برنامه ریزی برای آینده در دنیایی با عدم قطعیت) پیتر شوارتز

مردم در جامعه کنونی که با پیشرفت های سریع تکنولوژی مواجه است، به خاطر غیر قابل پیش بینی بودن حوادث احساس محدودیت می کنند. به طور شگفت انگیزی در هر سال و در هر دهه ما با تحولات اجتماعی یا فناورانه ای که به ناگاه رخ می دهند، شگفت زده می شویم. چگونه افراد، کسب و کارها ونهادهامی توانند برای آینده برنامه ریزی کنند، در صورتی که نمی دانند فردا چه ارمغانی برایشان دارد؟ برای اقدام همراه با اطمینان، شخص می بایست به دوردست ها نگاه کرده و عدم قطعیت ها را در نظر بگیرد؛ چه چالش هایی پیش روی زندگی من است؟ دیگران چگونه به عملکرد های من واکنش نشان می دهند؟ بسیاری از افراددر مواجهه با عدم قطعیت ها به جای پرسیدن چنین سؤالهایی، واکنش انکاری اتخاذ می کنند. ان ها به طور ناآگاهانه، دیدگاه جبرگرایی به خود می گیرند. آن ها این دیدگاه را با این فرض که بعضی رویداد ها نمی خواهند یا نمی توانند رخ دهند در خود ایجاد می کنند. مثلا " قیمت نفت سقوط نخواهد کرد" یا این که " جنگ سرد هرگز پایان نمی یابد" . آن ها بدون سعی در پیش نگری حوادث شگفتی ساز، زمانی که تحولات ناگهانی رخ می دهند؛ در مسیر باخت و شکست قرار می گیرند؛ این افراد نقاط کور ذهنی برای خود خلق می کنند. در واقع این افراد با چشم پوشی از دریافت علائم تغییر چشمان خود را بر روی رویدادهای آینده می بندند.

سناریو ابزار هایی هستند که به ما در اتخاذ دیدگاه های دورنگر در جهان با عدم قطعیت بالا کمک می کنند. سناریو ها داستان هایی برای دربارۀ روش تغییر و تحول ممکن جهان در فردا (آینده) هستند؛ داستانهایی که ما را نسبت به تشخیص و سازگاری دربرابر جنبه های متغیر محیط فعالیت کنونی مان یاری می دهند. سناریو روشی برای پیدا کردن و تدوین مسیرهای متفاوت آینده و حرکت مناسب در این مسیر ها پدید می آورند. برنامه ریزی بر پایۀ سناریو ها دربارۀ انتخاب های امروز؛ با درک و فهم چگونگی تغییر وتحولات ممکن آن ها در آینده هستند. در چنین بافتی، تعریف دقیق سناریو عبارت است از " ابزاری برای نظم بخشیدن به درک و تصور شخص نسبت به محیط های بدیل آینده که تصمیم های آن شخص ممکن است در هر کدام از ان ها به وقوع بپیوندد". به عبارت دیگر، سناریو ها دسته ای از روش های سازمان یافته برای ما، نسبت به تصور و تخیل موثر دربارۀ آینده هستند. به طور عینی، سناریو ها شبیه به یک سری از داستان هایی هستند که نوشته شده یا در اغلب موارد بیان شده اند. این داستان ها با دقت تمام پیرامون "طرحی" ساخته می شوند که عناصر مهم شکل دهنده به صحنۀ جهان را به طور جسورانه نمایان می کنند. این رویکرد بیشتر روش نظامندی برای تفکر بوده تا این که روش شناسی رسمی باشد.

پس از جنگ جهانی دوم، سناریوها به عنوان روش برنامه ریزی نظامی پا به عرصۀوجود گذاشتند. نیروی هوایی آمریکا سعی کرد با کمک سناریوها، اقدامات احتمالی دشمنان خود را پیش بینی کرده و راهبردهای بدیل را برای خود پایه ریزی کند. در دهۀ 1960 هرمان کان[1] که خود در برنامه ریزی های نیروی هوایی شرکت داشت، سناریو ها را به عنوان ابزاری برای پیش بینی در دنیای کسب و کار تعریف کرد. وی به عنوان یک آینده پژوه برجستۀ امریکایی، غیر قابل اجتناب بودن رشد و کامیابی اقتصاد آن زمان را پیش بینی کرد. اما در دهۀ1970 با اقدامات پییر واک[2]، سناریو ها ابعاد جدیدتری به خود گرفتند. در سال 1968 واک به عنوان یک طراح و برنامه ریز در بخش تازه تاسیس شرکت نفتی رویال داچ شل [3] تحت عنوان " برنامه ریزی گروهی" در دفتر لندن مشغول به کار بود. پییر واک تنها کسی بود که شوک نفتی را زمانی که هیچ کس درباره اش فکر نمی کرد، پیش بینی کرده بود. پییر به این باور رسیده بود که اگر می خواهید آینده را ببینید، نباید به منابع مرسوم اطلاعاتی اکتفا کنید.شما باید به دنبال افراد غیر عادی باشید که نبض تغییرات را در دست داشته و می توانند نیروهای بارز اما شگفت انگیز را تغییر را ببینند. این گونه افراد در طبقات مختلف اجتماعی و همه جای دنیا یافت می شوند.

از طرفینکته اصلی این نیست که همۀ ساعتهای بیداری خود را صرف توجه به فرصت های نهفته کنیم، بلکه هدف اصلی یافتن فرصت های شاخص و مهم است. نه تنها زندگی و معاش ما، بلکه روح ما نیز در معرض خطر است، مگر این که یاد بگیریم تا جنبه های مهم و شاخص آینده را از جنبه های بی ارزش جدا کنیم؛ عملکرد زوش سناریو در این رابطه است. واقعیت این است که می توانیم با تصور کردن این که به کجا می رویم و چشم انداز ما چیست، می توانیم پیچیدگی ناشی از غیر قابل پیش بینی بودن را که پنجه در زندگی ما انداخته است کاهش دهیم.

 

اقسام سناریو از نظر پیتر شوارتز 

سناریو ها اغلب در سه گروه تقسیم بندی می شوند:

گروه اول موسوم به " طبق معمول ولی بهتر"

گروه دوم سناریوی " نزول و یأس"

گروه سوم " متفاوت اما بهتر"

  •  نوع اول بیانگر رشد بالای اقتصادی وافزایش ثروت است. در این سناریو نسل جوان (حاصل نسل پرزایی ) قادر به تولید ثروت بیشتر و کسب توانایی خرید خانه و هزینه نمودن در آن خانه ها است. در این سناریو، نیروهای پیشران در واقع مصرف گرایی و مادی گرایی هستند. مسائل و مشکلات اجتماعی ظهور می یابند اما دولت هاو مراکز کسب وکار با استخدام افراد مجرب و مجهز به فناوری های درست قادر به حل آن ها هستند. در ضمن افراد به هر حال در جهت منافع فردی خود عمل می کنند.

  • در سناریوی یأس و نزول، اقتصاد به جای صعود، سیر نزولی دارد. شکوفایی اقتصادی به تدریج  رو به کاهش گذاشته و به فقر منتهی می شود. رشد اقتصادی بسیار پایین یا منفی بوده و قحطی جهان سوم را در بر می گیرد.بحران های زیست محیطی افزایش یافته و قیمت نفت به طور دائم افزایش می یابد. منابع طبیعی مثل مواد معدنی و جنگل ها رو به نابودی گذاشته و طبیعت سیارۀ زمین دیگر جوابگوی نیاز های مصرفی جمعیت بشر نیست. از سناریوی یأس و نزول به عنوان ابزاری برای تفکر دربارۀ پابرجا ماندن در شرایط سخت می توان استفاده کرد.

  • سناریوی سوم حول و حوش این ایده طرح ریزی شده است که تغییرات ارزشی و اجتماعی باعث دگرگونی های عمیق و اساسی در فرهنگ غرب و ساختار اجتماعی می شود. این ایده موضوع زندگی ساده و حفظ منابع طبیعی را مورد مورد بحث قرار می دهد. این سناریو دربارۀ مواد غذایی و دارویی طبیعی، دنبال کردن رشد فکری و درونی به عوض تصاحب مادیات و تلاش برای رسیدن به یک آگاهی جهانی صحبت می کند. اگرچه درصد جمعیتی از مردم که به فکر رشد وتعالی درونی هستند، بسیار کم است، ولی ارزش هایی که آن ها به دنبالش هستند، در حال گسترش سریع در افکار عمومی به خصوص نسل دوم مربوط به انفجار جمعیتی می باشد. در این سناریو، رشد اقتصادی به پویایی اقتصادمطرح در سناریویی اول نیست، ولی این موضوع مهم نیست. تأکید بر کیفیت زندگی و نه کمیت کالاها در این سناریو مطرح است. زندگی درست و صحیح بیش از نمادهای وضعیتی اهمیت دارد.

باید مشخص شود که هر شرکت، سازمان، نهاد یا ارگان یا جامعه ای در هر یک از سناریوهای بالا با چه وضعیتی روبرو خواهند شد و چه چالش هایی خواهند داشت.

تفکر سناریویی یک هنر است و نه یک علم، ولی مراحل اصلی و اساسی آن برای همه موارد از شرکت های کسب و کار کوچک یا سازمان های بزرگ یکسان است. شما خودتان را در حال حرکت به سمت آینده خواهید یافت. تصمیم هایتان را بازنگری کرده، تحقیقات بیشتری انجام داده، عوامل کلیدی بیشتری جستجو کرده، طرح های منطقی جدیدی را اعمال کرده و دوباره پیامدهای همۀ آن ها را در آینده تمرین و تکرار می کنید. شما از خودتان می پرسید که اگر این طرح و منطق به واقعیت بپیوندد، چه تصمیم هایی را مایلیم بگیریم؟

سناریو ها هیچ وقت از یک دنیا صحبت نمی کنند. شما باید گستره ای از 2 یا 3 مورد از آینده های بالقوه را تشکیل دهید و ارایه هایی از اتفاقات ممکن را در آن ها در نظر بگیرید، سپس خودتان را در هر کدام از سناریو ها تجسم کرده و واکنش های خودتان را تمرین کنید.

اهمیت سناریو ها در این است که شما خودتان را نسبت به این که چه اتفاقی ممکن است بیافتد، تعلیم می دهید؛اتفاقاتی که بدون نوشتن سناریوها برای شما قابل تشخیص نیست. سناریو ها به شما در دانستن شکل واقعیت های در حال ظهور کمک می کندو همچنین شما را در پاسخ دادن به سؤالاتی مثل « چه می شود اگر؟...»یاری می دهد. شما نمی توانید سناریو ها را با دستورالعمل های خاصی مثل آشپزی تهیه کنید، بلکه می توانید سناریو نویسی را تمرین کنید؛ مثل هر موضوع هنری دیگری که بعضی از افراد طرح ابتکاری برای آن دارند، ولی اشخاص می توانند با تمرین مراحل پایه ای و اساسی و بهبود بخشیدن به آن، وارد عرصۀآن هنر شوند.

انسان سناریو ساز بالفطره

انسان ها توانایی فطری در سناریو سازی و پیش بینی آینده دارند. متخصصان عصب شناسی به نام های ویلیلام کالوین [4]و دکتر دیوید اینگوار[5] مطرح شده است. طبق نظریۀ ایشان، توانایی های مثل صحبت کردن و جمله سازی ارتباط تنگاتنگی با تحریک انسان به داستان سرایی در مورد آینده داشته و قسمت های مختلف مغز در این فرایند شرکت دارند. انسان ها قابلیت برنامه ریزی برای ده های آینده راداریم و می توانیم حوادث غیر مترقبه ای فراتر از تغییرات فصول را مد نظر قرار دهیم. دکتر کالوین معتقد است که قسمتی از مغز انسان که مسئول کنترل صحبت کردن است، در پرتاب سنگ یا اشیاء به سمت یک هدف مشخص نیز دخیل است. توانایی انسان در شکار حیوانات با پرتاب سنگ از جمله مهارتهای مهمی بود که در بقای نسل انسان های اولیه نقش ممی داشت. کالوین مدعی است که توانایی هایی مثل صحبت کردن و تفکر دورنگر از مناقع جنبی مهارت های دیگری مثل تیراندازی است. ما می توانیم گذشته و آینده را در ذهنمان شبیه سازی کرده و اقدامات خودمان را در آن ها تمرین کنیم و سپس بهترین اقدامات خودمان را در آن ها تمرین کنیم و سپس بهترین اقدام و عاقلانه ترین را به اجرا درآوریم.

بعضی انسان ها توانایی بسیارزیادی در ساختن سریع سناریوها دارند، در حالی که افراد دیگر نیاز به تمرین بیشتر دارند، اما این اختلاف در مهارت و تبحر ربطی به شخصیت افراد نداشته واختلاف بوجود آمده ناشی از تجربه ها و آموزش های متفاوت افراد است. افراد با تجربه و موفق در کسب و کارها اغلب حساسیت بیشتری نسبت به فرآیند سناریو ها دارند. گرچه هر کسی می تواند سناریو بسازد، ولی اگر شما تخیل، قدرت نوآوری وحتی حس پوچی را با حس واقع گرایانۀ خودتان تقویت کنید، سناریو سازی برایتان بسیار آسان خواهد بود.

معتادان الکلی به دلیل اختلال واکنش روان – فیزیولوژیکی بعلت نوشیدن الکل، ارتباط و هم بستگی بین تخیل و اقدام عملی را از دست می دهند. چون این افراد دیگر قادر به استفاده از قدرت تخیل خود در دورنگری ونگاه به حلو نیستند، لذا حس استمرار و پیوستگی زمان را ازدست می دهند. پیامد از دست دادن حس استمرار و پیوستگی زمان بصورت سردرگمی و نامتجانس شدن با اتفاقات اطراف در این افراد ظهور می یابد. اینگوار چنین استدلال می کند که فرد معتاد در تشخیص آیندۀ در حال ظهور ناتوان هستند و به آسانی نمی توانند اتفاقاتی که ممکن است در موقعیت های متفاوت برایشان بیفتد، متصور شوند. ان ها در ذهن خودشان این سؤالات را ندارند؛ اگر دیگر نتوانی الکل بخری، چه اتفاقی می افتد؟ یا این که اگر شما دیگر قادر به انجام کارهای مربوط به شغلتان نباشید چه اتفاقی می افتد؟ یا این که اگر بدن شما در اثر نوشیدن زیاد الکل رو به وخامت گذاشت، چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ (البته همۀ ما دارای نقاط کورذهنی در برابر واقعیت هستیم).

یک سناریو وقتی موثر است که شخص دربارۀ موضع خاصی که قبلا یک تابو یا فکر نکردنی به نظر می آمد، به تفکر و تامل عمیق پرداخته و بگوید بله، من می توانم ببینم که چه اتفاقی ممکن است بیفتدو چه واکنشی در برابر این اتفاقات از خودم نشان خواهم داد. پیر واک عنوان می کند که سناریو ها با دو دنیا سر و کار دارند؛ دنیای واقعیت و دنیای ادراک. سناریو ها واقعیت ها را مورد کندوکاو قرار می دهند، اما در همان حال به ادراک درونی تصمیم گیران نیز کمک می کنند. هدف سناریو ها گردآوری و تبدیل اطلاعات راهبردی مهم به ادراک جدید و نو است. این تبدیل دگرگونی، فرآیندی پیش پا افتاده نبوده و در اغلب مواقع اتفاق نمی افتد. زمانی که این تبدیل اطلاعات رخ دهد، تجربۀ خلاقی به وجود می آید که شخص در این هنگام بطور خالصانه و صمیمانه و با حس تعجب و شگفتی با خود می گوید" آهان!" . سناریو ها بصیرت راهبردی به مدیران و رهبران می دهند که ذهن آن ها پیش از این سابقۀ درک و آگاهی این موضوعات را نداشته است.

شکارو گردآوری اطلاعات

حال سؤال این است که چرا سناریو ها مثمر ثمر هستند؟ به خاطر این که افراد حقایق را در تشریح حوادثآینده تشخیص می دهند. داستان به شیوه های مختلف باعث طنین افکن شدن هر آن چه که آن ها از قبل می دانند، می شود و سپس آن ها را از طنین و پژواکدرونی به سمت درک دوبارۀ جهان رهنمون می شوند. مشاهدات از دنیای واقعی می بایست در داستان وارد شود و تنها راه موجود برای شخص داستان سرا برای اینکه بتواند مشاهدات واقعی را وارد داستان کند، همانا ارائۀ نمونه مانند گواه و مدرک از جهان، قبل از داستان سرایی است. بنابراین فرآیند سناریو شامل تحقیق و مهارت شکار و گردآوری اطلاعات است. این مسأله در بعد متمرکز، جهت پیگیری و دنبال کردن حقایق مورد نیاز برای سناریوی خاص و در بعد گسترده تر برای آموزش خودجهت مطرح کردن سؤالهای مهم و حساس بیشتر، تمرین می شود.تحقیق تنها ابزار مفید برای جمع آوری واقعیت ها و حقایق مفید نیست، بلکه قوۀ درک و شعور شما را نیز تیز بین تر می کند. هدف اختصاصی شما در هر پروژه ای تحقیق ریشه در مفروضات ذاتی شما دارد. شما آن حقایق و آگاهی ها را جست جو می کنید که مفروضات شما را به چالش بکشد. در واقع شما به دنبال مدارک و شواهد نقیض و تصدیق هستید.

در حین تحقیق به این نکته پی خواهید برد که باید نسبت به دیدگاه ها و علائم تغیرات بسیار انعطاف پذیر باشید. زیرا شما به طور همزمان بر سؤال های مهم خودتان تمرکز داشته و خودتان را نسبت به حوادث غیر مترقبه نیز آگاه تر و هوشیار نگه می دارید. مثل یک شکارچی که از صدای برخواسته از شاخه ای خشک پی به حضور شکار می برد، شما نیز باید یاد بگیرید که در دریای کلمات، تصاویر، اصوات و اعدادی که همۀ ما در آن شناورهستیم، ان قشمت از اطلاعات که مهم و اساسی هستند را جدا کرده و دریافت کنید. همۀ ما سیستمی از فیلتر های محدود کننده داریم که ما را از غرق شدن در دریای اطلاعات و حوادث حفظ می کنند. ما فقط به اطلاعات و آگاهی هایی توجه می کنیم که فکر می کنیم به ان ها نیاز داریم. بنابراین تبدیل شدن به یک طراح سناریو، به معنی آگاه بودن از فیلتر های اطلاعاتی ذهن و تنظیم دوباره و مداوم آن ها برای دریافت اطلاعات هر چه بیشتر از دنیای اطراف، بدون غرق فکری است.

آینده پژوهان بعضی مواقع صحبت از بیرون نگه داشتن سامانه راداری خود می کنند.این استعاره بسیار برجسته و قابل توجه است؛ یک سامانۀ رادار، علائمی با فرکانس بالا به محیط اطراف خود رها می کندو منتظر دریافت علائم برگشتی از اشیاء موجود در محیط می ماند. وقتی که جسمی ناشناس در صفحۀ رادار مشخص می شود، شما توجه متمرکز تری به آن شی می کنید. در گرد آوری اطلاعات، شما فرایند مشابهی را انجام می دهید، یعنی علائمی را به محیط ارسال می کنید و سپس منتظر می مانید که چه پاسخی دریافت می کنید. اما شما کارهای بیشتری نیز انجام می دهید. پیتر شوارتز بدین طریق تجربه خود رابیان می کند: من اغلب امواج با فرکانس های مختلف را امتحان می کنم. به عنوان مثال از خود می پرسم که اگر یک اقتصاد دان شوروی بودم یا اگر یک نوجوان در جهان امروز بودم یا یک طراح رایانه، چه اطلاعاتی مرا جلب خود می کرد و بیشتر روی چه اطلاعاتی توجه و تمرکز می کردم؟ سپس به همان اطلاعات توجه می کنم.

اهداف: درجستجوی چه چیزی باشیم؟

هر سناریویی محتاج تحقیقات مخصوص به خود است. بعضی از موضوعات در تحقیقات به دفعات متعدد تکرار می شوند. موضوعات زیر اغلب در کانون توجه قرار دارند:

  • علم و فناوری: علم و فناوری یکی از مهم ترین نیروهای پیشران و بسیار مهم حوادث آینده هستندو شکل دهندۀ آینده هستند. سیاست ها را می شود تغییر داد، ولی وقتی یک نوآوری یا اختراع جدید علمی ظهور کرد و به دنیا ارائه شد، دیگر نمی توان آن را پس گرفت. هم چنین  نمی توان تاثیرات آن را با قانون گذاری ها و قدغن کردن های مدیریت یک سازمان محدود کرد. بنابراین نظارت دائم بر رشدو توسعه های بوجود آمدهدر فیزیک، زیست فناوری، علوم رایانه ای، محیط زیست، میکروبیولوژی، مهندسی و سایر علوم کلیدی وظیفۀ خاص تلقی میشود.

  • حوادث شکل دهنده به ادراک:تغییر باورهای عمومی می تواند به عنوان محور اصلی در جهت دهی به تاریخ باشد.این جهت دهی بسیار آهسته تر و تغییر ناپذیرتر از قدرت پول و قدرت نظامی است.

چطور شما پیشاپیش می دانید که حوادث شکل دهنده به ادراک، در حال رخ دادن است؟ با مشاهدۀ اولین واکنش های جامعۀ گسترده تر و بزرگ تر. آیا این واکنش ها ساختار اصلی علاقمندی و توجه عموم را در بر دارد؟ زمانی که واکنش به طور مشخص عمیق و گسترده است، تغییر پارادایم های عظیمی می تواند رخ دهد که نتیجۀ آن تغییر عمیق در سیستم نظام های باور است.

  • موسیقی:اگر تلوزیون نشاندهندۀ آن چه مردم درک می کنند، باشد موسیقی نشاندهندۀ هر آنچه که مردم حساس می کنند، است. فرهنگ های بومی و تاریخی در حال تبدیل شدن به عناصر تشکیل دهندۀ فرهنگ جهانی است.

  • حاشیه ها: محققان سناریو باید خود را طوری تربیت کنند که به دنیا مثل اسب ها نگاه کنند، زیرا که همواره توسعه های جدیدمربوط به دانش در حواشی و حد نهایت های نزدیک به مرز آن دانش رخ می دهد. افراد و سازمان ها اغلب دانش خود را به طور متمرکز سازمان می دهندو با احساس تسلی خاطر در مرکز باورهای خودشان حفاظت می کنند. در کناره های بیرونی باورهایشان، ایده هایی هستند که اکثریت افراد آن ها را مردود می شمارند. کمی نزدیک تر به مرکز باورها، حاشیه ها قرار دارند.حاشیه ها در واقع منطقه ای از باور ها است که نه به صورت قانونی به دانش متمرکز پیوسته و نه ایده های موجود در آن به طور کامل مردود شناخته شده است. عدم نوآوری ضعف مرکز است. ساختار، قدرت و ایستایی سازمانی اغلب تمایل به منع متفکران نوآور و به حاشیه راندن آن ها دارد. در حاشیه های اجتماعی و روشنفکری، نوآوران در سیر و تکاپوی تخیلات خود آزادترند، اما هم چنان در حس واقعیت گرایی موجود دچار محدودیت هستند. نوآوران بزرگ همواره از حاشیه ها شروع می شوند.

  • بهره بردن از تاکتیک های مختلف: افراد مختلف دارای تاکتیک های مختلفی برای تحقیق از آینده هستند مانند: مصاحبه با افراد صاحب نظر و اندیشمند؛ مطالعه منابع متعجب کننده و شگفتی ساز( سطوح و سبک های مطالعۀ خود را گسترش دهید. مطالب شگفت انگیز درک جدیدی در شما ایجاد خواهند کرد)؛مرور مجلات مختلف و انتخاب بهترین ها؛ غوطه ور شدن در محیط های چالش برانگیزمانند مسافرت کردن به محلهای مختلف.

  • توجه به نیروهای پیشران: هر سازمان و شرکتی، شخص و یا کسب و کاری، توسط عوامل کلیدی به جلو رانده می شوند. بعضی از این عوامل در داخل سازمان هستند، مثل نیروی کار و اهداف و بعضی مثل مقرارات دولتی از خارج از سازمان اعمال می شوند. اما بسیاری از عوامل بیرونی، به طور خاص واضح و آشکار نیستند. تشخیص و ارزیابی این عوامل بنیادی، نقطه شروع و یکی از اهداف اصلی روش سناریوهاست. بعبارت دیگر، نیروهای پیشران عناصری هستند که باعث حرکت و تغییر در طرح اصلی سناریو ها شده و سرانجام داستان را مشخص می کنند. مثلا در داستان های جنایی، انگیزه و محرک اصلی در واقع نیروی پیشران است یا در سفرهای ماجراجویی میروی پیشران اصلی جست و جو است که باعث حرکت ماجراجویان شده و داستان را به پیش می برد. بدون نیرو های پیشران هیچ راهی برای شرع تفکر از طریق سناریو ها وجود ندارد. شناریو ها ابزاری برای تصحیح قضاوت های اولیۀ شما و همچنین کمک به تشخیص و تمایز عوامل مهم و غیر مهم هستند.اما از این میان باید تشخیص داد که نیروی پیشران اصلی کدام است که بیشترین تاثیر را خواهد داشت. از انجا که نیروهای پیشران برای عده ای آشکار بوده و برای عده ای پنهان هستند باید سناریو سازی را تیمی انجام داد. برای جستجوی نیروهای پیشران می توان از یک طبقه بندی ساده مانند طبقه بندی زیر استفاده کرد:

  • جامعه

  • فناوری

  • اقتصاد

  • سیاست

  • محیط زیست

بعد از شناسایی و کندوکاو نیروهای پیشران، گام بعدی تعیین عناصر نسبتاًمشخص و از پیش تعیین شده و هدم قطعیت های حساس است.همواره وسوسۀ این فرض وجود دارد که این تقسیم بندی ها کاملاً از هم مجزا و دارای سه رنگ متمایز هستند، ولی در واقع چنین نیست. بسیاری از موارد با هم هم پوشانی دارند، اما شما باید از روش های متفاوت و برای اهداف متفاوت نسبت به آن ها زرف اندیشی کنید. با در هم تنیدن این بلوک های ساختمانی مفهومی و توجه به عناصر تشکیل دهندۀ سناریوها، شما درک عمیق تری نسبت به جهان اطراف خود کسب می کنید. زمانی که درک شما نسبت به پویایی و الگوهای موقعیت تحت نظرتان واضح تر و روشن تر شد، آنگاه باید به سمت نوشتن سناریوها حرکت کنید.

