حجامت چیست؟ بوسیله حجامت خونهای آلوده و غیر قابل استفاده (مانند روغن سوخته وسایل نقلیه) از بدن خارج می شود. این خونها به مرور زمان در پشت و برخی دیگر از نقاط بدن جمع شده و در فرصتهای مناسب به تدریج توسط بدن خارج می شود اما عملکرد بدن در این زمینه بسیار کند است به گونه ای که به مرور زمان بر تراکم این خونهای آلوده افزوده می شود و سلامتی ما را تحت تاثیر قرار می دهد. روش حجامت: محل حجامت پشت کمر است. ابتدا بوسیله لیوان مکش مخصوص خونهای آلوده در نقطه خاصی جمع می شود و سپس توسط تیغ چند خراش سطحی ایجاد می شود. این کار هیچ دردی ندارد. سپس خونهای آلوده وارد لیوان شده و دور ریخته می شود. لیوان و تیغ حجامت استریل و یکبار مصرف می باشند. فواید حجامت: ثابت شده که حجامت برای حدود هفتاد بیماری اثرات پیشگیرانه و درمان کننده دارد. برخی از آثار درمانی و پیشگیرانه حجامت موارد زیر است: افزایش کلسترول و دی گلیسیرید خون- دیابت غیر وابسته به انسولین- اوره بالا- فشار خون غیر طبیعی «بالا یا پایین» - غلظت خون بالا- مسمومیت غذایی و دارویی- سردرد میگرنی- تنگی رگها- اعتیاد به مواد مخدر- افسردگی- سنگینی سر- اسپاسم عضلانی- رشد ناکافی و کوتاهی قد- لاغری- واریس- کمر درد- آرتروزها- آکنه و بثورات پوستی- کهیر- آفت دهان- ریزش مو - پر مویی بدن- گر گرفتن بدن- تاری دید- خواب رفتگی و بیحسی عضلات- بیماریهای تناسلی زنان- ناهنجاریهای عصبی- کم اشتهایی- کم هوشی - فراموشکاری- جوش صورت- سکته قلبی- مالیخولیا- سرماخوردگی مکرر عوارض جانبی: حجامت هیچگونه عارضه ای برای بدن ندارد. اما این افراد می بایست از حجامت خودداری نمایند: زنان باردار- افرادی که در دوران قاعدگی قرار دارند- افرادی که مشکلات انعقادی خون دارند و بیماران هیموفیلی. قبل از حجامت: قبل از حجامت معده نباید خالی باشد- بدن خسته نباشد- مایعات بدن در حد مناسب باشد- نزد افرادی حجامت نمایید که پروانه حجامت مورد تایید وزارت بهداشت را دارا باشند- قبل از حجامت یک عدد انار میل نمایید- بهترین زمان برای حجامت در هفته طبق احادیث معصومین عصر دوشنبه است- از حجامت در صبح زود و بخصوص قبل از صبحانه جدا پرهیز نمایید- بهترین زمان برای حجامت در سال اوایل بهار و پاییز است. بعد از حجامت: تا ۱۲ ساعت بعد از حجامت از مصرف لبنیات مانند شیر - خامه- کره- پنیر- بستنی-ماست- دوغ- کشک و نیز غذاهای ترش مزه خودداری نمایید- مصرف عسل بلافاصله بعد از حجامت توصیه می شود- صبح روز بعد از حجامت محل حجامت را با آب خالی و بدون ماساژ و شامپو بشویید. اسامی برخي بیماریهای درمان شده با حجامت : 1- افزایش کلسترول و تری‌گلیسرید (چربی خون بالا) 2- اوره بالای خون 3- فشار خون بالا 4- فشار خون پائین 5- غلظت خون بالا (پلی‌سایتمی) 6- سرماخوردگی‌های مکرر 7- آنمی فقر آهن 8- سرخجه 9- آبله مرغان 10- سرخک 11- زونا 12- اوریون 13- پنومونی 14- مخملک 15- آنفلوانزا 16- ایکترفیزیولوژیک 17- دیسمنوره 18- الیگومنوره 19- آمنوره 20- هایپومنوره 21- هایپرمنوره 22- سندرم پره کلماتریک 23- سندرم کلماتریک 24- کیست تخمدان 25- مسمومیت داروئی 26- مسمومیت غذائی 27- مسمومیت شیمیائی و گازهای شیمیائی 28- سردرد میگرنی 29- سردرد عصبی 30- دردهای کهنه و مزمن اندام‌ها 31- سندرم خستگی مزمن بدن 32- اسپاسم عضلانی 33- کاهش رشد و کوتاهی قد 34- لاغری 35- سیاتالژی (درد سیاتیک) 36- سندرم کانال کارپ 37- دیسکوپاتی‌ها 38- کمردرد Low back pain 39- آرتروز کتف و زانو 40- آکنه و بثورات پوستی 41- کهیر 42- اگزما 43- درماتیت تماسی 44- خارش پوستی 45- آفت دهان 46- تعریق فراوان بدن 47- گر گرفتگی بدن 48- پولیپ بینی 49- ناخنک چشم 50- اپیستاکسی مکرر 51- بلزپالزی (فلج عصب صورت) 52- PTSD 53- تصلب شرائین 54- گرفتگی عروق کرونر 55- Cheat pain (درد قفسه سینه) 56- طپش قلب، آریتمی‌های قلبی و p.v.c 57- اعتیاد داروئی 58- اعتیاد به سیگار و مواد مخدر 59- هیپرتیروئیدی 60- هیپوتیروئیدی 61- افسردگی 62- سنگینی سر 63- اختلالات رفتاری کودکان 64- آلرژی 65- آلرژی غذائی 66- آسم آلرژیک 67- آسم 68- رماتیسم 69- دندان قروچه 70- هموروئید جايگاه حجامت در طبّ سنتي و اسلامی تمامي ‌بزرگان طبّ سنتي ايران از حجامت به عنوان يكي از اركان مهم درماني ذكــر كرده ‌اند . محــــمد زكرياي رازي در كتاب "الحاوي" ، شيخ الرئيس ابوعلي سينا در كتاب " قانون در طب "، سيد اسمـاعيل جرجاني در كتاب " ذخيره خوارزمشاهي" و عقيلي خراساني در كتاب " خلاصه‌الحكمه في مجـــمع الجوامع" به شـيــــــوه گسترده ‌اي پيرامون حجامت و كاربرد آن در درمان صحبت كرده ‌اند و از حجامت براي درمان بيـــــــــماري‌هاي فراگير و مهمي ‌مانند سكته قلبي ، ماليخوليا، سردرد هاي ميگرني و بخشي از بيماري‌هاي پوستي بهره مي‌گرفته‌اند. در طبّ اسلامي ‌و منابع مذهبي نيز توصيه‌هاي فراواني به‌ انجام حجامت شده ‌است. رسول اكرم (صلي االله عليه و آله و سلم ) و ائمه‌اطهارعليهم السلام خود حجامت مي‌كرده ‌اند و روش انجام آن را بيان فرموده‌اند و ويژگي‌‌هاي درماني آن را برشمرده ‌اند. در اين زمينه بيش از پانصد روايت مطرح است كه در كتاب «حجامت از ديدگاه ‌اسلام» جمع آوري شده‌ است. يكي از مهمترين رواياتي كه در زمينه حجامت در منابع معتبر روايي ذكر شده و در ذيــــل آيه یک ســــوره‌ مباركه اسري در تفسير الميزان و برخي از تفاسير ديگر آمده ‌است، حديث زير مي‌باشد: حضرت رسول اكرم(صلي االله عليه و آله و سلم) مي‌فرمايند: "در شب معراج ، وقتي كه به آسمان هفتم صعود كردم ، بر هيچ ملكي از ملائك گذر نكردم مگر اينكه گفتند يا محمد حجامت كن و امتت را به حجامت كردن امر بفرما." ( 11 ) با يك چنين نگاه وسيع و عمـــيق و روش درماني همه سونگـر است كه " علــــم طـــب در كنــــــــار علم ديـــــن " قرار مي گيرد كه ( العلم علمان علم الابدان و علم الاديان) و مي داند كه خداوند اول طبيب است و آنگاه پيامبران و خاتم شان رسول گرامي اسلام (ص) منتظر نمي ماند كه جامعه بيمار شود و دســت نياز به ســـوي او دراز كنـــد ، قبل از بروز بيماري اقدام به پيشگيري دردهاي جامعه مي كند. با تعليم خداوندي انسان را مي شناسد و كليه عوامل حاكـــم و مؤثـــر بر او را مي دانــد. لذا برخي از دستــــوراتش از جمله توصيه هاي طبي براي همه انسانها و همه زمانهاست. بعضي از دستوراتــش براي سني خاص يا جنس خاص يا فرد خاص يا فصــــل خاص صادر مي شود. تمامي بزرگان طب سنتي ايران ازحجامت به عنوان يكي از اركان مهم درماني ذكر كرده اند . محمد زكرياي رازي در كتاب الحاوي ، شيخ الرئیس ابوعلي سينا در كتاب قانون در طب ، سيد اسماعيل جرجاني دركتاب ذخيره خوارزمشاهي ، عقيلي خراساني دركتاب خلاصه الحكمه في مجمع الجوامع و بسیاری دیگر از مشاهیر پزشکی طب سنتی و اسلامی به شيوه گسترده اي پيرامون حجامت و كاربرد آن دردرمان امراض صحبت كرده اند و از حجامت براي درمان بيماريهاي فراگير و مهمي مانند " سكته قلبي ، ماليخوليا ، سردردهاي ميگرني و بخشي از بيمايهاي پوستي " بهره مي گرفته اند . در طب اسلامي و منابع مذهبي نيز توصيه هاي فراواني به انجام حجامت شده است. رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار(ع) خود حجامت مي كرده اند و روش انجام آن را بيان فرموده اند وويژگيهاي درماني آن را برشمرده اند. پيامبرخدا (ص): اگر خون درونتان به جوش مي آيد ، حجامت كنيد ، چرا كه خون ، گاه ممكن است دردرون شخص ، طغيان كند و وي را بكشد .(1) پيامبر خدا (ص) فرموده : درد، سه چيز است و درمان نيز سه چيز . اما درد ، عبارت است از : خون ، تلخه و بلغم . درمان خون ، حجامت است ، درمان بلغم ، حمام است ، و داروي تلخه نيز راه رفتن .(1) . امام حسن عسكري (ع)فرموده : پس از انجام حجامت ، انار بخور ، اناري شيرين ؛ چرا كه خون را فرو مي نشاند و خون را فرو مي نشاند و خون را در درون ، تصفيه مي كند(1) . امام صادق ( ع ) فرموده : بهترین چیزی که با آن به مداوا می پردازید ، حجامت کردن ، دوا را بر بینی ریختن ، حمام نمودن و حقنه کردن ( وارد کردن داروی مایع از طریق رکتوم ) است . پیامبر ( ص ) فرموده : هر وقت خون یکی از شماها به جوش آمد ، حجامت کند ، که او را نمی کشد . سپس فرمود : کسی از اهل بیت خودم را نمی بینم که در آن اشکالی ببیند . حضرت علی (ع) فرموده : همانا حجامت بدن را سالم و عقل را استوار می نماید. (2) پیامبر خدا (ص) فرموده : اگر در چیزی شفا باشد ، در تیغ حجام و در خوردن عسل است . ( 2) امام رضا ( ع ) فرموده : باید حجامت کردن بعد از خوردن غذا صورت گیرد ، چونکه وقتی انسان سیر شد ، سپس حجامت کرد ، خون جمع شده و بیماری خارج می گردد و اگر با شکم گرسنه کسی حجامت کند ، خون خارج می شود ولی بیماری ( در بدن ) باقی می ماند. (2) امام صادق (ع ) فرموده : حجامت کردن در سر موجب شفاء و بهبودی هفت بیماری است : جنون ، خوره ( جذام ) ، پیسی ( کک و سفیدی در بدن )، خواب آلودگی ، درد دندان ، ضعف بینائی و سر درد شدید . ( 3 ) پیامبر ( ص ) فرموده : در حجامت کردن شفاء و بهبودی از بیماری است . ( 4 ) امام صادق (ع ) فرمود : پیامبر خدا (ص) سه گونه حجامت می کرد : یکی حجامت در سر که آنرا " متقـدمه " می نامید ، و یکی بین دو کتف که آنرا " نافعه " می نامید و یکی بین دو کفــل ( ســــرین ) و بالای ران که آنــــرا " مغیثه " می نامید. ( 5 ) امام حسن عسگری ( ع ) فرموده : بعد از حجامت ، انار شریرین بخور که ( جریان ) خون را آرام و آنرا تصویه می کند. ( 6 ) رسول خدا (ص) فرموده : وقتی خون به هیجان آمد ، حجامت کنید ، چون خون وقتی به تردد و هیجان آمد ، صاحبش را می کشد. ( 8 ) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود كه حجامت را در آخر روز بجا آوريد. از حضرت امام على نقى (عليه السلام) منقول است كه: انار شيرين بعد از حجامت ، خون را ساكن مى كند، خون اندرون را صاف مى كند. امام رضا علیه السلام براى حجامت دعاى خاصى ذكر فرموده‏اند. این مطلب اهمیت همراهى درمان روحى و دعا درمانى با درمان‏هاى جسمى در طبّ اسلامى را اثبات مى‏كند. متن دعا چنین است : وقتى خواستى حجامت كنى، چهار زانو جلوى حجّام بنشین و بگو: " اَعوذ بِالّلهِ الكَریم فى حِجامَتى مِنَ العَین فِى الدَّم وَ مِن كُلّ سوءِ وَ الاَعلالِ وَ الاَسقام وَ الاَوجاع وَ الاَمراض وَ اَسئَلُكَ العافِیةَ وَ المُعافاة وَ الشِّفاءِ مِن كُلّ داء.» ( 9 ) یعنى: « در حجامت خود به خداوند كریم پناه مى‏برم از خونریزى و از هر ناراحتی ، علت ، سختى‏ و درد و مرضی و (خداوندا) از تو عافیت و اسباب عافیت و شفاى از هر بیمارى‏ را طلب مى‏كنم.» از مجموعه‏ى احادیث و روایات برمى‏آید كه حجامت باید در زمان سیرى انجام شود و انجام آن به هنگام گرسنگى مضرّ است.در این رابطه از امام صادق‏علیه السلام روایت شده كه: « حجامت بعد از غذا خوردن باعث دفع عرق شده و قوّت ‏بخش بدن است.» همچنین ایشان فرموده اند : « از حجامت در حال گرسنگى بپرهیزید.» نیز فرموده: « بعد از خوردن طعام ، با حجامت خون جمع مى‏شود و بیمارى دفع مى‏گردد. اما اگر قبل از خوردن غذا حجامت انجام شود، خون دفع می شود، ولى بیمارى در بدن مى‏ماند.» امام رضا علیه السلام در رساله‏ى ذهبیّه، فرمایش مفصّلى در مورد خوراك بعد از حجامت دارند كه قسمتى از آن را در اینجا مى‏آوریم: « پس از استحمام باید موضع فصد و حجامت را به وسیله‏ى پارچه‏ى كركى یا ابریشمى یا دستمال نخى كه لطیف و نرم باشد، بپوشانید. بعد یك حبه از تِریاق اكبر (نام یك داروى قدیم) به اندازه‏ى ماش میل كنید. پس از حجامت و فصد، آب میوه بنوشید و اگر میوه نیست، شربت بالنگ مصرف كنید و در جایى كه این امكانات وجود ندارد، بالنگ را زیر دندان بگیرید و روى آن جرعه‏اى آب نیم ‏گرم بنوشید. اما در فصل سرما باید سكنجبین عسلى استفاده شود كه این شربت شما را از بیمارى‏هاى خطرناك لقوه، برص، بهق و جذام به اراده‏ى خداوند ایمن خواهد داشت. امام رضا (ع): سفارش مى‏كنم كه پس از حجامت یا فصد، آب انار را با مكیدن آن بنوشید. مكیدن آب انار خون را زنده و تن را با نشاط خواهد ساخت. پس از حجامت و فصد ، از خوردن غذاهاى نمك‏دار تا مدت 3 ساعت بپرهیزید، چون اگر این پرهیز مراعات نشود، بعید نیست كه انسان به بیمارى جرب دچار شود. امام حسن عسكرى‏ علیه السلام مى‏فرماید : « بعد از حجامت انار شیرین میل كنید، چون انار خون را آرام مى‏كند و آن را در مسیر خود صاف مى‏گرداند.» پيامبر اكرم (ص) : جبرئيل چندان مرا به انجام حجامت دعوت كرد كه پنداشتم گويي حجامت واجب است. ( 14 ) مکانیسم حجامت در بدن حجامت در واقع اعمال يك استرس فوري است به سيستم ساكن دفاع عمومي بدن تا آن را برعليه كليه عوامل دروني و بيروني هشيار و فعال نمايد. حجامت با توجه به روش مورد انجام ومحلي كه انجام مي گيرد ، مي توانـــد چون نيشترزدن، عوامل عفوني درد آور و مخرب را از بدن خارج نمايد. حجامت درزيرگردن وجايگاه معين ميان دو كتف قادر است عوامل اصلي لخته شدن خون و فاكتورهاي انعقادي عامل در سكته هاي مغزي وقلـــــــبي را از سيستم خارج نمايد . زيراخون پراكسيژن خارج شده از ريه ها در اثر حالت تلمبه اي قلب و ريه ها كه ايجاد فـشار منفي در قفسه سينه مي كند وعمل مكش و دمش (دميدن) را سامان مي بخشد ، خون حاوي قطرات ريز چربـــي و لخته هاي مستعد كوچكي راكه ميل به هم پيوستگي در آنها زياد است را به عضلات پشت (نزديكترين مســــــــــير عروقي) پمپ مي نمايد و حجامت در محل مذكور آنها را به دام انداخته از بدن خارج مي نمايد . زيرا عوامـــــــل تشكيل لخته هاي مخاطره آميز از اين گلوگاه بسوي ساير نقاط بدن روانه مي شود و حجامت آنجا را پاك مي كنـــد. کاربرد حجامت در بیماریهای مختلف در منابع طب اسلامي ‌و طبّ سنتي ، حجامت به عنوان يكي از اركان مهم درمان ذكر گرديده ‌است و بيماري‌هاي گوناگون را درمان مي‌كند و به صورت اختصاصي در منابع طبّ اسلامي ‌به شكل پيشگيرانه درمان بسیاری از بيماري‌ها شمرده شده ‌است. موسسه تحقيقات حجامت ايران و شعب مختلف آن طي پژوهش‌هاي مستمر بر روي بيش از پانصد هزار بيمار، تعداد 70 نوع بيماري را درمان نموده‌اند كه تعدادي از آنها به قرار زير مي‌باشد: افزايش كلسترول و تري گليسيريد، ديابت غير وابسته به ‌انسولين، اوره بالا، فشــــار خون بالا و فشار خون پايين، غلظت خون بالا، سرما‌خوردگي مكرّر، آنمي‌(كم خوني)، سرخجه، آبله مرغان، سرخك، زونا، ايكتر فيزيولوژيك نوزادان، پروستاتيت، ديسمنوره ، اليگومنوره، آمنوره، هيپومنوره، هيرسوتيسم ( پُرمويي)، برخي از انواع ناباروري زنان، كيست تخمدان، فيبروم رحمي، ويار حاملگي، مسموميت غذايي و دارويي، سردرد ميگرني، تصلب شرايين، اعتياد به مواد مخدر، هيپرتيروئيدي، هيپوتيروئيدي، هموروئيد، افسردگي، سنگيني سر، اسپاسم عضلاني، كاهش رشد و كوتاهي قد، لاغري، واريس، كمر درد، آرتروزها، آكنه و بثورات پوستي، كهير، آفت دهان، ريزش مو، گُرگرفتن بدن، اپيستاكسي مكرّر. ( 11 ) مطالعه تحقيقي ديگر نشان مي دهد كه حجامت موجب افزايش نوروترانسميتر سروتونين در مغز مي شود و مي دانيم كه كاهش سروتونين يكي از اتيولوژي هاي اساسي ايجاد دپرسيون و اختلالات رفتاري مانند تهاجم و پرخاشگري است و اين يافته باليني را در بيماران پس از حجامت به فراواني مي توان ديد كه بصورت كاهش حالات افسردگي و افزايش آرامش رفتاري و تعادل كاركردهاي عصبي مغزي بيان مي شود. ( 13 ) حجامت با خارج كردن ذرات چربي كه در فرآيند اكسيژنه شدن خون همچنان درمويرگهاي عضلات پشـت تنه گير كرده و پشت سر هم صف كشيده اند و انتقــال كند وتدريجي آنها به عروق گشـــادتر ومســيرهاي بازتـــر، مي تواند به رسوب وايجاد سده ( انسداد عروق مثلا CAD يا آمبولي ) مخاطره آميز پايان دهد و با ايجاد تله هاي گشاد عروقي در موضع (بدليل بادكشهاي ناحيه واطراف آن)وايجاد فشار منفي وحالت مكنده دراين تله ها مدتهــــا اين ذرات چربي رااز جريان عادي خويش باز دارد . حجامت خارج كننده صفراست وآرامش رابه انسان ارزانــي مي دارد . حجامت يك شوك عصبي موثر دربيماران روحي و رواني وافسردگی است و آغاز چالش هاي رواني را به بيمار القاء مي كند . حجامت كاهش دهنده فشار خون است و بمقدار زيادي از استعداد سكته هاي آني دربيماران مي كاهد(مثل خونريزي از بيني در بيماران فشارخوني). حجامت فاكتورهاي آلرژي (عوامل حســــــــاسيت زاي) دروني و بيروني كساني را كه كهير دارند يا كم كاري كبد داشته و به حساسيت هاي متعددي گرفتارند را از مسير مخرب وآزار دهنده بيمار به مسيري فرعي منحرف مي نمايد وايمني شخص را تجهيز مي كند و فرصت سامــــان دهي به سيستم دفاعي مي بخشد. حجامت درترك اعتياد موثر بوده هشدارهاي خود باوري واعتماد به نفــس را كه اولين ومهمترين فاكتور در ترك اعتياد تلقي مي شود صادر مي نمايد وسموم خون را تخليه مي كند. حجامت بلغم وسوداي پخته شده را كه قبلا" سست وقابل انتقال شده است ، همچون صفرا مي مكد و از غلظت و حدت آنهــــــا مي كاهد. حجامت باز كننده انسدادهايي است كه به آمنوره زنان انجاميده و با باز كردن مسيرهاي عروقي ، انتقال موضعي مواد ماليدني مثل كرم ها و لوسيون ها و پمادها را ازيك سو روي پوست وانتقال خونـــــي مواد دارويي خوراكي را از درون از سوي ديگر تسهيل ميكند. حجامت به سرعت تيرگي ديد را در بيماران ديابتي و فشارخوني كاهش مي دهد و با آثار شفابخش متعددش در بيماران با تيرگي شعور مقدمات هشياري را فراهم مينمايد. حجامت خارج كننده لخته هاي گرفتار در پيچ وخم عروق واريكوز ساقين وساير اندامهاست. حجامت دنيايي اســــت كه در پشت سرمان بوده و از اينكه گوشه چشمي بدان داشته باشيم ، غافل بوديم واكنون همت كرده ايم وتازه از درب آن وارد شده ايم و اين همه را ديده ولمس كرده ايم ومثل آن به (( آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم )) مي مانــد . (11) حجامت یک عمل لازم برای بدن انسان می باشد. پس وقتی که برای این کار تصمیم گرفته می شـــود ، لازم است از 12 تا 15 هر ماه برای عمل حجامت انتخاب شود. چون این ایام از لحاظ اینکه قمر به دوران تکامل بدری خود می رسد ، برای خون گرفتن صالح تر و مناسب می باشد. ولی اگر ماه به ایام آخرش برسد ، حجامت مناسـب نخواهد بود ، مگر اینکه مقتضیات مزاجی آدمی ناگهان عمل حجامت را ایجاب کند که در این صـورت مانــــــــعی نخواهد داشت . اما آنچه که مسلم می باشد ، این است که دوران تکامل ماه برای حجامت وقت مناسبی است ، چون در آن روزهای ابتدا و انتها ( که قمر در حال تکامل می باشد ) جریان خون آرامش ندارد . زیرا هر چقـدر قرص ماه بسوی کمال می رود ، خون در بدن انسان پر جوش و خروش می شود . همچنین بهتر است در انجام حـجامت سنین زندگانی آدمها رعایت شود . مثلا" یک جوان بیست ســــــاله می تواند در هر بیست روز یکبار حجامت کند . سی ساله ها هر سی روز می توانند حجامت را تکرار کنـــــند و چهل ساله ها در هر چهل روز یک مرتبه و بقیه سنین به همین منوال رعایت گردد . حجامت " نقره " ، " نقره ، حفره کوچکی است که در منتها الیه ستون فقرات در پشت گردن قرار دارد ، فاصله این حفره با ســــــتون فقرات چهار انگشـــــت است " برای سنگیـــنی سر نافع اســت و هم چنــــین حجامت " اخدعین " ، " آن دو رگ را گویند که در پشت گردن به چپ و راست کشیده شده اند " ناراحتی های چشم و صورت را بر طرف می کند و به جریان خون در عضلات و عروق سر حالت عادی می بخشد. ( 7 ) جنبه های علمی حجامت از نظر طب جاری تلاش علمي ‌براي توجيه حجامت در جهان شروع شده‌ است و تاليفاتي نيز در اين زمينه منتشر گرديده‌است. كتاب «حجامت يك روش درماني آزموده شده‌ » حاصل پژوهشي است كه ‌آقاي دكتر « يوهان آبله » در كشـــــور آلمان انجام داده ‌است. كتاب (Cupping Therapy)حاصل مطالعات آقاي دكتر " Ilkay Chirali" است كه در كشور آمريكا انجام شده ‌است. مركز تحقيقات طب در ايالت نيويورك نيز مشغول فعاليت پيرامون حجامت است در كشور چين پيرامون مكانيسم اثر و كاربرد حجامت گرم و خشك مطالعاتي صورت گرفته ‌است. در كــــــشور مصر پزشكان متخصص ، تحقيقاتي را پيرامون اثر حجامت بر بيماري‌هاي گوناگون منتشر ساخته ‌اند . جمعي از پزشكان سوريه تحقيقاتي را پيرامون حجامت شروع كرده و گزارش اول آنان در كتاب « دواء العجيب » منتشر گرديده‌است. در دانشگاه شهيد بهشتي ايران هم در طی سالهاي 71 و 72 چند طرح پژوهشي پيرامـــــــون حجامـت اجرا گرديده‌است . از جمله " مقايسه خون وريد و خون حجامت از نظر فاكتورهاي بيوشيميايي"، " بررسي تاثير حجامت بر بيماري‌هاي عصبي و سردرد هاي ميگرني ". " بررسي اثر حجامت بر سروتونين خون " نيز پژوهش ديگري است كه در دانشگاه تهران انجام یافته و گزارش اوليه آن در پنجمين كنفرانس بين المللي طّب اسلامي ‌در هندوستان در سال 1999 ارائه گرديده ‌است. " بررسي نقش حجامت بر سيستم ايمـــــني " مطالعه‌اي اســـت كه در موسسه تحقيقات حجامت ايران صورت گرفته ‌است و همچنين " مطالعه نقش حجامت بر تنظيم كلسترول خون" تحقيق ديگري است كه در سال 1381 در موسسه ‌انجام گرفته‌ است. در دانشگاه‌هاي كشورمان ، موضوعات متعددي به صورت پايان نامه دكترا تدوين شده ‌است. پزشكان و محققان عضو موسسه تحقيقات حجامت ايران نيز در تيم‌هاي گوناگون پژوهشي سازماندهي شده ، درمان بيماري‌هاي مختلف را با روش حجامت مورد تحقيق قرار داده ‌اند و در اين زمينه ‌اطلاعات ارزشمندي را به دست آورده‌اند، گزارش اوليه ‌اين تحقيقات در بيش از 40 مقاله تدوين و در موسسه قابل ارائه مي‌باشد .( 11 ) امروزه واقعيت طب سنتي و بومي در دنيا برابر گزارش (WHO) اجتناب ناپذير است و همه دولتها موظف شده اند كه به امر آموزش و گسترش طب سنتي خود اقدام كنند.( 12 ) تحقیقات جدید در خصوص حجامت در آلمان آقای یوهان آبل (JOHANN ABELE ) پزشك آلمانی در كتاب خود با عنوان " حجامت شیوه ی درمان آزمون شده " كه در سال 1997 چاپ شده، در مورد حجامت می گوید: "من اعتقاد راسخ دارم كه نه تنها امروز بلكه برای همیشه،‌ امر حجامت را در درمان بیماری ها نباید نادیده گرفت. حجامت پدیده ای است كه در خود تنظیمی كردن عملكرد بدن انسان دخالت دارد. امری كه هرگز با روش های دیگر نمی توان آن را جایگزین كرد... مطالعات ما نشان می دهد كه در آلمان می توان 75 درصد بیماری ها را با شیوه های درمان طبیعی از جمله حجامت مداوا كرد " . وی در كتاب خود از بیمارانی نام می برد كه تنها با یك بار حجامت ، بیماری چندین ساله شان بهبود یافته است و می افزاید: " جان كلام اینكه چگونه می توان شیوه ی درمانی حجامت را به دلیل اینکه متعلق به دوران قرون وسطی است، نادیده گرفت و از كاربرد آن صرف نظر كرد؟ در صورتی که می تواند در كوتاه ترین زمان ممکن، بدون ایجاد عوارض جانبی و هزینه گران و وقت گیر ، باعث بهبود بیماری در یك مرحله شود " . وی ضمن مقایسه حجامت با سایر روش های درمانی اظهار می دارد : " پزشكی كه با اثرات و كاربرد بادكش و حجامت در درمان بیماری های گوناگون آشناست، در برخورد با هر نوع بیماری بدون تردید،‌ ابتدا در اندیشه ی انجام حجامت است و بعد درمان های دیگر، زیرا در شرایط امروزی و با تعدد مراجعات، عملا" ثابت شده كه بادكش و حجامت آسان ترین و سریع ترین روش درمان است. " نقش حجامت در درمان عوارض جانبازان شیمیایی آقای دكتر كدیور فوق تخصص جراحی قلب و عروق می گوید : "خود من موقع جنگ ایران و عراق در سال 1363 در مجروحین عزیز شیمیایی شده با گاز خردل و ادم حاد ریوی و تورم شدید نسوج اندام مختلف، عمل حجامت را توام با انداختن زالو به اندام های مبتلا به كار بردم و نتیجه موفقیت آمیز بود. در جنگ ویتنام نیز عمل حجامت در مجروحین و مبتلایان به ادم حاد ریوی حاصل از DIOXINS (عامل نارنجی ) نجات بخش بوده است." ( 10 ) بيماران جهت انجام حجامت بايد به چه‌ اشخاص يا مراكزي مراجعه كنند؟ حجامت يك روش درمانی پيچيده و داراي ظرافت‌هاي گوناگون مي‌باشد كه تجويز و اجراي آن بايــــــد زير نظر پزشكان آموزش ديده و آشنا به مباني طبّ سنتي و طبّ اسلامي ‌صورت پذیرد. اين پزشكان همچـــــــــنين بايـد پروانه حجامت مورد تاييد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي را دارا باشند و در دوره‌هاي باز‌آمــــــــوزي مرتبط با موضوع حجامت نيز به صورت دائم شركت نمايند تا از يافته‌هاي علمي‌جديد حجامت بهره ‌منـد گردند‌.هم اكنون 1600 پزشك عمومي و متخصص آموزش ديده با پروانه ي حجامت كه توسـط وزارت بهداشــــــت ، درمان و آموزش پزشکی تأييـــــــد شده است، در سراسر كشور فعاليت مي كنند كه اگر هر كدام حداقل روزانه 10 نفر را حجامت كنند، در سال بيش از 4 ميليــــون نفر را حجــــــامت مي كنند. جالب اين كه بسياري از بيماران و مراجعه كننــــدگان قبل از حجامت، در بالاتـــرين سطوح تخصصي ويزيت شده اند و سپس به حجامت روي آورده اند. فقط تعداد پزشكاني كه حجامت شــــــدند و در مؤســــسه پرونده دارند 5 هزار نفر هستند. به علاوه پزشكان بسياري هم اهل حجامت شدن هستند كه تشكيل پرونده نداده اند. ( 15 ) آيا استفاده ‌از فوايد حجامت تنها براي درمان بيماري‌هاست ؟ بيشترين كاربرد انواع حجامت در بُعد پيشگيري از بيماري ‌هاست و با مكانيسم‌هاي مختلفي از جمله تنظيم سيستم ايمني، تنظيم تركيبات بيوشيمي ‌و هورموني خون و تنظيم سيستم اعصاب خودكار بدن (سمپاتيك و پاراسمپاتيك) موجب پيشگيري از بيماري‌ها مي‌گردد و بدين ترتيب كاربرد حجامت بيشتر در بُعد پيشگيري است و جزو بهداشت پيشگيري طبّ اسلامي ‌محسوب مي‌شود. ( 11 ) مزایای حجامت نسبت به ساير روشهاي درماني متداول درمجموع حجامت يك روش درماني بدون عوارض جانبي است و اگر به صورت تخصصي از آن استفاده شود ، برتري هاي فراوني نسبت به روشهاي درماني جاري مانند مصرف داروهاي شيميايي و جراحي دارد. مزيت هاي درمان با حجامت مي توان بطورخلاصه بدين شرح بيان كرد: 1 - حجامت يك روش درماني بدون عوارض جانبي است. 2 - حجامت براي كليه سنين كاربرد دارد . 3 - حجامت با حداقل توان فني و تجهيزات اجرايي مي‌تواند بيماري‌هاي سخت و مزمن را درمان كند. 4 - حجامت هيچ ‌گونه وابستگي فني، علمي ‌و ابزاري به خارج از كشور ندارد. 5 - در حجامت فاكتورهاي مداخله‌گر وجود ندارد و يك رفتار كامل ، موجب درمان مي‌شود. 6 - حجامت چون يك دستور ديني است، توان جلب تاثيرات رواني (سايكوتيك) در آن بالاست و از اين طــــــريق علاوه بر افزايش سطح درمان‌پذيري، موجب تقويت فرهنگ و اعتقادات مذهبي و ارتباط انسان به خداوند تبارك و تعالي مي‌شود. ( 11 ) توصیه های بعد از انجام حجامت 1 - تا ۲۴ساعت بعد از حجامت ، مصرف سيگار ، انجام کارهای سنگين ، مقاربت جنسی ، مصرف ماهی و غذاهای شور ممنوع می باشد. 2- پس از حجامت نيز توصيه می شود يک ليوان شربت عسل يا يک عدد انار و يا يک عدد ماءالشعير ليمويی ميل شود. 3- تاثيرات درمانی حجامت معمولا از جلسه دوم درمان شروع می شود ، از اينرو بايستی عجله نکنيد و نگران نباشيد و تا پايان دوره درمانی از هر گونه قضاوت نمودن پرهيز نمائيد. 4- صبح روز بعد از حجامت می توانيد استحمام نمائيد ( اما موضع حجامت را فقط با آب خالی بشوئيد و ليف و صابون نزنيد.) 5- در صورت انجام حجامت توسط پزشکان مورد تائید وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی ، نباید نگران بيماری مسری و خطرناک ( ايدز و هپاتيت و ...) باشید ، زيرا تمام وسايل حجامت (تيغ بيستوری - ليوان حجامت - گاز استريل و ...) يکبار مصرف می باشند .( 16 ) امید است با شناخت بیش از پیش توصیه های بهداشتی و درمانی دین مبین اسلام بویژه معصومین (ع) و سایر دانشمندان طب اسلامی و سنتی ، در احیاء و حفظ این میراث گرانبها کوشا بوده و با انجام مطالعات و تحقیقات لازم در خصوص دیدگاههای این بزرگواران و بهره مندی از منویات ارزشمند ایشان در زمینه طب ، تنی سالم و تندرست داشته باشیم. والسلام علکیم و رحمه ا... و برکاته منابع : 1 – طب الائمه ، عبدالله بن بسطام و حسین بن بسطام ، مترجم جابر رضوانی ، قم : نورالزهرا (ع) ، 1385 2 – بحار ، ج 59 ، ص 114 3 – بحار ، ج 59 ، ص 126 4 – بحار ، ج 59 ، ص 135 5 – بحار ، ج 62 ، ص 120 6 – بحار ، ج 62 ، ص 123 7 – نسخه های شفا بخش ( بهداشت و درمان از دیدگاه معصومین (ع) ، حیدری نراقی ، علی محمد ، قم : میثم تمار ، 1386 8 – دور نمایی از دایره المعارف طب اسلامی ، نورانی ، مصطفی ، گنج معرفت ، قم : 1386 9 - بحار، ج 62 ص 117

