونى است و ايننظامها از حل بحرانها سرانجامعاجزند. مردم بايد تشنه شوند چرا كهتا تشنه نشوند، سراغ چشمه آبنمىروند. از سوى ديگر گرد آوردنتمام مردم جهان در زير يك پرچمگسترده، به تعليم و تربيت و رشدفرهنگى بالا و نيز به تكامل صنعتىنياز دارد.
امام منتظر «عج» نيز همچونمنتظران خود در انتظار است. ما درانتظار مقدم اوييم و او در انتظار صدورحكم ظهور از جانب حق تعالى.
«اللهم اجعلنا من انصاره و اعوانه»
پىنوشتها:
1) مكارم شيرازى - ناصر: مهدى انقلابى بزرگ، ص211-260
2) همان منبع
3) عنكبوت، آيه 14
4) و لبثوا فى كهفهم ثلاث مائه سنين و ازدادواتسعا (كهف / 25)
5) رك: مكارم شيرازى: همان منبع، ص250-265; سعيد - حسن: خدا و مهدى، ص 160
6) مكارم شيرازى: همان منبع، ص 255
7) امينى - ابراهيم: دادگستر جهان، ص 147
8) اثبات الهداة، ج 6، ص 431
9) علت ترس آن حضرت اين است كه كشتهشدن ايشان به صلاح جامعه و دين نيست زيرا هريك از امامان «عليهم السلام» پس از شهادت جانشينىداشتند اما امام زمان (عج) جانشينى ندارند و دراين صورت زمين خالى از حجت مىماند.
منابع
1) لباف - على: الفباى محبت امام عصر، تهران، بدر، 1374، چاپ اول
2) حكيمى - محمدرضا: خورشيد مغرب، تهران، فرهنگ اسلامى، 1360
3) سعيد - حسن: خدا و مهدى، تهران، نشر فرهنگى رجاء، 1364، چاپ چهارم
4) امينى - ابراهيم: دادگستر جهان، قم، شفق، 1367، چاپ دهم
5) جمعى از نويسندگان: معارف اسلامى، تهران، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاهها
6) مكارم شيرازى - ناصر: مهدى انقلابى بزرگ: قم، هدف، 1367، چاپ دهم
7) دوانى - على: مهدى موعود، ( جلد سيزدهم، بحارالانوار، مجلسى )
خانمان سوز بود شعله آهی گاهی ناله ای می شکند پشت سپاهی گاهی