بعضی از سناریوسازهامانند پییرواک، با ارائه تعریف برای عناصر تشکیل دهندۀ سناریوها، ابداً موافق نیستند. به باور آن ها هر تعریف و اختصاص عنوان به عناص تشکیل دهندۀ سناریوها، باعث کم اهمیت شدن ظرافت های فرآیند می شود. خلق سناریو یک  فرآیند تحلیلی و استنتاجی نیست، بلکه یک نوع هنر است؛ درست مثل هنر داستان گویی.

پیتر شوارتز عناصر تشکیل دهندۀ سناریوها( عناصر نسبتاً مشخص و عدم قطعیت های حساس) را تعریف می کند ولی معتقد است ابداً نباید بر این تعاریف تمرکز زیادی داشته باشیم. در عوض، تمرکز باید نسبت به درک این عناصر در موقعیت های گوناگون اختصاص یابد. مثلا در مورد توسعه فناوری در سالهای اخیر نیروی پیشران فناوری است و عناصرنسبتاً مشخص ان توسعه شتابان فناوری است و عدم قطعیت حساس، سرعت نوآوری در شرکت های عظیم چند ملیتی است.

عناصر نسبتاً مشخص: چندین راهبرد مفید برای جست و جوی عناصر نسبتاً مشخص وجود داردکه عبارتند از:

  • پدیده هایی با تغییرات کند و آهسته: مانند رشد جمعیت، ساختن زیرساخت هاو توسعۀ منابع است.

  • موقعیت های ناگریز: برای مثال ژاپنی ها باید تراز بازرگانی مثبتی داشته باشند، زیرا آن ها 120میلیون نفر جمعیت ساکن در 4 جزیره دارندو فاقد منابع غذایی، پوشاک، گرما یا حمل ونقل هستند.

  • موضوعات جاری: مانند جمعیت گروه سنی جوانان در 20 سال آینده را ما می دانیم زیرا آنها هم اکنون به دنیا امده اند، تنها عدم قطعیت موجود میزان نرخ مهاجرت هاست.

  • رودررویی های غیر قابل اجتناب: مثلا امکان افزایش مالیات و کاهش خدمات مربوط به تامین اجتماعی و برخوردهای مردم.

عدم قطعیت های حساس: عدم قطعیت های حساس در هر طرحی وجود دارد. طراحان سناریو همواره به دنبال عدم قطعیت ها بوده و سعی می کنند در برابر آن ها آماده و مهیا باشند. عدم قطعیت های حساس به طور ذاتی به عناصر نسبتاً مشخص مرتبط هستند. شما می توانید با به سوال کشیدن مفروضات خود در زمینۀ این عناصر، ان ها را پیدا کنید. مثلاً چه اتفاقاتی ممکن است باعث شود تا قیمت نفت دوباره افزایش یابد؟ چه اتفاقاتی می تواند باعث کسری بودجۀ کشور شود؟ آیا مردم و نهادها در برابر افزایش قیمتها هادات مصرف خود را تغییر خواهند داد؟ مردم چه تغییراتی را از خود نشان خواهند داد؟ اگر ترافیک سنگین باشد مردم چه تغییر رفتاری را از خود نشان خواهند داد؟ هرکس که به موضوع راه بندان ها فکر کند، با دو سناریو مواجه خواهد بود؛ اول، سناریویی که در آن، شهر به دلیل راه بندن ها فلج و زمین گیر شده است و سناریوی دوم این که رفت و آمدهای درون شهری تحول یافته است.

نیروهای پیشران، عناصر نسبتاً مشخص و عدم قطعیت های حساس ساختاری برای کندوکاو آینده در اختیار ما قرار می دهند. شک نیست که فناوری های ارتباطی به سهولت در اختیار همۀ افراد خصوصاً جوانان قرار خواهد گرفت، آن ها با هم ارتباط خواهند داشت و در نهایت استفاده از چنین رسانه هایی باعث تغییر رفتار و ارزش ها خواهد شد.  در دسترس بودن فناوری یک عنصر نسبتاً مشخص است.  عدم قطعیت ها برای جوانان، استطاعت مالی نوجوانان برای در اختیار داشتن نوع آن فناوری هاست.  بزرگترین عدم قطعیت دربارۀ فناوری، تاثیر آن بر اختلاف های فرهنگی خواهد بود. آیا این فناوری ها همانند تلوزیون باعث یکسان شدن فرهنگی جهان خواهد شد؟یا افراد با تولید محصولات مورد علاقه خودشان باعث جبران تاثیر فناوری ها خواهند شد؟ احتمالاً هر دو روند رخ خواهد داد. هر کشوری همانند یک دنیای مملو از رسانه ها خواهد شد، اما این دنیا بطور روزافزون تکه های هر فرهنگ بومی را به هم پیوند خواهد داد.

ترکیب کردن یک طرح:  سناریو ها چگونگی رفتار باور کردنی نیروهای پیشران را بر اساس رفتار آن ها در گذشته تشریح می کنند. البته همان نیروهای پیشران ممکن است رفتاری متفاوت بر اساس گسترۀ طرح های ممکن از خودنشان دهند. سناریو ها دو یا سه عدد از بدیل های بدست آمده را بر اساس طرح ها یا ترکیبی از طرح ها که ارزش بالایی برای توجه کردن دارند، مورد کندوکاو قرار می دهند.  در هر سناریویی این سوالات مطرح می شود:

  • نیروهای پیشران کدامند؟

  • شما چه چیزی را عدم قطعیت حس می کنید؟

  • چه چیزی غیر قابل اجتناب است؟

  • نظرتان دربارۀاین سناریو یا آن سناریو چیست؟

در هر سناریویی که برای سازمان یا شرکت ها می نویسید، شما باید به یکی از بدیل هایی که باعث به وحشت افتادن مدیران و تعمق آنها می شود را طراحی کنید؛ البته نه به اندازه ای که وحشت باعث  صرف نظر کردن از کل طرح شود. شما باید از آن ها بخواهید که به نزول بازارها در آینده حتی تصاحب خصمانۀ بازار توسط رقبا و نه مسائلی همچون انهدام شهر توسط جنگ اتمی توجه کنند. در سطح فردی شما ممکن است سناریویی برای بیماری یک عضو خانواده بنویسید(چه کار باید بکنیم، اگر با هزینۀ ناگهانی بیمارستانی مواجه شویم؟)ولی سناریویی برای از بین رفتن کل خانواده در یک تصادف اتوبوس نمی نویسید. هدف شما انتخاب طرحی است که به گزینه های متفاوت برای تصمیمات اصلی منتهی شود. چه طرحی ممکن است شما را به انجام چیزی متفاوت مجبور کند. نیروی پیشران می تواند شخصیت ها، نهادها، شرکت ها یا سازمان های منطقه ای باشد.با درک نیروهای موجود می توان الگوهای ممکن رهبری آینده را پیش بینی کرد. برای مثال، در سال 1977 کسانی از ما که دربارۀ سناریو های آیندۀ ایران فکر می کردیم، می توانستیم با درک ریشه های فرهنگی گوناگون ایران، سناریوی ممکنی را پیش بینی کنیم که در آن مقاومت در حال رشد بنیاد گرایی در برابر غربی شدن ممکن است شخصی همچون امام خمینی را به قدرت برساند. بنابراین وظیفه یک سناریو نویس، تعریف نیروهای درونی و بیرونی شرکت وتحلیل این امر است که کدامیک از این طرح ها با این نیروها مطابقت دارد. بعضی از طرح ها با عناصر شما مطابقت داشته و بعضی ندارند. با نگاه به عناصر نسبتاً مشخص، شما می توانید در این مورد قضاوت کنید. شما با گرد آوری تغییرات ممکن، به پنج یا شش تغییر ممکن که مطابق با موضوع مد نظر است، دست می یابید.در نهایت، شما با ترکیب و محدود کردن ان ها به دو یا سه توصیف جزئیات آنچه که ممکن است رخ دهد می رسید.

چرا دو یا سه طرح یا منطق؟ زیرا ذهن افراد تنها می تواند با دو یا سه احتمال سروکار داشته باشد. ممکن است دو احتمال نشانگر  واقعیت نباشد، لذا اغلی سه احتمال انتخاب می شود. البته گاهی شما به چهار موقعیت یا حالت توجه می کنید. ولی گزین های بیشتر سردرگمی ایجاد می کند. در سه یا چهار سناریو مطالب بیشتری فراگرفته می شود. سناریو پرداز با مهارت به برنده شدن وبازنده شدن نمی پردازد بلکه به این می اندیشد که چگونه در صورت وقوع سناریوی نامطلوب چگونه با ان ها زندگی کند نه اینکه چگونه آن ها را از بین ببرد و باید بتواند عدم تعادل ها را مدیریت کند قبل از اینکه این عدم تعادل ها باعث نابودی سیستم شود. 

در واقع سازمانها و نهاد ها و شرکت ها باید بتوانند انعطاف پذیری و سازگاری را در خود پرورش دهند تا با سقوط مواجه نشوند. سناریو ها برای این نیستند تا در ما بد بینی ایجاد کنند بلکه در واقع ما می توانیم بوسیلۀ آن ها جهانی را تصور کنیم که چالش ها قابل تشخیص هستند، و آموزش می بینیم تا بتوانیم بهترین انتخاب را بکنیم، برای آن ها برنامه ریزی کنیم و تصمیم گیری کنیم و در واقع آینده های مختلف  را امروز تمرین می کنیم و برای هر اتفاقی آماده می شویم. یک واقعیت بزرگ در خصوص تمام تصمیم هایی که گرفته می شود وجود دارد و آن این است که سرنوشت همۀ ما به همدیگر پیوسته است. و هرکس باید سهم خود را در رشد اقتصاد جهانی، محیط زیست، آموزش و پرورش بپردازد. 

 

گام های توسعۀ سناریو ها    

  1. گام اول : شناسایی موضوع یا تصمیم اصلی

    در هنگام توسعۀ سناریو ها، شروع کار با نگاه از " درون به بیرون"  به عوض " بیرون به درون" ایدۀ خوبی است و آن عبارت است از شروع فرآیند با شناسایی و انتخاب موضوع یا تصمیم خاصی در درون سازمان و سپس بنای سناریو ها به سمت محیط بیرونی. یعنی آنچه که افراد یا سازمان ها به آن فکر می کنند و تصمیم هایی که باید بگیرندو هر آنچه که ان ها را در شب بیدار نگه می دارد.

  2. گام دوم: نیروهای کلیدی در محیط منطقه ای

    اگر شناسایی موضوع یا تصمیم اصلی قدم اول باشد، پس تهیۀ فهرست عوامل کلیدی که بر موفقیت یا ناکامی آن تصمیم، تاثیر گذار هستند، هم چون واقعیت هایی دربارۀ مشتریان، تامین کنندگان، رقبا و غیره قدم دوم است. آنچه تصمیم سازان برای انتخاب های کلیدیشان باید بدانند چیست؟ موفقیت و ناکامی چه چیزهایی خواهد بود؟

     

  3. گام سوم: نیروهای پیشران

    پس از تهیه فهرست عوامل کلیدی باید فهرست روند های هدایت کننده که بر عوامل کلیدی موثر است تهیه شود. ( نیروهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، زیست محیطی، فناوری، ...) بعضی از این نیروها بسیار مشخص هستند مانند نرخ روند جمعیت و برخی با عدم قطعیت بسیار همراه هستند مانند عقاید عمومی( دانستن اینکه چه چیزهایی ضروری و غیر قابل اجتناب است و چه چیزهایی غیر قابل پیش بینی است بسیار مفید است).

     

  4. گام چهارم : طبقه بندی بر اساس اهمیت و عدم قطعیت

    باید تمام عوامل شناخته شدۀ قبلی در دو معیار طبقه بندی شود اول درجۀ اهمیت برای موفقیت  و دوم درجۀ عدم قطعیت احاطه کنندۀ آن روندها و عوامل. نکتۀ مهم و اصلی شناسایی دو یا سه عامل یا روندی است که با اهمیت ترین بوده و با بیشترین عدم قطعیت همراه باشند. تفوت سناریو ها نمی تواند بر اساس عناصر نسبتاً مشخص، مانند پیر شدن اجتناب ناپذیر متولدین دوران انفجار جمعیت و پرزایی باشد، زیرا عناصر نسبتاً مشخص در تمامی سناریوها به طور تقریبی یکسان هستند.

     

  5. گام پنجم: انتخاب منطق سناریو ها

    در عمل نتیجۀ مرحلۀ طبقه بندی، محورهایی است که سناریوهای نهایی بر اساس آن ها متمایز می شوند. مشخص کردن این محور ها، در واقع یکی از مهم ترین گام ها در فرآیند تولید سناریو هاست. هدف نهایی، رسیدن به سناریوهایی است که تفاوت های موجود بین آن ها، برای تصمیم سازان قابل توجه باشد. زمانی که محورهای اصلی عدم قطعیت های حساس شناسایی شده باشند، بعضی وقت ها نشان دادن آن ها بصورت یک گستره( برروی یک محور) یا ماتریس(با دو محور) یا حجم (با سه محور) مفید است طوری که سناریو های مختلف قابل شناسایی بوده و جزئیات آن ها نیز قابل بسط باشند. 

    منطق یک سناریوی شناخته شده، با موقعیت آن در ماتریس مهم ترین پیشران ها، قابل مشخص کردن است. برای مثال چنان چه یک شرکت خودروسازی مشخص کند که " قیمت سوخت" و " سیاست های حمایت از صنایع داخلی " مهم ترین پیشران های سناریو هستند، چهار منطق پایه ای برای سناریو ها چنین خواهد بود:

  • قیمت بالای سوخت در محیط سیاست های حمایت از صنایع داخلی

  • قیمت بالای سوخت در اقتصاد جهانی

  • قیمت پایین سوخت در محیط حمایت اسیاست های حمایت از صنایع داخلی

  • قیمت پایین سوخت در اقتصاد جهانی

     

  1. گام ششم : پربار کردن سناریو ها

زمانی که مهم ترین نیروهای پیشران، و منطق هایی که سناریو ها را از هم متمایز می کنند. مشخص شدند. پر بار کردن اسکلت سناریو ها با رجوع به عوامل کلیدی و روندهای شناسایی شده در گام های دوم و سوم، می تواند قابل اجرا باشد. بعضی وقت ها به سرعت مشخص می شود که کدام جنبه از عدم قطعیت در کدام یک از سناریو ها می بایست قرار داده شودو البته بعضی وقت ها چنین نیست. اگر لازم است افراد شناخته شده ای را در سناریو وارد کنید تا باورکردنی تر شود.

 

  1. گام هفتم: مضامین

زمانی که سناریو ها با جزئیات بیشتر توسعه یافت، زمان آن رسیده است که با رجوع به موضوع یا تصمیم اصلی شناخته شده در گام اول، تمرین آینده انجام شود.تصمیم مورد نظر در هر کدام از سناریو ها چطور به نظر می رسد؟ چه آسیب پذیری هایی آشکار شده است؟ آیا تصمیم یا راهبرد تدوین شده در تمامی سناریو ها پابرجاست یا تنها در یک یا دو سناریو خوب به نظر می رسد؟ اگر یک تصمیم، تنها در یکی از چند سناریو خوب به نظر می آید، آن تصمیم به عنوان یک قمار با ریسک بالا، در نظر گرفته خواهد شد؛ به خصوص در حالتی که شرکت کنترل اندکی بر افزایش احتمال به واقعیت پیوستن سناریو مورد نیاز دارد. چطور آن راهبرد را می توان برگزید، اگر علائم موجود حاکی از عدم روی دادن آن سناریو باشد؟

 

  1. گام هشتم: انتخاب شاخص ها و علائم راهنما

دانستن هر چه سریعتراین موضوع که کدامیک از چندین سناریوی نوشته شده، به واقعیت در حال ظهور نزدیک تر است، بسیار مهم است. بعضی وقت ها جهت گیری تاریخ آشکار و واضح است، به خصوص با توجه به عواملی همچون سلامت کلی اقتصاد.

در هنگامی که سناریو های مختلف پر بار شده اند و مضامین آن ها برای موضوع اصلی مشخص شده است، ارزش دارد که زمانی برای تخیل و شناسایی چند شاخص راهنما به منظور نظارت مداوم بر تحولات صرف شود. اگر این شاخص ها با دقت و تخیل انتخاب شوند، شرکت یا سازمان مورد نظر با دانستن اینکه آینده چه چیزی برای صفت مورد نظرش دارد و چطور آن آینده برروی راهبرد ها و تصمیم های موجود در صنعت تاثیر می گذارد، جهش بهتری در فضای رقابتی خواهد داشت.

ملاحظات زیر را در خلق سناریو ها جدی بگیرید:

  • بیش تر از 4 سناریو انتخاب نکنید

  • بهتر است یک جفت سناریو با احتمال بیشتر و یک جفت سناریو با تاثیرات بالقوۀ بالا ولی با احتمال نسبی کمتر " شگفتی سازها" را توسعه دهید.

  • به نام گذاری سناریو ها توجه ویژه ای داشته باشید. نام ها باید در القای منطق سناریو ها موفق باشند. اسامی واضح وقابل یادآوری باشند.

  • حمایت و مشارکت سطوح بالای مدیریت بسیار ضروری است. افرادی که باید تصمیم ها را اجرا کنند می بایست در خلق این ابزار نیز شرکت داشته باشند.

  • نظرات طیف وسیعی از بخش ها و قسمت های فعال باید در انتخاب اعضای گروه توسعۀ سناریو ها لحاظ شود.

  • افراد با قوۀ تخیل بالا و ذهن باز که می توانند به عنوان یک گروه در کنار هم کار کنند، باید برای این کار انتخاب شوند.

شما وقتی می توانید ادعا کنید که سناریوی خوبی دارید که آن ها هم باورکردنی و هم شگفتی آور باشند، یعنی  آن ها قدرت شکستن تفکر قالبی قدیمی را داشته و کسانی که سناریو ها را می سازند، احساس مالکیت آن ها را داشته باشندو ان ها را بکار ببرند. سناریو سازی کاری به شدت مشارکتی و اشتراکی بوده و در غیر این صورت کل فرآیند شکست خواهد خورد.  


1.Herman Kahn

[2]2.Pierre Wack

3. Royal Dutch Shell.

[4]4. William Calvin

[5]5. David Ingvar

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 15:51  توسط مهزیار  | 

سناریو نویسی به زبان ساده

نویسنده:دکترمصطفی نوری پیرعلی عضو هیئت علمی دانشگاه جامع علمی کاربردی

«رسولان حق، مردم را گویند که در گذشته وآینده خود اندیشه کنید تا شاید مورد رحمت خدا قرار گیرید.»قرآن کریم/سوره مبارکه یس/آیه 45

 

 

مقدمه

امروزه تعداد انگشت شماري از سازمان ها از عملکرد خود در جهان کنونی راضي هستند. در دهه هاي گذشته روش برنامه ريزي سنتي، که بيشتر بر پايه پيش بيني هاي قطعي استوار بود، تا حدود زيادي موفق از آب در مي آمد. اما اكنون اين روش ديگر کارائي لازم را ندارد و مشکل اينجاست که اکثر پيش بيني ها بر اين مبنا تهيه مي شوند که " آينده بسيار شبيه زمان حال خواهد بود و دنياي فردا تفاوت کمي با دنياي امروز خواهد داشت واین اصلا گفته درستی نیست پيش بيني ها شايد در افق زماني کوتاه درست باشند، ولي دير يا زود با ظهور رويداد هاي غافلگير کننده، ناتواني مديران براي درک تغييرات نوظهور آشکار خواهد شد. اين ناتواني موجب غير قابل استفاده شدن استراتژي هاي طراحي شده براساس پيش بيني هاي قطعي مي شود.به هر حال بايد اذعان کرد که آينده ثابت و پايدار نيست و پيش بيني هاي قطعي که فقط بر اساس مطالعه گذشته و تاريخ تهيه مي شوند، جوابگوي نيازهاي مديران سازمان ها هنگام برنامه ريزي استراتژيک نيست.لذا فن"برنامه ريزي سناريونگاری براي پاسخگوئي به چنين نياز هايي درنظرگرفته شده است. یک  سناریو فقط به ما نمی گوید آینده چگونه خواهد بود بلکه به ما می گوید که تحولات چگونه رخ خواهند داد وآینده چگونه ساخته می شود.بنابراین یک سناریوبایددرهرزمان بتواند بگوید که:

1-بازیگران اصلی که بازی را پیش می برند کدامند؟(چه کسی؟)

2-چه اتفاقاتی دارد رخ می دهد؟(چه چیزی؟)

3-چه زمانی این اتفاقات رخ می دهند؟(چه وقت؟)

4-این اتفاقات در کجا رخ می دهند؟(کجا؟)

5-چگونه این اتفاقات رخ می دهند وبه چه چیزی هایی نیاز هست؟(چگونه؟)

6-انگیزه ها وعلل بروز این اتفاقات کدامند؟(چرا؟)

پس سناریو ها باید به ما بگویند چه کسی چه چیزی را چه وقتی در کجا چگونه وچرا انجام می دهد؟

اما سناریوها به همه این عناصر پاسخ نمی گویند .اغلب آنها به بازیگران وبه چراها نمی  پردازند واین نقص بزرگ محسوب می شود.

در این مقاله دونوع سناریونگاری  را بررسی می کنیم: 1-سناریو نگاری به روش پیترشوارتز که دارای هشت گام می باشد.و 2- سناریو نگاری به روش تایدا.

 

 

تاریخچه سناریونگاری


برنامه ريزي بر پايه سناريو بعد از جنگ جهاني دوم به عنوان روشي براي برنامه ريزي در بخش دفاعي- نظامي مطرح شد. نيروي هوايي آمريکا سعي کرد با استفاده از اين روش عمليات هاي ممکن دشمنان آمريکا را در آينده تصور کرده و بر اساس آن استراتژي هاي جنگي مختلف را طراحي کند. در دهه ۱۹۶۰ ، هرمان کان که خود در پروژه هاي آينده نگري نيروي هوايي آمريکا نقش عمده اي ايفاء کرد، روش برنامه ريزي بر پايه سناريو را به عنوان يک روش نوين برنامه ريزي در بخش غير نظامي معرفي کرد. وي بعدها به يکي از برجسته ترين آينده نگران آمريکا تبديل شد. در دهه ۱۹۷۰، آقاي پيرواک رئيس گروه برنامه ريزي شرکت نفتي شل ابعاد جديدي به برنامه ريزي بر پايه سناريو افزود. وي و پیترشوارتز مشغول جستجوي رويدادهايي بودند که مي توانست در قيمت نفت موثر باشد. در آن دوره چندين رويداد که به نظر در شرف وقوع بودند، شناسايي شدند. اولين رويداد بدين صورت بود که ذخاير نفت آمريکا در حال کاهش و نياز آمريکا به نفت رو به افزايش است. در آن زمان کشورهاي عرب و مسلمان عضو اوپک که نسبت به حمايت غرب از اسرائيل در جنگ سال ۱۹۶۷ دلخور بودند، قصد داشتند که به نحوي انتقام گرفته و آن هارا تحت فشار قرار دهند. برنامه ريزان شرکت شل با نگاه به اين واقعيت ها دريافتند که کشورهاي عرب در صدد هستند که به زودي قيمت بالائي براي نفت درخواست کنند. تنها موضوع غير مشخص و مبهم اين بود که چه زماني آنها دست به اين کار خواهند زد. آقاي واک وپیترشوارتز، دوبرنامه، که شامل دسته کاملي از داستانهاي مربوط به آينده مي شد، به همراه جداول قيمت هاي احتمالي نفت تهيه کردند.

1-اولين برنامه نمايانگر باور عمومي حاکم بر کارکنان شرکت شل بود؛ اينکه قيمت نفت در آينده تغيير چنداني نخواهد کرد.

2-دومين برنامه به آينده محتمل نزديک تر بود؛ اينکه اوپک قيمت نفت را به صورت ناگهاني افزايش خواهد داد. اين برنامه ها توسط واک و همکاران به مديران ارشد شرکت شل ارائه شد. با وجود اينکه آنها مفهوم اين برنامه ها را درک کردند، در رفتار مديريتي خود هيچ تغييري ايجاد نکردند. سپس واک  وشوارتزگامي به جلو برداشت و همه پيامدهاي احتمالي افزايش چشمگير و ناگهاني قيمت نفت را با استفاده از روش سناريو نگاری براي مديران تشريح کردند. آن ها هشدار دادند که شايد صنعت نفت با کاهش شديد رشد مواجه شده و کشورهاي عضو اوپک حوزه هاي نفتي متعلق به شرکت شل را تصاحب کنند. آنها نيروهاي پيشران کليدي در دنياي کسب و کار آن زمان را جمع آوری کرده و بدين ترتيب روش برنامه ريزي بر پايه سناريو را بيشتر توسعه دادند. اين روش به مديران شرکت شل براي تفکر درباره تصميم هايي که مي توانستند در برابر بحران آینده بگيرند، کمک شاياني کرد. در اکتبرسال ۱۹۷۳، بعد از جنگ يوم کيپور و شوک نفتي حاصل از آن، در بين همه شرکت هاي نفتي فقط شرکت شل براي مقابله با بحران و تغيير سريع آماده بود. مديريت اين شرکت در برابر بحران مذکور واکنش سريعي نشان داد و توانست شرکت شل را از رتبه هفتم در بين شرکت هاي نفتي به رتبه اول از لحاظ سوددهي تبديل کند.