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم دی 1393ساعت 18:41  توسط مهزیار  | 

یادمان بماند همه چیز از ذهن خودمان شروع میشود...

خداوندا...
بلندای دعایت را عطایم کن
خدایا راستش من آدمیزادم
گاه گاهی گر گناهی میکنم طغیان مپندارش
خودت گفتی بخوان....میخوانمت
اینک مرا دریاب
به چشمانی که می جوید تو را نوری عنایت کن
ببخشا آن گناهانی که باعث شد
دعایم بی اثر گردد...




هرگاه از دست این دنیا و مشکلاتش خسته و نا امید شدی برو بالای کوه و فریاد بزن : آیا امیدی هست؟؟؟
در جواب میشنوی:...هست.....هست.....هست...


بار خدایا...
هرگاه دلم رفت و خواستم محبت کسی را به دل بگیرم تو آن را خراب کردی.
به هرکه دل بستم تو قرار از من گرفتی.
تو این چنین کردی تا جز تو کسی را در قلبم جای ندهم و به جز تو معبودی نداشته باشم.
تو این چنین کردی در حالی که من افق آبی نگاهت را ندیدم و عمق حرفت را نشنیدم.


توجه تو باید معطوف به چیستی گفتار باشد و نه به کیستی گوینده
(میزان الحکمه/ج6/ص485)



درد دلهای خدا با بنده اش

سوگند به روز وقتی نور میگیرد و به شب وقتی آرام میگیرد که من نه تورا رها کرده ام و نه باتو دشمنی کرده ام(ضحی1-2)

افسوس که هرکس را به سوی تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را،که مرا به سخره گرفتی(یس30)

هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی(انعام4)

آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت را؟(شرح2-3)

این عادت دیرینه ات بوده است،هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هر وقت سختی به تو رسید از من ناامید شده ای(اسرا83).

وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می مانی، تو را از اندوه رهانیدم
اما باز مرا با دیگری در دوستیت شریک کردی(انعام63-64)
.
.
.

یادم باشد...
اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شوم دیگر نمازم قضاست...

یادم باشد...
عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنم...

یادم باشد...
برای دستیابی به پیشرفت باید سبک زندگیم را اصلاح کنم...

یادم باشد...
هرگز هیچ کاری جز برای رضای خدا نکنم...

یادم باشد...
آمده ام زندگی کنم تا قیمت پیدا کنم نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنم...

یادم باشد...
وقت خواب قدری فکر کنم که امروز چه کرده ام که فردا لایق زنده ماندن باشم...

یادم باشد...
انسان وقتی دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد...

یادم باشد...
جاده زندگی نباید خیلی صاف باشد،خوابم میگیرد دست اندازها نعمت اند...

یادم باشد...
خوبی با خوشی فرق دارد به خاطر خوبی از خیلی خوشی ها باید گذشت...

یادم باشد...
گناهی بالاتر از این نیست که از گناه دیگران پرده برداریم...

یادم باشد...
دل های مردم دست خداست...

یادم باشد...
هیچ گاه به خاطر "هیچ کس" دست از " ارزشهایم " نکشم...

یادم باشد...
ایمان نام و نان برایم نیاورد...بلکه نام و نانم را برای ایمان بدهم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم دی 1393ساعت 18:37  توسط مهزیار  | 

 غربت و مظلومیت، رشته‌ای است پیوسته، از غدیر تا کربلا و از کربلا تا غیبت. آنها که آرزو داشتند در سال دهم هجری، در سایه‌سار تک درخت وادی جحفه باشند تا با صاحب غدیر بیعت کنند، امروز باید با حجت معبود، مهدی موعود بیعت کنند و هر چه در توان دارند، از یاری امام زمان خود دریغ ندارند.
 


چنان که امام علی(ع) می‌فرماید: «خوشا به حال کسی که زمان او (حضرت مهدی علیه السلام) را درک کند، به دوره او بپیوندد و دوره او را شاهد باشد».
 
ایشان در جایی دیگر می‌فرماید: «هیچ مرده‌ای باقی نمی‌ماند، مگر اینکه شادی ظهور مهدی علیه السلام در قبرش به او می‌رسد و آنها در قبرهایشان با هم دیدار می‌کنند و یکدیگر را به قیام قائم علیه السلام بشارت می‌دهند».
 
نهم ربیع‌الاول مصادف است با آغاز امامت حضرت مهدی(عج) امام بزرگ و امید مستضعفان جهان، او خواهد آمد و جهان را از عدل و داد پر خواهد کرد همان‏گونه که از ظلم و جور، پر شده است.
 


ولایت امام‌زمان(عج) به‌عنوان سرپرستی و حاکمیت وی بر افراد جامعه هست و این ولایت رکن و اساس دین است؛ هم‌چنین کلید گشایشگر و راهنمای انسان مسلمان در همه ابعاد دین است.
 
معرفت، محبت و ولایت امام (عج)، زمینه‌ساز عهد و پیمان با ایشان است، چراکه عشق و ولایت بدون مسئولیت‌پذیری، هوسی بیش نیست.

عهد، التزام و نوعی تعهد پذیری در مقابل شخص یا کاری است و باید خود را به وظایفی که نسبت به امام‌زمان(عج) داریم ملتزم سازیم و با ایشان برای انجام آرمان‌هایش عهد ببندیم و کسانی می‌توانند در عصر ظهور به این عهدها عمل کنند که در عصر غیبت به پیمان خود با امام عصر (عج) عمل کرده باشند. عهد و اطاعت، تجلی و نمود عشق و محبت است و زمینه‌سازی برای ظهور ایشان، بسط عدالت و فرهنگ عدل پذیری در جامعه و نهادینه کردن آن است.
 
آغاز امامت آن حضرت، به مشیّت الهی و برخی مصالح دیگر، با غیبت همراه بود که اولین غیبت ایشان به «غیبت صغرا» مشهور است که تا سال 329 هجری قمری به طول انجامید. پس از آن، مرحله جدیدی از غیبت که به دوره «غیبت کبرا» معروف است، آغاز شد که تاکنون نیز ادامه دارد. این دوران، سخت‌ترین دوره امتحان مردم است؛ زیرا ارتباط مستقیم با امام (علیه السلام)برای همگان میسر نیست و نایب خاصی نیز وجود ندارد تا مردم به وسیله او بتوانند از آن حضرت، کسب تکلیف و پاسخ پرسش های شان را دریافت کنند.
 
در توصیف این برهه از زمان، تعبیرهای بسیاری در روایات وارد شده است که از وجود فتنه‌های بسیار خطرناک حکایت دارد. بشر در این دوره، به دلیل بی توجهی به ارزش‌های اصیل الهی و انسانی، با وجود برخورداری از زندگی به ظاهر زیبا، آراسته و مدرن به زندگی نکبت باری دچار می‌شود. بدین معنا که هر چند شکم‌ها سیر و زندگی پر زرق و برق خواهد بود، ولی روح‌ها مضطرب، نگران و سرگشته است و از دست دادن هدف و فلسفه درست زندگی، یکایک افراد بشر را به یأس و ناامیدی کشنده‌ای دچار می‌سازد.
 
در فرهنگ اصیل اسلامی، برای پیشگیری از دچار شدن به چنین وضعی، تحت عنوان «وظایف دوران غیبت»، رهنمودهای بسیار مهمی از سوی پیامبر اکرم (ص) وائمه اطهار(ع) ارایه شده است. رعایت این موارد، سبب در امان ماندن از خطر انحراف است؛ زیرا پایبند نبودن به احکام الهی و از دست دادن ثبات فکری و اعتقادی صحیح، سبب آلودگی به فتنه‌های آخر الزمان خواهد شد.
 
5 نشانه اصلی ظهور از دیدگاه امام صادق (ع)
 
نشانه‌های تخلف ناپذیر ظهور امام مهدی علیه السلام که بی هیچ تردیدی مقارن ظهور آن حضرت رخ خواهند داد و ارتباط گسست ناپذیری با آن دارند، پنج نشانه‌اند. برخی از این پنج نشانه، اندکی پیش از ظهور و برخی چند ماه پس از آمدن آن گرامی و برخی اندکی پیش از قیام نجات بخش و جهانی آن حضرت، پدیدار خواهند شد.
 


در این مورد، روایات بسیاری وارد شده است که با اندک تفاوت در ترتیب پیدایش این علایم و نشانه‌ها، آنها را نشان می‌دهد.
 
از امام صادق علیه السلام در مورد پنج نشانه حتمی ظهور نقل شده که ایشان می‌فرمایند: قیام و شورش سفیانی؛ خروج یمانی؛ کشته شدن نفس زکیه در مسجدالحرام؛ فرو رفتن زمین در منطقه «بیدا» و صیحه(ندای)آسمانی.

امروزسالگرد آغاز امامت امید دل‌ها ، یوسف زهرا (س) ، بقیه الله الاعظم (عج) است ، به همین مناسبت پیامک های مناسب برای تبریک این شب فرخنده را در ادامه قرار داده‌ایم :

 
 
 
 
به امید روزی که متن تمام اس ام اس ها یک جمله باشد و آن : مهدی آمد…
 
 
 نهم ربیع الاول، عید امامت صاحب العصر و الزمان(ع) بر شما مبارك باد.
 
 
 خداوندا رسان از ما سلامش
 به گوش ما رسان یارب کلامش
 بسوز سینه ى مجروح زهرا
 نما تعجیل در امر قیامش
 نهم ربیع الاول، سالروز آغاز امامت حضرت مهدی(ع) مبارک باد.
 
 
جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند
نام مهدی صد هزاران درد درمان میکند
مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
من گلی دارم که عالم را گلستان می کند
نهم ربیع الاول، عید منتظران مبارک
 
 
ای قلب عالم امكان، بیا و گـَرد گامهایت را توتیای چشمانمان قرار ده. بیا كه نوای دل انگیز توحیدت را با گوش جان شنواییم.
نهم ربیع الاول، عید امامت امام زمان(ع) مبارك باد.
 
 
ای منتظران گنج نهان می آید / آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور / گفتند که صاحب الزمان می آید
عید امامت و ولایت مولایمان امام زمان مبارک
 
 
نهم ربیع الاول، پیام رسان بهار ظهوری است که گلهای زیبای زندگی
همچون عدل، قسط، عزت، عشق، صفا، صمیمیت، گذشت،
ایثار و ایمان و احسان در آن می شکفد
"عید شما مبارک”
 
 
سر خوش آن عیدی که آن بانی نور
از کنار کعبه بنماید ظهور
قلب ها را مهر هم عهدی زند
از حرم بانگ اناالمهدی زند
 
 
آغاز گشته امامت مهدی موعود
روشن کنید شمعها و عود
برای آمدنش دعا کنید
طولانی کنید نمازتان رابا سجود
 
 
بهار، همه طراوتش را مدیون یک گل است: گل زیبای نرگس.
 
 
ای منتظران گنج نهان می آید
آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور
گفتند که صاحب الزمان می آید
*عید امامت و ولایت مولایمان امام زمان(عج) مبارک*
 
 
عید بر روی حق تبسم ماست /  ذکر یا بن الحسن تکلم ماست
عید اکمال دین شده تکرار/ بلکه عید غدیر دوم ماست
فتح قرآن و دین مبارک باد / عید مستضعفین مبارک باد . . .
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم دی 1393ساعت 15:15  توسط مهزیار  | 

 

جزوه درس مبانی جامعه شناسی

 

 

 

درس اول: آشنایی با جامعه شناسی ونگرش جامعه شناختی

 

جامعه شناسی را می توان بررسی علمی زندگی گروهی انسانها تعریف کرد. جامعه شناسی  می کوشد به گونه ای عینی به توصیف و تحلیل زندگی اجتماعی انسانها و روابط آنها بپردازد. جامعه شناسی به مطالعه واقعیتهای اجتماعی می پردازد. به طور مثال دولت، پول، مدرسه واقعیتهای اجتماعی هستند. به دلیل زندگی  اجتماعی این مفاهیم برای ما کاملا عادی به نظر می رسد اما اگر با دقت به یک اسکناس صدتومانی نگاه کنیم متوجه می شویم که این یک تکه کاغذ بیشتر نیست چه چیزی به آن ارزش داده و آن را تبدیل به پول نموده است؟ انسانها براساس نیاز خود پدیده های اجتماعی را بوجود آورده آن را باورکرده و بگونه ای با آن برخورد می کنند که بدون آنها زندگی غیر ممکن است.

 

 

 

نگرش جامعه شناختی:

 

در جامعه شناسی از نگرش سه سیستمی استفاده می شود یعنی در تحلیل های اجتماعی سه سیستم تاثیرگذار برهم بررسی می شود. «فرد»، «جامعه» و «طبیعت»

 

در مورد تاثیر«طبیعت و نظام آفرینش» بر فرد و جامعه می توان گفت که پیدایش جامعه محصول نظام آفرینش است. در اندیشه اجتماعی علامه طباطبایی نحوه شکل گیری جامعه بر اساس اصل استخدام است. به این معنا که انسانها بطور فطری بدنبال استفاده بردن واستخدام دیگری هستند و از آنجاکه با گذشت زمان انسانها نفع خود را در سودرساندن به یکدیگر و استخدام دوسویه یافتند زندگی اجتماعی را شکل دادند. نظام آفرینش انسانها با حداقل دو نیاز فطری مجبور به زندگی اجتماعی می کند از یک طرف نیاز جنسی و از طرف دیگر نیاز به  روابط اجتماعی.

 

تاثیر نظام آفرینش از این نیز فراتر رفته و در زمینه های گوناگون ظاهر می گردد. بطور مثال کارل اسمیث و آندرسن به این نتیجه رسیدند که شورش های اجتماعی در روزهای گرم افزایش می یابد. همچنین میان درجه حرارت بالا و میزان قتل و دزدی همبستگی معنی دار وجود دارد همچنین بررسیهای آماری نشان داده است که تاثیرات کره ماه برجزرو مددریا بر میزان زایمانها نیز تاثیر دارد.

 

در نگرش سه سیستمی در صورتی که فرد غالب باشد یعنی بر مطالعه فرد در زندگی اجتماعی متمرکز شویم رشته روانشناسی اجتماعی می تواند پاسخگوی ما باشد و اگر بیشتر برجامعه متمرکز شویم جامعه شناسی و در صورتیکه برنظام آفرینش تاکید داشته باشیم زیست شناسی اجتماعی می تواند به ما کمک کند چرا که به مطالعه عوامل زیستی موثر بر زندگی اجتماعی می پردازد.

 

نکته مهم: ویژگی مهم نگرش جامعه شناختی: مطالعه و پژوهش بدون پیش داوری و دخالت تعصبات شخصی

 

فواید داشتن نگرش جامعه شناختی:

 

1-   افزایش خودشناسی

 

جامعه شناسی باعث خود روشنگری شده و باعث می شود که هرچه بیشتر مردم در مورد وضعیت زندگی خود و عوامل موثر بر آن بدانند. از قضاوت های عامیانه دست برداشته و دید بازتری پیدا کنند.

 

2-   باورهای معمول ما را نسبت به خودمان و دیگران متزلزل ساخته و غنی تر می سازد.

 

3-   جامعه شناسی ما را با نتایج ناخواسته رفتارمان آشنا می کند. بطور مثال ممکن است دولتمردان برای ایجاد عدالت اجتماعی  و دفاع از حقوق زنان  حضور گسترده زنان در جامعه را تسهیل  کنند اما بعد از مدتی، بالارفتن سن  ازدواج، ازدیاد طلاق و افزایش مشکلات اخلاقی در جامعه از اثرات ناخواسته این امر است.

 

4-   پرورش قدرت تخیل

 

با دورساختن اندیشه مان از جریانهای عادی زندگی روزانه و از بالا به آن نگاه کردن و از نو نگریستن نتیجه بینش جامعه شناختی است. بطور مثال چای خوردن تنها خوردن یک نوشیدنی نیست بلکه دارای ارزش نمادی است و در روابط اجتماعی ما نقش مهمی دارد.

 

پرورش تخیل جامعه شناسی دارای ابعاد انسان شناختی و تاریخی است. در بعد انسان شناختی باعث می شود صور مختلف حیات اجتماعی را مشاهده کنیم و با مقایسه آن با شیوه زندگی خودمان، به تفاوت الگوهای ویژه رفتار خودمان پی ببریم. بعد تاریخی آن به این معناست که ما وضعیت فعلی را با گذشته مقایسه کرد. شناخت ژرفتری بدست آوریم و در نهایت به ما قدرت پیش بینی آینده را می دهد.

 

نقش جامعه شناسی در سیاستگذاریهای عملی در جامعه:

 

 به اصلاحات اجتماعی عملی کمک کند. نخست، درک بهتر مجموعه ای از شرایط اجتماعی معمولا امکان نظارت بهتری را برآنها فراهم می کند. دوم، جامعه شناسی ما را متوجه تفاوتهای فرهنگی کرده و امکان می دهد تا سیاستگذاریها بر پایه آگاهی از ارزشهای فرهنگی مختلف استوار گردد. سوم، می توانیم نتایج (خواسته و ناخواسته) اتخاذ برنامه های عمل خاص را مورد بررسی قرار دهیم. سرانجام و شاید مهمتر از همه، جامعه شناسی موجب خودروشنگری گردیده و فرصت بیشتری به گروهها و افراد برای تغییر شرایط زندگیشان ارائه می کند.

 

تاریخچه جامعه شناسی:

 

واژه جامعه شناسی را «اگوست کنت» در سال 1838 بدعت گذاشت. او معتقد بود جامعه شناسی باید برپایه مشاهده منتظم و طبقه بندی استوار شود.

 

هربرت اسپنسر نظریه تکاملی داروین را در مورد جوامع بشری به کاربست. او معتقد بود که جوامع انسانی از طریق یک تکامل تدریجی، از ابتدایی به صنعتی تکامل می یابتد . این جریان یک فراگرد تکاملی طبیعی است که انسانها نباید در آن دخالت کنند.

 

لستروارد آمریکایی کتاب جامعه شناسی پویا را در 1883 منتشر کرد. او در این کتاب از پیشرفت اجتماعی از طریق کنش اجتماعی با هدایت جامعه شناسان، هواداری کرد.

 

امیل دورکیم در 1895 کتاب قواعد روش جامعه شناختی را منتشر کرد و در آن، روشی که در بررسی ماندگارش از خودکشی در گروههای گوناگون به عمل آورده بود، به روشنی شرح داد. او معتقد بود که جوامع بشری با باورداشتها و ارزشهای مشترک اعضایشان انسجام می یابند.

 

ماکس وبر(1920-1864) معتقد بود که روشهای علوم طبیعی را نمی توان در باره مسائل مورد بررسی در علوم اجتماعی به کاربست. وبر استدلال می کرد که چون دانشمندان اجتماعی جهان اجتماعی محیط زندگی خودشان را بررسی می کنند برداشت های ذهنی خود را دخالت می دهند. او تاکید بر فارغ شدن از ارزشها در پژوهش می نمود.

 

درس جامعه شناسی در دهه 1890 در بسیاری از دانشگاهها ارائه شد. در 1895، مجله آمریکایی جامعه شناسی انتشارش را آغاز کرد و در 1905 انجمن جامعه شناسی آمریکا بنیان گذاشته شد.

 

درس دوم : نیا ز و نقش آن در جامعه و رفتار اجتماعی

 

اگرچه هسته ی اصلی مطالعات جامعه شناسی، روابط اجتماعی بوده و هست، اما از دهه 1970 و بالاخص 1980 «نیاز» به عنوان یک عنصر اساسی جامعه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. آبراهام مازلو پنج دسته نیاز فطری را برای انسان مشخص نموده است.

 

1-   نیازهای جسمی

 

2-   نیاز به ایمنی

 

3-   نیاز به روابط اجتماعی و محبت

 

بر حسب نظام اجتماعی ممکن است فرزندان در طی فرایند اجتماعی شدن، ساکت و کم حرف شوند یا پرحرف و با نیاز به روابط اجتماعی بالا بطور مثال تنهایی در آلمان مثبت و در آمریکا منفی ارزیابی شده است. در صورتیکه فرزندی به کاهش روابط اجتماعی عادت کند، باید نظم و کنترل اجتماعی در جامعه زیاد شود که در صورت بریدن او از خانواده به دام انحرافات کشیده نشود.

 

پیچیدگی روابط اجتماعی: بیماری اجتماعی

 

-         هرچه پیچیدگی روابط بیشتر شود، ارضاء نیازها بیشتر دچار اختلال می شوند و هرچه ارضاء نیاز بیشتردچار اختلال شود احساس ناکامی از افراد مربوط و اعضاء جامعه بیشتر می شود. و هرچه ناکامی افراد بیشتر شود انواع انحرافات بیشتر می شود.

 

4-   نیاز به تایید و احترام

 

هرچه عزت نفس در بچگی بیشتر خدشه دار و انسان تحقیر و سرکوفته شود، میل به کسب احترام در انسان بیشتر می گردد. بنابراین در جامعه باید نیاز  به احترام متعادل باشد.

 

در برخی از انسانها به علت:

 

-         تشویقها و احترامات بیجا و مفرط و یا همچنین به علت

 

-         تحقیرها و توبیخ های مفرط در طول مراحل اجتماعی شدن و شکل گیری شخصیت ، این نیاز بیشتر پرورش می یابد.

 

و در برخی دیگر از انسانها به علل مختلف از جمله

 

طی مراحل شکل گیری شخصیت در محیطهای متعادل اجتماعی با تشویقها و توبیخهای کم و / یا

 

-         پرورش قدرت تفکر، پرورش انتقادپذیری و بالاخص پرورش ارزشهای والا، این نیاز بطور محدودتر احسا س می شود.

 

-         خصوصیات گروه اول:

 

-         عموما می خواهند «ابراز وجود» و «خودنمائی» کنند و

 

-         همواره به دنبال تایید و تشویقند

 

-         از تملق و تعریف خوششان می آید

 

-         از کوچکترین انتقادی می رنجند و

 

-         بیشتر با کسانی مراوده دارند که رفتار آنها را تایید نمایند و

 

-         بالاخص زیر دست و پایین تر از آنها باشند.

 

-         از موقعیت هائی  که در آن احتمال عدم موفقیت دارد حذر می کنند.

 

-         احتمال ریسک پذیری و انعطاف آنها در پذیرش نظر اشخاص دیگر کم است.

 

-         به علت عدم تحمل انتقاد و تمایل به تمجید، از برداشت واقعی دیگران از خود بی خبرند.

 

نیاز به احترام موجب می شود که انسانها از توهین و توبیخ ناراحت و از تشویق و تمجید خوشحال شوند. تاثیز نیاز به احترام و عزت نفس بسیارقوی تر از نیازهای جسمی است. نیاز به احترام و عزت نفس در اکثریت نزدیک به اتفاق انسانها از جانب انسانهای دیگر یا به عبارت دیگر از طریق روابط اجتماعی بوجود می آید.

 

نیاز به احترام بر اساس مقیاسهای ارزشی وجود در جامعه ارضاء می شود.اگر ارزشهای یک جامعه از جانب مادی به طرف معنوی تغییر کند، انسانها برای کسب تایید و احترام به آن سو می روند(مانند زمان جنگ) و اگر ارزشها به سو ی مادیات تغییر کند، به همان گونه انسانها نیاز به احترام و تایید خود را در کالاهای مادی و تجملات جستجو می نمایند . این مسئله یک از مهمترین عوامل تغییر نظام اجتماعی و تغییر ارزشها است.

 

 

 

تاثیر افزایش احساس نیاز بر نظام اجتماعی:

 

اگر در جامه نیاز به احترام پرورش یابد و انسانها همواره در فکر خودنمائی باشند. خودنمایی مستلزم این است که دیگران آن را دیده و خوب ارزیابی کنند بنابراین مقیاس های ارزشی بیشتر در ابزارارضاء نیازهای جسمی جستجو می شود. اتومبیل ، خانه ....در آنصورت هر چه که نیاز به کسب احترام و خودنمائی در جامعه بیشتر باشد، میزان نیاز به کالاهای مادی و مصرف آن بیشتر می گردد. و از آنجا که تولید ابزار و کالاهای ارضای نیاز جسمی در دست سرمایه داران تولید کننده است و در صورتیکه مقیاس ارزشی برای کسب احترام مبتنی بر کالاهای خارجی باشد، مصرف کالاهای خارجی بیشتر می شود.

 

در نتیجه، نفوذ سرمایه داران خارجی در کشور زیاد شده  و فقط به فروش کالاهای تولید شده و دخالت در تصمیم گیری های کلان کشور ختم نمی شود بلکه آنها در تولید و بوجود آوردن نیازهای مصنوعی در انسانها نقش اساسی دارند. و در نهایت ابزار ارضا ی نیاز در دست تولید کنندگان و سرمایه داران خواهد بود. و از آنجا که انسانها همواره در پی ارضای نیاز هستند و ارضای نیاز مهمترین انگیزه و محرک زندگانی و رفتار است در نتیجه کنترل انسانها بطورنسبتا کامل در دست سرمایه داران بزرگ قرار خواهد گرفت و کم کم افراد مدافع نظام سرمایه داری تهیه کننده کالاها می شوند.

 

برای سوق دادن جامعه  در مسیر ارضای مفرط نیازها دو عامل موثر است:

 

1-   استبداد که علت اصلی نیاز به احترام مفرط است.

 

2-   تلقین عقب افتادگی و نیاز به «توسعه» یعنی تحریک حس حقارت

 

 

 

5-   نیاز یه خویشتن یابی

 

 

 

نکات مهم در مورد نیازها:

 

1-   نیازهای انسانی بطر مجزا قابل ارضا نیستند. نیازهای جسمی صرف و ناب بسیار نادرند. انسان خانه ای را می خواهد که آبرویش را نیز حفظ کند.

 

2-   نیازهای جسمی صرف و ناب عموما اشباع پذیرند. ما تاحد خاصی می توانیم غذا بخوریم. اما برخی نیازهای مانند نیاز به احترام اشباع ناپذیرند. بنابراین هر چه انسان نیازهایش بیشتر ارضاء شود، بیشتر احساس نیازمندی می کند. یعنی کسانی که بطور عینی نیازهایشان(براساس ارزیابی و مقایسه دیگران) بیش از همه ارضاء شده است و قاعدتا باید راضی و خوشبخت باشند، بیش از هرکسی، بطور ذهنی احساس نیازمندی می کنند.

 

                   گرکنی یک آرزوی خود تمام  در تو صد ابلیس زاید و السلام

 

 

 

 

 

 

 

درس سوم: اجتماعی شدن

 

اجتماعی شدن فرایندی است که طی آن کودک ناتوان به تدریج به شخصی خودآگاه، دانا و ورزیده در شیوه ای فرهنگی که در آن متولد گردیده است تبدیل می شود. یا به عبارت دیگر منظو ر از اجتماعی شدنsocialization آن است که یک انسان از بدو تولدش چگونه با جامعه و فرهنگ (ارزشها و هنجارهای آن) انطباق می یابد .اجتماعی شدن  موجب پیوند میان نسلهای مختلف می شود.

 

داستا ن کودکان اجتماعی نشده

 

1-   پسرک وحشی آویرون پسری حدود یازده ساله د رجنگلهای فرانسه پیداشد که بیشتر شبیه حیوان بود نه صحبت می کرد و نه بهداشت را رعایت می نمود و هرجا که می خواس تادرار می نمود.

 

2-   جنی دختر کالیفرنایی که تا سیزده سالگی اش در اتاقی حبس شده بود و تنها برای غذادادن درب اتقاق باز می شد. مادر جنی از خانه می گریزد و جنی را باخود می برد. او با آموزشهای بسیار توانست از توالت استفاده کند مانند دیگران غذا بخورد اما تسلط او به زبان در سطح یک کودک سه چهار ساله بود.  علت آن این بود که او زمانی توانست ارتباط نزدیک با آنان  برقرار کند که ا ز سنی که در آن یادگیری زبان و مهارتهای انسانی توسط کودکان انجام می شود فراتر رفته بود.

 

عوامل یا مراحل اجتماعی شدن:

 

گروهها یا زمینه های اجتماعی که فرایندهای مهم اجتماعی شدن در درون آنها رخ می دهد. شامل:

 

1-   خانواده

 

2-   روابط همالان(گروهای دوستی کودکان هم سن)

 

3-   مدارس

 

4-   رسانه های همگانی

 

و دانشگاه ها، مساجد، باشگاهها، انجمن های داوطلبانه

 

کدام یک از مراحل اجتماعی شدن در کشورهای جهان سوم اهمیت بیشتری دارد؟

 

در کشورهای پیشرفته  به علت سازماندهی، تقسیم کار و نهادی شدن بیشتر جامعه، نقش قبلی خانواده را تا حدودی جامعه (کودکستان و مدرسه) به عهده گرفته اند و بخوبی ایفا  می کنند.

 

در جوامع جهان سوم خانواده از چند جهت حائز اهمیت بیشتری است.

 

اولا در این جوامع تا آن اندازه تقسیم کار صورت نگرفته است که بتوان نقش خانواده را در قسمتهائی به نهادهای دیگر واگذار نمود.

 

ثانیا نهادها ی موجود دیگر که مسئولیت جامعه پذیری را به عهده دارند، به هیچ وجه برای اجتماعی شدن فرزندان کاملا قابل اعتماد نیستند.

 

ثالثا میزان آنومی و لذا خطر انواع انحرافات برای بچه ها در این جوامع معمولا زیاد است و نیزوهای کنترل کننده دولتی در این زمینه- به علت مشکلات- چندان موثر نیستند.

 

لذا اهمیت خانواده در تربیت، آموزش و هدایت بچه ها بسیار بیشتر است

 

لذا باید میزان روابط اجتماعی در درون خانواده افزایش یابد.

 

بازاجتماعی شدن: الگوهای رفتار و ارزشهای پذیرفته پیشین از هم گسیخته شده و ارزشها و الگوهای رفتاری جدید در فرد بوجود می آید. مثال: نوجوان مجرمی که به دارالتادیب رفته است.

 

در روند جامعه پذیری چه ارزشهایی را باید به فرد منتقل نمود؟

 

در انتقال ارزشها به افراد باید به دو بعد مکانی و زمانی توجه نمود.

 

اولا بچه را برای چه جامعه ای پرورش می خواهیم بدهیم؟

 

ثانیابرای چه دهه یا عصری ؟

 

ارزشها در حال تغییر هستند هنجارها دایم تغییر می کنند. بینابراین ما باید ارزشهای پایدار را به فرزندان منتقل کنیم.

 

اولین ارزش پایدار قدرت تشخیص درست و غلط ودر واقع همان پرورش قدرت تفکر و ذهنی نقادانه است.

 

دومین ارزش مطلق سلامت است. ورزش علاوه بر پرورش جسم موجب ایجاد یک سییستم متعادل روانی با «اعتماد به نفس» بالا می گردد که در شرایط جهان سوم با پیچیدگی روابط اجتماعی و ایجاد انواع نگرانی ها و مشکلات روانی یکی از بهترین راه حل هاست. همچنین برای دوری از اعتیاد ورزش اهمیت بسیار بالایی دارد.

 

سوم اتکال به خداوند در هر شرایط

 

گفته شد که ارزش مطلق، قدرت تشخیص درست از غلط یا قدرت تفکر است.

 

می توان هوش را قدرت کشف روابط علی منطقی نامید. هر چه کشف روابط علی منطقی سریع تر باشد میزان هوش بالاتر ارزیابی می شود. آموزش می تواند به پرورش هوش کمک کند. سه نوع آموزش در سه زمینه مختلف داریم:

 

-         آموزش شناختی

 

-         آموزش احساسی

 

-         آموزش عملی یا روانی – حرکتی

 

زبان وموسیقی و ورزش بر رشد هوشی موثرند.

 

تشویق و توبیخ زیاد در نظام آموزشی که نشان از یک نظام بسیار نابرابر اجتماعی می شود موجب عقب افتادگی می شود.

 

مشکلات اجتماعی شدن در نظام اجتماعی مدرن:

 

با گسترش شهر نشینی، مجموعه ای از فرهنگها و هنجارهای «جورواجور» در کنار هم قرار گرفتند که نه تنها تقویت کننده یکدیگر نیستند، بلکه در تضاد باهم قرار می گیرند. نتیجه این وضعیت ایجاد شرایط آنومیک است که در آن کنترل اجتماعی بسیار ضعیف است و افراد آزادی عمل بیشتر در نابهنجاری دارند. لذا کنترل درونی محدود و کنترل بیرونی ضعیف می باشد.

 

در خانواده به علت چند شغله بودن بچه ها و مسائل اقتصادی نظارت بر فرزندان کم است. روابط اجتماعی اولیاء با بچه ها کاهش می یابد.

 

-         در مدرسه مطالب بی رابطه با عمل و خشک با روش های استبدادی به بچه ها آموخته می شود. خلاقیت فرزندان از بین می رود.

 

اگر جو اجتماعی و فشارهای ناشی از آن قوی تر از نفوذ خانواده باشد و ثانیا سرمایه اجتماعی خانواده در نظر فرزندان بالا نباشد. یعنی خانواده و مدرسه وجهه اجتماعی نداشته باشند نمی توانند فرزندان را به اندازه کافی کنترل نمایند و مانع رفتار انحرافی آنان شوند.

 

4 عامل مهم برای انحراف

 

1-   فراهم بودن شرایط انحراف (امکان دسترسی به مواد مخدر)

 

2-   میزان زیاد گذراندن زمان با جوانان همسن

 

3-   عدم حضور یک شخصیت مقتدر

 

4-   نبود زندگی برنامه ریزی شده (اگر جوانان برنامه تنظیم شده داشته باشند به همان نسبت وقت برای کارهای غیر برنامه ریزی شده کم میاورند)

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم دی 1393ساعت 17:54  توسط مهزیار  | 

گروه تروریستی داعش چیست و چه اهدافی دارد ؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مقاله ای در پایگاه اینترنتی العالم با عنوان داعش کیست و چه اهدافی دارد منتشر شده که در آن به جزئیاتی درباره گروهک دولت اسلامی عراق و شام موسوم به داعش اشاره شده است. بنا به این گزارش: داعش در ماه آوریل سال 2013 میلادی تشکیل شد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

داعش ابتدا این گونه معرفی شد که از ادغام بین “دولت اسلامی” وابسته به شبکه القاعده که اکتبر سال 2006 میلادی به وجود آمد و گروه تکفیری مسلح در سوریه معروف به “جبهه النصره” تشکیل شده است اما این ادغام را که ابوبکر بغدادی یکی از رهبران “دولت اسلامی عراق” اعلام کرد به سرعت از سوی جبهه النصره تکذیب شد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

پس از گذشت دو ماه از این قضیه ایمن الظواهری رهبر شبکه القاعده دستور داد این ادغام ملغی شود اما بغدادی این روند را ادامه داد تا اینکه دولت اسلامی عراق و شام (داعش) به یکی از گروههای تروریستی اصلی تبدیل شد که در سوریه و عراق آدمکشی و ویرانگری می کند. داعش حروف اختصاری “دولت اسلامی عراق و شام” است اما در مناطق تحت کنترل داعش در سوریه از نام “دولت” برای داعش استفاده می شود و اینطور اعلام شده که هرکس از کلمه داعش استفاده کند هفتاد و پنج ضربه شلاق مجازات اوست.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

داعش یک گروه مسلح تروریستی است که اندیشه سلفی جهادی (تکفیری) را پیشه خود کرده است و هدف سازمان دهندگان داعش نیز بازگرداندن چیزی است که آنان آن را “خلافت اسلامی و اجرای شریعت” می نامند و عراق و سوریه نیز جولانگاه عملیات داعش است.

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

داعش از زمانی که در سوریه ظاهر شده درباره خاستگاه، اقدامات، اهداف و ارتباطاتش جنجالهای طولانی را به وجود آورده و باعث شده است به محوری از محورهای مطالب مطبوعات و رسانه ها و تحلیلها و گزارشها تبدیل شود. هویت و اهداف این گروه بنیادگرا و ارتباطات آن به علت اطلاعات متناقض در خصوص آن گم شده است. گروهی معتقدند داعش یکی از شاخه‌های القاعده در سوریه است. گروه دیگری آن را یک سازمان مستقل می دانند که برای تشکیل دولت اسلامی در تلاش است و یک گروه سوم نیز معتقد است داعش ساخته و پرداخته نظام سوریه است تا مخالفان و گروه هایش را نابود کند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه تروریستی داعش یکی از ثروتمندترین سازمان های پیکارجو در جهان است که کنترل سرزمین های عظیمی، از الباب در شرق حلب در سوریه تا سلیمان بیک در ۶۷۰ کیلومتری استان صلاح الدین عراق را در دست دارد و صریحا می گوید که هدفش تشکیل یک دولت اسلامی است. این گروه همواره در تلاش است نفوذ و دامنه تصرفات خود را حتی فراتر از مرزهای سوریه و عراق گسترش دهد. پیشروی‌های داعش را رهبر آن، ابوبکر بغدادی فرماندهی می‌کند؛ مردی پر رمز و راز که نام اصلی‌اش را ابو دعا ذکر می‌کنند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

امروزه داعش خود را یک گروه جهادی پیشتاز در جهان معرفی می کند و با پیشرفت های نظامی چشمگیر، ثروت فراوان و شبکه رسانه ای موثر راه دستیابی به اهداف درازمدت خود را هموار می بیند. هر روزه پیکارجویان تازه ای به این گروه تروریستی می پیوندند که بسیاری از آنها از کشورهای غربی هستند. داعش که القاعده را به چالش طلبیده است، حال در یک مرحله حساس می خواهد که برتری خود را تثبیت کند. در چنین شرایطی است که گسترش عملیات داعش به سایر نقاط بیش از پیش محتمل به نظر می رسد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خبرها حاکی از آنست که در حال حاضر داعش می خواهد به هر شکل ممکن به تحرکات نظامی خود برای تصرف مناطق بیشتر و دستیابی به سرمایه های مالی کشورها ادامه دهد، اما آنچه موجودیت این گروه تروریستی را زیر سوال می برد، پیش بینی است که 1400 سال پیش از سوی حضرت علی(ع) بیان شده است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اخبار حاکی از آن است که از ابتدای حمله تمام عیار گروه تروریستی – تکفیری “داعش” به نقاط مختلف عراق تاکنون ارتش عراق موفق شده 3156 تروریست را به قتل برساند. به گزارش سخن آنلاین، بر اساس بیانیه ای که توسط وزارت دفاع عراق منتشر شده، نام سرشناس ترین تروریست های کشته شده توسط ارتش عراق، عبارتند از:

ابو ايوب الصومالي؛ ابو يمامه الدوسري؛ ابو زينة الليبي؛ حامد اسمعيل الصبيحي؛ ابو حفصة الانباري؛ ابو انس الشامي؛ ابو بکر الشيشاني.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

لازم به ذکر است، حضرت امیر المومنین علی علیه السلام 1400 سال پیش فرمودند:

“إذا رأيتم الرايات الاسود فالزموا الأرض ولا تحرکوا أيديکم ولا أرجلکم ثم يظهر قوم ضعفاء لا يُوبه لهم قلوبهم کزُبَر الحديد هم أصحاب الدولة لا يفون بعهد ولا ميثاق يدعون إلى الحق وليسوا من أهله “أسماؤهم الکنى ونسبتهم القرى” حتى يختلفوا فيما بينهم ثم يؤتي الله الحق من يشاء…” (1)( نقل از کتاب “احقاق الحق و ازهاق الباطل)

ترجمه: زمانی که پرچم های سیاه را دیدید از جای خود حرکت نکنید. سپس قومی ضعیف ظاهر می شوند که قلب هایشان مانند براده های آهن سخت است، آنها وفادار به هیچ عهدی نیستند، به حق فرا می خوانند در حالیکه از حق نیستند، اسامی شان، کنیه و نسبت هایشان از نام شهرها گرفته شده؛ تا اینکه در بین خود اختلاف نظر پیدا می کنند و خداوند حق را به کسی که بخواهد عطا می کند”

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

گفته می شود این سخن و مفهوم آن تماما با تروریست های “داعش” منطبق است:

1. کسانی که پرچم های سیاه دارند.
2. اسامی شان، کنیه است مانند “ابو مصعب، ابوالبراء و…”
3. و نسبت هایشان به شهرها می رسد مانند “البغدادی، الحرانی و…”.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم دی 1393ساعت 17:40  توسط مهزیار  | 

اربعین حضرت سیدالشهداء.ع.را خدمت عاشقان واقعی اهل بیت علیهم السلام تسلیت عرض می نمایم.

یا امام حسین.ع.دلم همونطوری که برای حضرت علی اصغر.ع.تنگ شده،منم برای فرزندم تنگ شده.آقا جان پسرم هرجاهست نگهدارش باش...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آذر 1393ساعت 18:33  توسط مهزیار  | 



Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

جستجوی «امنیت» به مفهوم کلی آزادی و رهائی از ترس و خطر و احساس ایمنی از هرگونه تهدید، یکی از نیازهای اولیه و اساسی انسان ها از آغاز زندگی اجتماعی بوده است. ایده «امنیت انسانی» که در آن آحاد جامعه بشری، حریم خویش را از هرگونه تعرض و تهدیدی، آزاد، رها و ایمن حس کنند؛ آرمان والائی است که انسان ها همواره در انتظار نیل به آن هستند، به طوری که از منظر امام علی (ع) امنیت به مثابه گوارا ترین نعمت، مایه رفاه زندگی و یکی از اهداف ذاتی و ماموریت های اساسی حکومت اسلامی می باشد. از دیر باز، مفهوم امنیتبه معنای اعم و از جنگ جهانی دوم به این طرف، مفهوم امنیت ملی به معنای اخص، به عنوان یکی از مفاهیم اساسی و بنیادی مورد بحث و کنکاش اندیشمندان اجتماعی و محققان علوم اجتماعی و سیاسی و به مثابه ابزار سیاسی در دست نخبگان سیاسی و نظامی دولت ها قرار داشته است. هر چند مفهوم امنیت مانند سایر مفاهیم اساسی و رایج در علوم انسانی نظیر صلح، عدالت و آزادی در معرض تفسیرها و تعبیرهای گوناگون بوده است، مع الوصف در مقایسه با مفاهیم دیگر، دارای ادبیاتی فقیر و عقب افتاده و مفهومی نحیف و لاغر است و فاقد معنای روشن، واضح و مورد اجماع همگان می باشد، به طوری که بوزان امنیت را مفهومی توسعه نیافته می داند که «دچار طاعون ابهام است».
هاگ مک دونالدکوشید ابهام مفهوم امنیت را رفع کند، ولی در نهایت با شکست و ناکامی روبرو شد و اعلام کرد که امنیت «مفهومی نارسااست».
آرنولد ولفرز در مقاله خود که به قول «بوزان» شاید مشهورترین اثر مکتوب در زمینه مفهوم امنیت باشد، امنیت را به مثابه «نماد مبهم»تلقی می کند.
تعاریف لغوی مفهوم امنیت در فرهنگ های لغت عبارتنداز: در امان بودن، آرامش و آسودگی، حفاظت در مقابل خطر (امنیت عینی و مادی )، احساس آزادی از ترس و احساس ایمنی ( امنیت ذهنی و روانی ) و رهایی از تردید و اعتماد به دریافت های شخصی می باشد.
بنابراین واژة «امنیت» به مفهوم رفع تهدیدات خطر، ترس و تردید و احساس ایمنی و آرامش تعریف مبهمی می باشد که بیشتر مناسب سطح فردی است و علاوه بر این امنیت و احساس امنیت، دو مقولة در هم تنیده، ولی جدا از هم هستند، چرا که ممکن است امنیت در واقعیت وجود داشته باشد، اما بنا به دلائلی احساس امنیت وجود نداشته باشد و یا بالعکس، احساس امنیت باشد ولیکن، امنیت واقعی وجود نداشته باشد و فرد در معرض بسیاری از تهدیدات ناشناخته باشد. «بوزان» در این باره اعتقاد دارد که: « احساس ایمنی ذهنی یا اعتماد به دانسته های فسرده، به هیچ روی به منزله وجود امنیت واقعی یا درستی دریافت های شخصی نیست، حتی اگر برای نمونه، فرد مرفهی را در کشوری مرفه درنظر بگیرید، تصویر زندگی روزمره او هیچ گونه جای تردیدی باقی نمی گذارد که امنیت در مفهوم جامع آن، به طور معقول از دایره دستیابی کامل خارج است». چرا که هر یک از افراد جامعه اعم از غنی و فقیر به طور نسبی در معرض تهدیدات مختلفی از جمله تهدیدات طبیعی (مانندزلزله، قحطی، سیل)، تهدیدات فیزیکی یا جسمی (درد، صدمه و مرگ)، تهدیدات اقتصادی (سرقت یا تخریب اموال، عدم اشتغال)، تهدیدات حقوقی (زندانی شدن، فقدان آزادی بیان)، تهدیدات موقعیتی (از دست دادن شغل،تنزل رتبه)، تهدیدات اجتماعی (نبود اعتماد، فقدان تعهد، ترس از دست دادن آبرو و ارزش های اخلاقی) و تهدیدات فرهنگی (عدم دسترسی به دانش و معرفت، تضعیف الگوهای فکری – رفتاری) قرار می گیرند.
دانش پژوهان مختلف، با تأکید بر هر یک از تهدیدات فوق و نظایر آن، تعاریف اصطلاحی متعددی را در مورد مفهوم امنیت ارائه داده اند، ولی در اینجا یک تعریف نسبتاً کلی پیشنهاد می گردد: «امنیت در معنای عینی یعنی فقدان تهدید نسبت به ارزش های کسب شده و در معنای ذهنی یعنی فقدان هراس از اینکه ارزش های مزبور مورد حمله قرار گیرد».
عنصر اساسی تعریف فوق، مفهوم ارزش ها می باشد که نیازمند به توصیف غنی و تبیین قوی دارد تا از ابهام و کلیت تعریف امنیت بکاهد، بدین سبب سوالاتی نظیر اینکه ارزش های کسب شده کدامند؟ آیا آنها ذهنی اند یا عینی؟ ثابتند یا متحول؟ آیا آنها ماهیت دوگانه و متناقض بایکدیگر ندارند؟ چه تفاوت و ارتباطی با مفاهیم دیگر مانند باورها، هنجارها، نمادها و ایدئولوژی دارند؟… مطرح می شود.
بعد از پاسخ به سؤالات فوق، این سؤال های اساسی مطرح می گردد که امنیت توسط چه کسی؟ برای چه کسی؟ و برای چه منظوری؟ امنیت برای دولت یا مردم؟ امنیت برای نیل به عدالت یا آزادی و یا هردو؟ آیا امنیت قابل حصول کامل است؟ چه کسی یا کسانی مسئولیت اصلی حفظ امنیت را بر عهده دارند یا باید داشته باشند؟ و بالاخره اینکه کدام تهدیدات امنیت را به چالش می کشاند؟پاسخ به سؤالات فوق، مستلزم طرح مباحثات و مطالعات پردامنه ای است که از حوصله این مقال خارج است.
ابعاد، گستره و سطوح امنیت
امنیت یکی از عناصر بنیادی بعد سیاسی نظم اجتماعی محسوب می گردد که دارای ابعاد متنوعی شامل ذهنی و عینی، داخلی و خارجی، فردی و جمعی می باشد و از لحاظ گستره نیز شامل حیطه های ملی، منطقه ای و جهانی است، از جنبه سطح به سطوح خرد و کلان تقسیم می شود. هریک از این ابعاد، گستره و سطوح امنیت به نوبة خودبه خرده ابعاد دیگری تقسیم می شود، برای مثال، امنیت در سطح خرد می تواند شامل امنیت جانی، امنیت مالی، امنیت فکری، امنیت بیانی، امنیت اخلاقی، امنیت شغلی و امنیت حقوقی باشد و امنیت در سطح کلان نیز می تواند زیرسطوح اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی و طبیعی یا زیست محیطی را دربربگیرد.
 
معنای لغوی واژه امنیت
کلمه امنیت ریشه در واژه «امن» از زبان عربی دارد و به معنی در امان و آسایش بودن، مصونیت از خطر و ترس و آرامش خاطر می باشد.
 
واژه «امن» یعنی بی گزند و بی آسیب و دارای آرامش. امنیت هم یعنی بی گزندی و بی آسیبی یا حالتی که در آن گزند و خطر و آسیب راه ندارد و آرامش در آن برقرار است.
در تعریف امنیت «Security» می توان گفت:
«در لغت حالت فراغت از هر گونه تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله را گویند. در اصطلاح سیاسی و حقوقی به صورت امنیت فردی، امنیت اجتماعی، امنیت ملی و بین المللی به کار برده می شود.[1]
 
امنیت به معنی حراست از یک فرد، جامعه، ملت و یک کشور در برابر تهدیدهای خارجی است و نقطه مقابل «تهدید» به شمار می رود، هر کشوری که بتواند تهدیدهای بالقوه و بالفعل را از میان بردارد، به آسایش و امنیت رسیده است.
 
«واژه ی امنیت، ابتدا در ادبیات سیاسی آمریکا شدیدا متداول شد. بعد از تغییرات مهمی که پس از جنگ جهانی دوم در سیاست بین الملل پدید آمد، باعث شد تا این مفهوم نیز هر چه بیشتر کارآیی پیدا کند.»[2]
 
«والترلیپمن» محقق و نویسنده آمریکایی، نخستین کسی است که مفهوم امنیت ملی را به روشنی تعریف کرد:
 
«یک ملت وقتی دارای امنیت است که در صورت اجتناب از جنگ بتواند ارزش های اساسی خود را حفظ کند و در صورت اقدام به جنگ، بتواند آن را به پیش ببرد.»[3]
 
نکته ای که در اینجا لازم به یادآوری است، مفهوم امنیت می باشد. «آنچه که امروز در مباحث سیاسی، خصوصا در مباحث سیاست خارجی، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد مفهوم امنیت ملی «National security» است نه فقط «امنیت» تنها. امنیت ملی از مفاهیمی است که عمر چندانی در مباحث سیاسی ندارد. ریشه آن به انقلاب کبیر فرانسه برمی گردد؛ زمانی که برای اولین بار واژه هایی چون «ملی» و «ملیت»، خلق شد و دارای تعاریف و محدوده های خاصی گشتند.»[4]
 
تا امروز مفهوم امنیت دچار تحولات مختلفی شده است که طرح آن در این مقاله نمی گنجد.
پی نوشت:
[1] .  دانشنامه سیاسی، آشوری، داریوش، ص 38، چاپ سوم.
[2] . برای بررسی بیشتر مراجعه شود به:
P.melryn Leffler. "The American conception of National security and the Beginnings of cold war", 1945-48, American Historical Review 89(2). 1984.PP.246-81
[3] .  مقاله نگاهی به مفهوم امنیت در جهان امروز، علی محمدی، جام جم مورخ 81/8/30.
[4] . پایان نامه کارشناسی ارشد تحت عنوان «سیر تحول در مقوله و ملاحظات امنیت ج.1.1، سید حسین ولی پور زرومی، دانشگاه شهید بهشتی، سال 1376 ش.
 