تعريف سناريو

واژه سناريو از دنياي تئاتر و سينما گرفته شده و بر روايت داستان و نيز نقش هاي بازيگران دلالت دارد. اما در مبحث برنامه ريزي بر پايه سناريو مي توان آن را به صورت داستان هاي مربوط به آينده هاي ممکن متعدد، که يک سازمان احتمالا با آنها مواجه خواهد شد، تعريف کرد. سناريوها به صورت نموداري پيدايش دنياي آينده را نمايش مي دهند. به کمک تصميم گيري برپايه آينده هاي بديل و آزمون استراتژي هاي پيشنهادي در شرايط مختلفي که سناريوها معرفي مي کنند، براي مواجهه باعدم قطعيت هاي آينده آمادگي بيشتري کسب می کنیم.در اين حالت تصميم هاي اتخاذ شده در برابر رويداد هاي آينده، که شايد برخي از آنها دور از تصور باشند، انعطاف پذيري زيادي خواهند داشت.



انواع سناريوها

با نگاهي ساده به موقعيت هايي که يک سازمان شايد در آينده با آنها روبرو شود، مي توان پنچ نوع سناريوي متمايز را شناسايي کرد:

1-سناریوی بدون شگفتی یا استمراری:در نوع اول فرض مي شود که روندهاي جاري بدون تغييرات مهم به "مسير عادي" خود ادامه خواهند دادوهیچ چیزبهتر وبدترنخواهدشد و آن را "سناريوي بدون شگفتي" مي نامند.

2-سناریوی خوش بینانه: در نوع دوم فرض مي شود که آينده "بهتر" از گذشته خواهد بود.

3-سناریوی بدبینانه:فرض می شود؛اوضاع بدترازگذشته خواهد بود.

 4-سناریوی فاجعه:فرض می شود؛اوضاع به طوروحشتناکی خراب خواهدشد،و وضعیت ما بسیاربدترازگذشته خواهد شد.

5-سناریوی معجزه:فرض می شود؛رویدادهای خوب وچیز خوبی که حتی فکرش را هم نخواهیم کرد اتفاق خواهد افتاد.


برنامه ريزي برپايه سناريو یعنی چه ؟

برنامه ريزي بر پايه سناريو روشي منظم است که از آن براي کشف الف- نيروهاي پيشران کليدي ب- و عدم قطعيت هاي متعدد استفاده مي شود. از طريق اين روش، رهبران و مديران با نگاه به رويداد هاي غير منتظره در آينده و درک عميق پيامدهاي احتمالي آنها، چندين داستان يا روايت متمايز درباره آينده هاي ممکن را کشف و "تعريف" مي کنند. اين سناريوها ابزاري براي نظم بخشيدن به بينش ها و استنباط هاي رهبران و مديران هستند. مقصود از تعريف سناريوها انتخاب فقط يک آينده مرجح و آرزوي به حقيقت پيوستن آن و يا پيدا کردن محتمل ترين آينده و سعي در تطبيق با آن نيست، بلکه قصد اصلي برنامه ريزي برپايه سناريو اتخاذ تصميم هايي استراتژيک است که براي "همه آينده هاي ممکن" به اندازه کافي خردمندانه و پابرجا باشند. اگر هنگام تدوين سناريوها تفکر جدي صورت بگيرد، آنگاه اصلا مهم نيست که در آينده چه اتفاقي خواهد افتاد، زيرا دولت، شرکت يا سازمان در مقابل "هر اتفاقي" آماده است و مي تواند بر مسير اتفاقات آينده تاثير گذار باشد. در برنامه ريزي برپايه سناريو تلاش مي شود بر اساس فهم دلالت هاي انتخاب هاي امروز راه هاي اثر گذاري بر پيامدهاي آتي اين انتخابها در آينده کشف شوند.

 

 فرآیندسناریونگاری

باید در نظرداشت که سناریونگاری پروژه نیست ویک فرآیند است.همچنین ُسناریونگاری علم نیست ویک فن است.براي فعاليت در جهان سرشار از عدم قطعيت، مديران بايد فرض های خود را درباره مسير حرکت با این پرسش به چالش بکشند: اگرچنین شود....آنگاه چه خواهدشدتا بتوانند جهان آينده را واضح تر ببينند.این جمله از قضایای شرطی در ریاضیات الگوبرداری شده است. هدف برنامه ريزي بر پايه سناريو کمک به مديران براي تغيير نگرش آنها و نزديک کردن هر چه بيشتر ديدگاه آنها به "واقعيت هاي موجود" و يا "واقعيت هاي در حال ظهور" است. نتيجه نهايي برنامه ريزي بر پايه سناريو ترسيم يک نقشه دقيق از آينده نيست بلکه هدف آن اصلاح تصميم هاي مربوط به آينده است. پيتر شوارتز در کتاب " هنر دورنگري" ، گام هاي برنامه ريزي بر پايه سناريو را به شرح زير توصيف کرده است:

پیش گام:ایجاد شرایط وتمهیدات لازم

الف-تشکیل تیم سناریو نگاری از بین متخصصان امرپژوهش ومتخصصان باتجربه سازمان.

ب-شناسایی صاحبنظران آینده پزوه در کل کشوروارتباط با آن ها.

پ-مشخص کردن موضوع سناریو که بسیارمهم است.

ت-جمع آوری اطلاعات از منابع مختلف در خصوص موضوع سناریو.

ث-تهیه تمام کتاب ها واسناد وپاورپوینت های مربوط به آینده پژوهی وسناریو نگاری از مراکز علمی.



گام اول: گرفتن تصميم وشناسایی بازیگران

مدير سازمان بايد درک درستي از انتخاب هاي خود داشته و بداند که در آينده نزديک چه موضوعات مهمي را در دستورکار خود قرار دهد. واکنش مديران به اين مسائل بسياري از عملکردهاي آينده سازمان آنها را مشخص مي کند. بنابراين در گام نخست بايد ماهيت تصميم هاي استراتژيک آشکار شود. اين گام با طرح پرسش هاي مناسب با توجه به چشم انداز، اهداف و ماموريت سازمان انجام مي شود . اين پرسش ها مي توانند به شرح زير باشد:

  • -ماموریت سازمان ما به کدام سمت در حال حرکت است؟
  • -مسير توسعه و رشد درکار ما چيست؟
  • -چه رويدادهايي ممکن است در ماموریت سازمان ما موثر بوده و ما را به اعمال تغييرات وادار کنند؟
  • -تحت چه شرايطي و در چه محيطي سازمان ما مي تواند موفق باشد؟
  • -تحت چه شرايطي و در چه محيطي سازمان ما در معرض خطر قرار مي گيرد؟


اين مرحله همچنين شامل شناسائي "عوامل کليدي موفقيت" درسازمان مي شود.دراین

مرحله همچنین باید مهم ترین "بازیگران "برا ی گرفتن تصمیم درست برای مدیران شناسایی گردند.والف-بازیگران تحت کنترل وب-بازیگران خارج از کنترل شناسایی ودسته بندی شوند وبرای متمایز کردن آنها از شماره یک تا سه به آن ها شماره داد.در انتها نیز به تحلیل بازیگران وبررسی احتمالات رفتاری آن ها می پردازیم.



گام دوم : جمع آوري اطلاعات وشناسایی مولفه ها

هنگام تدوين سناريوها، روايت داستان هايي که دیدگاه افراد را نسبت به محيط پيراموني وواقعيت هاي جهان آينده ،به چالش بکشد، ضروري است.وباید عواملی که برموضوع سناریو تاثیرگذاراست شناسایی شود. بنابراين فرايند تدوين سناريو لزوما شامل بدست آوردن و جمع آوري اطلاعات مي باشد. پس از جمع آوري اطلاعات کارشناسان مي توانند سئوالات اساسي و مهمي را مطرح کنند. يک طراح سناريو بايد به صورت همزمان بر روي موضوعات کليدي و مهم و نيز رويداد هاي غير منتظره احتمالي تمرکز کند. يکي از موضوعات مهم هنگام جمع آوري اطلاعات توجه ويژه به پيشرفت هاي علم و فنآوري و همه رويدادهايي است که به باورها و نظام هاي ارزشي مردم آينده شکل مي دهند.



گام سوم : شناسايي نيروهاي پيشران کليدي

سومين فعاليت هنگام تدوين سناريوها، جستجوي "نيروهاي پيشران کليدي" است که منظورازپیشران ها ،همان نیروهای وعامل های تغییر می باشند. باید بعد از شناسایی پیشران ها آن ها را دسته بندی وسپس طبق گام قبلی آ ن ها را ستاره دار کرد.به عنوان مثال قوانين و ضوابط دولتي مي تواند بر موفقيت کسب و کار تاثير داشته باشد اما بايد توجه کرد که علاوه بر قوانين دولتي، عوامل ناشناخته خارجي فراواني نيز وجود دارند که می توانند تاثیر گذار باشند. شناسايي و ارزيابي اين عوامل نکته مهم روش سناريو نویسی است. شناسايي نيروهاي پيشران کليدي لزوما بايد به صورت گروهي از متخصصین سازمان انجام شود. نيروهاي پيشران را مي توان به مولفه هاي اجتماعي، فرهنگي، فنآورانه، سياسي، اقتصادي، و زيست محيطي تجزيه کرد. عموما" سازمان ها کنترل کمتري بر نيروهاي پيشران دارند و تنها اهرم موثري که براي برخورد با آنها در اختيار دارند، شناسايي و فهم تاثيرات آنهاست.



گام چهارم: شناسایی عناصر نسبتامعين

عناصر نسبتامعين،شالوده توسعه سناريوها و منطق حاکم برآنها مي باشند.مثال بارز براي عنصرنسبتا معین رشد جمعيت يک کشور است. کاهش شديد نرخ زادوولد در دهه هاي ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در درشوروی باعث شد تا اين کشور در اواسط دهه ۱۹۸۰ با معضل کمبود نيروي کار مواجه شود. اين مساله باعث بوجود آمدن مشکلات اقتصادي و سياسي فراواني در شوروي سابق شد. در دهه هاي ۶۰ و ۷۰ موضوع کاهش نيروي کار فعال دردهه ۸۰ ،در کشور شوروي سابق يک عنصر نسبتا معين تلقي مي شد.


گام پنجم: تعیین عدم قطعيت های بحرانی

در ابتدا در خصوص اصل عدم قطعیت توضیحاتی لازم به نظر می رسد.شناخت طبیعت نامعلوم، بزرگترین و طولانی ترین تلاش بشری در دوره حیات خود بوده است. یکی از بزرگترین فیزیک آلمانی با نام ورنر هایزنبرگ توانایی انسان در درک کامل حقیقت را زیر سوال می برد معتقد است که اصولا نامعلومی در ذات و نهاد طبیعت جای دارد. توانایی انسان در در. ونامعلومی آن نیست که نمی دانیم فرداچگونه است، بلکه نامعلومی آن است که نمی دانیم مسائل، روندها، تصمیمات و حوادث چگونه فردا را شکل می‌بخشند.که نامعلومی را نباید هیچگاه  با احتمال اشتباه کرد. احتمال یک امر کمی است که با توجه به روند گذشته، می توان آن را حدس زد، اما نامعلومی از جنس دیگری وبیشترکیفی  است. اگر آینده، روند و یا جریانی باشد که ما به آن روند آگاه نباشیم می‌توانیم بگوییم که با نامعلومی مواجه هستیم واین همان معنای عدم قطعیت است.

در هر طرحي، عدم قطعيت هاي مختلفي وجود دارند و وظيفه اصلي هر طراح سناريو جستجو ویافتن آ ن ها است. اين عدم قطعيت ها اغلب با عناصر نسبتا معين رابطه دارند. طراح سناريو با مورد سئوال قراردادن مفروضات خود درباره عناصر نسبتا" معين و پيگيري زنجيره روابط مي تواند برخي عدم قطعيت ها را شناسايي کند. به عنوان مثال صنعت چاپ و نشر يک کشور را در نظر بگيريد. "جمعيت با سواد" يک عنصر نسبتا" معين مي باشد زيرا به زنجيره رويداد هاي خاص وابسته نيست و مي توان با آمارگيري آن را تعيين کرد. ولي فرهنگ مطالعه يک عدم قطعيت است که به موضوعات گوناگوني همچون سياست هاي فرهنگي، آموزشي و اقتصادي و ديگر عوامل بستگي دارد. بنابراين سياست هاي کنوني نهاد هاي فرهنگي مي تواند بازار آينده صنعت چاپ و نشر را تحت تاثير قرار دهد.

فرض هاي مختلف درباره عدم قطعيت ها موجب تدوين سناريوهاي مختلف مي شود. يکي از روشهاي شناسائي عدم قطعيت ها ، درجه بندي نيروهاي پيشران کليدي براساس دو معيار زير مي باشد:

  • 1-درجه اهميت اين عوامل براي گرفتن تصميم در گام اول
  •  2-درجه نامعين بودن اين عوامل



گام ششم:تدوین سناریو

براساس فرض هاي مربوط به عناصر نسبتا" معين و عدم قطعيت هاي بحراني و چگونگي رفتار نيروهاي پيشران کليدي مي توان سناريوهاي مختلفي را تبيين و تدوين کرد. در واقع سه محور مذكور چارچوبي مفهومي براي اکتشاف آينده هاي ممکن متعدد فراهم مي آورند. هنگام تدوين سناريوها بهتر است از گروهي افراد که در سازمان مسووليت تصميم گيري ندارند، استفاده شود. هر يک ازاعضاي گروه، تحقيق خود را انجام داده و سپس در جلسه اي مشترک به پرسش هايي زير پاسخ دهند؟

  • نيروهاي پيشران کليدي کدام ها هستند؟
  • چه موضوعاتي نامشخص و مبهم هستند؟
  • چه آينده هايي غير قابل اجتناب هستند؟

هدف از اين کار ترسيم نمودارها و انتخابهاي مختلف براي تصميم اصلي است. بايد نمودارهايي ترسيم کرد که پويايي موقعيت هاي مختلف را به خوبي نشان داده و با تصميم مدنظر ارتباط اثر بخش تري داشته باشد

گام هفتم:تحلیل تصمیم

 
پس از تدوين سناريوها بايد به تصميم هاي شناسائي شده در گام اول بازگشت.

بايد ديد که عملكرد هر يک از تصميم ها در هر يک از سناريوها چطور به نظر مي رسند؟ نقاط ضعف و آسيب پذير آشکار آنها کدام است؟ آيا تصميم هاي استراتژيک در همه سناريوها عملکرد خوبي دارند يا فقط در يک يا دو مورد از آنها؟



گام هشتم: انتخاب شاخص هاي راهنما

پس از تدوين سناريوها و تحليل تصميم، بايد شاخص هاي راهنما براي پايش مسيرهاي آينده تهيه شوند. به کمک اين شاخص ها مي توان از ظهور هريک از سناريو ها به موقع آگاه شد و دريافت كه مادر آبستن در آينده كدام فرزند خود را به دنيا خواهد آورد.

 


ويژگي هاي سناريوهاي برتر



يک گروه از سناريوهاي برتر داراي ويژگي هاي زير است:

1-يک سناريو غيب گويي، فال گيري، پيش گويي يا پيش بيني نيست بلکه زنجيره اي منطقي و مستدل از رويدادهايي است که از استمرار روندهاي مشخص و يا تحقق واقعيت هاي مشخص ناشي مي شوند

  2-در هر تمرين برنامه ريزي برپايه سناريو لزوما بايد چندين سناريوي مختلف و متمايز تهيه شوند تا بدين ترتيب دامنه اي گسترده از آينده هاي مختلف پوشش داده شده و تقريبي قابل اطمينان از روندها و واقعيت هاي آينده به دست آيد.

3-محدوديت هاي موجود درباره تعداد سناريوها بيشتربه خاطر محدوديت هاي ادراکي، تحليلي و شناختي انسان است و نه محدوديتهاي مربوط به پيچيدگي هاي دنياي واقعي سناريوها هميشه حاوي بعضي مطالب هستند که جهان بيني و ساختار ذهني ما را به چالش مي کشند. درغير اين صورت درهمان ساختار ذهني قديمي محبوس خواهيم ماند و بايد با پيامدهاي ناگوار آن روبرو شويم. جابجايي و تغيير ساختار ذهني بر توانايي ما براي درک و تفسير علائمي که از محيط پيراموني دريافت مي کنيم، تاثير ژرفي مي گذارد. درک اين نکته که تعابير و تفاسير محدود و ناقص ديگران موجب غفلت آنها شده است کار بسيار آساني است ولي اذعان به وجود همين تعابير و تفاسير محدود و ناقص در ساختار ذهني خودمان بسيار مشکل و ناخوشايند است. بنابراين هنگام تدوين گروهي از سناريوها، طراحان بايد عادت ها و چارچوب هاي فکري خود، همکاران و حتي مشتريان را به چالش بکشند

 

خلاصه سناریو  نویسی به روش پیتر.شوارتز که در بالا شرح دادیم:

برنامه‌ریزی بر پایه‌ی سناریوپردازی را می‌توان به صورت موارد زیر در نظر گرفت:

1.        آشکار شدن تصمیم

ارزش‌ها، چشم انداز و اهداف و عوامل کلیدی موفقیت

2.       جمع‌آوری اطلاعات

پيشرفت‌هاي علم و فن‌آوري

3.      شناسایی نیروهای پیشران کلیدی

مولفه‌هاي اجتماعي، فرهنگي، فن‌آورانه، سياسي، اقتصادي و زيست محيطي

4.       آشکار کردن عناصر نسبتاً معین

عناصری که به زنجيره‌ی رويدادهاي خاص وابسته نيستند، مانند رشد جمعیت

5.      شناسایی عدم قطعیت‌های بحرانی

بررسی مفروضات درباره عناصر نسبتاً معين و پيگيري زنجيره روابط و شناسایی برخي عدم قطعيت‌هاي بحراني

6.       تدوین سناریو

نيروهاي پيشران کليدي کدامها هستند؟ چه موضوعاتي نامشخص و مبهم هستند؟ چه آينده‌هايي غيرقابل اجتناب هستند؟

7.      تحلیل تصمیم

بررسی عملکرد تصمیمات

8.      انتخاب شاخص‌های راهنما

تهیه‌ی شاخص‌هاي راهنما براي پايش مسيرهاي آينده

 

روش دیگر سناریو نگاری روشی به نام تایدا می باشد که مخفف حروف  اول موارد زیر می باشداین روش با الگو برداری از روشی که مغز به طور طبیعی به کنش و واکنش می پردازد که امروزه از بهترین روش های سناریو سازی محسوب می شود واز پنج مرحله تشکیل شده شده است:

 چهارچوب تفکر درباره‌ی آینده (TAIDA)

ردیابی  یا تعقیب(Tracking):که به معنای رد یابی تغییرات وشناسایی علائم تهدیدها یا فرصت ها است.

تجزیه و تحلیل (Analyzing):که به معنای بررسی نتایج حاصل از تغییرات وساختن سناریو هاست.

تصور کردن (Imaging):که به معنای شناسایی دیدگاه ها وتصورهای ذهنی ما نسبت به آن چیزی است که به دنبال آن هستیم.

تصمیم‌گیری (Deciding):که به معنای سبک وسنگین کردن اطلاعات وانتخاب استراتژی هاست.

اقدام (Acting):که به معنای تعیین اهداف کوتاه مدت ،برداشتن اولین گام ودنبال کردن آنها تارسیدن به نتیجه است.

عناصر سازنده‌ی سناریو:

زمان و مکان (فضا) (Setting)

بازیگران (Actors)

اهداف (Goals)

اقدامات (Actions)

وقایع (Events)

اشیا (Objects)

 

 

 

 

 

سناریو نگاری به روش تایدا

چکیده

 

نظر به اهمیت برنامه ریزی سناریویی در مطالعات استراتژیک نوین، در مقاله حاضر تلاش شده است ضمن مروری اجمالی بر کار ویژه سناریوها و بررسی هدف اصلی از تدوین آنها، به معرفی یکی از جدیدترین روش های برنامه ریزی سناریویی با عنوان روش تایدا پرداخته شود و مراحل پنج گانه آن شامل تعقیب، تحلیل، تصور، تصمیم و اقدام به تفصیل مورد مطالعه قرار گیرد و نحوه استفاده از آنها از طریق مثال ها و تصاویر مختلف نشان داده شود. چالش های موجود در راه تکمیل این فرایند نیز در هر بخش برشمرده شده اند.

مقدمه

برنامه ریزی صحیح و مبتنی بر روندهای آتی برای پیشبرد اهداف امنیت ملی و تأمین منافع ملی، از مهم ترین وظایف استراتژیست ها در هر کشور است. برای دستیابی به این مقصود، آنان نه تنها نیاز دارند به اطلاعات و داده های درست و جامع دسترسی داشته باشند، بلکه بایستی توان تحلیل این داده ها و پیش بینی روندهای آینده را نیز داشته باشند و در عین حال، بتوانند راهکارهایی برای تصمیم گیری و اقدام برای پیشبرد برنامه ها ارائه دهند. برای انجام دادن این امور، طی دهه های اخیر نهادها و مراکز پژوهشی در کشورهای مختلف صورت تلاش کرده اند چهارچوب هایی علمی و روش های مستندی را ایجاد کنند که راهگشای تصمیم گیران و استراتژیست ها در زمینه حل موضوعات مختلف داخلی و خارجی و نیز تدوین برنامه های اجرایی در دوره های زمانی معین باشد. این روش ها نه تنها برای مقابله با بحران ها ایجاد می شوند، بلکه باید توان آن را نیز داشته باشند که به ما قدرت شکل دهی به روندهای آتی را بدهند.
از میان روش های مختلف ارائه شده در حوزه مطالعات آینده پژوهی سناریو سازی جایگاه ویژه ای دارد. سناریوها راه هایی برای فکر کردن درباره آینده هستند. آنها مجموعه ای از داستان های توصیفی هستند که هر یک به بخش خاصی از آینده نظر دارند. باید دقت کرد که سناریوها فهرستی از آنچه ما دوست داریم انجام شوند یا فکر می کنیم باید حتماً انجام شوند، نیستند. این داستان ها بیش از آنکه بر احتمالات استوار باشند، بر اساس مقدورات یا ممکنات تدوین می شوند. (Schwarz, 1991)
در این روش، به جای تلاش برای تعیین یک آینده قطعی (پیش بینی)، اقدام به تعیین چند آینده ممکن می کنند. این طرح ها محدودیت ندارند و هر آینده ای را ممکن می دانند. سناریوها قضاوت نمی کنند، آنها صرفاً فرض می کنند. این شیوه از تفکر، مطابق قضایای شرطی در ریاضیات، بر اساس الگوی "اگر چنین شود، آنگاه چنان خواهد شد" ساخته می شود.
سناریوها نه تنها ابزارهایی برای اعمال مدیریت بهتر، بلکه شیوه های جدیدی از تفکر و اندیشیدن نیز هستند. بنابراین، هدف از سناریو سازی، گسترش تفکر درباره آینده و افزایش طیف گزینه هایی است که می توانند در اختیار ما باشند. (porter, 1996)
پایه های نگارش سناریوها، بر اساس روش های مختلفی مانند شبیه سازی، روش دلفی، تئوری بازی ها، تئوری احتمالات و بسیاری دیگر از روش ها بنا گذاشته شده است. در این میان، روش تایدا، که مخفف اول مراحل پنجگانه این روش در زبان انگلیسی است، از جدیدترین و متداولترین روش های تدوین سناریوها به شمار می رود. در این نوشته، طی معرفی مراحل پنج گانه این روش، سعی خواهد شد با ارائه نمونه های مختلف و نیز نکات مهمی که در حین انجام دادن فرایند برنامه ریزی سناریویی باید در نظر داشت، ذهن خواننده را با جنبه های علمی به کارگیری این روش آشناتر کرد.