 
 
مردم و حاکمیت در مفهوم نوین امنیت ملی
امنیت ملی در ذات خود مفهومی پیچیده است . صاحب نظران برای تبیین پیچیدگی مفهوم امنیت ملی، دلایل مختلفی ارائه کرده اند: اول اینکه خود مفهوم امنیت، مبهم و غیرقابل تعریف است و تعیین وضعیت ناامنی و تفاوت آن با وضعیت امن، کار دشواری است . یک جامعه واقعا چه زمانی امن است و چه زمانی ناامن می شود؟ آیا عوامل ناامنی در جوامع مختلف یکسان است؟ یا تهدیدها بسته به شرایط کلی حاکم بر هر جامعه ای، رنگ و صبغه ای دیگر پیدا می کند؟ در واقع پاسخ به این سؤالات با توجه به پیش فرض های عدیده ارزشی، فرهنگی و سیاسی متفاوت است . پیچیدگی و ابهام این مفهوم زمانی بیشتر می شود که آن را با متعلق آن یعنی «ملی » و به صورت «امنیت ملی » مورد استفاده قرار دهیم . مراد از ملی در عبارت امنیت ملی، چیست و کیست و امنیت چه چیزی در آن مورد نظر است؟ شاخص های عینی «ملی » بودن، نگرانی های امنیتی در یک جامعه و دولت در چارچوب واحد ملی چیست؟ زمانی که سخن از تهدیدات است، منظور تهدید چه چیزی است؟
 
دلیل دوم پیچیدگی و ابهام مفهوم امنیت، ذهنی بودن آن می باشد . صاحب نظران به اتفاق معتقدند که امنیت ملی بیش از آنکه واقعیتی بیرونی و عینی باشد، ماهیتی ذهنی و گفتمانی دارد و امری بین الاذهانی است . ذهنی بودن مفهوم امنیت خود ناشی از چند عامل است که عبارتند از:
 
1 . ادراک و ذهنیت نخبگان از امنیت، نوع تهدید، مصالح و منافع ملی و محیط امنیتی;
 
2 . مبهم بودن مفهوم خودی و غیرخودی در ادراک امنیتی;
 
3 . درجه و اعتبار و فوریت و اولویت و مرکزیت ارزشها و منافع مورد تهدید;
 
4 . میزان ارتباطی که نخبگان یک کشور می توانند با عامل یا عوامل تهدید برقرار سازند .
مفهوم سنتی امنیت و تحول آن
 
1 . به نظر می رسد که مفهوم امنیت همواره در حال تحول بوده است; ولی می توان دو نقطه عطف تاریخی در این تحول مفهومی مشخص کرد . از لحاظ تاریخی پیدایش واحداهای ملی را می توان اولین نقطه عطف در تحول مفهومی امنیت ارزیابی کرد . با پیدایش واحدهای پس از عهدنامه وستفالیا و انقلاب فرانسه برای اولین بار حفظ واحد ملی به هدف اصلی دولت ملی تبدیل شد . درحالی که قبل از پیدایش واحدهای ملی، حفظ اقتدار حاکم که همواره متضمن گسترش طلبی و توسعه امپراطوری بود، هدف اصلی نظام های حاکم بود که پیدایش واحدهای ملی این چهره از امنیت را متحول کرده، امنیت ملی (به مفهوم حفظ واحد ملی) را جایگزین آن نمود .
 
انقلاب فرانسه و اعلامیه حقوق بشر آن نیز عناصر جدیدی را وارد مفهوم امنیت ملی نمود که بر امنیت شهروندان به عنوان هدف و جوهر امنیت ملی تاکید می کرد که در واقع در نقطه مقابل مفهوم سنتی آن قرار داشت . این تحول از لحاظ تاریخی، تحول مهمی بود; ولی جوهر امنیت را نتوانست دگرگون کند; بلکه تنها دامنه تعریف آن را متحول کرد و آن را به طور سنتی از امنیت پادشاهان، به امنیت ملی گسترش داد . با این حال منطق حاکم بر امنیت که بر گسترش طلبی نظامی استوار بود، باقی ماند . به طور سنتی قبل از شکل گیری دولت ملی، امنیت دولت که در شخص سلطان یا امپراطوری تجلی می یافت، هدف اصلی بود و غالبا اجرای این قصد و برآورده کردن مراد فوق از امنیت موجب ایجاد ناامنی در مردم و نابودی آنان می شد که بیانگر تضاد اساسی بین منیت حاکمان و رعایا بود .
 
به هر حال می توان تشکیل دولت های ملی را اولین تحول عمده در برداشت قدیمی از امنیت ارزیابی کرد که بر اساس آن دولت های ملی، برای حفظ خود به تاسیس ارتش ملی دست یازیدند . با این حال جوهر امنیت در مفهوم کهن آن، یعنی وجه نظامی امنیت، راه و روش سنتی حفظ آن، یعنی توسعه طلبی و جنگ طلبی، باقی ماند که در واقع مبنای سنتی قدرت بود .
 
سرآغاز دومین تحول عمده در مفهوم امنیت ملی را می توان از اوایل دهه 1970 میلادی مورد ارزیابی قرار داد که سرآغاز تحول بنیادین در تحول مفهوم امنیت به شمار می آید .
 
به طور کلی مفهوم سنتی امنیت، دارای دو جنبه بسیار اساسی و چند جنبه فرعی است که ناشی از ابعاد محوری آن می باشد . بر اساس برداشت سنتی از امنیت ملی، کلیه تهدیداتی که امنیت ملی یک کشور یا واحد ملی را در معرض نابودی قرار می دهد، منشا خارجی و ماهیت نظامی دارد . غلبه این مفهوم بر ذهنیت و ادراک نخبگان، نتیجه شرایط سیاسی و نظامی خاصی بوده است; در عین حال، این برداشت، خود موجب پیدایش شرایط خاصی هم می شود . به عبارت دیگر هر تعریفی از امنیت ملی که مبنای تصمیم گیری نخبگان سیاسی باشد، موجب پیدایش تصمیمات و تفکرات خاصی خواهد شد . از این رو توجه به شرایط حاکم بر پیدایش و غلبه مفهوم سنتی (ماهیت نظامی و منبع خارجی تهدیدات) امنیت، اهمیت اساسی دارد . چون بدون توجه به این شرایط، درک تحول مفهوم امنیت ملی، دشوار است .
 
برخلاف مفهوم سنتی امنیت، در برداشت جدید، وجه اصلی که بدان پرداخته می شود، ابعاد داخلی امنیت و نگرش غیرنظامی (بیشتر اقتصادی) به امنیت می باشد . به نظر می رسد این دو بعد به طور روزافزونی به جایگاه برتری در روندهای سیاسی داخلی و بین المللی دست می یابد . در سال های آینده، نقش آنها پررنگ تر و نقش عوامل خارجی و نظامی کم رنگ تر خواهد شد .
 
در این چارچوب به تهدیدات خارجی در بستری نگریسته می شود که بر اساس آن تا زمانی که کشوری از لحاظ داخلی و اقتصادی دارای پشتوانه مستحکمی باشد، تهدید خارجی نمی تواند آسیبی به آن وارد نماید .
 
یکی از دلایل عمده تحول مفهومی امنیت ملی، تحول در مبنای قدرت ملی می باشد . تا قبل از فروپاشی اتحاد شوروی، مبنای اصلی اندازه گیری قدرت ملی، میزان توانایی نظامی و جذابیت ایدئولوژیک بود; ولی این امر به تدریج از اوایل دهه هفتاد دگرگون شد و اقتصاد به تدریج جایگاه برتری در ارزیابی قدرت ملی و ساختار نظام بین الملل پیدا کرد . برخی از صاحب نظران معتقدند که بی توجهی اتحاد شوروی به این تحول بسیار مهم و حیاتی، تاکید انعطاف ناپذیر بر روندهای گذشته (نظامی - تهدید خارجی) و غفلت از عوامل اقتصادی داخلی، عامل اصلی فروپاشی آن کشور بود . به هر حال، فروپاشی اتحاد شوروی اهمیت قدرت اقتصادی و نقش آن در شکل گیری و تداوم ساختار جدید بین المللی را به طور برجسته تری نمایان ساخت . از این رو لحاظ و درک این تحول مفهومی از اهمیت بسیاری برخوردار است .
 
علاوه بر این دو بعد در مفهوم نوین امنیت عناصر جدید مطرح شده است که به طور کلی تحت عنوان امنیت پایدار مورد تاکید واقع شده است . امنیت پایدار شامل حفظ محیط زیست، رعایت حقوق و آزادی های فردی و امنیت روانی می شود . هدف اصلی از رویکرد پایدار به امنیت ملی، امنیت مردم (people secuuity) است و امنیت حاکمیت از آن جهت مورد تاکید واقع می شود که زمینه ای برای برقراری امنیت مردم گردد . در مفهوم جدید امنیت، حاکمیت و امنیت مردم دو روی یک سکه اند و راهبردهایی، دارای جامعیت می باشند که بتوانند در بلندمدت امنیت هر دو جزء را تامین کنند
 
معرفی طرح جامع«مطالعات امنیت اجتماعی»
واژة امنیت، پیشینه ای طولانی به قدمت تاریخ بشردارد. به حکایت تاریخ، نیاز به امنیت و ضرورت احساس ایمنی، حتی قبل از ظهور جوامع انسانی نیز دغدغة اصلی انسان ها بوده است؛ تا آنجا که خداوند در قرآن از امنیت به عنوان یکی از نعمت های خود یاد می کند. این نعمت، ازجمله نعمت هایی است که بستر بهره گیری از سایر نعم الهی قرار می گیرند؛ به این معنا که اگر امنیت نباشد، بقیة نعمت ها مانند رفاه، ثروت، علم و ... نیز نمی توانند تأثیر و کاربرد داشته باشند . امنیت از زمره نعمت هایی است که خداوند با اعطای آن بر نوع بشر منت گذاشته است؛ چنان که در سورة «قریش» (آیات4-3) می فرماید: «مردم باید رب این بیت را عبادت کنند؛ زیرا او آنها را نعمت رفاه و نعمت امنیت داده است»2 .
 
خداوند به صالحان وعده می دهد به زودی جامعه ای برایشان فراهم کند که به تمام معنی صالح باشد و از خصوصیات این جامعة صالح، تبدیل خوف به امنیت است.
 
این گونه تأکید بر امنیت در منابع دینی، حاکی از درجة اهمیتی است که امنیت برای آدمیان دارد.
مفهوم اصطلاحی امنیت، تحولات، تعبیرات و ابعاد آن
 
مفهوم اصطلاحی و رایج این واژه در نیم قرن گذشته، فقدان خطرهایی بوده که حکومت را تهدید کرده و بیشتر جنبة نظامی داشته است. لکن در سال های اخیر، امنیت در معنای عام تری به کار رفته است؛ تا آنجا که امروزه، تعریفی که صرفاً جنبة مقابله مسلحانه امنیت را دربرگیرد، از دیدگاه متفکران علوم اجتماعی و سیاسی مردود شمرده می شود. بنا به اعتقاد این صاحبنظران، برای درک صحیح و تحقق کامل امنیت، تکیه بر جنبة سخت افزاری آن به هیچ وجه کافی نیست و ضرورت دارد ملاحظات مربوط به جنبه های نرم افزاری نیز در کانون محاسبات امنیتی قرار گیرد. از این رو، امروزه امنیت، کلیة زمینه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را نیز دربر می گیرد. در دهه های اخیر، در اندیشة مکتب کپنهاگ3، امنیت با جهت گیری هویت اجتماعی و تهدیداتی که هویت یک ملت یا گروه های اجتماعی را در معرض تغییر و دگرگونی قرار می دهد، مطرح شده است.
امنیت ملی و نسبت آن با امنیت اجتماعی
 
امنیت ملی از موضوعاتی است که به دلیل چند بعدی بودن، می تواند در حوزه های متنوعی از علوم (سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، دفاعی و ... ) قرار گیرد و درحقیقت یک موضوع میان رشته ای است. امنیت ملی را می توان احساس آرامش ناشی از اعتماد به توانایی برای حفظ ارزش ها و اهداف حیاتی کشور دربرابر تهدیدات بالقوه و بالفعل داخلی و خارجی دانست.
 
موضوعاتی که به امنیت ملی مربوط می شوند در مرزهای یک کشور و در ارتباط مستقیم با پیشینة فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، سابقة تمدنی، تعلقات معنوی و منافع مادی و غیرمادی همان کشورهستند. به عبارت دیگر، هویت ملی و ارزش های مرتبط با آن، وجه ممیزة بحث امنیت ملی با مباحثی چون امنیت فردی، امنیت منطقه ای و امنیت بین المللی است. با این تفاصیل، مشخص می شودکه ارزش ها و تهدیدات متناظر با آنها نیز برای هر کشور منحصربه فرد است.
 
برخی از صاحبنظران معتقدند که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سقوط نظام دو قطبی حاکم بر جهان و متعاقب آن، اعمال سیاست نظم نوین جهانی، دوره ای خاص از امنیت ملی با رویکردها و ویژگی های جدید پدیدآمده که تا حدود زیادی با آنچه در قبل بوده، متفاوت است.
 
طرفداران این نظریه معتقدندکه در این دوره، با رشد سریع ارتباطات و اطلاعات و نزدیک شدن هرچه بیشتر ملت ها به یکدیگر و بروز پدیدة جهانی شدن، همة مسائل، ازجمله امنیت، با یکدیگر مرتبط شده اند. به عبارت دیگر، در چنین جهانی، امنیت یک کشور مساوی است با امنیت همة کشورها و برعکس؛ یعنی مفهوم امنیت، مفهومی متقابل، مساوی و یکسان برای تمامی دولت ملت ها است. بروز مسائل و معضلات مشترک جهانی از قبیل تهدیدات زیست محیطی، معضل مواد مخدر، فقر و ...، ظهور پدیده هایی چون اقتصاد جهانی، سیاست جهانی و امنیت جهانی به جای اقتصاد ملی، سیاست ملی و امنیت ملی، قرائنی برای اهمیت این نظریه به شمار می روند. بدین ترتیب، موضوعاتی چون امنیت منطقه ای و به خصوص امنیت بین المللی نسبت به امنیت ملی کشورها در اولویت قرار می گیرند؛ به این معنی که در دنیای جدید، افزایش امنیت یک کشور به افزایش امنیت دیگر کشورها بستگی دارد و مفهوم امنیت بین المللی به همان اندازة امنیت ملی (و یا حتی بیشتر) اهمیت دارد. این دیدگاه را بسیاری از محققان داخلی و خارجی مطرح می کنند؛ اما دربارة حدود و ابعاد آن تردیدهای جدی وجود دارد. پذیرش کورکورانة مقولة جهانی شدن، هضم هویت و امنیت ملی را به دنبال خواهد داشت و این موضوع که عده ای تأکید دارند امنیت جهانی را به عنوان گفتمان غالب امنیتی مطرح کنند، گاه ناشی از دیدگاه های سلطه گرانه آنها است درحالی که رویکردهای دیگری همچون امنیت اجتماعی می تواند قابلیت های بیشتری برای کشورهای درحال توسعه داشته باشد
 
معناوتعریف امنیت اجتماعی (دیدگاه نظری)
امنیت اجتماعی عبارت است از توانمندی گروه های مختلف اجتماعی برای شناسایی5، حفظ6 و ارتقای7 هویت و ارزش های بنیادین خود، در چهارچوب قانون اساسی.
 
برای روشن شدن معنای برخی مفاهیم مندرج در تعریف فوق، توجه به موارد زیر ضروری است:
 
1. مفهوم Societal Security، حدود دو دهه است که در علوم اجتماعی و مطالعات راهبردی ظهور کرده است. واژة Societal که در این پروژه به «اجتماعی» ترجمه شده، معطوف به ارزش های دیرپا و حیاتی گروه های اجتماعی است. براین اساس، گروهی امنیت و سامان مناسب دارندکه هویت خود را درمعرض مخاطره نبیند.
 
2. یکی از عوامل بنیادین در ظهور و فراگیرشدن مفهوم امنیت اجتماعی، گسترش ادبیات و نظریه های پست مدرن در علوم انسانی، به ویژه در مطالعات اجتماعی بود. قصد این مقال، توصیف و تلخیص پست مدرنیسم نیست؛ اما ناگزیر از ذکر این نکته هستیم که این نگرش سبب شد خرده گفتمان های پنهان و محذوف، مجال ابراز8 یابند و گفتمان ها و روایت های کلان، رسمی، سنتی و فرازمانی و جهان شمول به عنوان مظهر سلطه معرفی شوند. در چنین فضایی، شناسایی و احراز و ابراز هویت، به برنامه اصلی گروه ها (متشکل از افراد) تبدیل شد.
 
3. احراز و ارتقای هویت مورد نظر در امنیت اجتماعی تا آنجا مجاز و پذیرفتنی9است که منافع ملی و ارزش های بنیادین تصریح شده در قانون اساسی در آن لحاظ شود؛ از این رو، حد و مرز امنیت اجتماعی، قانون اساسی است.
 
4. مرکز ثقل ادبیات و متونی که طی دو دهة اخیر در زمینهSocietal Security تولید شده، این است که مفهوم مذکور معطوف به احراز و ابراز هویت و ارزش های اجتماعی گروه ها است. توصیة نویسندگان و محققان این حوزه این است که امنیت ملی هنگامی مخدوش می شود که ارزش های گروه ها درمعرض مخاطرة عمدی (مانند توهین به هویت یک گروه) یا قهری (مانند مهاجرت به کلان شهرها و نابودی فرهنگ های محلی) قرار گیرد.
 
5. در این پژوهش، برای رعایت ملاحظات بومی و نیز به منظور فهم معنا و خاستگاه مفهوم امنیت اجتماعی، ضمن مرور متون اصلی، ملاحظات بومی لحاظ شده است. بر این اساس، هدف از طرح و توسعة امنیت اجتماعی، تمهید و تحکیم امنیت ملی پایدار است. چنین وضعیتی، هنگامی می تواند ظاهر شود که گروه های اجتماعی تشکیل دهندة جامعه در شناسایی، حفظ و ارتقای ارزش های بنیادین خود (در چهارچوب قانون اساسی) دچار زحمت نشوند.
ریشه های ظهور و شیوه های بروز امنیت اجتماعی
 
مفهوم امنیت اجتماعی را به مفهوم فنی واژه، اولین بار اندیشمندانی چونباری بوزان10، ال ویور11 و لمیتر12، تحت عنوان مکتب کپنهاگ مطرح کردند. انگیزه طرح این عبارت، امواج تهدید آمیزی بود که «هویت گروه ها» را درمعرض خطر قرار داده بودند. بدین معنا که از یک سو با رشد فناوری های نوین و مجتمع های صنعتی، هویت بعضی گروه ها و جوامع در هویت های مسلط هضم می شد (مانند غیراقتصادی بودن آموزش فرهنگ و زبان اوکراینی در روسیه و درنتیجه نابود شدن آن یا پرهزینه بودن آموزش و پژوهش به زبان کردی در ترکیه) و از سوی دیگر، با گسترش مهاجرت از کشورهای فقیر و جهان سوم به کشورهای صنعتی و پیشرفته، نوعی آشفتگی و آنومی در تمایزهای هویتی پدیدارمی شد (مانند اقامت و اشتغال سیاهپوستان افریقایی تبار در فرانسه یا قاچاق کارگران به کشورهای اسکاندیناوی). بوزان و ویور و بعضی دیگر از محققان اروپایی در سال 1993، با تعریف Societal Security به عنوان «دستور کاری جدید برای امنیت در اروپا» پیشگامان مبحثی در مطالعات راهبردی شدند که امروزه به موضوعی جذاب و مناقشه انگیز بدل شده است.
 
اولین ابهام و پرسشی که در برخورد با عبارت امنیت اجتماعی (Societal Security) رخ نمود، این بود که تفاوت این عبارت با مفاهیم مشابهی چون تأمین اجتماعی (Social Security )، امنیت عمومی(Public Security) و امنیت جمعی (Collective Security) و یا نسبت آن با عبارت آشنا و متعارفی چون National Security (امنیت ملی) چیست؟
 
برای رفع این ابهام، لازم است مفاهیم هم خانوادة Societal Securityتوضیح داده شود تا معنا، مرجع و مؤلفه های آن آشکار شود.
 
گفتنی است طرح مفهوم Societal به عنوان مبحثی امنیتی (Security) حاکی از اهمیت زیاد آن مفهوم است. امنیتی دیدن (Securitization) یک مفهوم یا وضعیت (Situation)، از اعتبار و اهمیت بسیار زیاد آن حکایت می کند. موضوع عادی معمولاً هنگامی امنیتی دیده می شود که یک یا چند مؤلفه از ارزش های اساسی13 درمعرض تهدید یا آسیب پذیری قرار گرفته باشد. از این رو از آنجاکه موضوع Societal Security، ارزش های اساسی (که معمولاً عبارت اند از انسجام اجتماعی، تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی) را به مخاطره می اندازد و با آن ارزش ها سروکار دارد، از اهمیتی فراگیر و مداوم حکایت می کند.
 
بر این اساس،Societal Security ، (فعلاً به معنای «امنیت اجتماعی») مفهومی حد فاصل میان امنیت فردی و امنیت ملی است. امنیت فردی (Individual Security)، پاسخ به این پرسش دنبال می شود که «رهایی انسان از دغدغه و مخاطره و توانمندی او برای بهره برداری از زمینه های خطر و فرصت ها چگونه میسر است و حیات و بالندگی فرد یا انسان را چه چیزی و چگونه تهدید می کند.» ذیل مبحث امنیت فردی، مسائلی چون نیازهای جسمی و بدنی (ازجمله گرسنگی) یا زمینه های رشد فردی (مانند آموزش) مطرح می شود و موضوع و مرجع آن، فرد به معنای انتزاعی و منفرد واژه است بی آنکه فرد در چهارچوب14 یا در عضویت15 گروه یا ملت خاصی باشد.
 
در امنیت ملی، برخلاف امنیت فردی، به بافت و ساخت موضوع کلا نی به نام ملت دولت16توجه می شود و تمرکز اصلی روی این پرسش است که «امنیت یک ملت (که حکومت نمایندة رسمی آن به شمار می رود) دربرابر چه چیزی ( آسیب پذیری داخلی یا تهدید خارجی یا هر دو ) و چگونه ( نظامی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی )به مخاطره می افتد.» در شناخت جامع از امنیت ملی معمولاً هم به وجه سلبی امنیت ملی ( یعنی رهایی از دغدغه و وابستگی غیرقابل اطمینان) و هم به وجه ایجابی آن (یعنی توانمندسازی دولت و نیروهای ملی جهت بهره برداری از فرصت ها و منابع موجود و تحقق اهداف) توجه می شود.
همان گونه که دیده شد، مرجع امنیت فردی، شخص17ومرجع امنیت ملی،ملت دولت است؛ اما امروزه به نظر می رسدکه بسیاری از فرایندها و معادلات را مرجعی دیگر که با افراد و دولت ها هم مرتبط است، شکل می دهند. مرجع تکوین و تثبیت این فرایند ها و معادلات، جامعه و «گروه های اجتماعی» است که پویش جمعی آنهابه اندازه ای مؤثر، ظریف و همه جانبه است که هم حیات فرد و هم بقای دولت را تحت تأثیر خود قرار می دهد. جامعه نه مانند فرد به مایحتاج فیزیولوژیک (جسمی) محدود می شود و نه مانند دولت به برآورد و تخمین تهدیدهای کلان معطوف است. جامعه و گروه های اجتماعی، در اندیشة صیانت و بالنده سازی هویت جمعی اعضای گروه هستند. از این رو، در امنیت اجتماعی (Societal Security) با سه مفهوم مرکزی توانمندی18،گروه19و هویت20 روبه رو هستیم.
 
بنابراین، در مبحثSocietal Security (امنیت اجتماعی)، بر توانمندی گروه های مختلف برای حفظ هویت یا ارزش های دیرپا در چهارچوب منافع و آرمان های ملی تأکید می شود. مقصود این است که اولاً مرجع امنیت اجتماعی، گروه اجتماعی مانند گروه زنان، جوانان، اقلیت های مذهبی و دینی و ...هستند. ثانیاً مفهوم مرکزی و مرکز ثقل حیات گروهی، «هویت» یا «مایی»21 آن است یعنی گروه ها به وجه تمایز «خود»22از «دیگری»23بسیار حساس اند و نمی خواهند منفعل و ادغام شوند؛ ثالثاً گروه های اجتماعی، تعصب و تلاش برای تکریم رسوم و توسعة آن را تا مرز منافع ملی و نه فراتر از آن و یا برخلاف آن ادامه می دهند. براین اساس، گروه های اجتماعی در تنظیم حرکت ها و تعاملات دسته جمعی خود، به تلاش های انتحاری24اقدام نمی کنند بلکه با قبول چهارچوب تصریح شده در قانون اساسی، به شناسایی و دفع تهدیدات از یکسو و بالنده سازی لایه های اجتماعی برای صیانت و تقویت هویت خود از سوی دیگر می پردازند. بدیهی است که کل جامعه نیز به عنوان یک گروه بزرگ که هویت گروهی دارد، مشمول این تعریف قرار می گیرد.
بیان مسئله : امنیت اجتماعی در ایران
امنیت اجتماعی، در سال های اخیر، در سطح ملی و بین المللی، مورد توجه جدی تری قرار گرفته است. این مسئله برای جامعة ایرانی نیز اهمیت ویژه ای دارد. این ضرورت ها را می توان در چهار بعد جداگانه اما مرتبط به یکدیگر به شرح زیر، بررسی کرد:
1. گذاری بودن25جامعة ایران،
 
2. تهدیدات فرامرزی،
 
3. فقدان دانش بومی شده در حوزة امنیت اجتماعی،
 
4. اهمیت یافتن ابعاد نرم امنیت بر ابعاد سخت آن.
 
همچنین در تعریفی که در طرح پیشنهادی (پروپوزال ) «طرح جامع مطالعات امنیت اجتماعی»26 آمده، امنیت اجتماعی چنین تعریف شده است:
«امنیت اجتماعی عبارت است از توانایی جامعه برای حفظ هویت، منافع و ویژگی های اساسی خود در برابر شرایط متحول و تهدیدات و نیز توانایی ارتقای وضعیت اجتماعی به سمت ارزش ها و آرمان های جامعه.»
بنابراین باید گفت مقولة «امنیت اجتماعی»، موضوعی نیست که بتوان با روش های سلیقه ای و موردی و رهیافت های سنتی با آن برخورد کرد؛ بلکه به دلیل پیچیدگی فوق العادة آن، نیازمند مطالعات گستردة بومی در بعد مفهوم سازی و شاخص سازی و سپس سنجش های مستمر میدانی برای ارزیابی وضعیت موجود با شاخص ها و مقایسه با گذشته و وضعیت مطلوب است. بدیهی است که دیدگاه های نظری صرف برای تعریف مسائل اجتماعی در کشورهای درحال توسعه کارآیی ندارند و به ویژه مباحث امنیتی و اجتماعی باید متناسب با وضعیت این کشورها باز تعریف شوند.
البته باید توجه داشت که حتی شاخص های تعیین شده در امنیت اجتماعی نیز شاخص هایی نسبی و به شدت سیال اند و به طورمستمر باید ارزیابی و تجدیدنظر شوند.
مهم ترین دلیل این امر، ناهمخوانی نظریة امنیت اجتماعی در جامعة غربی با شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعة ایرانی است؛ هرچندکه مفهوم امنیت اجتماعی در ادبیات علمی جامعة غربی نیز عمر چندانی ندارد و غالباً مفهوم امنیت اجتماعی را مترادف هویت اجتماعی دانسته اند.
مشکل دیگر آن است که در ادبیات علمی ایران، به مسئلة نظریه پردازی امنیت اجتماعی توجه نشده است و در اغلب تحقیقات اجتماعی، امنیت اجتماعی را محدود به «امنیت عمومی»27و «ثبات اجتماعی»28دانسته یا مفهوم امنیت اجتماعی را به امنیت گروه های اجتماعی نظیر خانواده تقلیل داده اند.
مسئلة دیگر، به این مشکل برمی گردد که مفهوم امنیت اجتماعی و حتی مفهوم امنیت ملی که مبنای تجربی بیشتری دارد، تا کنون در ایران، به طور کمی ارزیابی نشده و معرف ها و شاخص های آن شناسایی نشده اند.
ضرورت دیگر اینکه در حوزة تحقیقات امنیتی داخل کشور، تاکنون مطالعه ای برای تعیین شدت امنیت وضد امنیت پیشنهاد نشده است، به طوری که بتوان اهمیت مجموعه مؤلفه ها و رخداد های ضدامنیتی را در هر محدودة زمانی به دست آورد و مقاطع زمانی را با یکدیگر مقایسه کرد.
 
در همین راستا، گروه پژوهشی مطالعات امنیت اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تلاش کرده است به سهم خود، دانش نظری و عملی امنیت اجتماعی را بسط دهد تا بتواند موضوع امنیت اجتماعی را در جایگاه مناسب خود در ایران قرار دهد و از این طریق، به کاهش برخی معضلات و مسائل ناشی از تهدیدات و آسیب های امنیت اجتماعی کمک کند؛ و به همین منظور، «طرح جامع مطالعات امنیت اجتماعی» را پیشنهاد کرده است.
 
اسناداصلی این طرح عبارت اند از:
 
سند چشم انداز 20 سالة کشور؛
 
سیاست های مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام در ابعاد امنیتی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی؛
 
سیاست های مصوب برنامة پنج سالة چهارم کشور؛
 
قانون برنامة پنج سالة چهارم کشور با محوریت مادة 119.
 
ضرورت تدوین واجرای «طرح جامع مطالعات امنیت اجتماعی» به تأیید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری رسید و پس از اجرای فاز صفر طرح، نتایج حاصل به سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور منعکس شد و سازمان مزبور، ضمن تصویب طرح، با درج آن در زمرة طرح های پژوهشی ملی موافقت کرد.
اهداف طرح
 
هدف اصلی «طرح جامع مطالعات امنیت اجتماعی» ، «بسط دانش نظری و تجربی دربارة امنیت اجتماعی در ایران در راستای کمک به سیاست سازی برای کاهش تهدیدهای مرتبط با امنیت اجتماعی است».
 
اهداف فرعی طرح عبارت اند از:
 
تبیین مبانی نظری امنیت اجتماعی،
 
توصیف وضعیت امنیت اجتماعی در ایران،
 
شناسایی عوامل مؤثر بر امنیت اجتماعی در ایران،
 
ارائة راهبرد جهت تدوین سیاست های مؤثر در ارتقای امنیت اجتماعی در ایران،
مراحل اجرایی پژوهش
 
برای انجام این طرح ملی، سه فاز تحقیقاتی طراحی و در هر فاز، مجموعه ای از طرح ها و فعالیت های پژوهشی مشخص شده است. هر یک از این فازها، به طور جداگانه برنامه و طرح پیشنهادی دارند.
 
فاز اول : بررسی نظری و روش شناختی امنیت اجتماعی
 
مبانی نظری امنیت اجتماعی،
 
مطالعه تطبیقی امنیت اجتماعی در جهان،
 
ترجمة متون برگزیده درباب امنیت اجتماعی،
 
روش شناسی پژوهش در امنیت اجتماعی،
 
بررسی امنیت و امنیت اجتماعی از منظر دینی،
 
ایجاد بانک اطلاعات و کتابخانة تخصصی منابع مرتبط با امنیت اجتماعی،
 
ایجاد پایگاه اطلاع رسانی (Website)،
 
مسئله یابی و شناسایی مهم ترین موضوعات و مسائل پژوهشی درباب
 
امنیت اجتماعی در ایران،
 
برگزاری نشست های تخصصی دربارة مباحث نظری و روشی امنیت
 
اجتماع.
 
فاز دوم : بررسی وضعیت امنیت اجتماعی در ایران
 
چنانچه عنوان شد، فاز دوم طرح، پس از تدوین نتایج فاز اول طرح آغاز خواهد شد و لذا در این زمان نمی توان عناوین و روش تحقیق لازم را به دقت برشمرد. به همین دلیل، تنها فهرست این طرح ها به قرار زیر ارائه می شود:
تحلیل ثانویه و فراتحلیل پژوهش های موجود،
شاخص سازی امنیت اجتماعی،
ارائة طرح پیشنهادی (پروپوزال) طرح جمع آوری نظام مند و مستمر داده های
 
موجود وتهیه شدة نهادهای ذی ربط (وزارت کشور، قوةقضاییه، نیروی انتظامی و...) دربارة امنیت اجتماعی در ایران وتجزیه و تحلیل و استنتاج آنها به گونه ای که نقشة امنیت اجتماعی و نقاط بحرانی آن به صورت ادواری قابل استخراج و تولید باشد و تصمیم سازی مسئولان را در این زمینه قاعده مند کند.
 
بحران شناسی امنیت اجتماعی در ایران در دوران معاصر؛
 
موردپژوهی بحران های مربوط به امنیت اجتماعی در ایران؛
 
مصاحبه متمرکز و گروهی و مصاحبه های هدایت شده درباره امنیت اجتماعی
 
و عوامل مؤثر برآن در ایران بانخبگان، صاحبنظران و دست اندرکاران مقوله امنیت اجتماعی و جمع بندی نتایج با استفاده از روش دلفی؛
 
ارائه طرح پیشنهادی (پروپوزال) طرح ملی پیمایش امنیت اجتماعی؛
 
تحقیقات مجزا و در سطح میانی دربارة وضعیت امنیت اجتماعی در ایران امروز.
 
بخش اصلی اهداف طرح حاضر، با اجرای تحقیقات مشخص دربارة ابعاد گوناگون امنیت اجتماعی در ایران، محقق خواهد شد.
 
فاز سوم : سیاست سازی
 
آنچه راکه درباب سیاست سازی مطرح است، پس از اجرای تحقیقات در مرحلة دوم طرح، می توان شروع کرد؛ اما دراینجا می توان موارد کلی زیر را بیان کرد:
 
طرح گسترش و ساماندهی نظام آموزشی و پژوهشی تخصصی دربارة امنیت اجتماعی و تلاش برای نظریه پردازی در این باب،
 
تشکیل دبیرخانة طرح ملی پیمایش به منظور رصد (Monitoring) دائمی امنیت اجتماعی در ایران،
 
تشکیل دبیرخانة دائمی همایش علمی امنیت اجتماعی،
 
ارائة مدل سیاستگذاری برای تحقق مادة 119 برنامة چهارم توسعه و شرح وظایف دستگاه های اجرایی دربارة امنیت اجتماعی.
پی نوشت ها
 
1. مدیر گروه مطالعات امنیت اجتماعی و مجری طرح جامع مطالعات امنیت اجتماعی.
 
2.«فَلْیَعْبُدو رَبَّ هذَا الْبَیْتِ، الِّذی اَطْعَمْهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوفٍ».
 
3. مکتب کپنهاگ، یکی از فعال ترین جریان های فکری در معرفی و توسیع امنیت
 
اجتماعی و جزو اولین رهیافت هایی است که در راستای پایه گذاری جایگاهی
 
مستقل برای مطالعات امنیتی تلاش کرده است.
 
4. Societal Security
 
5. recognition
 
6.Protection
 
7.promotion
 
8.expression
 
9.Resonable
 
10. Barry Buzan
 
11.Ole Weaver
 
12.Lemaiter
 
13.Vital Values
 
14.Context
 
15.Membership
 
16.Nation - State
 
17.Person
 
18.Capability
 
19.Group
 
20.Identity
 
21.we - ness
 
22.Self
 
23.Other
 
24.Self - deconstruction
 
25.Transitory
 
26.گروه مطالعات امنیت اجتماعی، مهر 85
 
اصل امنیت
مفهوم امنیت مصونیت از تعرض و تصرف اجباری بدون رضایت است، و در مورد افراد به معنی آن است که مورد هراس و بیمی نسبت به حقوق و آزادیهای مشروع خود نداشته و بهیچوجه حقوق آنان به مخاطره نیفتد و هیچ عاملی حقوق مشروع آنان را تهدید ننماید.
لزوم و ضرورت امنیت در جامعه - به این مفهوم - از طبیعت حقوق بشری ناشی می گردد و لازمه حقوق و آزادیهای مشروع، مصونیت آنها از تعرض و دورماندن از مخاطرات و تعدیات است.
اگر توجه کنیم به مخاطره انداختن و تهدید با مفهوم وسیعی که دارد شامل رفع هر نوع زمینه و عوامل احتمالی است که احیانا منجر به نقض و تعرض بالفعل حقوق مشروع افراد می گردد، ناگزیر باید امنیت را اعم از جلوگیری از نقض و تعرض بالفعل بدانیم و در تامین امنیت، ایجاد شرایط لازم برای صیانت حقوق و برطرف نمودن زمینه ها و عوامل تعرض احتمالی را نیز لازم و ضروری بشماریم.
گاه امنیت به مفهوم حالتی که افراد در شرایط خاص نسبت به حفظ و صیانت حقوق مشروع خود احساس می کنند نیز اطلاق می شود که متلازم و مترادف با حالت آرامش و اطمینان در برابر اضطراب درونی است. معنی مقابل امنیت - در اینصورت - احساس وحشت و خوف و خطر است. بدیهی است امنیت به مفهوم عام آن که ابتدا گفته شد شامل این معنی روانی نیز خواهد بود.
برای تحقق امنیت، وجود عوامل زیر لازم است:
1. اجرا و تعمیم عدالت و قانون بطور یکسان و نفی هرگونه تبعیض در جامعه.
2. مبارزه مداوم با عوامل تجاوزگر و زمینه های تعرض احتمالی و نیروهای فشار و وحشت و مهار کردن عواملی که زمینه تعرض دارند و پیشگیریهای لازم برای خشکانیدن ریشه های تعدی و تعرض.
3. آشنائی عامه مردم با حقوق افراد و آگاهی لازم در جهت احترام به حقوق دیگران.
4. ضمانت اجرای نیرومند معنوی (ایمان و اخلاق) .
5. ضمانت اجرای قانونی برای کیفر دادن متجاوزین به حقوق مردم.
قرآن امنیت را یکی از اهداف استقرار حاکمیت الله و استخلاف صالحان و طرح امامت می شمارد:
وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا (36).
و نیز احساس امنیت را از خصائص مؤمن معرفی می کند:
هو الذی انزل السکینه فی قلوب المؤمنین (37)
و همچنین مداهنه با دشمن و روح سازش را منافی با امنیت می داند:
فلا تطع المکذبین ودوا لو تدهن فیدهنون (38).
و تامین امنیت را از اهداف جهاد می شمارد:
و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین لله (39).
و شهری که در آن امنیت باشد از مثلها و الگوهای قرآنی است:
ضرب الله مثلا قریه کانت آمنة مطمئنة یاتیها رزقها (40).
امیر المؤمنین علی علیه السلام تامین امنیت را در جامعه از انگیزه های قیام صالحین و اهداف عالیه امامت می داند:
اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا منافسة فی سلطان و لا التماس شی ء من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک فیامن المظلمومون من عبادک (41).
و نیز در عهد نامه مالک اشتر ضمن تاکید نیز انعقاد پیمانهای صلح برای تامین امنیت، پیشگیری از عوامل تهدید کننده امنیت را توجیه می کند:
لا تدفعن صلحا دعاک الیه عدوک لله فیه رضی فان فی الصلح دعه لجنودک و راحة من همومک و امنا لبلادک و لکن الحذر کل الحذر من عدوک بعد صلحه فان العدو ربما قارب یتغفل فخذ بالحزم (42).
اصولا اسلام هر نوع ایجاد وحشت و هراس را در دل انسانهائی که مرتکب خلافی نشده اند ظلم و تجاوزی بس بزرگ تلقی می کند و آن را از جرائم می شمارد. در حدیث است: لا ترعوا المسلم فان روعة المسلم ظلم عظیم.
مسلمانان را نترسانید زیرا ایجاد وحشت در مسلمان ظلمی بس بزرگ است.
پیامبر اکرم می فرمود:
من نظر الی مؤمن لیخیفه بها اخافه الله عز و جل یوم لا ظل الا ظله (43).
امام صادق فرمود:
من روع مؤمنا بسلطان لیصیبه منه مکروه فلم یصبه فهو فی النار و من روع مؤمنا بسلطان لیصیبه منه مکروه فاصابه فهو مع فرعون و آل فرعون فی النار (44).
امنیت در حقوق اسلامی تنها در مورد جان و مال و عمل و حقوق و آزادیهای مربوط به این موارد صادق نیست بلکه شامل شخصیت و شرف و حیثیت نیز می باشد. رسول اکرم فرمود: من اهان مؤمنا فقد بارزنی بالحرب و فرمود:
سباب المؤمن فسوق و قتاله کفر و اکل لحمه معصیته و حرمة ماله کحرمة دمه (45).
امام صادق فرمود:
من اهان علی مؤمن بشطر کلمة لقی الله و بین عینیه مکتوب ایس من رحمة الله (46)
تا آنجا که لطمه وارد کردن به حیثیت و شرف و شخصیت مؤمن حتی برای خود شخص نیز جائز نیست.
ان الله فوض الی المؤمن اموره کلها و لم یفوض الیه ان یکون ذلیلا (47).
امام صادق فرمود:
اذا قال الرجال لاخیه المؤمن اف خرج من ولایته و اذا قال انت عدوی کفر احدهما و لا یقبل الله من مؤمن عملا و هو مضمر علی اخیه المؤمن (48).
اسلام به مسئله امنیت مسکن اهمیت فوق العاده قائل است و بدون اجازه ورود به مسکن دیگران را ممنوع و تعرض حتی به نگاه کردن به داخل خانه و محل سکونت مستور مردم را از مجوزات دفاع مشروع می شمارد تا آنجا که اگر شخص متعرض به هنگام دفاع صاحب خانه کشته شود خونش مهدور خواهد بود (49).
امنیت در اسلام اختصاص به صالحان و افرادی که مرتکب خلافی نشده اند و آنها که در مسیر انجام وظیفه اند و در مقام احترام به قانون هستند. و اما آنها که در مسیر خلافند و یا مرتکب بزه و جرم شده اند به دلیل ماهیت عملکردشان از حق امنیت محرومند.
الذین آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن (50).
قرآن به کسانی که در فکر توطئه و در اندیشه مکر السیئه هستند هشدار می دهد: افا من الذین مکروا السیئات (51).
و آنها را از مکر خدا یعنی بازتاب و پیامد توطئه ها و جرمها و عملکرد فاسدشان برحذر می دارد.
افامنوا مکر الله فلا یامن مکر الله الا القوم الخاسرون (52).
و به همین دلیل است که قانون اساسی تصریح می کند:
حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن، شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز می کند (53).
پی نوشت ها:
36. نور، آیه 55.
37. الفتح، آیه 4.
38. قلم، آیه 9.
39. بقره، آیه 193.
40. نحل، آیه 112.
41. نهج البلاغه، خطبه 131.
42. نهج البلاغه، نامه 53.
43. اصول کافی، ج 2، ص 273.
44. اصول کافی، ج 2، ص 274.
45. سفینة البحار، ج 1، ص 41.
46. همانجا.
47. وسائل الشیعه، ج 11، ص 424.
48. سفینة البحار، ج 1، ص 41.
49. تحریر الوسیله، ج 1، ص 491.
50. انعام، آیه 82.
51. نحل، آیه 45.
52. اعراف، آیه 99.
53. قانون اساسی، اصل 22.
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آبان 1393ساعت 9:25  توسط مهزیار  | 


امنيت اجتماعي

 

 

 امنيت خود واژه اي گنگ و مبهم است و آنگاه كه پسوندي چون اجتماعي social security در كنارش قرار گيرد، بر ابهامش افزوده مي شود. اين مفهوم امروزه گفتمان خاصي در رسانه هاي داخلي باز كرده و حساسيت مردم را نسبت به موضوع برانگيخته است.
    
     دانشمندان علوم سياسي تا دهه 1980 از ديدگاه هاي مختلفي به اين موضوع نگريسته اند و اين مفهوم را معادل مرزهاي كشور دانسته و واژه امنيت ملي را به كار مي بردند، اما با ظهور نظريه پردازان حوزه مطالعات امنيتي در اين دهه به ساير جنبه هاي ديگر اين مفهوم نيز توجه بيشتري شد، به طوري كه در كنار امنيت نظامي، اقتصادي و زيست محيطي، بحث امنيت اجتماعي هم مطرح شد و در كنار دولت، جامعه و گروه هايي كه تهديدي بر جامعه مي شد تهديدهاي اجتماعي در اين عصر منبع اساسي ناامني محسوب شد.
    
    خصيصه ذاتي و ماهوي امنيت همانند بسياري مفاهيم ديگر علوم انساني پيچيدگي خاصي داشته و نويسندگان و پژوهشگران برجسته حوزه مطالعات امنيت، توصيف هاي مختلفي از اين مفهوم ارائه داده اند كه همگي بيانگر چند چهره بودن و ابهام مفهوم امنيت است.
    
     در اين باره هيومك دونالدو كوشيد با استفاده از يك سري طبقه بندي ها ابهام مفهوم امنيت را رفع كند اما در چنبره طبقه بندي هاي خود با شكست روبه رو شد و اعلام كرد كه امنيت مفهومي <نارسا> است. پاتريك مورگان در اين باره مي گويد: <امنيت مانند سلامتي يا منزلت نوعي شرايط است كه به آساني تعريف و تحليل نمي پذيرد1 . مك سوئيني امنيت را واژه اي لغزنده و بي ثبات مي خواند كه در گستره گيج كننده اي از زمينه هاي متنوع و در جهت اهداف چندگانه به وسيله افراد، شركت ها، حكومت ها و متخصصان آكادميك به كار رفته است و در اين فضا مجموعه اي از چيزها، مردم، وسايل، اهداف، حوادث خارجي و احساسات دروني منظور شد ه اند2.
    
     معماگونگي اين مفهوم و فرو رفتن در هاله اي از رمز و رازهاي تئوريكي و ايدئولوژيكي و روزمرگي تا جايي است كه بوزان )buzan( ، از نظريه پردازان برجسته در اين باره، معتقد است: <هر كوششي براي درك مفهوم امنيت، بدون آگاهي كافي از تناقضات و نارسايي هاي موجود در خود اين مفهوم ساده انديشانه است.>
    
     شايد بتوان گفت عنصر ايدئولوژيكي، ذهني بودن و نسبي بودن امنيت از مهم ترين نارسايي هاي موجود درتعريف امنيت اجتماعي است ولي آنچه مسلم است، واژه امنيت مي تواند در دو بعد ذهني و عيني قابل اندازه گيري باشد، در مفهوم عيني، اندازه گيري فقدان تهديد عليه ارزش ها است و در مفهوم ذهني، فقدان احساس ترس از اينكه چنين ارزش هايي مورد حمله قرار خواهد گرفت. پيوند ارزش هاي اجتماعي با واژه امنيت بر اهميت هر چه بيشتر اين موضوع افزود و دانشمندان اجتماعي بر اين باور بودند هيچ چيز جز به اندازه كم رنگ شدن ارزش ها جامعه را تهديد نمي كند، به عنوان مثال ارسطو (تولد 384 قبل از ميلاد) خواستار نظم، آرامش، امنيت و وضع قوانين معتدل در جامعه بوده و معتقد بود كه سوداگري، پول پرستي و افراط در ثروتمندي، فرزندان ناشايست برجاي مي نهد و اصلاح و بازسازي و امنيت را از بين مي برد4.
    
     افلاطون در آثار متعدد خود خواهان جامعه اي آرماني (مدينه فاضله) است كه در آن همه مردم از امنيت اجتماعي برخوردار باشند. او معتقد بود كه نبايد گذاشت هم در فرد و هم در جامعه يكي از قوا بر ديگري پيشي گيرد زيرا در آنها تزلزل و انحطاط به وجود آمده و امنيت از بين خواهد رفت. لذا براي تامين امنيت اجتماعي و رفاه بايد به سلاح علم و حكمت مجهز باشد. حضرت علي(ع) در نهج البلاغه در اين زمينه مي فرمايند: <ليس بلد باحق بلد، خير البلاد ما حملك> يعني شهرها براي زندگي با هم فرقي ندارند. شهري براي زندگي مناسب است كه در آن آسايش (امنيت و رفاه) وجود داشته باشد.
    
     مالر Moller انديشمند علوم اجتماعي بحث خود در باب امنيت اجتماعي را با شرح اشكال متفاوت امنيت آغاز مي نمايد. او معتقد است امنيت در سه شكل ملي، اجتماعي و انساني وجود دارد كه پاسخ به سوال اساسي امنيت براي چه كسي يا به بيان ديگر مرجع امنيت در هر يك از اين اشكال متفاوت است و به تناسب تفاوت در مراجع امنيت، تهديدات نيز متفاوت خواهد بود. مقام مرجع در امنيت ملي، دولت، در امنيت اجتماعي، گروه هاي اجتماعي و در امنيت انساني تك تك افراد است.5
    
     مالر تاكيد دارد كه امنيت اجتماعي را مي توان به عنوان يك مفهوم فرضي براي هر جمع انساني به كار برد و آن را عبارت مي داند از <قابليت حفظ شرايط قابل پذيرش داخلي براي تكامل الگوهاي سنتي زبان، فرهنگ، انجمن ها، مذهب، هويت ملي و رسوم.>
    
     به عقيده مالر در برخي موارد مساله امنيت اجتماعي تبديل به هويت ملي و نهايتا امنيت ملي مي شود، مانند وضعيت پاكستان در قبال هند. از آنجا كه اسلام وجدان سياسي و هويت وجودي پاكستان را در مقابل هند نشان مي دهد، هر گونه تهديد عليه دين مردم پاكستان از سوي هند تهديد امنيت ملي اين كشور است. در حالي كه تهديد هويت مسلمانان مقيم فرانسه اين گونه نيست و هر گونه تهديدها واقعي يا خيالي عليه عقايد مسلمانان صرفا يك تهديد اجتماعي است.6
    
    
    از ديدگاه ويورOle Waeve امنيت اجتماعي به توانايي جامعه براي حفظ ويژگي هاي اساسي اش تحت شرايط تغيير و تهديدها واقعي و محتمل تعريف مي شود. وي بر ارتباط نزديك ميان هويت، جامعه و امنيت تاكيد دارد و خاطرنشان مي كند كه جامعه امنيت هويتش را جست وجو مي كند.7
    
    امروزه ضرورت و اهميت امنيت در حوزه هاي مختلف بر كسي پوشيده نيست، چرا كه تمامي امكانات زندگي در صورت نداشتن امنيت مي تواند تحت الشعاع قرار گيرد، اين موضوع از آنجا مطرح مي شود كه هيچ انساني قادر به تامين امنيت كامل نيست، بنابراين در اجتماعي زندگي مي كند كه بتواند با همياري ديگران امنيت را به حوزه اجتماع برگرداند.
    
     حوزه اجتماعي به قلمرو هايي از حريم فرد مربوط مي شود كه در ارتباط با ديگر افراد جامعه است. در اين قلمرو هاست كه امنيت فرد حفظ و يا مورد تهديد قرار مي گيرد. ناآرامي هاي شهري، جرائم اجتماعي (سرقت، بزهكاري، بي عفتي)، جرايم جنايي (قتل و جنايت) و آبرو و حيثيت افراد قلمروهاي بيان شده حوزه اجتماعي اند كه بر امنيت اجتماعي افراد تاثير مي گذارند.
    
     ممكن است تهديداتي كه امنيت اجتماعي را تحت الشعاع قرار مي دهند، زماني روي دهند كه جوامع به اين نتيجه برسند كه در شرايطي خاص، هويت <ما> مورد تعرض و خطر واقع شده است. عواملي كه مي توانند هويت يك جامعه را تهديد كنند ممكن است از سركوب آزادي بيان تا مداخله در قابليت هاي آن براي ابراز و بيان خود تنوع داشته باشد. به باور بوزان، اين عوامل ممكن است مشتمل بر اين موارد باشند: <ممنوعيت به كارگيري زبان، نام ها، لباس ها از طريق بستن مكان هاي آموزشي و ديني و يا تبعيد و كشتار اعضاي يك اجتماع. >8
    
     در اين ميان برخورداري از امنيت رواني و اجتماعي پايدار در گروه و تعامل مناسب در سطح كلان، ميانه و خرد است و در راس نيازهاي انساني قرار دارد كه تحت عنوان سلسله مراتب نيازها مطرح است.
    
    ولي در اين اجتماع اطلاع داشتن افراد از ميزان حقوق خود كه امنيت اجتماعي جزوي از آن است مي تواند ضامن امنيت اجتماعي باشد چرا كه وقتي فرد در اجتماع از حقوق خود و اينكه داشتن فضايي امن و آرام حق اوست آگاه نباشد موقعي كه اين حق سلب مي شود نيز خبردار نخواهد شد. بنابراين اطلاع داشتن از اين موارد جزيي از حقوق افراد محسوب مي شود، در اين راستا خود شهروند ملزم به حفظ و رعايت حقوق و اجراي قوانيني كه طبق هنجارها و ارزش هاي جامعه تنظيم شده است. طرح هايي كه در قالب امنيت اجتماعي اجرا مي شود نشان دهنده اين است كه عده اي اين ارزش ها را زيرپا گذاشته و قانون سعي در برخورد با اين عده دارد چرا كه از نظر حكومت ناديده گرفتن اين هنجارها در واقع توهين به ارزش هاي جامعه است.
    
     در گذشته امنيت اجتماعي با قابليت حفظ الگوهاي سنتي زبان، فرهنگ، مذهب، ارزش هاي جديد، نظم اجتماعي متنوع مي توانست امنيت اجتماعي براي افراد فراهم كند. خانواده، دين، عرف سنتي و اعتقادات سنتي براي افراد امنيت رواني و اجتماعي ايجاد مي كردند، يعني خانواده فرد را از نظر رواني و اجتماعي حمايت مي كرد ولي تغييرات گسترده در خانواده و ديگر نهادها امنيت اجتماعي سنتي را مورد بازبيني قرار داده و افراد در معرض هنجارها، ارزش ها و هويت هاي جديد هستند.
    
     سوالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه چرا عده اي كه تعداد آن هم كم نيستند سعي در زيرپا گذاشتن اين هنجارها دارند؟ به نظر مي رسد اگر هنجارها در يك جامعه رعايت نمي شود ديگر نمي توان آنرا هنجار ناميد چرا كه هنجار داراي ارزش اجتماعي بوده و در نظر مردم داراي احترام خاصي است و زيرپا گذاشتن همين هنجارها نشان از بي ارزش شدن و بي اهميتي همين رفتارها و كنش ها است كه به مرور زمان از ميزان اعتبار و ارزش آن كاسته شده است.
    
    در اين راستا تنها سوالي كه مطرح مي شود اين است كه آيا برخورد با اين عده مي تواند ارزش هاي بي اعتبار شده را دوباره سازي كند؟
    
     با رسيدن امواج فرآيند جهاني شدن كه كاهش كنترل حكومت ها بر ملت خود را به دنبال آورده رابطه دولت با مردم دچار تغيير و تحولاتي شده است. دولت ها مثل گذشته نمي توانند بر مردم داخل جامعه خود كنترل كامل داشته باشند، بلكه در عصر جهاني شدن صورت هاي هويتي به منزله يك نوع مقاومت بروز مي كنند .9
    
     به نظر مي رسد امنيتي كه پشتوانه آن نوعي رعب و ترس است، امنيت واقعي و پايداري نباشد، زيرا معمولاعواملي هستند كه در اعتراض به وضعيت هراس، واكنش هاي ضد امنيتي به وجود مي آيند.
    
    همان گونه كه خشونت را نمي توان با خشونت زدود پس ناامني را نيز نمي توان با هراس از ميان برد. امروزه زنان و دختراني زيادي را مي توان ديد كه از ترس بازداشت شدنشان در قالب طرح امنيت اجتماعي در فضاي اجتماعي حضور دارند و با اين توصيف مي توان گفت كه كاهش حضور اجتماعي آنان نشان از ناامني اجتماعي جامعه است.
    
    جامعه شناسان كاركردي بر مفهوم نظم اجتماعي تاكيد زيادي دارند و معتقدند با وجود نظم اجتماعي افراد و اجزاي جامعه، وظايف به راحتي انجام مي شود و بي ثباتي در نظم اجتماعي باعث اختلال نقش و كاركردي افراد در سطح جامعه مي شود، در واقع يكي از شرايط وجودي امنيت اجتماعي خود نظم اجتماعي است و در صورت وجود نظم اجتماعي است، كه مي توان امنيت اجتماعي را تصور كرد. اگر جامعه اي داراي نظم اجتماعي باشد داراي ثبات اجتماعي هم خواهد بود زيرا كه در سطح كلان در چنين جامعه اي امنيت اجتماعي وجود دارد و براي نظام سياسي و سازمان حكومتي آن نيز خطر و تهديدي مشاهده نمي شود.
    
     نظم اجتماعي در سطح جامعه مستلزم نظام ارزشي مشترك است كه از طريق فرآيند اجتماعي شدن به افراد جامعه منتقل مي شود و افراد از اين طريق به وظايف و حقوق خود واقف مي شوند. در واقع اگر افراد جامعه نظام ارزشي مشترك را عادلانه تصور كنند وفاق و ثبات اجتماعي افزايش خواهد يافت، در غير اين صورت امنيت اجتماعي نيز در خطر است.
    