الف) نگاهی به روش تایدا

چرا سناریو می سازیم؟

پیش از هر چیز، باید به این فکر کرد که دلیل انجام دادن این کار و شروع فرایند سناریو سازی چیست؛ یعنی باید بگوییم که اصلاً چرا می خواهیم سناریو بسازیم؟ و بعد باید دید که آیا ابتدا باید تغییراتی در سازمان ایجاد کرد و بعد به سناریوسازی پرداخت؟ یا اینکه می توان مستقیماً به سراغ سناریوها رفت و دست به کار شد؟ و بالاخره اینکه، آیا هدف ما این است که طرح جدیدی در اندزایم؟ یا می خواهیم صرفاً الگوی قبلی را تقویت کنیم تا بهتر جواب دهد و کار کند؟
سناریوها می توانند هدف های مختلفی داشته باشند. در بعضی از سناریوها می خواهیم بدانیم که بر اساس الگوهای موجود، چگونه می توان پیش رفت و چه موانع احتمالی در آینده بر سر راه ما وجود دارند. در واقع، این گروه از سناریوها وظیفه باز کردن چشمان تصمیم گیران را بر عهده دارند.
بعضی دیگر از سناریوها برای این ساخته می شوند که استراتژی ها و راه و روش های جدیدی را ابداع و ارزیابی کنند تا استفاده کنندگان از این سناریوها، در جهان ناشناخته آینده موفق تر عمل کنند.
برخی دیگر از سناریوها با هدف پیش بینی نوع کار یا محصولی که در آینده می تواند بازار خوبی داشته باشد ساخته می شوند.
و بالاخره، گروهی دیگر از سناریوها به دنبال آن هستند که آمادگی نهادها را در برابر تغییرات احتمالی افزایش دهند و بر قدرت تطبیق آنها با شرایط پیش رو بیافزایند. (Makridakis, 1990)

روش تایدا چیست؟

هر مغز سالمی، به صورت عادی دائماً مشغول ساختن سناریوهای مختلف و تفسیر علائم و سیگنال های گوناگونی است که از محیط اطراف خود دریافت و پس از آن، آنها را به تصورات معناداری تبدیل می کند و به تدریج مسیرهایی را به سوی آینده شکل می دهد. هر سازمان سالمی نیز دقیقاً همین کار را می کند.
در واقع، بدون سناریوپردازی و بدون دستیابی به استراتژی های جایگزین گوناگون در مسائل مختلف زندگی، از رانندگی گرفته تا فوتبال بازی کردن، نمی توانیم زیاد موفق باشیم. اگر نتوانیم برای یک دوچرخه سواری تفریحی، مسیر روبرویمان را درست انتخاب کنیم، متوجه آدم ها و ماشین های اطراف مان باشیم، ترمز و پدال و چراغ و زنگ را قبل از چک و به خوبی کنترل کنیم و چاله های روبرویمان را از چند متر جلوتر ببینیم، حتی همین کار ساده را هم نمی توانیم درست انجام دهیم. همه چیز در واقع به برنامه ریزی ساده و پیش بینی منطقی ما در این امور بستگی دارد. این برنامه ریزی ها همگی شامل دو مرحله می شوند: دریافت علائم یا نشان های بیرونی و پیش بینی استراتژی یا واکنش درونی. (Haeckel & Nolan, 1993)
در این میان، با الگوبرداری از روشی که مغز به طور طبیعی به کنش و واکنش می پردازد، روشی به نام تایدا اختراع شده است که امروزه از بهترین روش های سناریوسازی محسوب می شود. روش تایدا از پنج مرحله تشکیل شده که به ترتیب عبارتند از:
- تعقیب (2): که به معنای ردیابی تغییرات و شناسایی علائم تهدیدها یا فرصت ها است.
- تحلیل (3): که به معنای بررسی نتایج حاصل از تغییرات و ساختن سناریوهاست.
- تصور (4): که به معنای شناسایی دیدگاه ها و تصورهای ذهنی ما نسبت به آن چیزی است که به دنبال آن هستیم.
- تصمیم (5): که به معنای سبک و سنگین کردن اطلاعات و انتخاب یا ساخت استراتژی هاست.
- اقدام (6): که به معنای تعیین اهداف کوتاه مدت، برداشت اولین گام ها و دنبال کردن آنها تا رسیدن به نتیجه است.

اقدامات پیش از شروع استفاده از روش تایدا

پیش از ورود به فرایند برنامه ریزی سناریویی بر اساس این مدل، باید اقدامات اولیه ای را انجام داد. نحوه شروع کار خیلی مهم است. معمولاً ما مایل هستیم هر چه زودتر کار شروع شود و ایده های بی پایانمان را درباره موضوع مورد بحث ارائه دهیم و آینده ای نامعلوم را ترسیم کنیم. حال آنکه، برای روشن تر شدن مسیر و روشمندتر گام برداشتن، بهتر است ابتدا به طرح پرسش های خوبی بپردازیم که درون خود مسیر را هم مشخص می کنند و به ما می گویند که به دنبال چه چیزهایی باید بگردیم. در این مسیر، چند مرحله را باید پشت سر گذارد:
الف- شناسایی دقیقی سیستمی که باید بررسی شود: بسیار مهم است که بدانیم میزان ریسک پذیری و آمادگی برای تغییر در یک سیستم تا چه اندازه است. بعضی سیستم ها برای مدت طولانی تغییر را تجربه نکرده اند و روند یکنواختی را طی کرده اند اما، برخی دیگر آمادگی تحرک بالایی دارند. همچنین باید شناخت کافی نسبت به بازیگران (تصمیم گیران و اجراکنندگان) یک سیستم داشت و توانایی ها و نقاط ضعف آنها را شناخت.
ب- تعیین پرسش های اصلی: پاسخی که قرار است به دست بیاوریم، قطعاً بهتر از پرسشی که کرده ایم نخواهد بود! یک پرسش کلی، یک پاسخ کلی خواهد داشت و یک پرسش دقیق، پاسخی دقیق.
پ- تعیین دوره زمانی مورد بحث: تعیین دوره زمانی، به اندازه تعیین پرسش های اصلی اهمیت دارد. اگر ما فقط به آینده کوتاه مدت بنگریم، تفاوت کمی نسبت به حال پیدا خواهیم کرد و اگر برای مثال بیست سال آینده را در نظر بگیریم، باید انتظار تغییرات چشمگیرتری را داشته باشیم و در عین حال، آنقدر نسبت به آنچه رخ خواهد داد نامطمئن خواهیم بود که ممکن است نتوانیم پاسخ درستی برای پیش بینی آینده پیدا کنیم. بنابر این دوره های زمانی باید آن اندازه طولانی باشند که امکان خلق سناریوهای احتمالی و پیش بینی تحولات آتی را بدهند، همچنین باید آنقدر کوتاه باشند که بتوانیم از عهده درک تغییرات مهم در عرصه مورد نظر برآییم.
ت- بررسی وضعیت گذشته و حال: درست است که در بررسی روندهای آینده می توان انتظار داشت که وقایع پیش بینی ناپذیر رخ دهند و آینده به گونه ای متفاوت از حال و گذشته باشد، این را نیز باید در نظر داشت که بسیاری از روندهای حال و گذشته همچنان به حیات خود ادامه می دهند و بر چگونگی شکل گیری آینده تأثیرگذار خواهند بود. همچنین نباید فراموش کرد که ما به احتمال زیاد دشمنان و رقبایی داریم که در آینده، جلوتر یا عقب تر از ما به رقابت یا دشمنی با ما ادامه خواهند داد. دانستن سیاست ها و روش های رفتاری پیشین آنها نیز در کمک به ما برای تصمیم گیری صحیح، مفید خواهد بود.
ث- تعیین هدف: اینکه چه مسیری را انتخاب کنیم و چگونه فرایندی را بسازیم، به هدفی بستگی دارد که تعقیب می کنیم. اگر می خواهیم راهی پیدا کنیم که استراتژی های کنونی را بهتر به اجرا درآورد، فقط کافی است یک گروه کوچک با فکر باز و توانایی درست اندیشیدن را گرد هم آورد و از آنها خواست که در زمینه راه های پیشبرد هدف، به بحث و گفتگو بپردازند. اما اگر برایمان بیشتر مهم است که از تغییرات پیش رو آگاه شویم و خود را برای رقابت های آتی آماده کنیم، بایستی حوزه عمل را گسترش دهیم و تعداد بیشتری از افراد را وارد این فرایند کنیم تا نظرات بیشتری در این زمینه به دست بیاوریم.

تله های پیش از شروع

- هدف نامشخص: اگر فرایند تایدا بدون تعیین هدف مشخصی شروع شود و در حین کار متخصصان به نتایج و استراتژی هایی برسند و بعد ناگهان این نتایج به نیازهای حیاتی سازمان تبدیل و به قسمت های مختلف ابلاغ و تلاش شود که بر میزان آگاهی کارکنان در این زمینه افزوده شود، این دیگر اجرای یک پروژه برنامه ریزی سناریویی نیست بلکه بیشتر نوعی آموزش و تمرین سناریوسازی است.
- پرسش های درهم و برهم: ممکن است پرسش های اصلی طرح شده، در ابتدای کار خیلی پیچیده و درهم و برهم باشند. این امر موجب می شود برخی روندهای مهم کنار بمانند و وقتی بعداً معلوم شود به این روندها توجه ای نشده است، بخش عمده ای از کار باید دوباره تکرار شود و همین باعث می شود کار به خوبی پیش نرود.
- دوره زمانی ناکافی: اغلب اوقات مدت زمان در نظر گرفته شده برای اجرای این برنامه بسیار کوتاه و روندها و سناریوها قرار است فقط برای یکی دو سال آینده استفاده شوند. اما دوره زمانی کمتر از پنج سال امکان استفاده از روندهای اصلی را کم می کند و بسیاری از تغییرات مهم در این دوره زمانی کوتاه مدت پیش بینی پذیر نیستند. البته برنامه های طولانی مدت نیز از دقت کار می کاهند.
- تیمی با وسعت دیدی اندک: گروهی که تمام اعضای آن از خود سازمان باشند، معمولاً صرفاً نگاه از درون به بیرون دارند. بیشتر توجه ها هم به همان سازمان معطوف می شود که در آن کار می کنند یا بخشی که به آن تعلق دارند. این در حالی است که تغییرات بلند مدتی که معمولاً حاصل نیروهای محرک خارج از محیط هستند، در این وضعیت کمتر دیده می شوند. ترکیبی از اعضای سازمان و اعضای یک گروه سناریوساز در خارج از سازمان، هر چند کمی نامتجانس باشند، می تواند توازن بهتری را در کار ایجاد کند.

ب) سناریوسازی بر اساس الگوی تایدا

حالا پس از طی مراحل فوق، نوبت سناریوسازی بر اساس الگوی تایدا می رسد:

 1-تعقیب

تعقیب عبارت است از یافتن روندها (7)، محرک ها (8) و عدم قطعیت هایی (9) که بر آینده پرسش های ما تأثیر گذارند.
در باب شیوه تعقیب می توان گفت: «چشم و گوشت را باز کن! مثل یک بز کوهی باش که به سرعت خطر را تشخیص و واکنش نشان می دهد. اما همیشه هم مسئله شناسایی خطر نیست، گاهی هم باید از روی علائم و نشانه ها فهمید که کجا می توان علف سبزتری پیدا کرد. این کار نسبتاً سختی است. همه ما عادت کرده ایم که فقط به طرفی نگاه کنیم که خورشید می درخشد و از دیگر سمت ها غافل شویم....» (Lindgren & Bandhold, 2003)
روش تعقیب بر اساس نگاه از بیرون به درون (10) است. معمولاً نهادها از درون به بیرون نگاه می کنند. آنها اول خودشان را می بینند، بعد رقبا، مخاطبان، ساختارها و تکنولوژی های موجود در حوزه فعالیت و کارشان را. این روش برای پیش بینی کوتاه مدت در محیطی ثابت خوب است اما برای برنامه ریزی بلند مدت در محیطی پیچیده و به سرعت در حال تغییر، به هیچ وجه جواب نمی دهد. در واقع، این روش قدرت شناسایی تهدیدهای جدید پیش رو را ندارد. برای همین ابتدا باید به دنبال شناخت نیروهای محرک تأثیرگذار بر روندهای موجود بود.

شکل شماره 1: نگاه از بیرون به درون در برنامه ریزی سناریویی

اما روند یعنی چه؟ روندها اموری هستند که گویای تغییراتی عمیق تر از تغییرات عادی می باشند. برای مثال در علم هواشناسی، روند معمولاً عبارت است از تغییرات آب و هوایی گسترده در بلند مدت و هیچ وقت به معنای تغییر جهت باد در کوتاه مدت نیست.
وقتی مردم درباره آینده صحبت می کنند، معمولاً می گویند که فکر می کنند چه چیزهایی در آینده اتفاق خواهند افتاد. اما بیشتر این پیش گویی ها درست از آب در نمی آید چرا که مردم یا درباره آنچه دوست دارند اتفاق بیافتد حرف می زنند (رؤیاهایشان) یا درباره آنچه که می ترسند اتفاق بیافتد ( کابوس هایشان). اما در بررسی روندها، ما از روندهای کنونی در زمان حال شروع می کنیم و بر این اساس پله پله در آینده جلو می رویم.
حال ابتدا باید دید که چگونه می توانیم روندها را شناسایی کنیم؟ چند روش در این زمینه وجود دارد. اگر برنامه ریزان و سناریوسازان کاملاً نسبت به موضوع اشراف داشته باشند، می توان با تشکیل چند نشست، از کسانی که در بخش های مدیریتی و اجرایی درگیر قضیه هستند، دعوت کرد تا به بحث و گفتگو درباره روندهای موجود بپردازند. اما اگر چشم انداز موضوع مورد بحث چندان آشکار نباشد، از روش های دیگری استفاده می شود. برای مثال روش گردآوری داده های رسانه ای؛ به این صورت که اطلاعات موجود بر اساس نمایه ها شناسایی، گردآوری و مطالعه می شوند، سپس بر اساس نتایج حاصل از مطالعه، روندها شناسایی می شود.
دوم، روش دلفی است که در دهه 1960 اختراع شد و نام آن نیز از نام معبد دلفی گرفته شده که معبدی در یونان باستان بوده و در آنجا کاهنی بوده است که به وی الهام می شده و مردم پرسش های خود را از او می پرسیدند و به پاسخ های او اعتماد می کردند. بر اساس این روش تعداد زیادی مصاحبه با متخصصان امر صورت می گیرد و پس از مطالعه مجموع این مصاحبه ها، روندها از میان صحبت ها شناخته و استخراج می شود.
روش دیگر، برگزاری نشست های تخصصی است. بسیاری از سازمان ها از مشاوران استراتژیک خود دعوت می کنند تا در این نشست ها حضور یابند و نظرات خود را اعلام کنند. برآورد حاصل از این نشست ها، گویای روندهای موجود است.
و بالاخره، روش دیگر، تشکیل گروه های متمرکز است که در آنها تعدادی از مردم در یک نشست یک تا دو ساعته گرد هم می آیند و درباره یکی دو پرسش به بحث و گفتگو می پردازند. معمولاً وقتی شرکتها بخواهند تصویری از نوع نگاه مشتریان خود نسبت به نیازهای آینده شان داشته باشند، این جلسه ها را تشکیل می دهند.

- تله های مرحله تعقیب

- روندهایی که مبتنی بر تغییرات قابل مشاهده نیستند: این دسته از روندها، معمولاً کابوس های شبانه یا رویاهای روزانه هستند. اینها معمولاً وقتی به وجود می آیند که به اندازه کافی روی توضیح و تشریح و جااندازی مفهوم روند کار نشده باشد.
- وسعت دید اندک: نگاه به روندها از جایگاه بسیار بالا در سیستم، به تنهایی دست یافتن به چشم اندازی وسیع را ضمانت نمی کند. بهتر است از لیست هایی که به وسیله آنها ناظران، همه چیز حتی موارد کوچک را کنترل می کنند، برای مشاهده تغییرات در سیستم ها استفاده کرد. این روش به مراتب آسان تر و کاربردی تر است.
- روندهای زیاده از حد: معمولاً روندهای بسیار زیادی فرض می شوند. بعضی مردم به سختی می توانند از روندهایی چشم پوشی کنند که به رغم اینکه وجود دارند، چون توانایی تأثیر گذاری بر پرسش اصلی را ندارند، خیلی هم مهم نیستند. برخی روندها را نیز که حاصل روندهای محرک هستند می توان در زیر مجموعه روندهای مهم تر قرار داد.
- روندهای بی شاهد: در بسیاری از سازمان ها تعداد زیادی واقعیت فرّار وجود دارد که خیلی هم جای خود را باز کرده اند و اعضا اکثرا می گویند: "این همین است دیگر!" یا "اینجوری است دیگر!" ولی خیلی وقت ها هم این طور نیست. در واقع، هیچ کس نمی خواهد خودش را با تلاش برای یافتن حقیقت خسته کند. خیلی جای تعجب دارد که در بسیاری از موارد هیچ گونه شاهدی مبنی بر روندی که مردم بر وجود آن تأکید می کنند، وجود ندارد. بنابراین به دنبال شواهد باشید!

 2-تحلیل

اگر "تعقیب" به دنبال یافتن تغییرات و کشف الگوها، روندها، تهدیدها و فرصت ها است، "تحلیل" به دنبال کشف نتایج حاصل از تغییر در وضعیت های کنونی است و می خواهد رابطه میان روندها و تمایلات را بشناسد. (در واقع می خواهد ببیند آنچه دارد رخ می دهد، چقدر شبیه آن چیزی است که باید بشود!) پرسش اصلی در اینجا این است که "اگر این اتفاق بیافتد، آنگاه چه اتفاقی خواهد افتاد؟" یا "اگر آ، آنگاه ب، ژ، یا ش؟"
بعد از آنکه روندها تعیین شدند، می توان فهمید که خیلی از آنها مکمل یکدیگر هستند؛ برخی از روندها نقش نیروی محرک را بازی می کنند و برخی دیگر در واقع حاصل روندهای محرک هستند. وظیفه بخش تحلیل، بازشناسایی همین دو گروه روندها (روندهای محرک و روندهای وابسته) است. پس از آن، بایستی روی روندهای محرک تمرکز کرد. برای ترسیم یک تصویر واقعی از آینده، باید بتوان بین روندهای موجود ارتباط برقرار کرد و این ارتباطات را روی کاغذ نشان داد. برای این کار، بایستی روندهای اصلی تر و محتمل تر را در بالا قرار داد و روندهای کم اهمیت تر یا نامحتمل تر را در پایین صفحه گذارد و بعد با فلش های مختلف رابطه میان آنها را به نمایش درآورد. هیچ محدودیتی در تعداد روندها وجود ندارد هر چند که بهتر است روندهای مشابه در یکدیگر ادغام شوند. همچنین می توان روندهای گوناگونی را در دسته بندی های بزرگ تری قرار داد. برای مثال روندهای ملی، منطقه ای و بین المللی.
در این میان، باید به این نکته توجه کرد که مردم معمولاً عادت دارند فقط دو سناریو را در نظر بگیرند: بهترین حالت و بدترین حالت. در واقع آنها می خواهند به سناریوی بهتر، هر چه بیشتر دست یابند و از سناریوی بدتر، دوری گزینند. در این حالت، در واقع آنها به صورت تک بعدی به آینده می نگرند و حال آنکه آینده مجموعه ای پیچیده از نامعلوم ها در ابعاد و جوانب مختلف است.
بنابراین معمولاً تلاش می شود دو امر غیر قطعی را در نظر گرفت و درباره هر یک از آنها دو سناریوی خوب و بد را تعریف کرد. البته می شود تعداد این عدم قطعیت ها یا فرض ها را افزایش داد و به همین ترتیب بر تعداد سناریوها نیز افزود. اما مسئله این است که با افزایش تعداد سناریوها، نگه داشتن آنها در حافظه مشکلتر و امکان استفاده از آنها در تحلیل اوضاع سخت تر می شود.
در این میان، چند نکته را برای برقراری ارتباط مؤثر با سناریوها باید در نظر گرفت:
- باید عناوین خوب و گویا و کوتاهی برای هر سناریو انتخاب کرد. گاهی یک اسم خوب، یک مسیر طولانی را به خوبی نشان می دهد. در عین حال، بدترین کار این است که از روی اسم بشود روی سناریوها ارزش گذاری خوب و بد کرد.
- سناریوها باید کاملاً روشن و گویا باشند. در این داستان ها باید به خوبی مشخص شود که چه کسی چه کاری را با چه کسی، چه وقت، کجا و چرا انجام داده است. این خیلی مهم است که بشود به راحتی تفاوت های میان چند سناریوی مرتبط به یک موضوع را درک کرد.
- سناریوها باید حالت روایی داشته باشند و قصه هایی باشند که مخاطبان بتوانند به خوبی با آنها ارتباط برقرار کنند و آنها را به خاطر بسپارند. می توان از شکل و جدول و هر چیز دیگری که به روشن تر شدن سناریوها برای مخاطبان کمک کند، استفاده کرد.
- گاهی می شود از محوری از سناریوها استفاده کرد که خیلی هم محتمل نیستند اما در ترکیب با محور دیگری از سناریوها، سناریوهای خیلی جالبی می سازد. زمانی می توان از این روش استفاده کرد که وقت کافی برای سناریو پردازی وجود نداشته باشد یا موضوع خیلی و پیچیده باشد. بعضی وقت ها یک سناریوی مولد و خوب خیلی سریع پیدا می شود اما معمولاً یک تا دو روز طول می کشد تا ترکیبی از احتمالات و نامحتمل ها شکل بگیرد.
در اینجا خوب است برای آشنایی هرچه بیشتر با نحوه ساخت سناریوها، به شیوه ساخت یک سناریو در قالب یک مثال بپردازیم. در سال 1997، انجمن ناشران سوئدی از یک گروه سناریوسازی خواستند که با توجه به تقاضای روز افزون برای اطلاعات الکترونیک و مشکلات بخش رسانه برای تطبیق شیوه های سنتی خود با الگوهای مدرن ارتباط با مخاطبان، به سناریو سازی درباره چشم انداز صنعت انتشار روزنامه بپردازند. بر اساس روش پیش گفته، این گروه چهار سناریو به شرح زیر ترسیم کردند:
- سناریوی دنیای مجازی 2010: در این سناریو، روزنامه ها و مخاطبان هر دو از آخرین تکنولوژی ارتباطی استفاده می کنند. خوانندگان به سرعت خود را با محصولات صنعت ارتباطات تطبیق می دهند. ناشران روزنامه ها نیز با همان سرعت در حال استفاده از محصولات جدید تکنولوژی ارتباطی هستند. مشکلات فنی کامپیوترها و دیگر وسایل ارتباطی نیز به همان سرعت که پدید می آیند، برطرف می شوند.
- سناریوی معطل می کنی و می بازی: همچون سناریوی اول، مخاطبان به سرعت فناوری جدید در عرصه ارتباطات را پذیرفته اند، در حالی که ناشران روزنامه ها همچنان با چشم تردید به قابلیت های فناوری جدید می نگرند. بنابراین تقاضاهای بسیاری برای فناوری اطلاعاتی دیجیتالی در حال رشد است که روزنامه ها نمی توانند پاسخ گوی آنها باشند. به این ترتیب، می توان انتظار داشت که بازیگران جهانی جدیدی وارد این عرصه شوند.
- سناریوی روزنامه ای مثل همیشه: این سناریو به محافظه کارانی تعلق دارد که همچنان مایلند روزنامه ها به همان روش قدیمی و با کیفیت کاغذ سابق منتشر شوند. در اینجا، هم ناشران و هم خوانندگان نسبت به تکنولوژی جدید بدبین هستند. آنها می دانند که تا به حال با چه چیزی سروکار داشته اند، اما نمی دانند که بعد از این با چه چیزی سروکار خواهند داشت.
- سناریوی تولید صنعتی پیشرفته: در این سناریو خوانندگان همچنان به استفاده از تکنولوژی های قدیمی ارتباطی عادت دارند. فرقی هم نمی کند که این تکنولوژی را برای تفریح، آموزش، کسب خبر یا سرگرمی به کار گیرند. روزنامه چاپ شده، مثل همیشه باید محلی برای انتشار اخبار روزانه باشد. اما روزنامه ها نیز تلاش می کنند از مزایای تکنولوژی جدید برای بالا بردن کیفیت چاپ و نیز دسترسی به جدیدترین اخبار و تصاویر جهت انتشار آنها و افزایش رضایت خوانندگان، بیشترین استفاده را بکنند.

شکل شماره 2: چهار سناریو درباره آینده روزنامه ها

با پایان این مجموعه سناریوها، بحث های جدی میان ناشران و سردبیران و روزنامه نگاران درگرفت. استدلال اصلی اصحاب مطبوعات این بود که «کی می تواند یک کیلو سبزی را در یک روزنامه الکترونیک بپیچد و به خانه ببرد؟!» با وجود این، گذشت زمان نشان داد که تا چه حد حرکت به جلو و آمادگی برای تطبیق با شرایط جدید لازم است.

- تله های مرحله تحلیل

- ناتوانی در شناسایی احتمالات آشکار: احتمالات خیلی ضعیف در یک سطح سیستمی تأثیرات چندانی بر سیستم ندارند و نمی توانند موجب خلق سناریوهایی شوند که در یک یا چند وجه با هم متفاوت هستند. اما یک روند محتمل که تأثیر زیادی بر دیگر روندها دارد، می تواند ما را به نتایج بسیارمتنوع تری در سیستم مورد مطالعه برساند. همچنین خیلی مهم است احتمالاتی را پیدا کنیم که برای پرسش اصلی بسیار مهم هستند.
- سناریوهایی که جزئی نگر هستند، اما جامع نیستند: نویسندگان خلاق می توانند به راحتی درباره یک موضوع کوچک متنی طولانی بنویسند و خواننده را نیز به خوبی جذب کنند. اما این فقط می تواند یک چشم انداز کوچک را ارائه کند. یک مجموعه از روندها یا عناصر مهم که به خوبی مورد بحث و تشریح قرار گرفته باشند، جامعیت سناریوها را افزایش می دهند.
- سناریوهایی که خیلی عمومی هستند: سناریوها ممکن است آنقدر عمومی باشند که ارتباطی با پرسش اولیه نداشته باشند. خیلی راحت است که مجذوب توصیف جهان از منظر یک سیستم شد. اما آن چیزهایی که به سازمان مربوط می شوند، اغلب اوقات در الگوهایی با حد و مرز مشخص آمده اند و امکان آن را می دهند که نتایج آنها در جهت توسعه واقعی سازمان تجزیه و تحلیل شود. خیاطی کردن و بریدن این الگوها برای اینکه با اهداف مورد نظر همخوانی داشته باشند و در واقع، اندازه آنها باشند، خیلی لازم است!