    در دوران جديد عنصر اصلي ثبات و نظم و امنيت به مقدار سرمايه اجتماعي، ميزان پايبندي به ارز ش ها و هنجارهاي جمعي و به فضايل اخلاقي باز مي گردد. بر اثر تداوم اينچنين شرايطي و افزايش ناامني اجتماعي، سرمايه اجتماعي در جامعه رو به زوال مي رود و در درازمدت پيامدهاي منفي بي شماري بر جامعه انساني مي گذارد. به عبارت ديگر در اين چنين شرايطي زندگي اجتماعي براي انسان ها دردناك مي شود و روابط اجتماعي كم كم دچار فرسايش مي شود، چرا كه در صورت فقدان امنيت اجتماعي، انسان ها در روابط اجتماعي خود با ديگران دچار شك و ترديد مي شوند و از برقراري روابط اجتماعي با ديگران پرهيز مي كنند و اين موضوع مي تواند در كاهش اعتماد هر چه بيشتر مردم به نهادهاي دولتي نيز موثر واقع مي شود كه در صورت بروز اين رويداد سرمايه دولت كه همان اعتماد مردم است، از دست مي رود.
    
     اگر در گذشته مرجع امنيت را دولت ها مي دانستيم، اكنون بايد مرجمع امنيت را جامعه بدانيم و اگر در گذشته امنيت خود را در پرتو ثبات يگانگي و آرامش جست وجو مي كرديم امروزه بايد مفاهيمي نظيرتغيير، كثرت و بحران را وارد آحاد تعريفي امنيت بنماييم. اگر در گذشته به امنيت به عنوان يك پروژه حكومتي مي نگريستيم، اكنون بايد به آن به عنوان يك پروسه اجتماعي بنگريم.
    
    
     منابع:
    
    
    1-بوزان، باري13788) مردم، دولت ها و هراس، ترجمه پژوهشكده مطالعات راهبردي، تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردي، چاپ اول. ص 17

2-پیرعلی،مصطفی ،1389،پوشش اطلاعاتی،تهران:دانشکده اطلاعات

    
    
    2-كيوان حسيني، اصغر 13799< )دوازده نكته محوري در باب امنيت>، فصلنامه مطالعات دفاعي و امنيتي، سال هفتم، شماره 25. ص 84
    
    
    3-تاجيك، محمدرضا 13799) جامعه اي امن در گفتمان خاتمي، تهران: نشرني، چاپ اول، ص 37
    
    
    4-خوش فر، غلامرضا 13800< )نقش امنيت در تحقق قانونگرايي در جامعه>، اطلاعات سياسي و اقتصادي، شماره 144-143، ص 97
    
    
    5-نويدنيا، منيژه 13822< )درآمدي بر امنيت اجتماعي>، فصلنامه مطالعات راهبردي، سال ششم، شماره 19. ص 57
    
    
    6-نصري، قدير 13788< )معنا و اركان جامعه شناسي امنيت>، از جزوه مفهوم شناسي امنيت
    
    
    (شرحي بر تهديدات)، موسسه مطالعات راهبردي.ص 216
    
    
    7-نويدنيا، منيژه 13822< )درآمدي بر امنيت اجتماعي>، فصلنامه مطالعات راهبردي سال ششم، شماره 19. ص 62
    
    
    8-روي، پل 13822< )معماي امنيت اجتماعي>، ترجمه منيژه نويدنيا، فصلنامه مطالعات راهبردي، سال ششم، شماره 21، ص 12
    
    
    9-ركس، جان13800<)اقليت قومي و دولت ملي: جامعه شناسي سياسي جوامع چند فرهنگي>، ترجمه محمدسعيد ذكايي، فصلنامه مطالعات ملي، سال دوم، شماره 8، ص 165
    

10-غفار پارسا

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آبان 1393ساعت 8:19  توسط مهزیار  | 


  ● تعریف فتنه[1] 
فتن: گذاشتن طلا در آتش است تا خوبی آن از ناخوبی آشکار شود.[2]
فتنه: آن است که به وسیله­ی آن چیزی امتحان شود.[3]
فاتن: اسم فاعل است یعنی آزمایش­گر و فتنه­انداز.
فتنه، فتنا، فتونا، آزمود او را، در فتنه افکند او را، به شگفت آورد او را.
فتنه: گناه، عذاب، آزمایش، شگفت، گناه­ورزی، ناسپاسی، رسوایی، دیوانگی، خلاف، گمراهی.[4]
در قرآن فتنه به معانی مختلف به کار گرفته شده است. 1- قرآن فتنه را در موضع آزمایش، یک سنت تاریخی دانسته و آن را به همه امتها گسترش می­دهد.
احسب الناس ان يترکوا ان يقولو امنا و هم لايفتنون، و لقد فتنا الذين من قبلهم.[5]
آیا مردم گمان می­کنند که وقتی گفتند ایمان آوردیم رها کرده می­شوند و امتحان نمی­کنیم؟ قطعاً ما قبل از اینان را هم امتحان کردیم.
علت امتحان را نیز مشخص شدن خوب از بد، صادق از فریبکار می­داند.
فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الکاذبين[6]
تا بداند خدا آنها را که راست می­گویند و آنها را که دروغگویند.
در معنی لغوی فتنه دیدیم که طلا را در آتش می­گذارند تا ناخالص آن جدا شود. این جا هم انسان درمقابل امتحانات قرار می­گیرد تا:
اولاً: صدق گفتار او مشخص شود و در حقیقت، امتحانات خدا افشاگر چهره‌ی مدعیان است و خدا با مواجهه دادن آنها در مقابل مسائل مختلف، آنها را به عکس‌العملی وا می­دارد که عمقِ ایمان و اعتقاد و صدق آنها معلوم شود و اینست که امتحان خدا نوعی افشاگری است.
ثانیاً: در مواجهه با مشکلات و تنگناها و پیچیدگیها، انسان ساخته شده و ناخالصیهای وجودی و اعتقادی خود را متوجه گشته و آنها را علاج و اصلاح نماید. آنکه به عمق توجه دارد، از محاسبه‌ی نفس از این آزمایشها برای خودسازی و کمال بهره می­جوید.
و لنبلونکم حتی تعلم المجاهدين منکم و الصابرين[7]
شما را می­آزماید تا مجاهدین شما و صبرکنندگان شما مشخص و دانسته شوند. آنچه خدا انسان را با آنها می­آزماید یعنی در مواجهه با شرایط و اسباب مختلف قرار می­دهد تا عکس­العمل او را اندازه­گیری کند عبارتند از:
  الف: مال و فرزندان
واعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنة و ان الله عنده اجر عظيم[8]
آگاه باشید که اموال و اولاد شما اسبابِ آزمایش و ابتلا شما هستند و پاداش بزرگ نزد خداوند است.
بر همین مضمون آیه 15 سوره تغابن نازل شده است. انتهای آیه «ان الله عنده اجر عظیم» نشان می­دهد که اموال و اولاد، وابستگیهای قوی هستند که بایستی دلبستگی به آنها در حد وظیفه باشد، به گونه­ای که در موارد ضرورت و ایجاب حرکت، مانند زمان جهاد و ایثار، بتوان از آنها گذشت و مانعی در راه حرکت انسان نباشند. و این خود آزمایش بزرگی است برای مردم که مشخص شود تا چه اندازه ساخته شده­اند و تا چه حد به خدا نزدیک شده و هدفِ خلقت را دریافته­اند.
  ب- شرّ و نیکی
کل نفس ذائقة الموت و نبلوکم بالشر و الخير فتنة و الينا ترجعون[9]
هر نفسی، مرگ را می­چشد و همه‌ی شما را با خوبیها و بدیهایی می­آزماییم و بازگشت شما به سوی خداست.
انسان در مقابل رویدادها و حوادثِ خوب و بد قرار می­گیرد، خوب از نظر هدف خلقت و بد از نظر حرکت قهقرایی. و او در مقابله‌ی آنها خویشتن خویش را ظاهر می­کند. در رویدادهای شرّ همه‌ی شرایط و تمامی رویدادها او را به سوی گمراهی می­کشانند و تلاش شیطانها بر فریب او قرار می­گیرد، هوشیاری و عملکرد صحیح اوست که از به نتیجه رسیدن تلاشهای شیطان­صفتان جلوگیری می­کند و خلوص و ایمان او را به ظهور می­رساند و عمیق­تر می­سازد و به پیش می­برد.
و در مقابله با رویدادهای نیکو نیز آزمایش می­شود که آیا به دست آوردن پیروزی از مجرای حق و عدالت خارج می­شود یا در خط حرکت اسلام باقی می­ماند؟
ان الانسان خلق هلوعاً اذا مسه الشرّ جزوعاً و اذا مسه الخير منوعاً الا المصلين الذينهم علی صلاتهم دائمون[10]
انسان متنوع خلق شده است، هرگاه به او بدی روی آورد ناله می­کند و هنگامی که به او خیری دست می­دهد به خوشحالی و قهقهه می­افتد مگر نمازگزاران، آنها که دائم در حال نمازند.
این آیه نشان می­دهد که انسانِ مسلمان در حرکت خود باید تنها به خدا بیاندیشد و به قول امام خمینی قدّس سرّه، پیروزی را در انجام تکلیف می­داند نه در پیروزی ظاهری، و شکست را همین­طور، او تنها باید به این مسأله بیاندیشد که آنچه برای تکامل اوست و او را در رسیدن به خدا کمک می­کند با خلوص و درستی انجام دهد و اگر توانست آن­گاه خود را پیروز می­داند، در غیر این صورت شکست خورده است، اگر چه در ظاهر پیروز شده باشد.
  ج- تمامی آنچه در زمین در اختیار انسان قرار داده شده است.
انا جعلنا ما علی­الارض زينة لها لنبلوهم ايهم احسن عملا[11]
ما هر آنچه در زمین است زینت برای شما قرار دادیم تا بیازماییم شما را که کدام یک کردار نیکو دارید.
انسان، امانت­دارِ خداست، آنچه در روی زمین در اختیار انسان نهاده شده است به طور امانت است، امانت­دهنده خدا و امانت­گیرنده انسان است و در این رابطه، انسان است که با نحوه عمل با امانت، ماهیت خود را نشان می­دهد. آن که امانت را در مسیرِ خواستِ امانت­دهنده به کار می­گیرد روسفید است؛ آن جا که لازم است ایثار می­کند، آن­جا که ضرورت ایجاب می­کند و امت اسلامی نیاز دارد، به کمک برمی­خیزد و جان خود را که امانت است و مال خود را که امانت است می­دهد، و آن را جز ادای تکلیف چیزی نمی­داند، و به فرموده امام خمینی قدّس سرّه: «وقتی همه از اوست در راه او دادن کار نیست، که چیزی که از خود اوست در راه خود اوست».
  د- امتحان انسانها به وسیله یکدیگر
و جعلنا بعضکم لبعض فتنة اتصبرون و کان ربک بصيرا[12]
و بعضی از شما را سبب آزمایش بعضی دیگر قرار دادیم، آیا پس صبر می­کنید؟ و خدا آگاه و بیناست.
و کذلک فتنا بعضهم ببعض ليقولوا اهولاء من الله عليهم من بيننا[13]
و چنین است که بعضی از شما را با بعضی دیگر امتحان می­کنیم تا این که گویید آیا خدا فقیران را از میان برگزیده؟
حرکت انسان خواه ناخواه در جامعه موافق و مخالف خواهد داشت. طعنه­ها، تهمت‌ها و افتراها از سوی دشمنان زده خواهد شد، تمسخرها و ریشخندها و تحقیرها از سوی شیطان­گونه­ها انجام می­شود و اوست که در این حرکت یا با استقامت و صبر این هجومها را در هم می­شکند و ادامه می­دهد و یا جذب شخصیتها شده و حرکت خود را از دست می­دهد. در جامعه بعضی را خداوند به مال و مقام افزونی می­دهد یا با تقوی و اخلاص او را برتری می­بخشد. همین افزونیها و برتریها موجب آزمایش دیگران می­شود که چگونه عمل می­کنند، آیا در برابر افزونیها صبر پیشه می­کنند یا با بی­تابی و از هر راهی درصدد رسیدن به آنچه دیگران دارند برمی­آیند و از روی حسادت و بغض با مخلصان رو به رو می­شوند یا از روی صدق.
  2- قرآن، فتنه را به معنی فریب، گول زدن و غافل کردن به کار برده است.
يا بنی آدم لايفتنکم الشيطان کما اخرج ابويکم من الجنة[14]
ای فرزندان آدم، شیطان همانگونه که پدر شما را فریفت و از بهشت خارج کرد شما را نفریبد!
فما امن لموسی الا ذرية من قومه علی خوف من فرعون و ملائهم ان يفتنهم[15]
پس کسی به موسی ایمان نیاورد مگر فرزندان قبیله‌ی او، آن هم با ترس از فرعون و اشراف قوم او، مبادا آنها را به فتنه دراندازند.
این فریبها که در شکلهای مختلف انجام می­شود البته برای آزمایش انسان است و مواردی است که مستقیماًٌ انسان در مقابل فریبها و نیرنگها قرار می­گیرد و آمادگی و آگاهی او در موفقیت او نقش بزرگی دارد.
موارد فتنه و فریب و غافل کردن در قسمتهای دیگر مطرح خواهد شد. آنچه یادآور می­شویم آیه فوق است و این که چگونه شیطان توانست آدم را فریب دهد؟
خداوند می­فرماید:
لقد ابتغوا الفتنة من قبل و قلبو لک الامور حتی جاء الحق[16]
منافقین قطعاً می­خواهند ایجاد فتنه کنند، آنان مسایل و کارها را وارونه و برعکس می­نمایند تا   آن­گاه که بر تو حق و درست آنها آشکار گردید.
در این آیه، وارونه­سازی برای فریب دادن و گول زدن، فتنه معرفی شده و آن را از جانب منافقین می­داند که همیشه درصدد ایجاد جوً آشفته و استفاده از نام آن هستند.
مولا علی (ع) در ضمن سخنان خود به هر دو معنی فتنه اشاره دارد، آن جا که می­فرماید: نباید یکی از شما بگوید، پروردگارا به تو پناه می­برم از این که مرا دچار فتنه سازی، زیرا هیچ­کس نیست که در فتنه نباشد، لکن باید به خدا پناه برد از فتنه­های گمراه کننده وگرنه خداوند در سوره 8 آیه 28 فرماید: بدانید که اموال و اولاد شما فتنه­اند، و معنی این آیه این است که خداوند بندگانش را با مال و اولاد آزمایش می­کند تا این که روشن گردد چه کسی برای روزیش ناخرسند و کدام کس به قسمتش راضی است. گو این که خداوند به حال بندگانش از خودشان داناتر است، لکن این آزمایش برای آن است که کارهایی که در خور ثواب و یا سزاوار عقاب­اند روشن گردد، زیرا برخی از آن بندگان دوستدار پسران و دشمنان دختران و برخی خواهان فزونی مال و بدخواه اختلال در حال هستند.[17]
شهید آیه­الله دستغیب ایجاد پراکندگی در جماعات دینی و جاسوسی برای ظالمان را نیز فتنه دانسته است.
«از جمله فتنه‌ی دینی است جمعی را که با هم یکدل و یک­جهت متوجه خدا و به یاد پیغمبر و امام خود هستند بین آنها جدایی انداختن و ایشان را متشتت و متفرق ساختن یا به قوًه قهریه یا به القاء شبهه و بدبینی بین مأمومین نسبت به امام جماعت و پیشوای دینی یا مأمومین را نسبت به یکدیگر و خلاصه اتحاد قلوب را که موجب هر خیری است و مقصود شارع مقدس است مبدل کردن به جدایی که موجب هر شرّی است و مغبوض شارع مقدس است، فتنه است.»[18]
«از موارد مسلمّ فتنه، جاسوسی کردن برای حکام و ظلمه است و بزرگی مفسده و خطر آن و اکبر بودنش از قتل پرظاهر است، چرا که یک جاسوسی و فتنه­انگیزی ممکن است سبب قتلها و جنایتها بشود مانند «معقل» جاسوس ابن زیاد لعین که سبب گرفتاری و کشته شدن حضرت مسلم و هانی بن عروه گردید و بلکه فجایع کرب و پس از آن مستند به فتنه این جاسوس ملعون است.»[19]
  نشانه­های فتنه
فتنه از آن جهت که «فراگیر» است دقیقاً بایستی بررسی شده، نشانه­هایش مشخص و راههای نطفه بستن و گسترش آن معین شود. اگر فتنه تنها دامان فتنه‌گران را می­گرفت شاید نیاز به بررسی و تعیین آن نبود، اما از آن­جا که فتنه تمامی جامعه را دربر­می­گیرد و مسیر مردم را از حق به باطل؛ از عدل به ستم و از امامت به خلافت منحرف می­کند، از اهمیت ویژه­ای برخوردار می­شود:
واتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منکم خاصة[20]
دوری کنید از فتنه که تنها مخصوص ستمکاران نخواهد بود (که مظلومان را نیز فرا خواهد گرفت).
  راههای ایجاد فتنه الف: بدعت 1- معنی بدعت
بدعه اسم مصدر ابتداع است چون رفعه از ارتفاع و بیشتر در کم و زیاد کردن در دین به کار می­رود «مصباح».[21]
علامه مرحوم مجلسی در شرح رأی مبتدع می­گوید: رأی مبتدع یعنی فتوایی که سند و دلیلِ درستِ شرعی ندارد و صاحب آن خود را در قانونگذاری شریک خدا کرده است. [22]
شهید اول بدعت را امور تازه­ای می­داند که حرام باشد و آن را عملی می­داند که دلیل تحریم آن را فرا بگیرد، مثل تقدم غیر امام معصوم بر امام معصوم، غصب مناصب ویژه امامت، دست­اندازی والیان جور به اموال مسلمانان و جلوگیری آنها از مستحق و جنگ با اهل حق و تبعید ایشان و کشتار بر پایه‌ی بدگمانی و واداشتن مسلمانان بر بیعت با فاسق و ...[23]
حضرت امام صادق (ع) می­فرماید: کسی که مردم را به خودش بخواند و حال آن که در بین ایشان از او داناتری است، پس از بدعت­گذارنده‌ی گمراه کننده است.[24]
و نیز فرمود کسی نیست که بدعتی نهد جز آن که سنتی را با آن از میان می­برد.[25]
پیغمبر خدا (ص) فرمود: هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است.[26]
ابی العباس گوید از امام صادق (ع) پرسیدم از کمترین چیزی که انسان به واسطه‌ی آن مشرک گردد؟ گوید فرمود: هر که رأیی را بدعت گذارد، چه به واسطه‌ی آن محبوب گردد و چه به واسطه‌ی آن مغبوض شود.[27]
بنابراین بدعت تغییر دادن دین الهی به رأی و عقل خود و چیزی بر آن افزودن یا کم کردن است چه در اصول و چه در فروع. [28]
  2- هدف و نحوه‌ی ایجاد بدعت
و ان احکم بينهم بما انزل الله و لاتتبع اهوائهم و احذرهم ان يفتنوک عن بعض ما انزل الله اليک.[29]
و ای پیامبر حکم کن به آنچه خدا به تو نازل کرده است میان آنها، و از هوای نفس و خواهشهای آنها پیروی مکن، مبادا تو را فریب دهند و در بعضی از احکام خدا تغییر ایجاد کنند.
آیه صراحتاً مطرح می­کند که گروهی هستند که منافع آنها ایجاب می­کند که در احکام خداوند تغییراتی ایجاد نمایند. پیروی از خواسته‌ی آنها به هر شکلی که باشد، فتنه و فریب است و هرکس که بخواهد در حکم خدا به هر علتی، تغییر ایجاد کند او بدعت­گذار است و با ایجاد بدعت در جامعه ایجاد فضای شک و تردید می­کند.
علی (ع) طی جملاتی زیبا دلیل بدعت و شکل آن را مطرح می­کند:[30]
آگاه باشید که منشأ فتنه­ها، پیروی از خواهش نفس است و احکامی که بر خلاف شرع ابداع می­شود، و کتاب خدا یا این خواهشها و بدعتها مخالف است، و مردم از آنها که چنین خلافهایی را عین دین خدا می­کنند، پیروی می­نمایند.
پس اگر باطل با حق در هم نمی­شد، راه حق بر خواستاران آن پوشیده نمی­گردید، و اگر حق را با باطل در هم نمی­آمیختند و خالص نشان داده می­شد، دشمنان هرگز نمی­توانستند از آن بدگویی کنند ولکن، آنها که فتنه­انگیرند، قسمتی از حق را با قسمتی از باطل در هم آمیخته­اند، پس آن­گاه شیطان بر دوستان خود تسلط پیدا می­کند و کسانی که لطف خدا شامل حالشان گردیده است نجات می­یابند.
در خطبه‌ی فوق علی (ع) به دو مطلب اشاره می­فرمایند:
1-       هدف از ایجاد بدعت
2-       نحوه‌ی ایجاد بدعت
1- هدف از ایجاد بدعت
هدف از ایجاد بدعت، پیروی شدن ایجادکنندگان آن به وسیله مردم است. کسانی که عقده‌ی خود بزرگ­بینی دارند، کسانی که خواهشهای نفس بر آنان مسلط است و هنوز به تزکیه و اخلاص نرسیده­اند، آنهایی که برتری­طلبی و قدرت­خواهی به هر علتی بر وجودشان مخفی و آشکار حکومت می­کند، اینان برای این که بتوانند گروههای مردم را به دنبال خود داشته باشند تا هم ارضاء خواهش نفس کنند و هم به قدرت برسند، آن هم مردمی که پیرو مکتب اسلام هستند و اصول مکتبی بر آنها حکومت می­کند، چه باید بکنند؟ آیا می­توانند اهداف شوم خود را صریح و روشن به مردم بگویند؟ هرگز. آنان راه نفاق در پیش می­گیرند، آنچه در دل دارند آشکار       نمی­سازند. زبانهایشان به چیزهایی گشوده می­شود که با باطن آنها متفاوت است. شعارهای زیبا و فریبنده می­دهند. آن­چنان سخن می­گویند که گویی دوای دردها نزد آنهاست، در حالی که خود بدترین درد جامعه هستند. قرآن چه زیبا، آنان را افشا و معرفی می­نماید:
و من الناس من يقول امنا بالله و باليوم الاخر و ما هم بمومنين.
گروهی از مردم هستند که می­گویند به خدا و روز قیامت ایمان آوردیم، در حالی که واقعاً ایمان نیاورده­اند.
يخادعون الله و الذين امنوا و ما يخدعون الا انفسهم و ما يشعرون
با خدا و مؤمنین خدعه و نیرنگ می­کنند، در حالی که به خودشان خیانت می­کنند، اما شعورشان به این امر نمی­رسد.
فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا و لهم عذاب اليم بما کانوا يکذبون.
در دلهای آنان مرض است و خداوند این مرض را می­افزاید و برای آنها به سبب آنچه تکذیب کردند عذاب دردناکی خواهد بود.
و اذا قيل لهم لاتفسدوا فی­الارض قالوا انما نحن مصلحون
و اگر گفته شود به آنان، که در زمین فساد مکنید، می­گویند ما اصلاح­گریم.
الا انهم هم المفسدون و لکن لايشعرون
آگاه باشید که اینها مفسد هستند، لیکن خود آن را نمی­فهمند.[31]
ادامه آیات هم درباره رفتار آنان است که از یک سو با مؤمنان رفت و آمد می­کنند و با آنان از ایمان خود سخن می­گویند و از دیگر سو با دوستان شیطان صفت خود خلوت می­کنند و خود را از آنان می­دانند و مؤمنان را به مسخره می­گیرند.!!
مرتبطین با بیگانگان همواره همین گونه عمل می­کنند. اینان نفوذیها و غریبه­هایی هستند که به دنبال شکار خودیها و ایجاد شقاق و فتنه در میان آنها هستند، و برای این کار از لباس حق سود می­جویند. فتنه­گران، برای ایجاد اختلال در مسیر حرکت مردم و پیروی آنان از رهبری و امام، با طرح مباحثی متشابه که می­تواند دارای معانی مختلف و وجوه متفاوتی باشد، ذهنها را دچار شبهه و تردید می­سازند و بین آنان و امام و رهبری فاصله می­اندازند. وقتی خوارج شعار «لا حکم الا الله» که شعاری قرآنی است سر می­دهند، مردم نسبت به حکومت علوی دچار شک و ریبه می­شوند و چه بسا حضرت درباره این شعار فرمودند:
کلمه الحق يراد به الباطل
آری کلمات حقی را به کار می­برند در حالی که از آنها مراد و قصد باطلی را دارند. این شعار در صورت واقع، اساس حکومت اسلامی را نشان می­دهد که مبتنی بر حکم الهی است. در حالی که خوارج از آن در جهت نفی حکومت علوی که مظهر حکومت الهی و اجرای احکام آن است، بهره گرفتند.
بنابراین هدف از ایجاد بدعت، جلب توجه مردم به خود و ایجاد فاصله و تردید میان آنان و رهبری و امام عادل است.
ای بندگان خدا، شما را به ترس از خدا سفارش می­کنم و از مکر و فریب اهل نفاق برحذرتان  می­دارم که این گروه، گمراهند و گمراه­کننده، خطا­کارند و خطا­کار­کننده، هر ساعت به رنگی و هر روز به حالی  در­می­آیند و شما را به هر وسیله­ای زیر نظر دارند و در هر کمینگاهی در کمین نشسته­اند. دلهایشان بیمار و ظاهرشان آراسته و پاک است... وقتی توصیف می­کنند و حرف می­زنند مثل آن است که داروی دردها را تجویز می­کنند، ولی اعمالشان دردی بی­درمان است... برای فریب هر دلی طبق میل او وسیله­ای دارند و در هر غم و غصه اشکها می­ریزند.
تعریف کردن از یکدیگر را به هم وام می­دهند و بعد در انتظار تلافی و پاداش طرف خود هستند. هر چه را بخواهند در رسیدن به آن اصرار نمایند و کسی را که ملامت کنند پرده­دری (بی­آبرو) کنند... در برابر هر حقی، باطلی دارند. در مقابل هر راستی، انحرافی دارند...
با تظاهر به بی­اعتنایی به مال مردم، خود را به آنچه طمع دارند می­رسانند... می­گویند و با گفته­های خود شبهه در دلها می­اندازند، و چون از چیزی تعریف کنند آن را آب و تاب می­دهند و به این طریق راه خود را برای دیگران آسان جلوه می­دهند، و آن­گاه آنان را در پیچ و خمهایش سرگردان نگاه می­دارند. منافقین یاران شیطان و شعله­های آتش سوزانند. آنان حزب شیطانند و بدانید که حزب شیطان زیانکارانند.[32]
اینست که ما در بسیاری از احادیث مشاهده می­کنیم که تأکید فراوان شده است به این که:
اولاً از بدعت­گذار پیروی و اطاعت ننمایید.
امیرالمؤمنین علی (ع) می­فرماید: کسی که نزد بدعت­گذارنده­ای رود و احترامش کند، هر آینه در خراب کردن دین اسلام کوشیده است.[33]
حضرت امام صادق (ع) بدعت را از گناهان کبیره شمرده و چون رسول خدا (ص) فرمودند: هر کس در صورت بدعت­گذارنده­ای بخندد، هر آینه دین خود را خراب کرده است.[34]
علی (ع) فرمود: دو مرد نزد خدا دشمن­ترین مردمند: یکی مردی که پیروی می­کند از سخن بدعتها و گمراهیهای مردم، پس این مرد سبب فتنه و فساد است برای کسی که به سبب او در فتنه می­افتد.[35]
ثانیاً از امام، پیروی و اطاعت کنید:
ابی عبدالله (ع) فرمود: مردم مأمورند ما را بشناسند و به ما مراجعه کنند و تسلیم به ما باشند، سپس فرمود: و اگر چه روزه دارند و نماز­گذارند و شهادت دهند که جز خدا معبود شایسته­ای نیست، اما اگر در دل گیرند که به ما مراجعه نکنند، بدین سبب مشرک باشند.[36]
چرا که در صورت عدم مراجعه به امام که عالم به احکام از طرف خداست، در فهم بسیاری از امور درمی­مانند و بناچار باید بدعت­گذارند و از طرف خود حکم بتراشند و یا به بدعت­گذار رجوع نمایند.
 
2- نحوه‌ی ایجاد بدعت
بدعت­گذار: از یک سو؛  نمی­تواند با مبانی اعتقادی مردم مخالفت کند زیرا سریع طرد می­شود.
از دیگر سو؛ خود نیز به سبب پاره­ای اعتقادات نمی­خواهد یا نمی­تواند با اصول مکتب انکار ورزد اما از طرفی، وجود عناصر سست و ناخالص در او و فکر او، پاره­ای از خواهشها و خواستها را در دل و ذهن او رشد داده است و برای او آراسته و جنبه‌ی حقیقت به آن داده است. پس چه کند؟
مذهب را رها نمی­کند، خویشتن را هم وا نمی­نهد، هر دو را می­گیرد یعنی اصول و احکام مکتب را براساس خواهشها و نیازها و اهداف خویش بیان می­کند و رأی و تدبر خویش را همچون جلوه‌ی راستین مذهب دانسته به مردم عرضه می­دارد!!
لذا اقدام به آمیختن حق با باطل می­کند و با این کار؛ اولاً: رأی باطل او به صورت حق جلوه داده می­شود!!
ثانیاً: قسمتی از حق که مزاحم هدفهای بدعت­گذار است پوشیده و باطل جلوه داده می­شود!! چنین اقدامی سبب می­شود که مردم از تشخیص مسائل فرو مانند. نه حق خالص است که آن را باز شناسند و نه باطل عریان است که اهل آن را سریعاً بازشناسی کنند.
خصوصاً اینان به اصولی بیشتر توجه خواهند کرد که رهبریت جامعه‌ی مسلمین را مشخص  می­کند. این مسأله را تجربه‌ی تاریخی به خوبی ثابت کرده است و ما در جای خود در این مورد به اندازه‌ی کافی صحبت خواهیم کرد. خوب، مردم می­مانند که از چه کسی پیروی و حرف شنوی کنند!! اگر او حق است پس اینها چه می­گویند؟ و اگر اینها حق است پس از او چه می­شنود؟
و چه جالب مولا علی (ع) فرمود: که پس از آمیختن حق با باطل است که شیطان بر دوستان خود مسلط می­شود. دوستان شیطان چه کسانی هستند؟ مگر خود شیطان به سبب چه خصوصیتی شیطان شد و از درگاه خداوند پس از آن همه عبادت رانده شد؟ مگر شیطان استکبار نکرد؟
آری، شیطان خودبزرگ­بینی کرد، غرور او را فرا گرفت، خودخواهیها در او زبانه کشید و بعد از خودخواهی، در مقابل فرمان خدا ایستاد و استدلال هم آورد؟!
«دقت شود که شیطان با استدلال با خدا مخالفت کرد، اما استدلالی که دقیقاً از خودخواهی او ناشی می­شد.»
دوستان شیطان کسانی هستند که زمینه­های خودخواهی و تکبر و گردنکشی در آنها هست و به رموز دین نیز آشنایی دارند، و هنگامی که با این آگاهی و آن زمینه‌ی فساد درونی به آراء خود متکی شدند و ایجاد بدعت نمودند، شیطان با آنان همراه و همگام می­شود و آنان را در این مسیری که گام نهاده­اند هر لحظه به جلو می­برد تا آن­گاه که کاملاً مقابل حق بایستند و هلاک شوند.
داستان خوارج که همگامان علی (ع) بودند و شمشیرزنان رکاب او، عبرتی است بزرگ که به موقع بررسی خواهد شد، اما این قدر اشاره می­شود که هم­اینان با یک نافرمانی از امام علی (ع) ؛ عدم قبول ادامه‌ی جنگ با معاویه و رد حکمیت مورد نظر امام؛ در مسیر شیطانی افتاده به جایی رسیدند که مقابل علی (ع) ایستادند. هم خود نابود شدند هم علی (ع) را عاقبت به شهادت رساندند. قرآن برای پیشگیری از این مسأله دستور می­دهد:
فليحذر الذين يخالفون عن امره ان تصيبهم فتنة او يصيبهم عذاب اليم.[37]
پس باید بترسند آنها که مخالفت امر خدا می­کنند از این که آشوب گریبان آنان را بگیرد یا عذاب دردناک خدا را متوجه آنان سازد.
و بدین گونه به آنها که آشکار و پنهان، با امر خدا، مخالفت می­کنند هشدار می­دهد که گرفتار فتنه خواهید شد و امر بر خود شما مشتبه شده، شیطان مسلط می­شود و از شما فتنه­گری می­سازد برای تباهی امت اسلامی. پس دست از مخالفت امر خدا بردارید، احکام او را دقیقاً اجرا نمایید، از خودرأیی بپرهیزید و امامت جامعه را تبعیت و پیروی کنید و از اجتهاد خود در مقابل امر امام دوری نمایید.
  ب: شبهه 1- معنی شبهه
مانند کردن، شبیه کردن؛ شبه علیه الامر، مشکل شد بر او کار. شبیه شد بر او کار؛ شبهه، شبهات: پوشیدگی کار و مانند آن، کاری که در آن حکم به خطا نتوان کرد. امور مشتبهه و مشبهه: کارهای مشکل.
متشابه: آنچه معنی و حقیقت آن معلوم نشود، کارهای مشکل و مانند هم. «بر وزن علم و فرس» مثل و نظیر. شبهه آن است که دو چیز در اثر مثل هم بودن از همدیگر تشخیص داده نشوند، مانند «و ما قتلوه و ما صلبوه ولکن شبه لهم»[38]
عیسی را نکشتند و به دار نزدند لیکن کار بر آنها مشتبه شد.[39]
علی(ع) در معنی شبهه می­فرماید:
شبهه از آن­رو شبهه نامیده می­شود که شبیه و مانند حق جلوه می­کند.[40]
  2- شبهه و متشابهات و نقش آن در ایجاد فتنه
فتنه­گران می­کوشند در هر موردی که امکان دارد دو چیز یا چند چیز شبیه به هم ایجاد کنند تا مردم در انتخاب در­ مانند و امکان تشخیص و شناسایی را از دست بدهند، و آنگاه آنان آنچه را که در نظر دارند و هم شکل و شبیه حق درست کرده­اند به عنوان حق به مردم بشناسانند و انحراف ایجاد کنند.
فتنه­گران از قرآن هم نمی­گذرند، و از متشابهات قرآن نیز برای هدف خویش یعنی مشتبه کردن چند مسأله استفاده می­کنند.
هو الذی انزل عليک الکتاب منه آيات محکمات هن ام­الکتاب و اخر متشابهات فاماالذين فی قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله و ما يعلم تأويله الاالله و الراسخون فی العلم يقولون امنا به کل من عند ربنا.[41]
ای پیامبر، خداوند قرآن را بر تو نازل کرد، در آن آیات محکم و آیات متشابه هست، اما کسانی که در دلشان مرض است قسمتهای متشابه را تبعیت می­کنند تا ایجاد فتنه و تأویل کنند، ولی تأویل آن را نمی­داند مگر خدا و راسخون در علم، همانان که می­گویند ایمان آوردیم به «قرآن» تمام آن از خداست.
به طور خلاصه آیات محکم آیاتی هستند که مفاهیم و مقاصد آن صریح و روشن است مانند حکمها، و آیات متشابه آنها هستند که مفاهیم و مقاصد آنها مشابه است و به تعمّق و تدبّر نیاز دارد. برای آگاهی بیشتر به تفاسیر قرآن و قاموس قرآن مراجعه شود. آنچه مورد بحث ماست، استفاده‌ی بیماردلان از آیات متشابه است. آنها آیات محکم را رها می­کنند و برای هدفهای سوء خود به آیات متشابه توجه می­نمایند و از آنها برای ایجاد فتنه و تأویلهای نادرست استفاده      می­کنند، در مقابل آنها، راسخون در علم قرار دارند که همه‌ی قرآن را مشتمل بر محکمات و متشابهات می­پذیرند.
این است که امام خمینی (ره) می­فرماید:
از چیزهایی که در اسلام ممنوع است تفسیر به رأی است. که هرکس آراء خودش را بخواهد به قرآن تطبیق کند...
 این چنین میدان باز نیست که انسان هرچه به نظرش آمد، بخواهد نسبت بدهد که قرآن این است و این را می­گوید.[42]
علاوه بر مسائل اجتماعی، حتی در مسائل شرعی و فقهی نیز متشابه­سازی و ایجاد شبهه وجود دارد و شیطانها یا به قول قرآن، مریض دلها، در صدد برمی­آیند که از این ترفند بهره­برداری نمایند.
«و به سبب شبهه­های نادرست و خواهشهای غافل­کننده و برای آن که حرام او را حلال گردانند، شراب را به آب انگور و خرما شبیه نموده، رشوه را به هدیه و ارمغان، ربا را خرید و فروش، می­شمارند. گفتم ای رسول خدا در آن هنگام ایشان را به کدام مرتبه حساب کنم، آیا آنها را کافر و مرتد بدانم یا به فتنه افتاده؟ فرمود: در مرتبه‌ی فتنه و آزمایش.»[43]
امام علی در وصف منافقین می­گویند:
يقولون فيشبهون و يصفون فيموهون[44]
می­گویند و مسائل را متشابه می­کنند و وصف می­کنند و آن را می­آرایند.
منافقین برای رسیدن به اهداف غیراسلامی خویش، با مشروعیت دادن به هر خط و گناهی، چنان سخن می­گویند که امر را مشتبه سازند و آنچه مطابق اهداف خودشان است زینت می­دهند و ده چندان می­آرایند. این روش آنان است. به خدا سوگند می­خورند و ادعای اسلامیت و پیروی از امامت و رسالت می­کنند اما عملاً با روشهای غیراسلامی و نافرمانی، جامعه را در تردید قرار می­دهند و با آشنایی که به مذهب دارند اصول و احکام آن را تفسیر و تأویل می­کنند و به این صورت همگام با کافران جوّ تبلیغاتی جامعه را آشفته می­سازند.
هنگامی که مولا علی(ع) کفر را و ستون­های آن را تشریح می­کند، شبهه را یکی از پایه­های اصلی کفر توصیف و می­فرمایند:
شبهه یکی از ستون­های کفر است و خود آن دارای چهار رکن است:
1- خوش آمدن از آرایش: اعجاب بالزينة. سبب می­شود که فرد عادت کند که مسائل را آب و تاب بدهد، رنگ و بویش را نکو کند و اگر توجه کنیم که مشتبه­سازی احتیاج به آراستن دارد پی به اهمیت این قسمت می­بریم، لذا علی (ع) می­فرماید: این کار، جلوگیری از کشف حقیقت    می­کند.
2- تسویل النفس: خودآرایی و می­فرماید که مایه‌ی در شهوت افتادن است.
3- تأول العوج: کج منشی که می­فرماید: صاحب خود را بسیار منحرف می­سازد.
4- لبس الحق بالباطل: آمیختن حق و باطل و می­فرماید: امواج ظلمتی است که بر همدیگر برآمده است.[45]
  ج: تغییر در مسیر مبارزه و در جهت خواسته­های مردم
یکی از راههای ایجاد فتنه و آشوب و آشفتگی، تغییر مسیر جامعه و تغییر جهت و توجه مردم است، تغییر در مسیر مبارزه و خواسته­های مردم به چند شکل صورت می­گیرد: 1- جلب توجه مردم از مسائل اصلی مکتبی به مسائل مادی و جزیی
امروز در حالی که جبهه خارجی در مقابل انقلاب به جنگ رویاروی دست زده است، پیش کشیدن «رفاه» جز تغییر در شعار امت و جز ایجاد سستی و رخوت در مردم هدفی ندارد و نتیجه­ای نخواهد داشت، بی­دلیل نیست که شعارهای شکم پرکن، نان و مسکن در و دیوار را   می­پوشاند، در زمانی که باید ایثار کرد و تداوم انقلاب نیاز به تحمل سختیها و صرفه­جویی­ها دارد انحراف در این مسأله و ایجاد خواستهایی که در این شرایط امکان انجام آن نیست و القاء شعارهای رفاهی جز تغییر در مسیر مبارزه نیست، و ایجاد تشویش و آشفتگی در سطح جامعه  می­نماید، تغییر شعارها و ایجاد جوّ فتنه و آشوب می­کند به گونه­ای که اولاً بین مردم اختلاف ایجاد می­کند، ثانیاً بین مردم «حداقل گروهی از مردم» با دولت اختلاف ایجاد می­کند، ثالثاً امکان مقاومت در برابر هجوم را می­کاهند و به این ترتیب زمینه را تدریجاً برای تغییر سیستم و تسلط خود فراهم می­کنند.
«از صدر اسلام تا کنون دو طریقه، دو خط بوده است: یک خط، خط اشخاص راحت­طلب که تمام همتشان به این است که یک طعمه­ای پیدا بکنند و بخورند و بخوابند. و عبادت خدا هم آنهایی که مسلمان بودند، می­کردند. اما مقدم بر هر چیزی در نظر آنها راحت­طلبی بود. در صدر اسلام از این اشخاص بودند. وقتی که حضرت سیدالشهدا (ع) می­خواستند مسافرت کنند به این سفر عظیم، بعضی از اینها نصیحت می­کردند که برای چه شما اینجا هستید، مأمونید و حاصل، بنشینید و بخورید و بخوابید...
یک دسته‌ی دیگر هم انبیاء بوده­اند و اولیاء بزرگ. آنها هم یک مکتبی بود و یک خطی بود. تمام عمرشان را صرف می­کردند در این که با ظلمها و با چیزهایی که در ممالک دنیا واقع می­شود، همشان را اینها صرف می­کردند در مقابله با اینها...
این دو رشته، از اول خلقت تا حالا بوده است. رشته‌ی تعهد به اسلام و ایستادگی در مقابل ظلم و ستم و دیکتاتوری و قدرتهای شیطانی ؛ و سازش ...
ما نباید تصور این را بکنیم که این ابرقدرتها از ما دست برداشته­اند. ملتی که می­خواهد زنده باشد و می­خواهد مستقل باشد و نوکر نباشد، وابسته نباشد و می­خواهد آزاد باشد و تحت سلطه نباشد، این ملت باید مهیا باشد برای همه چیز». [46]
  2- جلب توجه مردم از جبهه‌ی خارجی به جبهه‌ی داخلی
دشمن تلاش می­کند با یاری فتنه­گران توجه مردم را از جبهه‌ی خارجی به جبهه‌ی داخلی معطوف نماید. افرادی که امروز با طرح مسائلی تلاش می­کنند تفاوت برداشتها را از دین دامن بزنند و اختلافات را تشدید کنند و توجه مردم را از جبهه‌ی خارجی به سوی جبهه‌ی داخل و برخوردهای داخلی معطوف کنند، همین راه را می­روند، طرح اشکالاتی پیرامون ولایت فقیه، خط امام، حمله به امام و به روحانیت، حمله به قوه‌ی قضاییه، توهین به نهادها، زیر سؤال بردن جنگ و خون شهداء و بی­حرمتی به قانون اساسی، همگی چنان جوّی ایجاد می­کند که توجه مردم به جبهه داخل معطوف می­شود و از این فرصت دشمن خارجی حداکثر بهره­برداری را می­نماید.
امروز هم کسانی که تلاش می­کنند، وجود دشمن و توطئه­های بی­شمار و هر­ روزه‌ی او را نادیده انگارند و آن را توّهم بشمارند، همان راه را می­روند. وقتی دشمنان، به دشمنی خود با زبان اعتراف می­کنند و عملاً بودجه اختصاص می­دهند و رادیو راه­اندازی می­کنند و در مرزهای آبی ما، ناوهای جنگی خود را آرایش می­دهند و در مرزهای شرقی و شمالی، همسایه­ها را به ضدّیت با نظام جمهوری اسلامی، برمی‌انگیزند، غافل کردن مردم از این همه دشمنی، چه نامی می­تواند داشته باشد؟ آیا این عمل فتنه­انگیزی نیست؟
«عمده‌ی آن چیزی که باید آماج ذهن و فکر و عمل شما قرار بگیرد، مسأله براندازی است؛ مسأله براندازی آن کسانی که خودشان درصدد این امر خیانت­آمیز هستند، خیلی هم سعی دارند و دنبال می­کنند و پول خرج می­کنند، و درصدد هستند این را در ذهن مسؤولین – حالا مردم را در این زمینه خیلی مورد خطاب قرار نمی­دهند، مسؤولین رده­های مختلف از رده­های بالا تا رده­های پایین- دور کنند که ملتفت نشوند که قضیه چیست تا بتوانند کارشان را انجام بدهند. لذا هر کسی که بحث بکند از تلاش برای براندازی، هر کسی که بحث بکند از این که علیه انقلاب و علیه ملت ایران توطئه وجود دارد، هر کسی صحبت از دشمن خارجی بکند، یک جنجال عظیمی راه می­اندازند که آقا شما ... خوب، وقتی که مسؤولان سیاسی، مسؤولان امنیتی، دستگاههای ضد نظام جمهوری اسلامی در آمریکا و در اروپا در گفتارهای خودشان تصریح می­کنند در رادیو که این برای مقابله با نظام است، این را تصادفاً بنده خودم شنیدم از یکی از همین رادیوهایی که  می­دانید با پول سرویسهای امنیتی آمریکا به وجود آمده تصریح می­کنند؛ تصریح هم نکنند همه می­فهمند؛ تصریح می­کنند که ما می­خواهیم با نظام مبارزه کنیم؛ تصریح می­کنند که می­خواهیم با اساس نظام و استوانه­های نظام مقابله کنیم؛ ... چرا ما باید چشممان را ببندیم؟ چه کسی ما را تشویق و تحسین می­کند، اگر دشمن خودمان را نبینیم و به فکر مقابله‌ی با او نباشیم؟»[47]
بنابراین هر سخنی، نوشتاری و اقدامی که توجه را از دشمن اصلی و مسائل اساسی انقلاب باز دارد و ایجاد دو دستگی و اختلاف در داخل نموده و اذهان را متوجه مسائل داخلی پیش پا افتاده و جزیی که بزرگنمایی می­شود بنماید، فتنه است.
«ناگفته نماند که از دامهای مؤسسین و مروجین این فتنه، تضعیف و از بین بردن روحانیت اجتماع است و بزرگترین وسیله ایشان ایجاد حس بدبینی، سخریه نسبت به دیانت در بین اجتماع خصوصاً نسل جوان و سعی در ایجاد فاصله بین اجتماع و آنهاست.»[48]
  د: گشودن خط خلافت در برابر امامت
این بحث از مهمترین مسائل است که شدیداً مورد توجه فتنه­گران قرار دارد و آنان خوب فهمیده­اند راز وحدت و موفقیت مردم را، و دانسته­اند که این امامت و خط ولایت است که وحدت مردم را به وجود آورده و آنان را قادر به انجام هر حرکتی ساخته است و تا این محور وحدت باقی است هیچ آسیبی نمی­توان به مردم وارد ساخت، و نمی­توان آنان را جدا و پراکنده و سپس برده و بنده ساخت.
تاریخ انسانی شاهد این مطلب است که در هر عصری که پیام­آوری و مصلحی بر می­خاست، دشمن شکست­خورده می­کوشید تا چهره­ای را و راهی را برانگیزد و خط دومی را جا بیاندازد، و بدین­گونه فتنه­ای بزرگ ایجاد نماید و مردم را از راه حق منحرف و پراکنده سازد.
[1]. فتنه­گران و فتنه با نگاهی به نهج­البلاغه امام علی(ع)، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، 1388
[2]. مفردات راغب و مجمع
[3]. تفسیرالمیزان
[4]. فرهنگ جامع
[5]. سورۀ عنکبوت، آیه 2
[6]. پیشین
[7]. سورۀ محمد، آیه 31.
[8]. سورۀ انفال، آیه 28.
[9]. سورۀ انبیاء، آیه 35.
[10]. سورۀ معارج، آیه 19-23.
[11]. سورۀ کهف، آیه 7.
[12]. سورۀ فرقان، آیه 20.
[13]. سورۀ انعام، آیه 53.
[14]. سورۀ اعراف، آیه 27.
[15]. سورۀ یونس، آیه 83.
[16]. سورۀ توبه، آیه 48.
[17]. نهج­البلاغه فیض، حکمت 90.
[18]. گناهان کبیره، ص 517.
[19]. پیشین، ص 520.
[20]. سورۀ انفال، آیه 25.
[21]. اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، جلد 4، ص 81.
[22]. پیشین، ص 124.
[23]. گناهان کبیره، قسمت بدعت.
[24]. سفينةالبحار، جلد2. ص220.
[25]. اصول کافی، کتاب فضل­العلم، باب20.
[26]. وسایل، با ب امر به معروف، کتاب 40.
[27]. اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، جلد 4، ص 123.
[28]. گناهان کبیره، باب بدعت.
[29]. سورۀ مائده، آیه 49.
[30]. نهج­ البلاغه فیض، خطبه 50.
[31]. سورۀ بقره، آیات 8-12.
[32]. قسمتهایی از خطبه 185 نهج البلاغه، ترجمه سید کاظم ارفع.
[33]. وسایل، باب امر به معروف، کتاب 40.
[34]. سفینة البحار، جلد1. ص 63.
[35]. نهج­ البلاغه فیض، خطبه 17.
[36]. اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، ج 4، ص 124.
[37]. سورۀ نور، آیه 63.
[38]. سورۀ نساء، آیه 157.
[39]. قاموس قرآن.
[40]. نهج­ البلاغه، خطبه 38.
[41]. سورۀ آل عمران، آیه 7.
[42]. تفسیر سورۀ حمد توسط حضرت امام خمینی رضوان­الله علیه.
[43]. نهج­البلاغه، خطبه 155.
[44]. نهج­البلاغه، خطبه 185.
[45]. اصول کافی، باب دعائم و شعبه­های آن، ج4.
[46]. حضرت امام خمینی(ره)، صحیفۀ نور، ج 15، صص 45 و 46.
[47]. مقام معظّم رهبری، دیدار با مسؤولان شوراهای تأمینی کشور، 25 بهمن 1379.
[48]. آیت­الله شهید دستغیب، گناهان کبیره، باب فتنه.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم شهریور 1393ساعت 17:54  توسط مهزیار  | 