 3-تصور

هنوز کار تمام نشده است! حالا باید خواب هایمان را تعبیر کنیم!
وظیفه "تعقیب" ردیابی کردن تغییرات بود، وظیفه "تحلیل" درک عمیق این تغییرات و تحولات پس از آن بود، و حالا وظیفه "تصور" خیلی سبک تر و راحت تر است، در اینجا باید تغییرات و وقوع اتفاقات را به گونه ای الهام گرفت تا نه تنها به درکی عقلانی رسید، بلکه ارتباطی حسی نیز با قضیه برقرار کرد . در واقع باید دید که گذشته از عقل، حس مان در این زمینه چه می گوید.
در این وضعیت، تصور کردن به معنای آن است که با آینده های احتمالی در ذهنمان ارتباط برقرار کنیم. ما باید خواست خودمان و ربط میان خودمان با این تغییرات را کشف کنیم تا بتوانیم بنای یک انتخاب استراتژیک خوب را بگذاریم. فقط کسی که واقعاً دلش می خواهد چیزی را خلق کند، می تواند این کار را انجام دهد. این چیزی است که در روانشناسی ورزش نیز به آن اشاره شده است. کسی که می خواهد پیروز شود، باید تمرین زیادی کند و برای این که بتواند زیاد تمرین کند، باید واقعاً بخواهد به آن نقطه عالی برسد. در واقع، ورزشکاری که می خواهد پرشی انجام دهد، ابتدا باید این پرش را در ذهنش انجام داده باشد.
بنابراین، حالا بر اساس داده های جمع آوری شده و دسته بندی شده، باید به ساخت دیدگاه یا نظر (11) پرداخت. یک دیدگاه و نظر خوب، دو کارکرد دارد: معنا خلق می کند و هویت می بخشد.
کولینز و پوراس درباره دیدگاه گفته اند که این امر بایستی دو بخش داشته باشد: یک بخش باید بی پروا و گستاخانه اهداف 10 تا 30 سال آینده را در نظر بگیرد و بخش دیگر باید به روشنی بگوید وقتی به این اهداف برسیم، چه روی خواهد داد. آنها چنین هدفی را "هدف گستاخانه خیلی بلند پروازانه"(12) خوانده اند. (Collins & Porras, 1996) اگر چه در عالم امکان فقط ممکن است 50 تا 70 درصد این دیدگاه به حقیقت بپیوندند، سازمان بایستی باور کند که کل هدف دسترس پذیر است.
این هدف می تواند کیفی باشد؛ برای مثال هدفی که یک کشور در دنبال کردن برنامه های صنعتی شدن خود دنبال می کند، یا می تواند کمّی باشد؛ برای مثال وقتی که یک کشور تولید کننده انرژی، توان خود را در تولید نفت خام یا گاز طبیعی افزایش می دهد.
هدف همچنین می تواند تلاش برای از میدان به در کردن یک رقیب سرسخت باشد؛ برای مثال وقتیدر دهه 1960 شرکت نایک اعلام کرد که قصد دارد با ارائه مدل های جدیدتر، انحصار شرکت آدیداس را بشکند. یا ممکن است هدفی برای رسیدن به یک الگوی موفق باشد؛ برای مثال برنامه های توسعه اقتصادی کشورهای شرق آسیا که با الگوبرداری از سیاست های دیگر کشورهای توسعه یافته، توانستند در مدتی کوتاه تحولی بزرگ در رشد اقتصادی خود پدید آورند.
پس از تعیین هدف، همان طور که گفته شد، حال باید تعریف روشنی از آن ارائه داد. برای نمونه، هنری فورد در روزهای اولیه تولید اتومبیل گفته بود: «اتومبیل را مردمی کنید!‌(13)»
او می دانست که درک این سه کلمه برای مردم آن روزگار بسیار دشوار بود. در آن دوران تعداد اندکی ماشین تولید شده بود و قیمت آنها نیز خیلی گران بود. بنابراین او در سخنرانی هایش به تشریح هدفش پرداخت و گفت:
«من ماشینی برای توده های مردم خواهم ساخت... این ماشین بسیار ارزان خواهد بود و حتی کسی که درآمد خوبی هم نداشته باشد، می تواند آن را بخرد و با خانواده اش ساعات لذت بخشی را در دنیای بزرگ خداوند بگذراند... وقتی من طرحم را به اجرا بگذارم، هرکس می تواند یک ماشین داشته باشد. اسب ها از جاده های ما ناپدید خواهند شد و جای آنها را تومبیل ها خواهند گرفت... و مردان بسیاری با حقوق های خوب در این صنعت مشغول به کار خواهند شد.»
مطمئناً او به هدفش رسید!
و اما چگونه یک دیدگاه یا نظر را به وجود آوریم؟
همان طور که قبلاً گفته شد، یک دیدگاه، تصویری از آینده بر اساس میل باطنی عمیق ما است و شبیه رؤیایی است که ما به دنبال آن هستیم. این دیدگاه ها، ارتباط عمیقی با احساس ما دارند و بنابراین نمی توان با روش های تحلیلی آنها را ساخت یا تغییر داد. یکی از راه های درست کردن دیدگاه ها، تشکیل سمینارهای ویژه است. در یکی از این سمینارها، از شرکت کنندگان که همگی از بخش های مختلف یک سازمان بودند، خواسته شد تا فرض کنند که در ده سال دیگر به سر می برند و بعد درخواست شد که طی یک ساعت نامه ای به دوست یا همکار خود بنویسند و به تشریح وضعیت سازمان در آن دوران بپردازند. از آنجا که به هنگام نوشتن نامه معمولاً افراد موضوعات را دقیق تر بیان می کنند، مطالعه نتایج حاصله آسان تر خواهد بود. بعد از جمع آوری نامه ها، نکته جالبی که به دست آمد، دیدگاه های شبیه به هم بسیاری از نویسندگان درباره ده سال آینده بود.
پس از آن، گروه اداره کننده جلسه، نامه ها را جمع آوری و بازخوانی کردند و تلاش کردند تا نکات اصلی و مشترک را در آنها بیابند. حدود 15 نکته اصلی به دست آمد. اما این گروه کار را ادامه دادند تا دریابند از بین این 15 مورد، کدام یک محتمل ترین گزینه ها هستند. برای یافتن ارتباط میان گزینه ها، آنها را روی کاغذ نوشتند و ارتباط میان آنها را با فلش ها مشخص کردند. در نهایت آنها دریافتند که در شبکه یا تارهای ارتباطاتی بین این گزینه ها، چهار گزینه نقش عنکبوت را بازی می کنند و بقیه را به هم پیوند می دهند. آنها در گزارش نهایی خود یک "هدف گستاخانه و بلند پروازانه" را به همراه چهار مورد اصلی تأثیر گذار در شکل دهی به آینده ارائه کردند.
حال باید دید که چگونه می توان دیدگاه ها را محک زد و دیدگاه های صحیحی به دست آورد؟ چهار راه در این زمینه وجود دارد:
الف- کنترل واقع گرایانه: برخی از دیدگاه ها سر در آسمان دارند. این دیدگاه ها از طریق کنترل واقع گرایانه بایستی کنار گذاشته شوند. برای یافتن این موارد، باید در برابر هر دیدگاه این پرسش ها را طرح کرد که آیا تاریخچه عملکرد سازمان از چنین دیدگاهی حمایت می کند و آیا چنین دیدگاهی به سازمان کمک می کند که تغییرات احتمالی در محیط را از پیش ببیند؟ باید توجه کرد که دیدگاهی که از قبل کنترل شده باشد، راحت تر پذیرفته می شود و به واقعیت می پیوندد.
ب- به چالش کشیدن دیدگاه: یک دیدگاه باید چالش برانگیز باشد و گرنه مردم آن را می خوانند و با خمیازه بعدی از یاد می برند! اما این هم مشکل را حل نخواهد کرد. اگر چالش آنقدر بزرگ باشد که مردم گمان کنند این امر هیچ وقت تحقق نخواهد پذیرفت، این دیدگاه عملاً کار نخواهد کرد و ارائه چنین دیدگاهی، دیوانگی تلقی خواهد شد. از طرف دیگر، اگر این دیدگاه بیش از اندازه در دسترس و سهل الوصول باشد، باز داستان خمیازه کشیدن تکرار می شود. بنابراین بهترین دیدگاه، دیدگاهی است که در عین اینکه سدشکنی می کند واذهان را به چالش می کشد، در مجموع دستیابی به آن نیز غیر ممکن نیست.
پ- افزایش شناخت نسبت به دیدگاه: کسانی که در فرایند تشکیل دیدگاه ها حضور داشته اند، معمولاً این قضیه را با جزئیات آن می دانند اما برای به اجرا درآوردن این دیدگاه در کل یک سازمان، لازم است به سراغ تک تک بخش ها رفت و ضمن تشریح دیدگاه های جدید، برای اعضا توضیح داد که این امر چه تأثیری بر بخش آنها و عملکرد کارکنان خواهد گذاشت و چگونه باید موانع را از سر راه برداشت.
ت- استراتژی ها، اهداف و اقدامات حمایتی: استراتژی های یک سیستم نیز بایستی در جهت حمایت از دیدگاه های نوین باشند وگرنه هیچ کس باور نخواهد کرد که این دیدگاه ها کوچک ترین تأثیری در تغییر وضعیت موجود داشته باشند. برنامه ها و اقدامات کوتاه مدت نیز بایستی در همین مسیر تنظیم شوند.

تله های مرحله تصور

- سر در آسمان داشتن: یک دیدگاه یا نظر ممکن است آنقدر دور از دسترس یا شناور یا متغیر باشد که این طور به نظر برسد که سازمان هیچ گاه به آن دست نخواهد یافت. بعضی وقت ها دیدگاه ارتباط اندکی با محیط احتمالی آینده دارد. برای همین است که می گویند فرایند سناریو سازی شروع خوبی برای رویاپردازی است!
- عدم مشارکت در فرایند دیدگاه سازی: دیدگاه ها معمولاً به وسیله تعداد اندکی از مدیران عالیرتبه ساخته و در قفسه کتابخانه ها نگهداری می شوند. این در حالی است که اگر کارکنان و اعضای سازمان در فرایند دیدگاه سازی حضور داشته باشند، به کارایی دیدگاه افزوده می شود، در نتیجه بهتر می تواند افکار اجرا کنندگان را منعکس کند.
- عدم ارتباط کافی با دیدگاه: بسیاری از مردم فکر می کنند که یک دیدگاه وقتی که نوشته می شود فقط یک بار به درد می خورد و بعد باید آن را به بایگانی سپرد. عدم برقراری ارتباط، مهم ترین دلیلی است که باعث شکست یک دیدگاه راهبر می شود. با دیدگاه ها دوباره و دوباره ارتباط برقرار کنید و آنها را به استراتژی ها و اقدامات مرتبط کنید.
- دیدگاه هایی که زنده نیستند: استراتژی ها، اهداف و اقدامات معمولاً به نظر می رسد که بدون برقراری ارتباط با دیدگاه ها شکل می گیرند و اقدامی هم برای رفع موانع جهت شکل گیری دیدگاهی جدید صورت نمی گیرد. قطعاً مدیران یک سازمان بایستی بر لزوم تداوم حیات دیدگاه ها تأکید کنند. بعد می بینیم که این به دیگر قسمت های سازمان نیز تسری خواهد یافت.

 

  4-تصمیم

مرحله تصمیم گیری، مرحله ای است که در آن همه چیز به هم مربوط می شود. محیط آینده، تعقیب، تحلیل و تصور شده است و حالا باید تصمیم گرفت چگونه از فرصت ها استفاده و از تهدیدها دوری کرد. اگر چه دیدگاه و تصمیم دو فرایند ذهنی هستند، مسئله اینجاست که آنقدر که به نحوه تصمیم گیری پرداخته و درباره آن مطالعه شده، درباره نحوه شکل گیری دیدگاه آدم ها مطالعه کمتری انجام شده است.
وقتی یک تصمیم شخصی می گیرید، آن را بر اساس شرایط موجود و وضعیت کار و دیگر عوامل اتخاذ می کنید، اما در نهایت این تصمیم بر آن چیزی مبتنی خواهد بود که شما واقعاً می خواهید به آن برسید. در واقع، شما به دنبال چیزی هستید که خودتان دقیقاً در درونتان می دانید چیست. "تصمیم" دقیقاً در نقطه ای بین دیدگاه شما و اقدام شما قرار دارد؛ بین آنچه در نظرتان است و آنچه به آن عمل می کنید. فراموش نکنید که تصمیم، هم انتخاب کردن و هم رد کردن است.
اما تصمیم های استراتژیک چگونه اتخاذ می شوند؟ در به وجود آوردن استراتژی ها، تفکرات سنتی معمولاً به پاسخ های سنتی منجر می شوند. غالباً مدیران در برخورد با بحران ها یا هنگام تصمیم گیری، این پرسش را طرح می کنند که «ما این مشکل را قبلاً چگونه حل می کردیم؟» یا می پرسند که «رقیب ما چگونه دارد عمل می کند؟» در واقع بعد از کلی بحث و مجادله در باب برنامه های بلند مدت و دیدگاه ها، آنها سرانجام کشوی پایینی کمد خود را باز می کنند و از بایگانی اسناد و پرونده های قدیمی، استراتژی های قبلی مدیران سابق سازمان را بیرون می کشند تا مطابق آنها عمل کنند. اما مشکل اینجاست که در برابر پرسش ها و مشکلات جدید، چاره ای نیست جز پیدا کردن پاسخ های جدید. هنگامی که استراتژی های جدیدی بایستی تعریف شوند، هیچ چهارچوب قبلی ای در دسترس نیست که بر اساس آن قالب به کار پرداخت. بنابراین اگر می خواهیم استراتژی های جدیدی تدوین کنیم، بایستی روش تفکر از بالا به پایین(14) را کنار بگذاریم و شروع به فکر کردن از پایین به بالا(15) بکنیم.
این بدان معناست که ما باید از ایده ها و راه حل های کوچک شروع کنیم و به تدریج قطعات کوچک پازل را کنار هم بگذاریم تا معما حل و تصویر کامل استراتژی ما نمایان شود. در این میان، آنچه تاکنون انجام داده ایم و نتایجی که به دست آورده ایم، بایستی به کمک مان بیایند تا بتوانیم استراتژی هایمان را بر مبنای آنها تدوین کنیم. در اینجا به مرور نتایج پیشین و نقش آنها در تدوین استراتژی ها می پردازیم.
- روندها: روندها نقطه شروع بسیار خوبی برای ایجاد استراتژی ها هستند. اینها کلیدهای اصلی "آینده قطعی (16)" به شمار می روند.
برای نمونه، یک کارخانه اسحله سازی می خواست کالاهای احتمالی جدیدی را که می توانند بر تغییر تقاضا و نیز بر شیوه جنگیدن تأثیر بگذارند، شناسایی کند. برای این کار، آنها 12 دسته از روندهای تأثیر گذار بر صنایع نظامی را در نظر گرفتند. سپس از گروهی از تولید کنندگان و بازاریابان تسلیحات نظامی دعوت کردند تا در یک کارگاه یک روزه شرکت کنند. وظیفه آنها در این کارگاه، ارائه ایده هایی برای تولید محصولاتی جدید بود که در بازارهای آینده قابل رقابت باشند. این جمع به گروه های سه و چهار نفره مختلفی تقسیم شدند و هر کدام تعدادی از روندها را مطالعه کردند. این روندها تک تک بررسی شدند، همچنین تلاش شد منطق پشت هر یک از آنها و نیز نتایج حاصل از این روندها شناسایی شوند. نتایج در قالب "درخت نتایج" به نمایش درآمدند.

شکل شماره 3: درخت نتایج

درخت نتایج به ما مجموعه ای نیروهای محرک، دسته های روندها و نتایج را نشان می دهد. نیروهای محرک، ریشه ها هستند و به ما نشان می دهند که چرا یک روند در یک مسیر خاص پیش می رود. روند یا دسته روندها، ساقه را تشکیل می دهند.
بلندی و قطر ساقه نشان دهنده میزان قدرتمندی و همچنین نوع مسیری است که روند در حال طی کردن آن است. نتایج روندها نیز به صورت شاخه ها به نمایش درآمده اند. تاج درخت پیچیدگی نتایج و به هم پیوستگی آنها را به ما نشان می دهد.
بعد از آنکه گروه مطالعاتی تمام قسمت های درخت را تکمیل کردند، شروع به نوشتن محصولات پیشنهادی خود روی دفترچه های یادداشت کردند. یادداشت ها دسته بندی و دسته بندی ها تجزیه و تحلیل شدند. نتیجه حاصل از این فرایند، تعدادی محصول جدید بود که از طریق مطالعه روندها به دست آمده بودند. استفاده از این روش وقتی که شما وارد مسیری می شوید که اطلاع چندانی از راه ندارید، بسیار مؤثر است.
- سناریوها: برای این کار لازم است تشخیص دهیم کدام عوامل موفق در سناریوهای مختلف تکرار شده اند. همچنین باید به شکاف میان تقاضا و محصول نیز توجه کرد. همچنین روش بچه ها برای حل قضایا را فراموش نکنید. وقتی به سراغ سناریوها می روید، همچون بچه ها دائم بپرسید: چرا؟ چرا؟ چرا؟ و بعد به نتایج حاصله از سناریوها و نیز نتایجِ نتایج نیز توجه کنید و تمام ایده هایی را که در طی این فرایند به ذهنتان خطور می کند را یادداشت کنید تا بعداً به دسته بندی آنها بپردازید.
- برداشت های خالص: وقتی کسی درباره روندها و سناریوها آگاهی کافی داشته باشد، می تواند به مرور به آنها بپردازد (می توان آنها را روی کاغذهای بزرگ نوشت و به دیوار نصب کرد) و ببیند چه برداشتی از آنها دارد و چه ایده هایی در این زمینه به ذهنش خطور می کند. بعد باید هر ایده ای را بدون پیشداوری یادداشت کند تا بعدآً به دسته بندی آنها بپردازد. به این ترتیب می توان از زوایایی جدید نیز قضیه را بررسی کرد.
- دیدگاه: دیدگاه یا نظر نیز همچون برداشت های خالص و با طی همان روند، می تواند به ایجاد استراتژی کمک کند.
پس از گردآوری ایده ها از طریق مطالعه روندها، سناریوها، برداشت های خالص و دیدگاه ها، حال باید به دسته بندی این ایده ها برای ایجاد استراتژی ها پرداخت. در اینجا وظیفه ما گردآوری تمام ایده های به دست آمده در مراحل پیشین است. در این مرحله ممکن است خود را میان صدها ایده پیشنهادی ببینیم. بنابراین سعی کنید که این ایده ها را دسته بندی کنید و در نمودارهای مختلف روی دیوار بزرگی نمایش دهید تا ملاحظه همزمان همه آنها ممکن شود. آنچه روی این دیوار نوشته می شود باید کاملآً روشن و گویا باشد. در روش های بازاریابی یا توسعه منابع انسانی، معمولاً آنچه روی دیوار نوشته می شود آنقدر درهم پیچیده است که نمی تواند هیچ راهی را به ما نشان دهد.
با نگاه کردن به مجموعه این دسته بندی ها، شاید بتوان الگوهای جدیدی را نیز کشف کرد. هیچ وقت نمی توان مطمئن بود که پیشنهادهایی که ارائه شده اند، بهترین هستند اما وقتی بسیاری از پیشنهادها متوجه یک جهت خاص باشند، می توان نتیجه گرفت که آن سمت می تواند به ما در تصمیم گیری درست کمک کند. همچنین باید برای هر یک از این دسته ها نام مناسبی انتخاب کرد و توضیحی در حد یکی دو خط در زیر آنها آورد. این کار قطعاً برای مرحله بعدی که ارزیابی است، بسیار حیاتی است.
در مرحله ارزیابی، باید توجه کرد که ارزیابی همه استراتژی ها وقت و هزینه بسیاری را می طلبد. بنابراین در این مرحله باید مروری بر ایده های مختلف کرد تا از بین آنها تعدادی را انتخاب و به طور دقیق تجزیه و تحلیل کرد.
بعد از انتخاب تعداد محدودی از ایده ها، بایستی به دنبال روشی برای تجزیه و تحلیل آنها بود. معمولاً در این قسمت، از روش دبلیو، یو، اس (17) استفاده می شود.
این روش مناسبی است که سه بُعد یک استراتژی را بررسی می کند و به سه پرسش پاسخ می دهد:
- آیا این استراتژی بخشی از هدف مورد نظر سازمان است؟ (خواسته ها)
- آیا این استراژی توانمندی موجود سازمان را به حداکثر می رساند؟ (کارکردها)
- آیا این استراتژی با محیط آینده هماهنگ است؟ (بایدها)
در این بخش، در واقع روندها به سناریوها تبدیل می شوند و سپس هر دو در خدمت پیشبرد ایده ها قرار می گیرند و در نهایت به ملاکی برای ارزیابی روش دبلیو، یو، اس تبدیل می شوند.

شکل شماره 4: WUS  مدل

 

پس از ترسیم این روش، حالا نوبت قرار دادن استراتژی ها در "حلقه علت و معلولی (18)" است . به این ترتیب که استراتژی های کلیدی یا محرک را در بالای صفحه قرار می دهیم و استراتژی های کم اهمیت تر یا وابسته را در پایین. سپس بر اساس نوع رابطه موجود بین آنها، به ترسیم فلش ها می پردازیم. با تمام شدن کار، تصویری به دست می آید که به خوبی بیانگر جایگاه و نحوه و میزان نقش آفرینی آن استراتژی در سازمان است. بعضی استراتژی ها هیچ ارتباطی با دیگران ندارند و بعضی دیگر بر بیشتر استراتژی های دیگر تأثیر گذارند. برخی که در نگاه اول به نظر می رسید با هم مرتبط نیستند، در این شکل نشان می دهند که تا چه حد از هم تأثیر می پذیرند و رابطه علت و معلولی بین آنها نیز مشخص می شود.
بعداً می توان همین کار را با استراتژی های دشمن یا رقیب نیز انجام داد و سپس نتایج حاصل را در نموداری به نمایش گذارد تا بتوان به مقایسه توان دشمن و توان خود بر اساس استراتژی های اتخاذ شده پرداخت.

تله های مرحله تصمیم

- پاسخ های کلیشه ای و ثابت برای محیط های متغیر: مردم اغلب به سختی می فهمند که زمان و فرایندی سیستماتیک لازم است تا استراتژی هایی را بیابیم که غیر از آنهایی هستند که هم اکنون استفاده می شوند. تعداد کمی متوجه می شوند که نتیجه یک فرایند برنامه ریزی سناریویی، می تواند تعداد زیادی ایده های نوین برای خلق راه حل ها و استراتژی های جدید ایجاد کند.
-چسبیدن به استراتژی های قدیمی: این خیلی راحت است که به استراتژی های قدیمی ای بچسبیم که در گذشته به خوبی جواب داده اند. به نظر می رسد که سیستم ها معمولاً نمی پذیرند که به راه های جدید نیاز دارند. آنها تا زمانی که مرحله به مرحله در می یابند که استراتژی های قدیمی دیگر در برابر تحولات جدید پاسخ گو و کارآمد نیستند، همچنان به راه قدیم می روند.
- عدم تبدیل استراتژی های بلند مدت به تحولات کوتاه مدت: یک استراتژی نتایجی را به دست نخواهد داد، تا زمانی که تغییرات واقعی در حوزه مورد مطالعه رخ دهند. انرژی زیادی می برد تا بتوانیم یک الگوی کاری را به چیز دیگری تبدیل کنیم و همه اینها، فقط با حمایت جدی مدیران سیستم از وقوع این تحول و اقدام برای ایجاد آن ممکن می شود.
- به کارگیری الگوهایی که تغییرات آتی را خیلی زود می بینند: یک استراتژی یا راه حل خاص ممکن است خیلی خوب به تغییرات آتی نزدیک پاسخ دهد. اما آینده هنوز اینجا نیست. تحلیل شرایط هم به طور دقیق به ما نخواهد گفت که واکنش طرف مقابل فردا چه خواهد بود. با وجود این، نمی توان انکار کرد که آنها به خوبی می توانند بگویند گه چطور بازیگر امروز به یک وضعیت جدید پاسخ خواهد داد.

 5-اقدام

واژه اقدام در فرایند برنامه ریی سناریویی می تواند دو معنا داشته باشد: یکی به معنای به اجرا درآوردن استراتژی هایی است که درباره آنها تصمیم گرفته اید؛ که در این حالت سیستم ها به خوبی می دانند چگونه از ابزارهای همیشگی خود استفاده کنند. و دیگری، به معنای ادامه دادن روند برنامه ریزی سناریویی در قالب در نظر گرفتن تغییرات محیطی، تعریف فرایندها، تداوم تطبیق خود با محیط، برنامه ریزی بر اساس سناریوهای جدید و غیره است. (Chakravarthy, 1997)
شاید فکر کنید وقتی برنامه تایدا را تا اینجا به خوبی پیش برده اید، حالا دیگر وقت استفاده از سناریوهای ساخته شده فرا رسیده و کار برنامه سازی به پایان آمده است و شاید گمان کنید که تا چند سال آینده دیگر نیازی به برنامه ریزی مجدد نباشد. چیزی که فراموش کرده اید، این است که شما مقدار بسیار زیادی ساختارهای اولیه و اطلاعات قابل استفاده دارید که می توانند به سادگی در برنامه ریزی های جاری استفاده شوند.
از مهم ترین کارهایی که در این قسمت باید انجام داد، این است که به دنبال ایجاد سیستم های هشدار اولیه باشیم. سیستم های هشدار اولیه به ما کمک می کنند محرک های محیط را در نظر داشته باشیم و بدانیم از کدام سناریو استفاده کنیم یا در دوره های زمانی مختلف کدام سناریوها به واقعیت نزدیک تر هستند. سیستم هشدار اولیه در واقع ما را از هر گونه تغییر در محیط نیز آگاه می کند. برای این کار، لازم است تعداد شاخص تعریف کنیم و با کنترل نوسانات شاخص ها، متوجه تغییرات صورت پذیرفته در محیط شویم. برای مثال می توان آمارها، گزارش های سازمان های داخلی یا بین المللی و گزارش های دولتی یا گزارش های رسانه ها را به طور مرتب تعقیب و اطلاعات گرد آمده را تجزیه و تحلیل کرد تا مشخص شود، تغییری در محیط صورت پذیرفته است یا خیر.
همچنین لازم است یک دوره زمانی یا یک خط زمانی نیز تعریف کنیم تا به طور مرتب در دوره های زمانی از پیش تعریف شده بتوان به مرور مجدد سناریو ها و بازنویسی و روزآمد کردن آنها پرداخت. برای مثال درباره سناریوهای مربوط به ناشران، این دوره زمانی چهار ساله بود. بسته به نوع موضوع، می توان دوره های کوتاه تر یا بلندتر را در نظر گرفت.
در مجموع، می توان گفت که در دلِ اقدام، نوعی فراگیری وجود دارد. فراگیری، به عبارتی هنر گردآوری اطلاعات جدید و تطبیق دادن آنها با دانش قبلی بر اساس یک هدف معین است. اقدام باید به گونه ای باشد که به رغم تفاوت، به نتایج یکسان و مشترک برسد. درست مانند یک تنیس باز که طی بازی، برای هر حرکت فقط به کنش و واکنش در برابر یک فرصت می اندیشد و در نهایت مجموع این اقدام های به جا و به موقع است که نتیجه پیروزی را برای او به دنبال می آورد.

تله های مرحله اقدام

- بخش مطالعاتی یک نهاد فقط روی اعمال رقبا تمرکز می کند: ممکن است بخش مطالعاتی یک نهاد تنها وظیفه خود را رصد کردن اعمال رقبا یا مخاطبان بداند. اما یک دید وسیع تر و یک تحلیل عمیق تر می تواند هشدارهای اولیه را درباره تغییرات تأثیر گذار بر نهاد به ما بدهد.
- توجه اندک به تحولات: کسانی که وظیفه مطالعه محیط را بر عهده دارند، غالباً این کار را به صورت پاره وقت انجام می دهند. ریسک آشکار این است که آنها بیشتر به وظایفی توجه می کنند که درون سازمان مهم تر تلقی می شوند. روشن است که باید به مطالعه و زیر نظر داشتن تحولات، ارزش و بهای بیشتری داد.
- اطلاعات را فقط تعداد اندکی استفاده می کنند: بسیاری از سازمان ها بخش هایی دارند که پر از اطلاعات و داده ها است. اما مشکل اینجاست که فقط تعداد کمی از کارکنان خبر دارند که چنین جایی وجود دارد و حتی تعداد کمتری دانش این را دارند که از این اطلاعات بهره بگیرند.
- آینده فراموش شده است: طی فرایند سناریو سازی، تمرکز اصلی روی آینده و چالش هایی است که به وجود خواهد آورد. اما وقتی فرایند سناریوسازی به پایان می رسد، شرکت کنندگان به سر کارهای خود باز می گردند و به سراغ پرسش های تکراری روزانه می روند. خطر این است که به مطالب مربوط به آینده زمانی توجه شود، که دیگر خیلی دیر شده باشد.
شکل شماره 5: مروری بر فرایند تایدا

ج) چگونه فرایند آینده نگری را تداوم بخشیم؟

هیچ پاسخ دقیقی برای این پرسش وجود ندارد. همه چیز بسته به فرهنگ، منابع و نظرات موجود در یک سیستم است که مایل به ادامه کار باشند یا نه. حتی تعقیب تحولات و گردآوری اطلاعات نیز به تنهایی کافی نیستند، بلکه باید آنها را دسته بندی و تجزیه و تحلیل کرد و به طور مرتب در اختیار کارکنان هر نهاد گذارد تا آنها نیز از روندهای پیش رو مطلع شوند. همچنین باید به تشکیل کارگاه ها تداوم بخشید و دیگر اعضای سیستم را نیز درگیر این بحث کرد. یافته ها را نیز باید به سرعت در اختیار کسانی گذاشت که در بخش های مختلف به این اطلاعات نیاز دارند. به این ترتیب، گروه مطالعاتی به راحتی از تغییرات و نیز از ظهور پدیده های جدید آگاه می شود و خود را برای برنامه ریزی بر اساس یافته های جدید مجهز می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ:

[1] .  پدرام عبدالرحيم و همكاران،  آینده پژوهی مفاهیم و روش، مركز آينده پژوهي علوم و فناوري و دفاعي،1388،

[2] . سعید خزایی، شکل بخشیدن به فردای مطلوب و هنر خلق چشم انداز، همان، صص39-46

[3] . پدرام عبدالرحيم و همكاران، آینده پژوهی مفاهیم و روش ها، همان،

[4] . ليندگرن. ماتس و باندهولد. هانس، طراحي سناريو؛ پيوند بين آينده و راهبرد، ترجمه عزيز تاتاري، تهران: مركز آينده پژوهي علوم و فناوري دفاعي، مؤسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي، 1386،

[5] . قدیری. روح ا..، بررسی و شناخت روش های مطالعه آینده، تهران: مرکز آینده پژوهی علوم و فناوری دفاعی، مؤسسه آموزشی و تحقیقات صنایع دفاعی، بی تا،

6. عقیل ملکی فر و همکاران، الفبای آینده پژوهی, تهران: کرانه علم، 1385،

7.تیشه یار، ماندانا، 1390، آینده پژوهی در مطالعات استراتژیک، تهران، پژهشکده مطالعات راهبردی با همکاری معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول

8.نوری پیرعلی ،مصطفی ،آینده پژوهی؛ضرورت آینده،قم،فصلنامه اسلام وپژوهش ها،سال اول،شماره اول،تابستان 92.
Chakravarthy, B. (Winter 1997), "A New Strategic Framework for Coping with Turbulence", Sloan Management Review.
Collins, J. C. and J. I. Porras (September-October 1996), ."Building Your Company's Vision", Harvard Business Review.
Haeckel, S. H. & R. L. Nolan (September-October 1993), "Managing by Wire", Harvard Business Review.
Lidgren, Mats and Hans Bandhold (2003), Scenario Planning; the Link between Future and Strategy, New York: Palgrave.
Makridakis, S. G. (1990), Forecasting, Planning and Strategy for the Twenty-First Century, New York: Collier Macmillan.
Porter, M. (November-December 1996), "What is Strategy?", Harvard Business Review.
"Scenario and Scenario Building: An Introduction" (Retrieved on: Summer 2009), 21st Century Trust, http://www.21 stcenturytrust.org/scenario.html
Schawrz, Peter (1991), The Art of the Long View: Planning for the Future in an Uncertain World, New York: Currency Doubleday.

 

 

پی نوشت ها

1- TAIDA
2- Tracking
3- Analyzing
4- Imaging
5- Deciding
6- Action
7- Trends
8- Drivers
9- Uncertainties
10- Outside- in
11- Vision
12- Big Hairy Audacious Goal (BHAG)
13- Democratize the Automobile!
14- Top- down
15- bottom- up
16- Certain future
17- WUS (Want, Utilize, Should)
18- Causal Loop

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 19:7  توسط مهزیار  | 

روش سناریونویسی Scenario planning

سناریواز آنجایی که روند تغییرات محیط صنعت و جوامع رو به افزایش گذاشت، نیاز به روش های آینده پژوهی که بتوان در آنها تغییرات سریع آینده را نیز در نظر گرفت احساس شد. روش سناریو نویسی که از جمله روش های "مبتنی بر فرضیات" می باشد، یکی از کارآمدترین روش های موجود برای پیش بینی آینده های دور و در شرایطی که عدم قطعیت های زیادی در سیستم وجود دارد، می باشد.

سناریو نویسی از تقسیم اطلاعات طراح به دوشاخه اصلی نشأت می گیرد:
1. مواردی که طراح اعتقاد به آگاهی از آنها دارد. یعنی اعتقاد به زنجیر وار بودن پروسه هایی که در جهان رخ می دهند. مانند مواردی مثل رشد جمعیت و یا شرایط تأثیر گذار بر تکنولوژی های نوین قطعی
2. المان هایی که طراح آنها را نامعلوم و تعیین ناپذیر می داند، مانند نتایج انتخابات سیاسی، مدهای زودگذر و سبک ها در تجارت آینده.

برای نوشتن یک سناریو، درکی ابتدایی از کارهایی که توسط کاربران قرار است انجام شود، درک خود کاربران و درک زمینه استفاده، لازم است. سناریو می تواند از اطلاعات جمع آوری شده در طی فعالیت های پرسش یا تحقیق مفهومی مشتق شود. می بایست به زبان ساده، تعاملی که قرار است اتفاق بیافتد را توصیف نمود. این بسیار اهمیت دارد که از ارجاعات به تکنولوژی پرهیز شود. این سناریو باید توسط کاربر بازدید شود تا اطمینان حاصل کرد که نشان دهنده دنیای واقعی است. سناریو درباره مطالبی مانند استفاده از محصول، نقش جنسیت کاربر، عملکرد محصول، هدف از آن و تجربه استفاده از محصول بحث می کند. همچنین لازم به ذکر است که حلقه های بازخورد و روابط در سناریو خطی نیستند.

مرحله اول کار تعریف و تعیین کاربر و شخصیت های آنها و مرحله دوم داستان پردازی درباره آنها است. داستان ها از تحقیقات درباره کاربر، از تست قابلیت استفاده محصول و یا مشاهدات محقق نشات می گیرند. شخصیت ها در سناریو فرهنگشان را بیان می کنند و باعث دسته بندی و انتقال اطلاعات می شوند. آنها همچنین می توانند جرقه هایی را برای خلق ایده های جدید، ایجاد کنند. در سناریو نویسی تمرکز باید بر داستان گویی باشد و نه بر آنالیز کامل اعمال. همانطور که طراح می نویسد، یک طرح تصور می شود و اینکه که چگونه باعث حل مشکلات می شود، نویسنده موانع را برمی دارد و میزان ریسک را به حداقل می رساند. نقل قول از کاربر راه خوبی برای ارتباط با جزئیات مورد نیاز هر شخصیت است. سه گام اصلی برای آغاز سناریو نویسی در ادامه آورده شده است:

1. تعریف یک هدف و یک مفهوم: چرا فرد در حال حاضر از محصول استفاده می کند و اینکه چه چیزی باعث موفقیت این تعامل می شود.
2. توصیف این تعامل: توجه به موارد کلی و عدم توصیف جزئیات
3. پایان با نتیجه: نتیجه این تعامل چیست و چه چیزی باعث موفقیت آن شد.

معمولاً سناریو نویسی از داستان های مهیج (evocative stories) که در آن ایده های طراحی شکل می گیرند آغاز می شود و با داستان های تجویزی (Prescriptive stories) که در آن جزئیات طرح توصیف می شوند ادامه می یابد. مراحل مهم، در روند انتقالی از داستان های مهیج به داستان های تجویزی به قرار زیر هستند:

· داستان های آغازین (Springboard stories): نیازها و اهداف.
· داستان هایی با نقاط اوج (Points of pain stories): محدودیت ها و غلبه کردن ها.
· سناریوهای کلیدی (Key scenarios): طرح کلی داستان یا پلات (مفاهیمی برای اعمال).
· سناریوهای تشریحی (Narrative scenarios): چه چیزی، چرا اتفاق می افتد.
· نقشه طراحی (Design Maps): ادراک، اعمال، موانع.
· دیاگرام جریان ها (Flow diagrams): اعمال و تصمیم ها.
· استفاده از نمونه ها (Use cases): سلسله جزئیات تمام اعمال.

اسپرینگ بردها، مسائل دشوار و غیر معمول را ارائه می دهند. ممکن است که آنها جرقه هایی از نوآوری خود محقق و یا بر مبنای تحقیقات او تهیه شده باشند. داستان هایی با نقاط اوج، دیدگاه روشنی از مشکلات را از نگاه شخصیت داستان تشریح می کند. این بخش به سمت راه حل های ممکن که می تواند بخشی از طراحی جدید باشد هدایت می شود. سناریوهای کلیدی، ترتیب یک سناریو پیچیده تر را می دهند که طراحی آن باید شامل آغاز حرکت به سمت اینکه کاربر چگونه با محصول ارتباط برقرار می کند می کند باشد.

درست است که این نوع نوشته ها خیلی مطالب خلاق و جالبی نیستند اما نشان گر نوع واضحی از ارتباطات هستند.

در ابتدا تکنیک های سناریو برای مشخص کردن خط مشی های کسب و کار جدید (سناریو به عنوان ابزار برنامه ریزی کسب و کار) استفاده می شدند. اخیرا، سناریوها برای مشخص کردن تعامل بین کاربر و محصول استفاده می شوند. این سناریوها، سناریوهای استفاده نام دارند که متدهای مختلفی برای توسعه ی آنها وجود دارد. خلق یک سناریوی کاربرد، ابزاری موثر در تحلیل و توسعه تعامل بین کاربر و محصول است. سناریوهای استفاده در مشخص کردن کارهایی که کاربر هنگام استفاده از رابط یا اینترفیس به انجام می رساند بسیار حائز اهمیت هستند. همچنین در طراحی محصول سناریوهای استفاده، در تحلیل و توسعه کاربرد یا استفاده محصول نقش مهمی دارند.

چگونگی خلق سناریو استفاده:
1- مشخص کردن بازیگران: بازیگر نقش کنش گر یا فعال در سناریو را دارد. در صورت وجود چندین بازیگر، سناریوهای بیشتری می بایست ایجاد شوند.
2- مشخص کردن اهدافی که بازیگر باید به انجام برساند.
3- مشخص کردن نقطه شروع سناریو: انگیزه ای برای راه اندازی یا اتفاق.
4- مشخص کردن سهام داران و علایق شان.
5- مشخص کردن سناریو هایی که خلق می شود بر مبنای تعداد بازیگران و اهداف شان.
6- نوشتن سناریو، شروع به کار از نقطه شروع تا به انجام رساندن هدف بازیگر، در مورد وظیفه، زیر مجموعه های آن، زمینه و انگیزه های بازیگر برای انجام کار.

سناریونویسی را به روش های مختلفی به انجام می رسانند اما یکی از مهم ترین روش ها که بر مبنای کاربرد اصلی آن نام گذاری شده روش سناریونویسی نظامی است که شامل مراحل زیر می باشد:

1. تعیین سئوالاتی که باید توسط سناریو پاسخ داده شوند. در این مرحله ممکن است که روش دیگری برای انجام کار انتخاب شود مثلاً اگر تغییرات کوچک و تعداد المان های موثر کم هستند روش های دیگر ممکن است موثرتر باشند زیرا سناریو نویسی دیدگاه های کلان را بررسی می کند.

2. تعیین زمان و محدوده آنالیز: توجه به اینکه تغییرات در گذشته با چه سرعتی اتفاق افتاده اند و تلاش برای دستیابی به اینکه چه درجه ای از پیش گویی در مواردی مانند جمیعیت شناسی، چرخه عمر محصول و... میسر است. یک دوره زمانی 5 تا 10 سال مناسب است.

3. تعیین افراد منتفع از پروژه: تعیین اینکه این پروژه چه میزان برای چه افرادی موثر است. بررسی علایق کنونی و اینکه چرا و چگونه افراد در حال حاضر به این مورد رغبت دارند.

4. تعیین مسیر و روند مقدماتی نقشه و نیروهای موثر شامل مواردی مانند صنعت، اقتصاد، سیاست، تکنولوژی، قوانین اجتماعی و حقوقی: بررسی اینکه این موارد هر کدام چقدر بر اهداف پروژه موثرند. ابتدا هر مورد تشریح می شود و بررسی اینکه چگونه می تواند بر موضوع تأثیر گذار باشد نیز انجام می شود. در این مرحله معمولاً از روش طوفان فکری استفاده می شود.

5. یافتن و تعیین کلیدها و موارد نامعلوم: طرح نیروهای محرک از دو محور، بررسی هر نیرو از جنبه های نامعلوم قابل پیش گویی و همچنین از جنبه های نامهم قابل پیش گویی. این مرحله به منظور تعیین دقیق موارد مهم و قابل پیش بینی است، همچنین برای بررسی اینکه آیا هیچ ارتباطی میان نیروهای محرک موجود و سناریوهای غیر محتمل وجود دارد نیز کاربرد دارد.

6. بررسی احتمال اینکه آیا موارد موثر مربوط به هم را می توان در یک گروه قرار داد تا میزان آنها حتی به دو مورد کاهش یابد یا خیر؟ این مرحله به منظور دستیابی به اینکه سناریو بر اساس دو محور x،y قابل اداره باشد، انجام می شود.

7. تعریف حدود نتایج ممکن از دو عامل تعیین شده در مرحله قبل و بررسی اهمیت و معقول بودن و باورپذیری هر یک از آنها. در این مرحله سه نقطه کلیدی باید بررسی شوند:

- دوره زمانی: آیا موارد، با دوره زمانی تعریف شده برای پروژه سازگار هستند؟
- هماهنگی درونی: عواملی که تحت عنوان نامعلوم مشخص شده اند آیا می توانند سناریوهای محتمل را شکل دهند؟ چرا که سناریوهای مختلف از درون با یکدیگر سازگار هستند.
- آیا در حال حاضر کاربری در حال عدم تعادل در مقایسه با شرایط ایده آل، وجود دارد.

8. تعریف سناریوها و رسم مسیر حرکت در یک شبکه باورپذیر: در این مرحله دو یا چهار سناریو شکل می گیرند. شرایط کنونی لازم نیست در وسط دیاگرام قرار بگیرند. سناریوهای ممکن، فقط یک یا چند عامل را نسبتاً ثابت فرض می کنند. در بعضی دیدگاه ها برای تمام احتمالات مثبت یک سناریو و برای تمام احتمالات منفی یک سناریو دیگر خلق می شود، سپس دیدگاه ها پالایش و با هم ترکیب می شوند.

9. به تفصیل نوشتن سناریوها: شرح دادن چیزی که اتفاق می افتد و چیزهایی که می توانند دلایلی برای پیشنهاد شرایط باشند. تلاش برای به دست آوردن نتایج خوب بنا بر دلایلی که تغییرات در حال رخ دادن هستند. این راه به آنالیز ویژگی ها کمک می کند. در نهایت به هر سناریو یک نام توصیفی داده می شود تا در مرحله آخر به راحتی قابل استفاده قرار گیرند.

10. ارزیابی سناریو ها: آیا آنها با هدف سازگاری دارند؟ آیا آنها از درون با هم سازگارند؟ آیا آنها مربوط به طرح اصلی هستند و یا به آن شبیهند؟

11. تعریف نیازهای تحقیق: یافتن و ارزیابی مواردی، بر پایه سناریوها، که به اطلاعات بیشتری نیاز دارند. مثلاً مواردی که باعث تحریک بیشتر کاربر می شوند و یا نوآوری هایی که ممکن است در صنعت رخ دهند و سایر مواردی از این قبیل.

12. توسعه روش های کمی: توسعه متدهای کمی برای کسب نتایج کمی از سناریوهای مختلف از قبیل سرعت رشد، گردش وجود و...

13. تقارب به سمت سناریوهای تصمیم گیری: دنبال کردن رد پروسه های تکراری برای رسیدن به سناریو نهایی.

روند کلی دیگری که برای سناریو نویسی موجود است، در ادامه ارائه شده است:
a. تعیین فرضیات و اهداف کلی در تعداد معدود و سپس تشریح آنها.
b. جمع کردن عوامل مهم در کنار هم برای ایجاد یک شبکه قابل رشد و ترقی.
c. نوشتن هفت تا نه عدد مینی سناریو.
d. کاهش تعداد سناریوها به دو تا سه عدد.
e. نوشتن سناریو مطابق با تصمیمات بهینه شده.
f. شناسایی موضوعات ناشی شده از سناریوها.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 15:49  توسط مهزیار  | 

سناريو نويسي:

سناريو ها داستان هايي هستند که مسيرهاي پيش روي ما را در آينده توصيف مي کنند.سناريو ها به طرز ماهرانه اي گزينه هاي گوناگون آينده و چگونگي تحقق آن ها را ترسيم مي کنند.(59)اين روش، انواع احتمالات را در باب آينده بيان مي کند و تصميم سازان نيز مي کوشند تا آمادگي لازم را در برابر هر احتمال کسب نمايند.البته سناريو ها با داستان های علمي و تخيلي تفاوت دارند.يک سناريو بايد توصيفي منسجم و باورکردني باشد و اجزاء دروني آن با هم هماهنگي و سازگاري داشته باشند.(60)

سناريو ها ابزار موثري هستند که به تصورات ما در باره آينده هاي بديل شکل مي دهند،آينده هايي که تصميمات امروزين ما مي توانند نقش موثري در شکل گيري آن ها ايفا نمايند.(61)سناريوها مي توانند چشم اندازهاي چندگانه اي پيرامون حوادث پيچيده ارائه کنند و به اين حوادث معناهاي مختلفي دهند.(62)

ما با خلق سناريو نمي خواهيم به تصوير دقيقي از آينده دست يابيم بلکه مي خواهيم با کمک چنين داستان هايي،در زمان حاضر تصميمات بهتري اتخاذ کنيم.براي رسيدن به چنين هدفي سناريوها تصاويري از آينده هاي بديل در اختيار ما قرار مي دهند.(63)

همان طور که پيشتر گفتيم،به دليل وجود عدم قطعيت شديد در روندهاي مختلف جوامع انساني،آينده پژوهان به جاي شناخت يک حالت از آينده به مطالعه آينده هاي بديل روي مي آورند.در روش سناريو پردازي نيز به همين ترتيب تدوين چندين سناريوي بديل اهميت دارد.از آن جايي که ديگر نمي توان با تعميم روندهاي گذشته آينده را پيش بيني نمود،آينده پژوهان به روش هاي «تحليل چندسناريويي» روي آورده اند.همچنين در پردازش سناريوهاي بديل بايد تجارب سازمان مورد نظر(يک بنگاه اقتصادی يا جامعه) لحاظ گردد.(64)

سناريوها هم اکنون به ابزار بسيار مفيدي براي تصميم سازان تبديل شده اند.تجربه شرکت شل يکي از نمونه هاي موفق اين روش بشمار مي رود.اين شرکت موفق شد که پيش از شوک نفتي 1973 با استفاده از روش سناريو نويسي پيامدهاي احتمالي کاهش يا افزايش قيمت نفت را ارزيابي و راه حل هاي آن را شناسايي نمايد.به اين ترتيب با وجود فرارسيدن دوره نوسانات شديد قيمت نفت،اين شرکت توانست سود کلاني را از رهگذر مديريت بحران عايد خود سازد.(65)

در زمينه روش و گام هاي سناريونويسي نظريه هاي متفاوتي وجود دارد.پيتر شوارتز هفت گام را براي سناريو نويسي ترسيم مي کند:

  • گام اول:شناسايي موضوعات و تصميمات اساسي

اولين گام براي تدوين سناريو عبارت است از اين  که تصميم سازان ابتدا از مسائل و تصميمات مورد علاقه داخل سازمان شروع کنند.براي فهميدن مسائل اصلي دروني يک سازمان مي توانيم سوالاتي از اين قبيل طرح نماييم: تصميم سازان در باره آينده کوتاه مدت سازمان خود چگونه خواهند انديشيد؟ کدام تصميمات اثرات دراز مدتي بر آينده و فرصت هاي سازمان دارند؟

در گام اول نبايد سراغ مسائلي همچون اقتصاد کلان و نيروها و عوامل تاثيرگذار کلان خارج از سازمان برويم.مثلا براي يک شرکت خودروسازي شايد تغييرات قيمت انرژي مهمتر از نرخ رشد اقتصادي باشد.(67)

  • گام دوم:فهرست کردن عوامل و نيروهاي کليدي موجود در محيط پيراموني

در گام دوم بايد مشخص کنيم که کدام دسته از عوامل کليدي در موفقيت و شکست  تصميم گيري و موضوعات مشخص شده در گام اول تاثير مي گذارد.براي مثال مي توانيم عواملي همچون مشتريان،تامين کنندگان،رقبا و... را فهرست نماييم.البته در اين گام بايد مشخص نمود که از نظر تصميم گيران سازمان چه عواملي را بايد به عنوان موفقيت و شکست درنظر گرفت.(67)

  • گام سوم:فهرست کردن نيروهاي پيشران شکل دهنده به نيروهاي کليدي گام دوم

همان طور که مي دانيم مجموعه اي از روندها و نيروهاي کلان و پيشران وجود دارند که عوامل کليدي فهرست شده در گام دوم را تحت الشعاع خود قرار مي دهند.عواملي همچون نيروهاي پيشران اجتماعي،اقتصادي،سياسي و فرهنگي،زيست محيطي و فناورانه بر عواملي همچون مشتريان،رقبا و سايرعوامل کليدي فهرست شده در گام دوم تاثير مي گذارند.همچنين بايد مشخص کرد که چه نيروهاي کلاني در پشت نيروهاي خرد گام دوم قرار دارند.برخي ازاين نيروها براحتي شناسايي و از پيش تعيين مي شوند، همانند روند رشد جمعيت و ويژگي هاي آن و برخي از اين نيروها همچون افکار عمومي نامعلوم مي باشند.دانستن اين که چه چيزي ضروري و اجتناب ناپذير است [ساختار] و چه چيزي غير قابل پيش بيني است و به انتخاب ما بستگي دارد، بسيار ضروري مي باشد(68)

در اين گام بايد عوامل کلاني را تعيين کرد که به عوامل کوچکتر و محلي تر مثل تقاضاي مشتريان جهت مي دهند.

  • گام چهارم:رتبه بندي عوامل کليدي و پيشران ها بر اساس اهميت و عدم قطعيت آن ها

پس از فهرست کردن عوامل کليدي خرد و نيروهاي کلان و پيشران شکل دهنده به آن ها در گام هاي دوم و سوم،در اين گام اين نيروها و عوامل را بايد رتبه بندي کنيم.اين طبقه بندي براساس دو معيار صورت مي پذيرد:

v    عوامل و نيروهاي فهرست شده در گام دوم و سوم در موفقيت تصميمات و مسائل گام اول چقدر اهميت دارند؟

v    چقدر اين عوامل و روندها دست به گريبان عدم قطعيت مي باشند؟(69)

براساس ميزان اهميت و عدم قطعيت رتبه بندي عوامل و نيروها صورت مي پذيرد.عدم قطعيت ها مبناي تفاوت سناريوها مختلف بشمار مي روند.