حجامت چیست؟ بوسیله حجامت خونهای آلوده و غیر قابل استفاده (مانند روغن سوخته وسایل نقلیه) از بدن خارج می شود. این خونها به مرور زمان در پشت و برخی دیگر از نقاط بدن جمع شده و در فرصتهای مناسب به تدریج توسط بدن خارج می شود اما عملکرد بدن در این زمینه بسیار کند است به گونه ای که به مرور زمان بر تراکم این خونهای آلوده افزوده می شود و سلامتی ما را تحت تاثیر قرار می دهد. روش حجامت: محل حجامت پشت کمر است. ابتدا بوسیله لیوان مکش مخصوص خونهای آلوده در نقطه خاصی جمع می شود و سپس توسط تیغ چند خراش سطحی ایجاد می شود. این کار هیچ دردی ندارد. سپس خونهای آلوده وارد لیوان شده و دور ریخته می شود. لیوان و تیغ حجامت استریل و یکبار مصرف می باشند. فواید حجامت: ثابت شده که حجامت برای حدود هفتاد بیماری اثرات پیشگیرانه و درمان کننده دارد. برخی از آثار درمانی و پیشگیرانه حجامت موارد زیر است: افزایش کلسترول و دی گلیسیرید خون- دیابت غیر وابسته به انسولین- اوره بالا- فشار خون غیر طبیعی «بالا یا پایین» - غلظت خون بالا- مسمومیت غذایی و دارویی- سردرد میگرنی- تنگی رگها- اعتیاد به مواد مخدر- افسردگی- سنگینی سر- اسپاسم عضلانی- رشد ناکافی و کوتاهی قد- لاغری- واریس- کمر درد- آرتروزها- آکنه و بثورات پوستی- کهیر- آفت دهان- ریزش مو - پر مویی بدن- گر گرفتن بدن- تاری دید- خواب رفتگی و بیحسی عضلات- بیماریهای تناسلی زنان- ناهنجاریهای عصبی- کم اشتهایی- کم هوشی - فراموشکاری- جوش صورت- سکته قلبی- مالیخولیا- سرماخوردگی مکرر عوارض جانبی: حجامت هیچگونه عارضه ای برای بدن ندارد. اما این افراد می بایست از حجامت خودداری نمایند: زنان باردار- افرادی که در دوران قاعدگی قرار دارند- افرادی که مشکلات انعقادی خون دارند و بیماران هیموفیلی. قبل از حجامت: قبل از حجامت معده نباید خالی باشد- بدن خسته نباشد- مایعات بدن در حد مناسب باشد- نزد افرادی حجامت نمایید که پروانه حجامت مورد تایید وزارت بهداشت را دارا باشند- قبل از حجامت یک عدد انار میل نمایید- بهترین زمان برای حجامت در هفته طبق احادیث معصومین عصر دوشنبه است- از حجامت در صبح زود و بخصوص قبل از صبحانه جدا پرهیز نمایید- بهترین زمان برای حجامت در سال اوایل بهار و پاییز است. بعد از حجامت: تا ۱۲ ساعت بعد از حجامت از مصرف لبنیات مانند شیر - خامه- کره- پنیر- بستنی-ماست- دوغ- کشک و نیز غذاهای ترش مزه خودداری نمایید- مصرف عسل بلافاصله بعد از حجامت توصیه می شود- صبح روز بعد از حجامت محل حجامت را با آب خالی و بدون ماساژ و شامپو بشویید. اسامی برخي بیماریهای درمان شده با حجامت : 1- افزایش کلسترول و تری‌گلیسرید (چربی خون بالا) 2- اوره بالای خون 3- فشار خون بالا 4- فشار خون پائین 5- غلظت خون بالا (پلی‌سایتمی) 6- سرماخوردگی‌های مکرر 7- آنمی فقر آهن 8- سرخجه 9- آبله مرغان 10- سرخک 11- زونا 12- اوریون 13- پنومونی 14- مخملک 15- آنفلوانزا 16- ایکترفیزیولوژیک 17- دیسمنوره 18- الیگومنوره 19- آمنوره 20- هایپومنوره 21- هایپرمنوره 22- سندرم پره کلماتریک 23- سندرم کلماتریک 24- کیست تخمدان 25- مسمومیت داروئی 26- مسمومیت غذائی 27- مسمومیت شیمیائی و گازهای شیمیائی 28- سردرد میگرنی 29- سردرد عصبی 30- دردهای کهنه و مزمن اندام‌ها 31- سندرم خستگی مزمن بدن 32- اسپاسم عضلانی 33- کاهش رشد و کوتاهی قد 34- لاغری 35- سیاتالژی (درد سیاتیک) 36- سندرم کانال کارپ 37- دیسکوپاتی‌ها 38- کمردرد Low back pain 39- آرتروز کتف و زانو 40- آکنه و بثورات پوستی 41- کهیر 42- اگزما 43- درماتیت تماسی 44- خارش پوستی 45- آفت دهان 46- تعریق فراوان بدن 47- گر گرفتگی بدن 48- پولیپ بینی 49- ناخنک چشم 50- اپیستاکسی مکرر 51- بلزپالزی (فلج عصب صورت) 52- PTSD 53- تصلب شرائین 54- گرفتگی عروق کرونر 55- Cheat pain (درد قفسه سینه) 56- طپش قلب، آریتمی‌های قلبی و p.v.c 57- اعتیاد داروئی 58- اعتیاد به سیگار و مواد مخدر 59- هیپرتیروئیدی 60- هیپوتیروئیدی 61- افسردگی 62- سنگینی سر 63- اختلالات رفتاری کودکان 64- آلرژی 65- آلرژی غذائی 66- آسم آلرژیک 67- آسم 68- رماتیسم 69- دندان قروچه 70- هموروئید جايگاه حجامت در طبّ سنتي و اسلامی تمامي ‌بزرگان طبّ سنتي ايران از حجامت به عنوان يكي از اركان مهم درماني ذكــر كرده ‌اند . محــــمد زكرياي رازي در كتاب "الحاوي" ، شيخ الرئيس ابوعلي سينا در كتاب " قانون در طب "، سيد اسمـاعيل جرجاني در كتاب " ذخيره خوارزمشاهي" و عقيلي خراساني در كتاب " خلاصه‌الحكمه في مجـــمع الجوامع" به شـيــــــوه گسترده ‌اي پيرامون حجامت و كاربرد آن در درمان صحبت كرده ‌اند و از حجامت براي درمان بيـــــــــماري‌هاي فراگير و مهمي ‌مانند سكته قلبي ، ماليخوليا، سردرد هاي ميگرني و بخشي از بيماري‌هاي پوستي بهره مي‌گرفته‌اند. در طبّ اسلامي ‌و منابع مذهبي نيز توصيه‌هاي فراواني به‌ انجام حجامت شده ‌است. رسول اكرم (صلي االله عليه و آله و سلم ) و ائمه‌اطهارعليهم السلام خود حجامت مي‌كرده ‌اند و روش انجام آن را بيان فرموده‌اند و ويژگي‌‌هاي درماني آن را برشمرده ‌اند. در اين زمينه بيش از پانصد روايت مطرح است كه در كتاب «حجامت از ديدگاه ‌اسلام» جمع آوري شده‌ است. يكي از مهمترين رواياتي كه در زمينه حجامت در منابع معتبر روايي ذكر شده و در ذيــــل آيه یک ســــوره‌ مباركه اسري در تفسير الميزان و برخي از تفاسير ديگر آمده ‌است، حديث زير مي‌باشد: حضرت رسول اكرم(صلي االله عليه و آله و سلم) مي‌فرمايند: "در شب معراج ، وقتي كه به آسمان هفتم صعود كردم ، بر هيچ ملكي از ملائك گذر نكردم مگر اينكه گفتند يا محمد حجامت كن و امتت را به حجامت كردن امر بفرما." ( 11 ) با يك چنين نگاه وسيع و عمـــيق و روش درماني همه سونگـر است كه " علــــم طـــب در كنــــــــار علم ديـــــن " قرار مي گيرد كه ( العلم علمان علم الابدان و علم الاديان) و مي داند كه خداوند اول طبيب است و آنگاه پيامبران و خاتم شان رسول گرامي اسلام (ص) منتظر نمي ماند كه جامعه بيمار شود و دســت نياز به ســـوي او دراز كنـــد ، قبل از بروز بيماري اقدام به پيشگيري دردهاي جامعه مي كند. با تعليم خداوندي انسان را مي شناسد و كليه عوامل حاكـــم و مؤثـــر بر او را مي دانــد. لذا برخي از دستــــوراتش از جمله توصيه هاي طبي براي همه انسانها و همه زمانهاست. بعضي از دستوراتــش براي سني خاص يا جنس خاص يا فرد خاص يا فصــــل خاص صادر مي شود. تمامي بزرگان طب سنتي ايران ازحجامت به عنوان يكي از اركان مهم درماني ذكر كرده اند . محمد زكرياي رازي در كتاب الحاوي ، شيخ الرئیس ابوعلي سينا در كتاب قانون در طب ، سيد اسماعيل جرجاني دركتاب ذخيره خوارزمشاهي ، عقيلي خراساني دركتاب خلاصه الحكمه في مجمع الجوامع و بسیاری دیگر از مشاهیر پزشکی طب سنتی و اسلامی به شيوه گسترده اي پيرامون حجامت و كاربرد آن دردرمان امراض صحبت كرده اند و از حجامت براي درمان بيماريهاي فراگير و مهمي مانند " سكته قلبي ، ماليخوليا ، سردردهاي ميگرني و بخشي از بيمايهاي پوستي " بهره مي گرفته اند . در طب اسلامي و منابع مذهبي نيز توصيه هاي فراواني به انجام حجامت شده است. رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار(ع) خود حجامت مي كرده اند و روش انجام آن را بيان فرموده اند وويژگيهاي درماني آن را برشمرده اند. پيامبرخدا (ص): اگر خون درونتان به جوش مي آيد ، حجامت كنيد ، چرا كه خون ، گاه ممكن است دردرون شخص ، طغيان كند و وي را بكشد .(1) پيامبر خدا (ص) فرموده : درد، سه چيز است و درمان نيز سه چيز . اما درد ، عبارت است از : خون ، تلخه و بلغم . درمان خون ، حجامت است ، درمان بلغم ، حمام است ، و داروي تلخه نيز راه رفتن .(1) . امام حسن عسكري (ع)فرموده : پس از انجام حجامت ، انار بخور ، اناري شيرين ؛ چرا كه خون را فرو مي نشاند و خون را فرو مي نشاند و خون را در درون ، تصفيه مي كند(1) . امام صادق ( ع ) فرموده : بهترین چیزی که با آن به مداوا می پردازید ، حجامت کردن ، دوا را بر بینی ریختن ، حمام نمودن و حقنه کردن ( وارد کردن داروی مایع از طریق رکتوم ) است . پیامبر ( ص ) فرموده : هر وقت خون یکی از شماها به جوش آمد ، حجامت کند ، که او را نمی کشد . سپس فرمود : کسی از اهل بیت خودم را نمی بینم که در آن اشکالی ببیند . حضرت علی (ع) فرموده : همانا حجامت بدن را سالم و عقل را استوار می نماید. (2) پیامبر خدا (ص) فرموده : اگر در چیزی شفا باشد ، در تیغ حجام و در خوردن عسل است . ( 2) امام رضا ( ع ) فرموده : باید حجامت کردن بعد از خوردن غذا صورت گیرد ، چونکه وقتی انسان سیر شد ، سپس حجامت کرد ، خون جمع شده و بیماری خارج می گردد و اگر با شکم گرسنه کسی حجامت کند ، خون خارج می شود ولی بیماری ( در بدن ) باقی می ماند. (2) امام صادق (ع ) فرموده : حجامت کردن در سر موجب شفاء و بهبودی هفت بیماری است : جنون ، خوره ( جذام ) ، پیسی ( کک و سفیدی در بدن )، خواب آلودگی ، درد دندان ، ضعف بینائی و سر درد شدید . ( 3 ) پیامبر ( ص ) فرموده : در حجامت کردن شفاء و بهبودی از بیماری است . ( 4 ) امام صادق (ع ) فرمود : پیامبر خدا (ص) سه گونه حجامت می کرد : یکی حجامت در سر که آنرا " متقـدمه " می نامید ، و یکی بین دو کتف که آنرا " نافعه " می نامید و یکی بین دو کفــل ( ســــرین ) و بالای ران که آنــــرا " مغیثه " می نامید. ( 5 ) امام حسن عسگری ( ع ) فرموده : بعد از حجامت ، انار شریرین بخور که ( جریان ) خون را آرام و آنرا تصویه می کند. ( 6 ) رسول خدا (ص) فرموده : وقتی خون به هیجان آمد ، حجامت کنید ، چون خون وقتی به تردد و هیجان آمد ، صاحبش را می کشد. ( 8 ) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود كه حجامت را در آخر روز بجا آوريد. از حضرت امام على نقى (عليه السلام) منقول است كه: انار شيرين بعد از حجامت ، خون را ساكن مى كند، خون اندرون را صاف مى كند. امام رضا علیه السلام براى حجامت دعاى خاصى ذكر فرموده‏اند. این مطلب اهمیت همراهى درمان روحى و دعا درمانى با درمان‏هاى جسمى در طبّ اسلامى را اثبات مى‏كند. متن دعا چنین است : وقتى خواستى حجامت كنى، چهار زانو جلوى حجّام بنشین و بگو: " اَعوذ بِالّلهِ الكَریم فى حِجامَتى مِنَ العَین فِى الدَّم وَ مِن كُلّ سوءِ وَ الاَعلالِ وَ الاَسقام وَ الاَوجاع وَ الاَمراض وَ اَسئَلُكَ العافِیةَ وَ المُعافاة وَ الشِّفاءِ مِن كُلّ داء.» ( 9 ) یعنى: « در حجامت خود به خداوند كریم پناه مى‏برم از خونریزى و از هر ناراحتی ، علت ، سختى‏ و درد و مرضی و (خداوندا) از تو عافیت و اسباب عافیت و شفاى از هر بیمارى‏ را طلب مى‏كنم.» از مجموعه‏ى احادیث و روایات برمى‏آید كه حجامت باید در زمان سیرى انجام شود و انجام آن به هنگام گرسنگى مضرّ است.در این رابطه از امام صادق‏علیه السلام روایت شده كه: « حجامت بعد از غذا خوردن باعث دفع عرق شده و قوّت ‏بخش بدن است.» همچنین ایشان فرموده اند : « از حجامت در حال گرسنگى بپرهیزید.» نیز فرموده: « بعد از خوردن طعام ، با حجامت خون جمع مى‏شود و بیمارى دفع مى‏گردد. اما اگر قبل از خوردن غذا حجامت انجام شود، خون دفع می شود، ولى بیمارى در بدن مى‏ماند.» امام رضا علیه السلام در رساله‏ى ذهبیّه، فرمایش مفصّلى در مورد خوراك بعد از حجامت دارند كه قسمتى از آن را در اینجا مى‏آوریم: « پس از استحمام باید موضع فصد و حجامت را به وسیله‏ى پارچه‏ى كركى یا ابریشمى یا دستمال نخى كه لطیف و نرم باشد، بپوشانید. بعد یك حبه از تِریاق اكبر (نام یك داروى قدیم) به اندازه‏ى ماش میل كنید. پس از حجامت و فصد، آب میوه بنوشید و اگر میوه نیست، شربت بالنگ مصرف كنید و در جایى كه این امكانات وجود ندارد، بالنگ را زیر دندان بگیرید و روى آن جرعه‏اى آب نیم ‏گرم بنوشید. اما در فصل سرما باید سكنجبین عسلى استفاده شود كه این شربت شما را از بیمارى‏هاى خطرناك لقوه، برص، بهق و جذام به اراده‏ى خداوند ایمن خواهد داشت. امام رضا (ع): سفارش مى‏كنم كه پس از حجامت یا فصد، آب انار را با مكیدن آن بنوشید. مكیدن آب انار خون را زنده و تن را با نشاط خواهد ساخت. پس از حجامت و فصد ، از خوردن غذاهاى نمك‏دار تا مدت 3 ساعت بپرهیزید، چون اگر این پرهیز مراعات نشود، بعید نیست كه انسان به بیمارى جرب دچار شود. امام حسن عسكرى‏ علیه السلام مى‏فرماید : « بعد از حجامت انار شیرین میل كنید، چون انار خون را آرام مى‏كند و آن را در مسیر خود صاف مى‏گرداند.» پيامبر اكرم (ص) : جبرئيل چندان مرا به انجام حجامت دعوت كرد كه پنداشتم گويي حجامت واجب است. ( 14 ) مکانیسم حجامت در بدن حجامت در واقع اعمال يك استرس فوري است به سيستم ساكن دفاع عمومي بدن تا آن را برعليه كليه عوامل دروني و بيروني هشيار و فعال نمايد. حجامت با توجه به روش مورد انجام ومحلي كه انجام مي گيرد ، مي توانـــد چون نيشترزدن، عوامل عفوني درد آور و مخرب را از بدن خارج نمايد. حجامت درزيرگردن وجايگاه معين ميان دو كتف قادر است عوامل اصلي لخته شدن خون و فاكتورهاي انعقادي عامل در سكته هاي مغزي وقلـــــــبي را از سيستم خارج نمايد . زيراخون پراكسيژن خارج شده از ريه ها در اثر حالت تلمبه اي قلب و ريه ها كه ايجاد فـشار منفي در قفسه سينه مي كند وعمل مكش و دمش (دميدن) را سامان مي بخشد ، خون حاوي قطرات ريز چربـــي و لخته هاي مستعد كوچكي راكه ميل به هم پيوستگي در آنها زياد است را به عضلات پشت (نزديكترين مســــــــــير عروقي) پمپ مي نمايد و حجامت در محل مذكور آنها را به دام انداخته از بدن خارج مي نمايد . زيرا عوامـــــــل تشكيل لخته هاي مخاطره آميز از اين گلوگاه بسوي ساير نقاط بدن روانه مي شود و حجامت آنجا را پاك مي كنـــد. کاربرد حجامت در بیماریهای مختلف در منابع طب اسلامي ‌و طبّ سنتي ، حجامت به عنوان يكي از اركان مهم درمان ذكر گرديده ‌است و بيماري‌هاي گوناگون را درمان مي‌كند و به صورت اختصاصي در منابع طبّ اسلامي ‌به شكل پيشگيرانه درمان بسیاری از بيماري‌ها شمرده شده ‌است. موسسه تحقيقات حجامت ايران و شعب مختلف آن طي پژوهش‌هاي مستمر بر روي بيش از پانصد هزار بيمار، تعداد 70 نوع بيماري را درمان نموده‌اند كه تعدادي از آنها به قرار زير مي‌باشد: افزايش كلسترول و تري گليسيريد، ديابت غير وابسته به ‌انسولين، اوره بالا، فشــــار خون بالا و فشار خون پايين، غلظت خون بالا، سرما‌خوردگي مكرّر، آنمي‌(كم خوني)، سرخجه، آبله مرغان، سرخك، زونا، ايكتر فيزيولوژيك نوزادان، پروستاتيت، ديسمنوره ، اليگومنوره، آمنوره، هيپومنوره، هيرسوتيسم ( پُرمويي)، برخي از انواع ناباروري زنان، كيست تخمدان، فيبروم رحمي، ويار حاملگي، مسموميت غذايي و دارويي، سردرد ميگرني، تصلب شرايين، اعتياد به مواد مخدر، هيپرتيروئيدي، هيپوتيروئيدي، هموروئيد، افسردگي، سنگيني سر، اسپاسم عضلاني، كاهش رشد و كوتاهي قد، لاغري، واريس، كمر درد، آرتروزها، آكنه و بثورات پوستي، كهير، آفت دهان، ريزش مو، گُرگرفتن بدن، اپيستاكسي مكرّر. ( 11 ) مطالعه تحقيقي ديگر نشان مي دهد كه حجامت موجب افزايش نوروترانسميتر سروتونين در مغز مي شود و مي دانيم كه كاهش سروتونين يكي از اتيولوژي هاي اساسي ايجاد دپرسيون و اختلالات رفتاري مانند تهاجم و پرخاشگري است و اين يافته باليني را در بيماران پس از حجامت به فراواني مي توان ديد كه بصورت كاهش حالات افسردگي و افزايش آرامش رفتاري و تعادل كاركردهاي عصبي مغزي بيان مي شود. ( 13 ) حجامت با خارج كردن ذرات چربي كه در فرآيند اكسيژنه شدن خون همچنان درمويرگهاي عضلات پشـت تنه گير كرده و پشت سر هم صف كشيده اند و انتقــال كند وتدريجي آنها به عروق گشـــادتر ومســيرهاي بازتـــر، مي تواند به رسوب وايجاد سده ( انسداد عروق مثلا CAD يا آمبولي ) مخاطره آميز پايان دهد و با ايجاد تله هاي گشاد عروقي در موضع (بدليل بادكشهاي ناحيه واطراف آن)وايجاد فشار منفي وحالت مكنده دراين تله ها مدتهــــا اين ذرات چربي رااز جريان عادي خويش باز دارد . حجامت خارج كننده صفراست وآرامش رابه انسان ارزانــي مي دارد . حجامت يك شوك عصبي موثر دربيماران روحي و رواني وافسردگی است و آغاز چالش هاي رواني را به بيمار القاء مي كند . حجامت كاهش دهنده فشار خون است و بمقدار زيادي از استعداد سكته هاي آني دربيماران مي كاهد(مثل خونريزي از بيني در بيماران فشارخوني). حجامت فاكتورهاي آلرژي (عوامل حســــــــاسيت زاي) دروني و بيروني كساني را كه كهير دارند يا كم كاري كبد داشته و به حساسيت هاي متعددي گرفتارند را از مسير مخرب وآزار دهنده بيمار به مسيري فرعي منحرف مي نمايد وايمني شخص را تجهيز مي كند و فرصت سامــــان دهي به سيستم دفاعي مي بخشد. حجامت درترك اعتياد موثر بوده هشدارهاي خود باوري واعتماد به نفــس را كه اولين ومهمترين فاكتور در ترك اعتياد تلقي مي شود صادر مي نمايد وسموم خون را تخليه مي كند. حجامت بلغم وسوداي پخته شده را كه قبلا" سست وقابل انتقال شده است ، همچون صفرا مي مكد و از غلظت و حدت آنهــــــا مي كاهد. حجامت باز كننده انسدادهايي است كه به آمنوره زنان انجاميده و با باز كردن مسيرهاي عروقي ، انتقال موضعي مواد ماليدني مثل كرم ها و لوسيون ها و پمادها را ازيك سو روي پوست وانتقال خونـــــي مواد دارويي خوراكي را از درون از سوي ديگر تسهيل ميكند. حجامت به سرعت تيرگي ديد را در بيماران ديابتي و فشارخوني كاهش مي دهد و با آثار شفابخش متعددش در بيماران با تيرگي شعور مقدمات هشياري را فراهم مينمايد. حجامت خارج كننده لخته هاي گرفتار در پيچ وخم عروق واريكوز ساقين وساير اندامهاست. حجامت دنيايي اســــت كه در پشت سرمان بوده و از اينكه گوشه چشمي بدان داشته باشيم ، غافل بوديم واكنون همت كرده ايم وتازه از درب آن وارد شده ايم و اين همه را ديده ولمس كرده ايم ومثل آن به (( آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم )) مي مانــد . (11) حجامت یک عمل لازم برای بدن انسان می باشد. پس وقتی که برای این کار تصمیم گرفته می شـــود ، لازم است از 12 تا 15 هر ماه برای عمل حجامت انتخاب شود. چون این ایام از لحاظ اینکه قمر به دوران تکامل بدری خود می رسد ، برای خون گرفتن صالح تر و مناسب می باشد. ولی اگر ماه به ایام آخرش برسد ، حجامت مناسـب نخواهد بود ، مگر اینکه مقتضیات مزاجی آدمی ناگهان عمل حجامت را ایجاب کند که در این صـورت مانــــــــعی نخواهد داشت . اما آنچه که مسلم می باشد ، این است که دوران تکامل ماه برای حجامت وقت مناسبی است ، چون در آن روزهای ابتدا و انتها ( که قمر در حال تکامل می باشد ) جریان خون آرامش ندارد . زیرا هر چقـدر قرص ماه بسوی کمال می رود ، خون در بدن انسان پر جوش و خروش می شود . همچنین بهتر است در انجام حـجامت سنین زندگانی آدمها رعایت شود . مثلا" یک جوان بیست ســــــاله می تواند در هر بیست روز یکبار حجامت کند . سی ساله ها هر سی روز می توانند حجامت را تکرار کنـــــند و چهل ساله ها در هر چهل روز یک مرتبه و بقیه سنین به همین منوال رعایت گردد . حجامت " نقره " ، " نقره ، حفره کوچکی است که در منتها الیه ستون فقرات در پشت گردن قرار دارد ، فاصله این حفره با ســــــتون فقرات چهار انگشـــــت است " برای سنگیـــنی سر نافع اســت و هم چنــــین حجامت " اخدعین " ، " آن دو رگ را گویند که در پشت گردن به چپ و راست کشیده شده اند " ناراحتی های چشم و صورت را بر طرف می کند و به جریان خون در عضلات و عروق سر حالت عادی می بخشد. ( 7 ) جنبه های علمی حجامت از نظر طب جاری تلاش علمي ‌براي توجيه حجامت در جهان شروع شده‌ است و تاليفاتي نيز در اين زمينه منتشر گرديده‌است. كتاب «حجامت يك روش درماني آزموده شده‌ » حاصل پژوهشي است كه ‌آقاي دكتر « يوهان آبله » در كشـــــور آلمان انجام داده ‌است. كتاب (Cupping Therapy)حاصل مطالعات آقاي دكتر " Ilkay Chirali" است كه در كشور آمريكا انجام شده ‌است. مركز تحقيقات طب در ايالت نيويورك نيز مشغول فعاليت پيرامون حجامت است در كشور چين پيرامون مكانيسم اثر و كاربرد حجامت گرم و خشك مطالعاتي صورت گرفته ‌است. در كــــــشور مصر پزشكان متخصص ، تحقيقاتي را پيرامون اثر حجامت بر بيماري‌هاي گوناگون منتشر ساخته ‌اند . جمعي از پزشكان سوريه تحقيقاتي را پيرامون حجامت شروع كرده و گزارش اول آنان در كتاب « دواء العجيب » منتشر گرديده‌است. در دانشگاه شهيد بهشتي ايران هم در طی سالهاي 71 و 72 چند طرح پژوهشي پيرامـــــــون حجامـت اجرا گرديده‌است . از جمله " مقايسه خون وريد و خون حجامت از نظر فاكتورهاي بيوشيميايي"، " بررسي تاثير حجامت بر بيماري‌هاي عصبي و سردرد هاي ميگرني ". " بررسي اثر حجامت بر سروتونين خون " نيز پژوهش ديگري است كه در دانشگاه تهران انجام یافته و گزارش اوليه آن در پنجمين كنفرانس بين المللي طّب اسلامي ‌در هندوستان در سال 1999 ارائه گرديده ‌است. " بررسي نقش حجامت بر سيستم ايمـــــني " مطالعه‌اي اســـت كه در موسسه تحقيقات حجامت ايران صورت گرفته ‌است و همچنين " مطالعه نقش حجامت بر تنظيم كلسترول خون" تحقيق ديگري است كه در سال 1381 در موسسه ‌انجام گرفته‌ است. در دانشگاه‌هاي كشورمان ، موضوعات متعددي به صورت پايان نامه دكترا تدوين شده ‌است. پزشكان و محققان عضو موسسه تحقيقات حجامت ايران نيز در تيم‌هاي گوناگون پژوهشي سازماندهي شده ، درمان بيماري‌هاي مختلف را با روش حجامت مورد تحقيق قرار داده ‌اند و در اين زمينه ‌اطلاعات ارزشمندي را به دست آورده‌اند، گزارش اوليه ‌اين تحقيقات در بيش از 40 مقاله تدوين و در موسسه قابل ارائه مي‌باشد .( 11 ) امروزه واقعيت طب سنتي و بومي در دنيا برابر گزارش (WHO) اجتناب ناپذير است و همه دولتها موظف شده اند كه به امر آموزش و گسترش طب سنتي خود اقدام كنند.( 12 ) تحقیقات جدید در خصوص حجامت در آلمان آقای یوهان آبل (JOHANN ABELE ) پزشك آلمانی در كتاب خود با عنوان " حجامت شیوه ی درمان آزمون شده " كه در سال 1997 چاپ شده، در مورد حجامت می گوید: "من اعتقاد راسخ دارم كه نه تنها امروز بلكه برای همیشه،‌ امر حجامت را در درمان بیماری ها نباید نادیده گرفت. حجامت پدیده ای است كه در خود تنظیمی كردن عملكرد بدن انسان دخالت دارد. امری كه هرگز با روش های دیگر نمی توان آن را جایگزین كرد... مطالعات ما نشان می دهد كه در آلمان می توان 75 درصد بیماری ها را با شیوه های درمان طبیعی از جمله حجامت مداوا كرد " . وی در كتاب خود از بیمارانی نام می برد كه تنها با یك بار حجامت ، بیماری چندین ساله شان بهبود یافته است و می افزاید: " جان كلام اینكه چگونه می توان شیوه ی درمانی حجامت را به دلیل اینکه متعلق به دوران قرون وسطی است، نادیده گرفت و از كاربرد آن صرف نظر كرد؟ در صورتی که می تواند در كوتاه ترین زمان ممکن، بدون ایجاد عوارض جانبی و هزینه گران و وقت گیر ، باعث بهبود بیماری در یك مرحله شود " . وی ضمن مقایسه حجامت با سایر روش های درمانی اظهار می دارد : " پزشكی كه با اثرات و كاربرد بادكش و حجامت در درمان بیماری های گوناگون آشناست، در برخورد با هر نوع بیماری بدون تردید،‌ ابتدا در اندیشه ی انجام حجامت است و بعد درمان های دیگر، زیرا در شرایط امروزی و با تعدد مراجعات، عملا" ثابت شده كه بادكش و حجامت آسان ترین و سریع ترین روش درمان است. " نقش حجامت در درمان عوارض جانبازان شیمیایی آقای دكتر كدیور فوق تخصص جراحی قلب و عروق می گوید : "خود من موقع جنگ ایران و عراق در سال 1363 در مجروحین عزیز شیمیایی شده با گاز خردل و ادم حاد ریوی و تورم شدید نسوج اندام مختلف، عمل حجامت را توام با انداختن زالو به اندام های مبتلا به كار بردم و نتیجه موفقیت آمیز بود. در جنگ ویتنام نیز عمل حجامت در مجروحین و مبتلایان به ادم حاد ریوی حاصل از DIOXINS (عامل نارنجی ) نجات بخش بوده است." ( 10 ) بيماران جهت انجام حجامت بايد به چه‌ اشخاص يا مراكزي مراجعه كنند؟ حجامت يك روش درمانی پيچيده و داراي ظرافت‌هاي گوناگون مي‌باشد كه تجويز و اجراي آن بايــــــد زير نظر پزشكان آموزش ديده و آشنا به مباني طبّ سنتي و طبّ اسلامي ‌صورت پذیرد. اين پزشكان همچـــــــــنين بايـد پروانه حجامت مورد تاييد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي را دارا باشند و در دوره‌هاي باز‌آمــــــــوزي مرتبط با موضوع حجامت نيز به صورت دائم شركت نمايند تا از يافته‌هاي علمي‌جديد حجامت بهره ‌منـد گردند‌.هم اكنون 1600 پزشك عمومي و متخصص آموزش ديده با پروانه ي حجامت كه توسـط وزارت بهداشــــــت ، درمان و آموزش پزشکی تأييـــــــد شده است، در سراسر كشور فعاليت مي كنند كه اگر هر كدام حداقل روزانه 10 نفر را حجامت كنند، در سال بيش از 4 ميليــــون نفر را حجــــــامت مي كنند. جالب اين كه بسياري از بيماران و مراجعه كننــــدگان قبل از حجامت، در بالاتـــرين سطوح تخصصي ويزيت شده اند و سپس به حجامت روي آورده اند. فقط تعداد پزشكاني كه حجامت شــــــدند و در مؤســــسه پرونده دارند 5 هزار نفر هستند. به علاوه پزشكان بسياري هم اهل حجامت شدن هستند كه تشكيل پرونده نداده اند. ( 15 ) آيا استفاده ‌از فوايد حجامت تنها براي درمان بيماري‌هاست ؟ بيشترين كاربرد انواع حجامت در بُعد پيشگيري از بيماري ‌هاست و با مكانيسم‌هاي مختلفي از جمله تنظيم سيستم ايمني، تنظيم تركيبات بيوشيمي ‌و هورموني خون و تنظيم سيستم اعصاب خودكار بدن (سمپاتيك و پاراسمپاتيك) موجب پيشگيري از بيماري‌ها مي‌گردد و بدين ترتيب كاربرد حجامت بيشتر در بُعد پيشگيري است و جزو بهداشت پيشگيري طبّ اسلامي ‌محسوب مي‌شود. ( 11 ) مزایای حجامت نسبت به ساير روشهاي درماني متداول درمجموع حجامت يك روش درماني بدون عوارض جانبي است و اگر به صورت تخصصي از آن استفاده شود ، برتري هاي فراوني نسبت به روشهاي درماني جاري مانند مصرف داروهاي شيميايي و جراحي دارد. مزيت هاي درمان با حجامت مي توان بطورخلاصه بدين شرح بيان كرد: 1 - حجامت يك روش درماني بدون عوارض جانبي است. 2 - حجامت براي كليه سنين كاربرد دارد . 3 - حجامت با حداقل توان فني و تجهيزات اجرايي مي‌تواند بيماري‌هاي سخت و مزمن را درمان كند. 4 - حجامت هيچ ‌گونه وابستگي فني، علمي ‌و ابزاري به خارج از كشور ندارد. 5 - در حجامت فاكتورهاي مداخله‌گر وجود ندارد و يك رفتار كامل ، موجب درمان مي‌شود. 6 - حجامت چون يك دستور ديني است، توان جلب تاثيرات رواني (سايكوتيك) در آن بالاست و از اين طــــــريق علاوه بر افزايش سطح درمان‌پذيري، موجب تقويت فرهنگ و اعتقادات مذهبي و ارتباط انسان به خداوند تبارك و تعالي مي‌شود. ( 11 ) توصیه های بعد از انجام حجامت 1 - تا ۲۴ساعت بعد از حجامت ، مصرف سيگار ، انجام کارهای سنگين ، مقاربت جنسی ، مصرف ماهی و غذاهای شور ممنوع می باشد. 2- پس از حجامت نيز توصيه می شود يک ليوان شربت عسل يا يک عدد انار و يا يک عدد ماءالشعير ليمويی ميل شود. 3- تاثيرات درمانی حجامت معمولا از جلسه دوم درمان شروع می شود ، از اينرو بايستی عجله نکنيد و نگران نباشيد و تا پايان دوره درمانی از هر گونه قضاوت نمودن پرهيز نمائيد. 4- صبح روز بعد از حجامت می توانيد استحمام نمائيد ( اما موضع حجامت را فقط با آب خالی بشوئيد و ليف و صابون نزنيد.) 5- در صورت انجام حجامت توسط پزشکان مورد تائید وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی ، نباید نگران بيماری مسری و خطرناک ( ايدز و هپاتيت و ...) باشید ، زيرا تمام وسايل حجامت (تيغ بيستوری - ليوان حجامت - گاز استريل و ...) يکبار مصرف می باشند .( 16 ) امید است با شناخت بیش از پیش توصیه های بهداشتی و درمانی دین مبین اسلام بویژه معصومین (ع) و سایر دانشمندان طب اسلامی و سنتی ، در احیاء و حفظ این میراث گرانبها کوشا بوده و با انجام مطالعات و تحقیقات لازم در خصوص دیدگاههای این بزرگواران و بهره مندی از منویات ارزشمند ایشان در زمینه طب ، تنی سالم و تندرست داشته باشیم. والسلام علکیم و رحمه ا... و برکاته منابع : 1 – طب الائمه ، عبدالله بن بسطام و حسین بن بسطام ، مترجم جابر رضوانی ، قم : نورالزهرا (ع) ، 1385 2 – بحار ، ج 59 ، ص 114 3 – بحار ، ج 59 ، ص 126 4 – بحار ، ج 59 ، ص 135 5 – بحار ، ج 62 ، ص 120 6 – بحار ، ج 62 ، ص 123 7 – نسخه های شفا بخش ( بهداشت و درمان از دیدگاه معصومین (ع) ، حیدری نراقی ، علی محمد ، قم : میثم تمار ، 1386 8 – دور نمایی از دایره المعارف طب اسلامی ، نورانی ، مصطفی ، گنج معرفت ، قم : 1386 9 - بحار، ج 62 ص 117 10 - منبع اینترنتی http://www.ebtekarnews.com/ebtekar/News.aspx?NID=21499 11 - منبع اینترنتی http://www.tabadolnazar.com/forum/showthread.php?p=922713 12 – منبع اینترنتی http://www.kayhannews.ir/860521/6.htm 13 – منبع اینترنتی http://www.qudsdaily.com/archive/1384/html/12/1384-12-27/page9.html 14 - بحارالانوار ج 62 ص126 15 – منبع اینترنتی http://www.parsiteb.com/news.php?id=56&action=viewFullContent&groupId=74 16 – منبع اینترنتی http://shafadahandeh.persianblog.ir
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم تیر 1393ساعت 9:41  توسط مهزیار  |