  • گام پنجم:انتخاب منطق هاي سناريو

منطق سناريو را بايد نقشه اي دانست که بر اساس آن توصيف داستاني از يک آينده احتمالي ترسيم مي گردد.

پس از رتبه بندي عوامل کليدي و پيشران ها براساس عدم قطعيت،محورهاي مهمترين عدم قطعيت هاي شناسايي شده استخراج مي شوند.بر اساس اين محورها سناريوهاي متفاوتي ساخته مي شوند.البته نبايد نيروهاي پيشران و عدم قطعيت ها آن چنان زياد باشند که سناريوهاي فراواني توليد شوند.اتفاقات زيادي امکان وقوع دارند ولي به هرحال ما مي توانيم تنها چند سناريو را به تفصيل توسعه دهيم.ما بايد تاثير گذارترين محورهاي عدم قطعيت را بر تصميمات اساسي تصميم سازان پيدا کنيم.(70)

منطق يک سناريوي معين با جايگاه آن در ماتريس پيشران ها مشخص مي شود.وقتي محورهاي مربوط به مهم ترين عدم قطعيت ها مشخص شد مي توان آن ها را در قالب طيف(با يک محور) و يا در يک ماتريس( با دو محور ) و يا يک حجم (با سه محور) نشان داد.سناريوهاي متفاوت بر اساس اين محورها شناسايي مي شوند و جزييات آن ها در اين جداول قرار مي گيرند.با قرار دادن هر سناريو در ماتريس پيشران هاي مهم مي توان منطق آن را استنتاج کرد.(71)

براي مثال يک شرکت خودرو سازي مهمترين پيشران هاي خود را قيمت سوخت وسياست هاي حمايت از توليدات داخلي قرار مي دهد.در اين جا 4 منطق سناريو شکل مي گيرد:

ـ قيمت سوخت بالا و در محيطي که از توليدات داخلي حمايت مي شود:حاميان بومي ماشين هاي کوچک دست برتر خواهند داشت.

ـ قيمت سوخت بالا در اقتصاد جهاني(تجارت آزاد):وارادات خودروهاي با سوخت بهينه مي توانند بازار متمايل به صرفه جويي را تسخير نمايند.

ـ قيمت پايين سوخت در وضعيت حمايت از توليدات داخلي:خودروهاي پرمصرف آمريکايي درداخل کشور بازار خوبي خواهند داشت اما در خارج نه.

ـ قيمت سوخت پايين در اقتصاد جهاني(تجارت آزاد):رقابت فشرده اي براي توليد ماشين هاي با سوخت بهينه وجود خواهد داشت با اين وجود ماشين هاي بزرگ هم ممکن است از بازار خوبي در بازار خارج برخودار گردند.(72)

البته ترسيم منطق سناريو به عوامل پيچيده تري بستگي دارد.در نمونه فوق ما بايد مقررات خودروسازي و بازار مصرف کنندگان را نيز علاوه بر قيمت سوخت و حمايت از توليد داخلي،در نظر بگيريم.به همين دليل منطق سناريو بيشتر از خانه هاي محدود يک ماتريس خود را در چارچوب يک  داستان نشان مي دهد.(73)

  • گام ششم:ارائه شرح تفصيلي از سناريو

در اين گام مجددا به عوامل و روندهاي فهرست شده در گام هاي دوم و سوم مراجعه مي کنيم. در هر سناريو بايد همه عوامل و روندهاي کليدي مورد توجه قرار گيرند.(74)بايد مشخص نمود که کدام يک از عدم قطعيت هايي که در گام هاي قبلي فهرست نموده ايم، بايد در کدام سناريو تعبيه گردد.براي مثال در دو سناريويي که مبناي تفاوت آن ها در حمايت يا عدم حمايت از صنايع داخلي است مناسب است که تورم بالا را در گزينه اول و تورم پايين را در گزينه بعدي قرار دهيم.در اين مرحله بايد بخش هاي يک سناريو به يکديگر متصل و بافته شوند تا يک سير منسجمي از سناريو در دسترس ما قرارگيرد.(75)

  • گام هفتم:بررسي نسبت نسبت تصميمات با سناريوها

در گام اول تصميمات اصلي تصميم سازان يک شرکت يا کشور مشخص شد.پس از تدوين سناريوها بايد تصميمات و مسائل اصلي را داخل هر سناريو قرار دهيم.اگر اين تصميم در يک يا دو سناريو مناسب به نظر مي رسيد تصميم اخير داراي خطرپذيري بالايي خواهد بود.اگر يک تصميم فقط در يک يا دو سناريو کارآمد باشد و نيز تصميم سازان آن سازمان توانايي محدودي در به وجود آوردن آن سناريوها در جهان خارج داشته باشند،مي توان مطمئن بود که ميزان خطرپذيري آن تصميم بسيار بالاتر از اين خواهد بود.طبيعي است که اگر نشانه هاي وقوع يک سناريو اندک باشد نبايد تصميمي را اتخاذ کنيم که در آن سناريو جواب مي دهد.(76)

براي مثال اگر نشان گرهاي مختلف بر احتمال اندک افزايش قيمت نفت به بيش از 80 دلار در هر بشکه دلالت دارد،تنظيم بودجه کشور بر اساس چنين قيمتي غيرعاقلانه خواهد بود.در اين زمينه بهترين بودجه بايد با اکثر احتمالات مختلف در باب قيمت نفت سازگاري داشته باشد.

  • گام هشتم: انتخاب شاخص ها و راهنماهاي اساسي

پس از تکميل سناريو بايد بدانيم که کدام سناريو به آينده در حال ظهور نزديک تر است و امکان تحقق بيشتري دارد.هنگامي سناريوها تکميل شدند و دلالت ها و نسبت آن ها با مسائل و تصميمات اساسي مشخص گرديد،مناسب است که شاخص هاي راهنمايي از آن سناريو ها استخراج کنيم تا براساس آن ها بتوانيم روند تحولات جاري را زير نظر بگيريم.اگر اين شاخص ها با دقت تهيه شوند سازمان موردنظر نسبت به رقبا دانش مناسب تري در زمينه فرصت هاي آينده خواهد داشت.(77)

5-چشم انداز پردازي: مطلوب ترين راه شناخت و ساختن آينده مطلوب

چشم انداز پردازي نوعي روش هنجاري کيفي است که مي تواند تصميم گيران امروز را به تغيير فردا تشويق کند.چشم انداز تصويري است آرماني از فردا که آن را بر اساس واقعيت هاي موجود ساخته و پرداخته اند و بايد به سمت تحقق آن حرکت نمود. چشم انداز نويسي اساسا با شناخت آينده مطلوب ارتباط مي يابد و شايد را بتوان بهترين روش براي ترسيم بهترين آينده عنوان کرد.همچنين چشم انداز يکي از بهترين ابزار ايجاد وفاق در جامعه بشمار مي آيد.وفاق و انگيزش ناشي از يک چشم انداز به خودي خود مي تواند فضا را براي تحقق آينده اي بهتر آماده کند.يکي از آينده پژوهان اعتقاد دارد که: «چشم انداز عبارت است از بيان متقاعد کننده اي از آينده مطلوب جامعه يا سازماني که مي خواهد آن آينده را خلق نمايد».(78)

برخي از آينده پژوهان اعتقاد دارند که براي خلق يک چشم انداز بايد از 5 مرحله عبور کنيم:

  • شناسايي موضوعات و مسائل
  • بررسي دستاوردهاي گذشته
  • مشخص نمودن اميدها و خواسته هاي ما از آينده
  • شناسايي اهداف قابل اندازه گيري
  • شناسايي منابع مورد نياز براي دست يابي به اين اهداف.

براي خلق چشم انداز ابتدا بايد حوادث گذشته و وضع فعلي را بازبيني کنيم و سپس به ترسيم چشم انداز آينده بپردازيم و در نهايت راه هاي ويژه رسيدن به اين آينده مطلوب را مشخص نماييم.(80)

از منظري ديگر براي تعيين آينده مطلوب مشارکت کنندگان بايد گذشته عمومي يک سازمان را مطالعه نمايند،موفقيت ها و شکست هايش را مرور کنند،ارزش ها و باورهاي زيربنايي آن را بشناسند و پس از بررسي حوادث و روندهاي موثر در حرکت به سوي آينده، چشم انداز روشن،تفصيلي و قابل فهمي براي همگان ترسيم نمايند.همه مشارکت کنندگان بايد اين چشم انداز را متعلق به خود بدانند.در مرحله بعدي اين چشم انداز آرماني و کيفي بايد به اهداف عملياتي تبديل شود و سپس برنامه تحقق اين اهداف به شکل گام هاي عملياتي تهيه گردد.در گام نهايي بايد براي اجراي برنامه عملياتي ساختارهاي لازم را فراهم نمود و اصلاحات مورد نياز را در ميانه راه اعمال کرد و در نهايت موفقيت هاي برنامه بايد به شکل همگاني منتشر گردد.(81)

روش هاي ذکر شده را مي توان پر کاربردترين فنون مطالعات آينده قلمداد نمود. علاوه براين روش هاي متعدد ديگري همچون درخت وابستگي و تحليل ريخت شناسي و... وجود دارد که مطالعه و آشنايي با آن ها خالي از لطف نخواهد بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 15:41  توسط مهزیار  | 

حجامت چیست؟ بوسیله حجامت خونهای آلوده و غیر قابل استفاده (مانند روغن سوخته وسایل نقلیه) از بدن خارج می شود. این خونها به مرور زمان در پشت و برخی دیگر از نقاط بدن جمع شده و در فرصتهای مناسب به تدریج توسط بدن خارج می شود اما عملکرد بدن در این زمینه بسیار کند است به گونه ای که به مرور زمان بر تراکم این خونهای آلوده افزوده می شود و سلامتی ما را تحت تاثیر قرار می دهد. روش حجامت: محل حجامت پشت کمر است. ابتدا بوسیله لیوان مکش مخصوص خونهای آلوده در نقطه خاصی جمع می شود و سپس توسط تیغ چند خراش سطحی ایجاد می شود. این کار هیچ دردی ندارد. سپس خونهای آلوده وارد لیوان شده و دور ریخته می شود. لیوان و تیغ حجامت استریل و یکبار مصرف می باشند. فواید حجامت: ثابت شده که حجامت برای حدود هفتاد بیماری اثرات پیشگیرانه و درمان کننده دارد. برخی از آثار درمانی و پیشگیرانه حجامت موارد زیر است: افزایش کلسترول و دی گلیسیرید خون- دیابت غیر وابسته به انسولین- اوره بالا- فشار خون غیر طبیعی «بالا یا پایین» - غلظت خون بالا- مسمومیت غذایی و دارویی- سردرد میگرنی- تنگی رگها- اعتیاد به مواد مخدر- افسردگی- سنگینی سر- اسپاسم عضلانی- رشد ناکافی و کوتاهی قد- لاغری- واریس- کمر درد- آرتروزها- آکنه و بثورات پوستی- کهیر- آفت دهان- ریزش مو - پر مویی بدن- گر گرفتن بدن- تاری دید- خواب رفتگی و بیحسی عضلات- بیماریهای تناسلی زنان- ناهنجاریهای عصبی- کم اشتهایی- کم هوشی - فراموشکاری- جوش صورت- سکته قلبی- مالیخولیا- سرماخوردگی مکرر عوارض جانبی: حجامت هیچگونه عارضه ای برای بدن ندارد. اما این افراد می بایست از حجامت خودداری نمایند: زنان باردار- افرادی که در دوران قاعدگی قرار دارند- افرادی که مشکلات انعقادی خون دارند و بیماران هیموفیلی. قبل از حجامت: قبل از حجامت معده نباید خالی باشد- بدن خسته نباشد- مایعات بدن در حد مناسب باشد- نزد افرادی حجامت نمایید که پروانه حجامت مورد تایید وزارت بهداشت را دارا باشند- قبل از حجامت یک عدد انار میل نمایید- بهترین زمان برای حجامت در هفته طبق احادیث معصومین عصر دوشنبه است- از حجامت در صبح زود و بخصوص قبل از صبحانه جدا پرهیز نمایید- بهترین زمان برای حجامت در سال اوایل بهار و پاییز است. بعد از حجامت: تا ۱۲ ساعت بعد از حجامت از مصرف لبنیات مانند شیر - خامه- کره- پنیر- بستنی-ماست- دوغ- کشک و نیز غذاهای ترش مزه خودداری نمایید- مصرف عسل بلافاصله بعد از حجامت توصیه می شود- صبح روز بعد از حجامت محل حجامت را با آب خالی و بدون ماساژ و شامپو بشویید. اسامی برخي بیماریهای درمان شده با حجامت : 1- افزایش کلسترول و تری‌گلیسرید (چربی خون بالا) 2- اوره بالای خون 3- فشار خون بالا 4- فشار خون پائین 5- غلظت خون بالا (پلی‌سایتمی) 6- سرماخوردگی‌های مکرر 7- آنمی فقر آهن 8- سرخجه 9- آبله مرغان 10- سرخک 11- زونا 12- اوریون 13- پنومونی 14- مخملک 15- آنفلوانزا 16- ایکترفیزیولوژیک 17- دیسمنوره 18- الیگومنوره 19- آمنوره 20- هایپومنوره 21- هایپرمنوره 22- سندرم پره کلماتریک 23- سندرم کلماتریک 24- کیست تخمدان 25- مسمومیت داروئی 26- مسمومیت غذائی 27- مسمومیت شیمیائی و گازهای شیمیائی 28- سردرد میگرنی 29- سردرد عصبی 30- دردهای کهنه و مزمن اندام‌ها 31- سندرم خستگی مزمن بدن 32- اسپاسم عضلانی 33- کاهش رشد و کوتاهی قد 34- لاغری 35- سیاتالژی (درد سیاتیک) 36- سندرم کانال کارپ 37- دیسکوپاتی‌ها 38- کمردرد Low back pain 39- آرتروز کتف و زانو 40- آکنه و بثورات پوستی 41- کهیر 42- اگزما 43- درماتیت تماسی 44- خارش پوستی 45- آفت دهان 46- تعریق فراوان بدن 47- گر گرفتگی بدن 48- پولیپ بینی 49- ناخنک چشم 50- اپیستاکسی مکرر 51- بلزپالزی (فلج عصب صورت) 52- PTSD 53- تصلب شرائین 54- گرفتگی عروق کرونر 55- Cheat pain (درد قفسه سینه) 56- طپش قلب، آریتمی‌های قلبی و p.v.c 57- اعتیاد داروئی 58- اعتیاد به سیگار و مواد مخدر 59- هیپرتیروئیدی 60- هیپوتیروئیدی 61- افسردگی 62- سنگینی سر 63- اختلالات رفتاری کودکان 64- آلرژی 65- آلرژی غذائی 66- آسم آلرژیک 67- آسم 68- رماتیسم 69- دندان قروچه 70- هموروئید جايگاه حجامت در طبّ سنتي و اسلامی تمامي ‌بزرگان طبّ سنتي ايران از حجامت به عنوان يكي از اركان مهم درماني ذكــر كرده ‌اند . محــــمد زكرياي رازي در كتاب "الحاوي" ، شيخ الرئيس ابوعلي سينا در كتاب " قانون در طب "، سيد اسمـاعيل جرجاني در كتاب " ذخيره خوارزمشاهي" و عقيلي خراساني در كتاب " خلاصه‌الحكمه في مجـــمع الجوامع" به شـيــــــوه گسترده ‌اي پيرامون حجامت و كاربرد آن در درمان صحبت كرده ‌اند و از حجامت براي درمان بيـــــــــماري‌هاي فراگير و مهمي ‌مانند سكته قلبي ، ماليخوليا، سردرد هاي ميگرني و بخشي از بيماري‌هاي پوستي بهره مي‌گرفته‌اند. در طبّ اسلامي ‌و منابع مذهبي نيز توصيه‌هاي فراواني به‌ انجام حجامت شده ‌است. رسول اكرم (صلي االله عليه و آله و سلم ) و ائمه‌اطهارعليهم السلام خود حجامت مي‌كرده ‌اند و روش انجام آن را بيان فرموده‌اند و ويژگي‌‌هاي درماني آن را برشمرده ‌اند. در اين زمينه بيش از پانصد روايت مطرح است كه در كتاب «حجامت از ديدگاه ‌اسلام» جمع آوري شده‌ است. يكي از مهمترين رواياتي كه در زمينه حجامت در منابع معتبر روايي ذكر شده و در ذيــــل آيه یک ســــوره‌ مباركه اسري در تفسير الميزان و برخي از تفاسير ديگر آمده ‌است، حديث زير مي‌باشد: حضرت رسول اكرم(صلي االله عليه و آله و سلم) مي‌فرمايند: "در شب معراج ، وقتي كه به آسمان هفتم صعود كردم ، بر هيچ ملكي از ملائك گذر نكردم مگر اينكه گفتند يا محمد حجامت كن و امتت را به حجامت كردن امر بفرما." ( 11 ) با يك چنين نگاه وسيع و عمـــيق و روش درماني همه سونگـر است كه " علــــم طـــب در كنــــــــار علم ديـــــن " قرار مي گيرد كه ( العلم علمان علم الابدان و علم الاديان) و مي داند كه خداوند اول طبيب است و آنگاه پيامبران و خاتم شان رسول گرامي اسلام (ص) منتظر نمي ماند كه جامعه بيمار شود و دســت نياز به ســـوي او دراز كنـــد ، قبل از بروز بيماري اقدام به پيشگيري دردهاي جامعه مي كند. با تعليم خداوندي انسان را مي شناسد و كليه عوامل حاكـــم و مؤثـــر بر او را مي دانــد. لذا برخي از دستــــوراتش از جمله توصيه هاي طبي براي همه انسانها و همه زمانهاست. بعضي از دستوراتــش براي سني خاص يا جنس خاص يا فرد خاص يا فصــــل خاص صادر مي شود. تمامي بزرگان طب سنتي ايران ازحجامت به عنوان يكي از اركان مهم درماني ذكر كرده اند . محمد زكرياي رازي در كتاب الحاوي ، شيخ الرئیس ابوعلي سينا در كتاب قانون در طب ، سيد اسماعيل جرجاني دركتاب ذخيره خوارزمشاهي ، عقيلي خراساني دركتاب خلاصه الحكمه في مجمع الجوامع و بسیاری دیگر از مشاهیر پزشکی طب سنتی و اسلامی به شيوه گسترده اي پيرامون حجامت و كاربرد آن دردرمان امراض صحبت كرده اند و از حجامت براي درمان بيماريهاي فراگير و مهمي مانند " سكته قلبي ، ماليخوليا ، سردردهاي ميگرني و بخشي از بيمايهاي پوستي " بهره مي گرفته اند . در طب اسلامي و منابع مذهبي نيز توصيه هاي فراواني به انجام حجامت شده است. رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار(ع) خود حجامت مي كرده اند و روش انجام آن را بيان فرموده اند وويژگيهاي درماني آن را برشمرده اند. پيامبرخدا (ص): اگر خون درونتان به جوش مي آيد ، حجامت كنيد ، چرا كه خون ، گاه ممكن است دردرون شخص ، طغيان كند و وي را بكشد .(1) پيامبر خدا (ص) فرموده : درد، سه چيز است و درمان نيز سه چيز . اما درد ، عبارت است از : خون ، تلخه و بلغم . درمان خون ، حجامت است ، درمان بلغم ، حمام است ، و داروي تلخه نيز راه رفتن .(1) . امام حسن عسكري (ع)فرموده : پس از انجام حجامت ، انار بخور ، اناري شيرين ؛ چرا كه خون را فرو مي نشاند و خون را فرو مي نشاند و خون را در درون ، تصفيه مي كند(1) . امام صادق ( ع ) فرموده : بهترین چیزی که با آن به مداوا می پردازید ، حجامت کردن ، دوا را بر بینی ریختن ، حمام نمودن و حقنه کردن ( وارد کردن داروی مایع از طریق رکتوم ) است . پیامبر ( ص ) فرموده : هر وقت خون یکی از شماها به جوش آمد ، حجامت کند ، که او را نمی کشد . سپس فرمود : کسی از اهل بیت خودم را نمی بینم که در آن اشکالی ببیند . حضرت علی (ع) فرموده : همانا حجامت بدن را سالم و عقل را استوار می نماید. (2) پیامبر خدا (ص) فرموده : اگر در چیزی شفا باشد ، در تیغ حجام و در خوردن عسل است . ( 2) امام رضا ( ع ) فرموده : باید حجامت کردن بعد از خوردن غذا صورت گیرد ، چونکه وقتی انسان سیر شد ، سپس حجامت کرد ، خون جمع شده و بیماری خارج می گردد و اگر با شکم گرسنه کسی حجامت کند ، خون خارج می شود ولی بیماری ( در بدن ) باقی می ماند. (2) امام صادق (ع ) فرموده : حجامت کردن در سر موجب شفاء و بهبودی هفت بیماری است : جنون ، خوره ( جذام ) ، پیسی ( کک و سفیدی در بدن )، خواب آلودگی ، درد دندان ، ضعف بینائی و سر درد شدید . ( 3 ) پیامبر ( ص ) فرموده : در حجامت کردن شفاء و بهبودی از بیماری است . ( 4 ) امام صادق (ع ) فرمود : پیامبر خدا (ص) سه گونه حجامت می کرد : یکی حجامت در سر که آنرا " متقـدمه " می نامید ، و یکی بین دو کتف که آنرا " نافعه " می نامید و یکی بین دو کفــل ( ســــرین ) و بالای ران که آنــــرا " مغیثه " می نامید. ( 5 ) امام حسن عسگری ( ع ) فرموده : بعد از حجامت ، انار شریرین بخور که ( جریان ) خون را آرام و آنرا تصویه می کند. ( 6 ) رسول خدا (ص) فرموده : وقتی خون به هیجان آمد ، حجامت کنید ، چون خون وقتی به تردد و هیجان آمد ، صاحبش را می کشد. ( 8 ) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود كه حجامت را در آخر روز بجا آوريد. از حضرت امام على نقى (عليه السلام) منقول است كه: انار شيرين بعد از حجامت ، خون را ساكن مى كند، خون اندرون را صاف مى كند. امام رضا علیه السلام براى حجامت دعاى خاصى ذكر فرموده‏اند. این مطلب اهمیت همراهى درمان روحى و دعا درمانى با درمان‏هاى جسمى در طبّ اسلامى را اثبات مى‏كند. متن دعا چنین است : وقتى خواستى حجامت كنى، چهار زانو جلوى حجّام بنشین و بگو: " اَعوذ بِالّلهِ الكَریم فى حِجامَتى مِنَ العَین فِى الدَّم وَ مِن كُلّ سوءِ وَ الاَعلالِ وَ الاَسقام وَ الاَوجاع وَ الاَمراض وَ اَسئَلُكَ العافِیةَ وَ المُعافاة وَ الشِّفاءِ مِن كُلّ داء.» ( 9 ) یعنى: « در حجامت خود به خداوند كریم پناه مى‏برم از خونریزى و از هر ناراحتی ، علت ، سختى‏ و درد و مرضی و (خداوندا) از تو عافیت و اسباب عافیت و شفاى از هر بیمارى‏ را طلب مى‏كنم.» از مجموعه‏ى احادیث و روایات برمى‏آید كه حجامت باید در زمان سیرى انجام شود و انجام آن به هنگام گرسنگى مضرّ است.در این رابطه از امام صادق‏علیه السلام روایت شده كه: « حجامت بعد از غذا خوردن باعث دفع عرق شده و قوّت ‏بخش بدن است.» همچنین ایشان فرموده اند : « از حجامت در حال گرسنگى بپرهیزید.» نیز فرموده: « بعد از خوردن طعام ، با حجامت خون جمع مى‏شود و بیمارى دفع مى‏گردد. اما اگر قبل از خوردن غذا حجامت انجام شود، خون دفع می شود، ولى بیمارى در بدن مى‏ماند.» امام رضا علیه السلام در رساله‏ى ذهبیّه، فرمایش مفصّلى در مورد خوراك بعد از حجامت دارند كه قسمتى از آن را در اینجا مى‏آوریم: « پس از استحمام باید موضع فصد و حجامت را به وسیله‏ى پارچه‏ى كركى یا ابریشمى یا دستمال نخى كه لطیف و نرم باشد، بپوشانید. بعد یك حبه از تِریاق اكبر (نام یك داروى قدیم) به اندازه‏ى ماش میل كنید. پس از حجامت و فصد، آب میوه بنوشید و اگر میوه نیست، شربت بالنگ مصرف كنید و در جایى كه این امكانات وجود ندارد، بالنگ را زیر دندان بگیرید و روى آن جرعه‏اى آب نیم ‏گرم بنوشید. اما در فصل سرما باید سكنجبین عسلى استفاده شود كه این شربت شما را از بیمارى‏هاى خطرناك لقوه، برص، بهق و جذام به اراده‏ى خداوند ایمن خواهد داشت. امام رضا (ع): سفارش مى‏كنم كه پس از حجامت یا فصد، آب انار را با مكیدن آن بنوشید. مكیدن آب انار خون را زنده و تن را با نشاط خواهد ساخت. پس از حجامت و فصد ، از خوردن غذاهاى نمك‏دار تا مدت 3 ساعت بپرهیزید، چون اگر این پرهیز مراعات نشود، بعید نیست كه انسان به بیمارى جرب دچار شود. امام حسن عسكرى‏ علیه السلام مى‏فرماید : « بعد از حجامت انار شیرین میل كنید، چون انار خون را آرام مى‏كند و آن را در مسیر خود صاف مى‏گرداند.» پيامبر اكرم (ص) : جبرئيل چندان مرا به انجام حجامت دعوت كرد كه پنداشتم گويي حجامت واجب است. ( 14 ) مکانیسم حجامت در بدن حجامت در واقع اعمال يك استرس فوري است به سيستم ساكن دفاع عمومي بدن تا آن را برعليه كليه عوامل دروني و بيروني هشيار و فعال نمايد. حجامت با توجه به روش مورد انجام ومحلي كه انجام مي گيرد ، مي توانـــد چون نيشترزدن، عوامل عفوني درد آور و مخرب را از بدن خارج نمايد. حجامت درزيرگردن وجايگاه معين ميان دو كتف قادر است عوامل اصلي لخته شدن خون و فاكتورهاي انعقادي عامل در سكته هاي مغزي وقلـــــــبي را از سيستم خارج نمايد . زيراخون پراكسيژن خارج شده از ريه ها در اثر حالت تلمبه اي قلب و ريه ها كه ايجاد فـشار منفي در قفسه سينه مي كند وعمل مكش و دمش (دميدن) را سامان مي بخشد ، خون حاوي قطرات ريز چربـــي و لخته هاي مستعد كوچكي راكه ميل به هم پيوستگي در آنها زياد است را به عضلات پشت (نزديكترين مســــــــــير عروقي) پمپ مي نمايد و حجامت در محل مذكور آنها را به دام انداخته از بدن خارج مي نمايد . زيرا عوامـــــــل تشكيل لخته هاي مخاطره آميز از اين گلوگاه بسوي ساير نقاط بدن روانه مي شود و حجامت آنجا را پاك مي كنـــد. کاربرد حجامت در بیماریهای مختلف در منابع طب اسلامي ‌و طبّ سنتي ، حجامت به عنوان يكي از اركان مهم درمان ذكر گرديده ‌است و بيماري‌هاي گوناگون را درمان مي‌كند و به صورت اختصاصي در منابع طبّ اسلامي ‌به شكل پيشگيرانه درمان بسیاری از بيماري‌ها شمرده شده ‌است. موسسه تحقيقات حجامت ايران و شعب مختلف آن طي پژوهش‌هاي مستمر بر روي بيش از پانصد هزار بيمار، تعداد 70 نوع بيماري را درمان نموده‌اند كه تعدادي از آنها به قرار زير مي‌باشد: افزايش كلسترول و تري گليسيريد، ديابت غير وابسته به ‌انسولين، اوره بالا، فشــــار خون بالا و فشار خون پايين، غلظت خون بالا، سرما‌خوردگي مكرّر، آنمي‌(كم خوني)، سرخجه، آبله مرغان، سرخك، زونا، ايكتر فيزيولوژيك نوزادان، پروستاتيت، ديسمنوره ، اليگومنوره، آمنوره، هيپومنوره، هيرسوتيسم ( پُرمويي)، برخي از انواع ناباروري زنان، كيست تخمدان، فيبروم رحمي، ويار حاملگي، مسموميت غذايي و دارويي، سردرد ميگرني، تصلب شرايين، اعتياد به مواد مخدر، هيپرتيروئيدي، هيپوتيروئيدي، هموروئيد، افسردگي، سنگيني سر، اسپاسم عضلاني، كاهش رشد و كوتاهي قد، لاغري، واريس، كمر درد، آرتروزها، آكنه و بثورات پوستي، كهير، آفت دهان، ريزش مو، گُرگرفتن بدن، اپيستاكسي مكرّر. ( 11 ) مطالعه تحقيقي ديگر نشان مي دهد كه حجامت موجب افزايش نوروترانسميتر سروتونين در مغز مي شود و مي دانيم كه كاهش سروتونين يكي از اتيولوژي هاي اساسي ايجاد دپرسيون و اختلالات رفتاري مانند تهاجم و پرخاشگري است و اين يافته باليني را در بيماران پس از حجامت به فراواني مي توان ديد كه بصورت كاهش حالات افسردگي و افزايش آرامش رفتاري و تعادل كاركردهاي عصبي مغزي بيان مي شود. ( 13 ) حجامت با خارج كردن ذرات چربي كه در فرآيند اكسيژنه شدن خون همچنان درمويرگهاي عضلات پشـت تنه گير كرده و پشت سر هم صف كشيده اند و انتقــال كند وتدريجي آنها به عروق گشـــادتر ومســيرهاي بازتـــر، مي تواند به رسوب وايجاد سده ( انسداد عروق مثلا CAD يا آمبولي ) مخاطره آميز پايان دهد و با ايجاد تله هاي گشاد عروقي در موضع (بدليل بادكشهاي ناحيه واطراف آن)وايجاد فشار منفي وحالت مكنده دراين تله ها مدتهــــا اين ذرات چربي رااز جريان عادي خويش باز دارد . حجامت خارج كننده صفراست وآرامش رابه انسان ارزانــي مي دارد . حجامت يك شوك عصبي موثر دربيماران روحي و رواني وافسردگی است و آغاز چالش هاي رواني را به بيمار القاء مي كند . حجامت كاهش دهنده فشار خون است و بمقدار زيادي از استعداد سكته هاي آني دربيماران مي كاهد(مثل خونريزي از بيني در بيماران فشارخوني). حجامت فاكتورهاي آلرژي (عوامل حســــــــاسيت زاي) دروني و بيروني كساني را كه كهير دارند يا كم كاري كبد داشته و به حساسيت هاي متعددي گرفتارند را از مسير مخرب وآزار دهنده بيمار به مسيري فرعي منحرف مي نمايد وايمني شخص را تجهيز مي كند و فرصت سامــــان دهي به سيستم دفاعي مي بخشد. حجامت درترك اعتياد موثر بوده هشدارهاي خود باوري واعتماد به نفــس را كه اولين ومهمترين فاكتور در ترك اعتياد تلقي مي شود صادر مي نمايد وسموم خون را تخليه مي كند. حجامت بلغم وسوداي پخته شده را كه قبلا" سست وقابل انتقال شده است ، همچون صفرا مي مكد و از غلظت و حدت آنهــــــا مي كاهد. حجامت باز كننده انسدادهايي است كه به آمنوره زنان انجاميده و با باز كردن مسيرهاي عروقي ، انتقال موضعي مواد ماليدني مثل كرم ها و لوسيون ها و پمادها را ازيك سو روي پوست وانتقال خونـــــي مواد دارويي خوراكي را از درون از سوي ديگر تسهيل ميكند. حجامت به سرعت تيرگي ديد را در بيماران ديابتي و فشارخوني كاهش مي دهد و با آثار شفابخش متعددش در بيماران با تيرگي شعور مقدمات هشياري را فراهم مينمايد. حجامت خارج كننده لخته هاي گرفتار در پيچ وخم عروق واريكوز ساقين وساير اندامهاست. حجامت دنيايي اســــت كه در پشت سرمان بوده و از اينكه گوشه چشمي بدان داشته باشيم ، غافل بوديم واكنون همت كرده ايم وتازه از درب آن وارد شده ايم و اين همه را ديده ولمس كرده ايم ومثل آن به (( آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم )) مي مانــد . (11) حجامت یک عمل لازم برای بدن انسان می باشد. پس وقتی که برای این کار تصمیم گرفته می شـــود ، لازم است از 12 تا 15 هر ماه برای عمل حجامت انتخاب شود. چون این ایام از لحاظ اینکه قمر به دوران تکامل بدری خود می رسد ، برای خون گرفتن صالح تر و مناسب می باشد. ولی اگر ماه به ایام آخرش برسد ، حجامت مناسـب نخواهد بود ، مگر اینکه مقتضیات مزاجی آدمی ناگهان عمل حجامت را ایجاب کند که در این صـورت مانــــــــعی نخواهد داشت . اما آنچه که مسلم می باشد ، این است که دوران تکامل ماه برای حجامت وقت مناسبی است ، چون در آن روزهای ابتدا و انتها ( که قمر در حال تکامل می باشد ) جریان خون آرامش ندارد . زیرا هر چقـدر قرص ماه بسوی کمال می رود ، خون در بدن انسان پر جوش و خروش می شود . همچنین بهتر است در انجام حـجامت سنین زندگانی آدمها رعایت شود . مثلا" یک جوان بیست ســــــاله می تواند در هر بیست روز یکبار حجامت کند . سی ساله ها هر سی روز می توانند حجامت را تکرار کنـــــند و چهل ساله ها در هر چهل روز یک مرتبه و بقیه سنین به همین منوال رعایت گردد . حجامت " نقره " ، " نقره ، حفره کوچکی است که در منتها الیه ستون فقرات در پشت گردن قرار دارد ، فاصله این حفره با ســــــتون فقرات چهار انگشـــــت است " برای سنگیـــنی سر نافع اســت و هم چنــــین حجامت " اخدعین " ، " آن دو رگ را گویند که در پشت گردن به چپ و راست کشیده شده اند " ناراحتی های چشم و صورت را بر طرف می کند و به جریان خون در عضلات و عروق سر حالت عادی می بخشد. ( 7 ) جنبه های علمی حجامت از نظر طب جاری تلاش علمي ‌براي توجيه حجامت در جهان شروع شده‌ است و تاليفاتي نيز در اين زمينه منتشر گرديده‌است. كتاب «حجامت يك روش درماني آزموده شده‌ » حاصل پژوهشي است كه ‌آقاي دكتر « يوهان آبله » در كشـــــور آلمان انجام داده ‌است. كتاب (Cupping Therapy)حاصل مطالعات آقاي دكتر " Ilkay Chirali" است كه در كشور آمريكا انجام شده ‌است. مركز تحقيقات طب در ايالت نيويورك نيز مشغول فعاليت پيرامون حجامت است در كشور چين پيرامون مكانيسم اثر و كاربرد حجامت گرم و خشك مطالعاتي صورت گرفته ‌است. در كــــــشور مصر پزشكان متخصص ، تحقيقاتي را پيرامون اثر حجامت بر بيماري‌هاي گوناگون منتشر ساخته ‌اند . جمعي از پزشكان سوريه تحقيقاتي را پيرامون حجامت شروع كرده و گزارش اول آنان در كتاب « دواء العجيب » منتشر گرديده‌است. در دانشگاه شهيد بهشتي ايران هم در طی سالهاي 71 و 72 چند طرح پژوهشي پيرامـــــــون حجامـت اجرا گرديده‌است . از جمله " مقايسه خون وريد و خون حجامت از نظر فاكتورهاي بيوشيميايي"، " بررسي تاثير حجامت بر بيماري‌هاي عصبي و سردرد هاي ميگرني ". " بررسي اثر حجامت بر سروتونين خون " نيز پژوهش ديگري است كه در دانشگاه تهران انجام یافته و گزارش اوليه آن در پنجمين كنفرانس بين المللي طّب اسلامي ‌در هندوستان در سال 1999 ارائه گرديده ‌است. " بررسي نقش حجامت بر سيستم ايمـــــني " مطالعه‌اي اســـت كه در موسسه تحقيقات حجامت ايران صورت گرفته ‌است و همچنين " مطالعه نقش حجامت بر تنظيم كلسترول خون" تحقيق ديگري است كه در سال 1381 در موسسه ‌انجام گرفته‌ است. در دانشگاه‌هاي كشورمان ، موضوعات متعددي به صورت پايان نامه دكترا تدوين شده ‌است. پزشكان و محققان عضو موسسه تحقيقات حجامت ايران نيز در تيم‌هاي گوناگون پژوهشي سازماندهي شده ، درمان بيماري‌هاي مختلف را با روش حجامت مورد تحقيق قرار داده ‌اند و در اين زمينه ‌اطلاعات ارزشمندي را به دست آورده‌اند، گزارش اوليه ‌اين تحقيقات در بيش از 40 مقاله تدوين و در موسسه قابل ارائه مي‌باشد .( 11 ) امروزه واقعيت طب سنتي و بومي در دنيا برابر گزارش (WHO) اجتناب ناپذير است و همه دولتها موظف شده اند كه به امر آموزش و گسترش طب سنتي خود اقدام كنند.( 12 ) تحقیقات جدید در خصوص حجامت در آلمان آقای یوهان آبل (JOHANN ABELE ) پزشك آلمانی در كتاب خود با عنوان " حجامت شیوه ی درمان آزمون شده " كه در سال 1997 چاپ شده، در مورد حجامت می گوید: "من اعتقاد راسخ دارم كه نه تنها امروز بلكه برای همیشه،‌ امر حجامت را در درمان بیماری ها نباید نادیده گرفت. حجامت پدیده ای است كه در خود تنظیمی كردن عملكرد بدن انسان دخالت دارد. امری كه هرگز با روش های دیگر نمی توان آن را جایگزین كرد... مطالعات ما نشان می دهد كه در آلمان می توان 75 درصد بیماری ها را با شیوه های درمان طبیعی از جمله حجامت مداوا كرد " . وی در كتاب خود از بیمارانی نام می برد كه تنها با یك بار حجامت ، بیماری چندین ساله شان بهبود یافته است و می افزاید: " جان كلام اینكه چگونه می توان شیوه ی درمانی حجامت را به دلیل اینکه متعلق به دوران قرون وسطی است، نادیده گرفت و از كاربرد آن صرف نظر كرد؟ در صورتی که می تواند در كوتاه ترین زمان ممکن، بدون ایجاد عوارض جانبی و هزینه گران و وقت گیر ، باعث بهبود بیماری در یك مرحله شود " . وی ضمن مقایسه حجامت با سایر روش های درمانی اظهار می دارد : " پزشكی كه با اثرات و كاربرد بادكش و حجامت در درمان بیماری های گوناگون آشناست، در برخورد با هر نوع بیماری بدون تردید،‌ ابتدا در اندیشه ی انجام حجامت است و بعد درمان های دیگر، زیرا در شرایط امروزی و با تعدد مراجعات، عملا" ثابت شده كه بادكش و حجامت آسان ترین و سریع ترین روش درمان است. " نقش حجامت در درمان عوارض جانبازان شیمیایی آقای دكتر كدیور فوق تخصص جراحی قلب و عروق می گوید : "خود من موقع جنگ ایران و عراق در سال 1363 در مجروحین عزیز شیمیایی شده با گاز خردل و ادم حاد ریوی و تورم شدید نسوج اندام مختلف، عمل حجامت را توام با انداختن زالو به اندام های مبتلا به كار بردم و نتیجه موفقیت آمیز بود. در جنگ ویتنام نیز عمل حجامت در مجروحین و مبتلایان به ادم حاد ریوی حاصل از DIOXINS (عامل نارنجی ) نجات بخش بوده است." ( 10 ) بيماران جهت انجام حجامت بايد به چه‌ اشخاص يا مراكزي مراجعه كنند؟ حجامت يك روش درمانی پيچيده و داراي ظرافت‌هاي گوناگون مي‌باشد كه تجويز و اجراي آن بايــــــد زير نظر پزشكان آموزش ديده و آشنا به مباني طبّ سنتي و طبّ اسلامي ‌صورت پذیرد. اين پزشكان همچـــــــــنين بايـد پروانه حجامت مورد تاييد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي را دارا باشند و در دوره‌هاي باز‌آمــــــــوزي مرتبط با موضوع حجامت نيز به صورت دائم شركت نمايند تا از يافته‌هاي علمي‌جديد حجامت بهره ‌منـد گردند‌.هم اكنون 1600 پزشك عمومي و متخصص آموزش ديده با پروانه ي حجامت كه توسـط وزارت بهداشــــــت ، درمان و آموزش پزشکی تأييـــــــد شده است، در سراسر كشور فعاليت مي كنند كه اگر هر كدام حداقل روزانه 10 نفر را حجامت كنند، در سال بيش از 4 ميليــــون نفر را حجــــــامت مي كنند. جالب اين كه بسياري از بيماران و مراجعه كننــــدگان قبل از حجامت، در بالاتـــرين سطوح تخصصي ويزيت شده اند و سپس به حجامت روي آورده اند. فقط تعداد پزشكاني كه حجامت شــــــدند و در مؤســــسه پرونده دارند 5 هزار نفر هستند. به علاوه پزشكان بسياري هم اهل حجامت شدن هستند كه تشكيل پرونده نداده اند. ( 15 ) آيا استفاده ‌از فوايد حجامت تنها براي درمان بيماري‌هاست ؟ بيشترين كاربرد انواع حجامت در بُعد پيشگيري از بيماري ‌هاست و با مكانيسم‌هاي مختلفي از جمله تنظيم سيستم ايمني، تنظيم تركيبات بيوشيمي ‌و هورموني خون و تنظيم سيستم اعصاب خودكار بدن (سمپاتيك و پاراسمپاتيك) موجب پيشگيري از بيماري‌ها مي‌گردد و بدين ترتيب كاربرد حجامت بيشتر در بُعد پيشگيري است و جزو بهداشت پيشگيري طبّ اسلامي ‌محسوب مي‌شود. ( 11 ) مزایای حجامت نسبت به ساير روشهاي درماني متداول درمجموع حجامت يك روش درماني بدون عوارض جانبي است و اگر به صورت تخصصي از آن استفاده شود ، برتري هاي فراوني نسبت به روشهاي درماني جاري مانند مصرف داروهاي شيميايي و جراحي دارد. مزيت هاي درمان با حجامت مي توان بطورخلاصه بدين شرح بيان كرد: 1 - حجامت يك روش درماني بدون عوارض جانبي است. 2 - حجامت براي كليه سنين كاربرد دارد . 3 - حجامت با حداقل توان فني و تجهيزات اجرايي مي‌تواند بيماري‌هاي سخت و مزمن را درمان كند. 4 - حجامت هيچ ‌گونه وابستگي فني، علمي ‌و ابزاري به خارج از كشور ندارد. 5 - در حجامت فاكتورهاي مداخله‌گر وجود ندارد و يك رفتار كامل ، موجب درمان مي‌شود. 6 - حجامت چون يك دستور ديني است، توان جلب تاثيرات رواني (سايكوتيك) در آن بالاست و از اين طــــــريق علاوه بر افزايش سطح درمان‌پذيري، موجب تقويت فرهنگ و اعتقادات مذهبي و ارتباط انسان به خداوند تبارك و تعالي مي‌شود. ( 11 ) توصیه های بعد از انجام حجامت 1 - تا ۲۴ساعت بعد از حجامت ، مصرف سيگار ، انجام کارهای سنگين ، مقاربت جنسی ، مصرف ماهی و غذاهای شور ممنوع می باشد. 2- پس از حجامت نيز توصيه می شود يک ليوان شربت عسل يا يک عدد انار و يا يک عدد ماءالشعير ليمويی ميل شود. 3- تاثيرات درمانی حجامت معمولا از جلسه دوم درمان شروع می شود ، از اينرو بايستی عجله نکنيد و نگران نباشيد و تا پايان دوره درمانی از هر گونه قضاوت نمودن پرهيز نمائيد. 4- صبح روز بعد از حجامت می توانيد استحمام نمائيد ( اما موضع حجامت را فقط با آب خالی بشوئيد و ليف و صابون نزنيد.) 5- در صورت انجام حجامت توسط پزشکان مورد تائید وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی ، نباید نگران بيماری مسری و خطرناک ( ايدز و هپاتيت و ...) باشید ، زيرا تمام وسايل حجامت (تيغ بيستوری - ليوان حجامت - گاز استريل و ...) يکبار مصرف می باشند .( 16 ) امید است با شناخت بیش از پیش توصیه های بهداشتی و درمانی دین مبین اسلام بویژه معصومین (ع) و سایر دانشمندان طب اسلامی و سنتی ، در احیاء و حفظ این میراث گرانبها کوشا بوده و با انجام مطالعات و تحقیقات لازم در خصوص دیدگاههای این بزرگواران و بهره مندی از منویات ارزشمند ایشان در زمینه طب ، تنی سالم و تندرست داشته باشیم. والسلام علکیم و رحمه ا... و برکاته منابع : 1 – طب الائمه ، عبدالله بن بسطام و حسین بن بسطام ، مترجم جابر رضوانی ، قم : نورالزهرا (ع) ، 1385 2 – بحار ، ج 59 ، ص 114 3 – بحار ، ج 59 ، ص 126 4 – بحار ، ج 59 ، ص 135 5 – بحار ، ج 62 ، ص 120 6 – بحار ، ج 62 ، ص 123 7 – نسخه های شفا بخش ( بهداشت و درمان از دیدگاه معصومین (ع) ، حیدری نراقی ، علی محمد ، قم : میثم تمار ، 1386 8 – دور نمایی از دایره المعارف طب اسلامی ، نورانی ، مصطفی ، گنج معرفت ، قم : 1386 9 - بحار، ج 62 ص174

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:58  توسط مهزیار  | 

بهترین راه موفقیت

از همه دوستانی که الان این مطالب را می خوانند تقاضا دارم با دوستان خود مهربان باشند.هیچوقت در صدد اذیت وآزار دیگران نباشند وهمه مردم را دوست بدارندزیرا شاعر می فرماید:

تا توانی دلی به دست آور.....................که دل شکستن هنر نمی باشد

 

همیشه در کارتان خداوند متعال واهل بیت علیهم السلام را در نظر بگیرید.فقط همین.فقط به این طریق می توانید موفق شوید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:51  توسط مهزیار  | 

آسیب شناسی تأثیر قومیت گرایی بر امنیت ملی
نویسنده : دکترمصطفی نوری پیرعلی

 

 

 امروزه انگیزه تحرک قومیتها جدی است. دشمن مشغول تحریکات است. دشمن را نباید دست کم گرفت. مراقب باشید. این از جمله چیزهای بسیار مهم است. احساس می شود دستهایی در جریان هستند برای اینکه زمام این کار را از دست دولت خارج کنند. »مقام معظم رهبری«

 

مقدمه

 بررسی چالش های امنیتی و ارائه راهبردهای مناسب برای مقابله با آن، به همان اندازه که ضرورتش قطعی و انجام آن لازم است، کاری دشوار و دست یابی به آن مشکل می باشد. جمهوری اسلامی ایران به دلایل موقعیت ژئوپلیتکی و ماهیت نظام سیاسی در طول حیات خود همواره با تهدیدات خارجی وداخلی مواجهه بوده است. حضرت امام(ره) می فرمایند »حفظ حکومت اسلامی از اوجب واجبات است« در شرایط کنونی حفظ استقلال، تمامیت ارضی ونظام سیاسی حاکم باحفظ حکومت اسلامی هم عرض شده است.

 بنابراین بررسی تهدیدات امنیت ملی و ارائه راهکار مناسب برای مقابله با چنین تهدیداتی علاوه بریک وظیفه ملی، یک وظیفه انسانی بلکه به عنوان تکلیف الهی است. آنجا که ایران کشوری بااقوام مختلف است، پس ازلشکرکشی آمریکا به منطقه، قومیتهای ایران برای بحران آفرینی داخلی درکانون توجه نیروهای بیگانه قرار گرفته اند. در این برهه اززمان سوالات اساسی که می تواندراهگشا باشد این است که چرا مدیریت مسائل اقوام مهم است؟ و چرا باید موضوع قومیت در کشوربا حساسیت موردتوجه قرارگیرد؟ و فلسفه طرح چنین موضوعاتی درقالب فراخوانها چیست؟

 

 دراین مقاله سعی شده ازبعد نظری وعملی (کاربردی) قومیت درجمهوری اسلامی ایران در راستای سوالات مطرح شده مورد بررسی قرارگیرد.

 

1. مفاهیم

 1 - 1. مفهوم قومیت

 از مفهوم قومیت و امنیت ملی، همانند سایر واژه های علوم، انسانی تعریف جامعی که همه بر آن اتفاق نظر داشته باشند، ارائه نشده است. در اینجا دو تعریف از مشهورترین آنها را می آوریم:

 به نظر »مک لین« قومیت، »چگونگی تعلق به یک گروه قومی است. قومیت شامل آگاهی نسبت به ریشه های تاریخی و سنتهای مشترک است« و یا برخورداری گروه از ریشه جغرافیایی، زبانی، مذاهب و الگوهای سکونت مشترک، برخورداری از ملاحظات سیاسی مشابه به ویژه در رابطه با سرزمین و نهادهای سیاسی و برخورداری از نوعی احساس تمایز و متفاوت بودن از دیگران می باشد.(طرح و بررسی استراتژیک، 1379، ص 7 و 9)

 2 - 1. امنیت ملی

 امنیت ملی شامل تعقیب روانی و مادی ایمنی است و اصولا جزء مسئولیتهای حکومتهای ملی است تا از تهدیدات مستقیم ناشی ازخارج نسبت به بقای رژیمها، نظام شهروندی و شیوه زندگی شهروندان خود ممانعت به عمل آورند. امنیت ملی در بعد عینی به فقدان(ماندل، 1380، ص 25)

 تهدیدها نسبت به ارزش ها و در بعد ذهنی به فقدان ترس از اینکه چنین ارزشها مورد تهدید واقع شوند می پردازد و آنها را می سنجد.(روشندل، 1374، ص 12)

 

2. تأثیر متغیر قومیت بر امنیت ملی

 با عنایت به رویکرد نرم افزاری به امنیت ملی، مسئله یکپارچگی زیرساخت اجتماعی نظام مدیریت امنیتی را تشکیل می دهد. ضعف یا ناکامی کشورها در یکپارچه سازی و نه یکسان سازی گروههای اجتماعی گوناگون و تبدیل آنها به نیروی سیاسی اجتماعی متحد، تهدیدات جدید امنیتی را به همراه آورده است و زیرساختهای کلان سیاسی را چند پاره ساخته و به تضعیف توان سیاست سازی و قابلیت پاسخگویی نظام سیاسی می انجامد. مسئله چندپارچگی و تشتت بنیادهای اجتماعی و مشکلات موجود فراروی فرآیند ملت سازی در جهان سوم، متغیر یکپارچگی و تکوین جنبش های قومی را از اهمیت اساسی برخوردار کرده است.(فکوهی، 1380، ص 17)

 متغیر انسجام اجتماعی، سیاسی از جمله در گروههای قومی از نظر امنیت ملی حائز اهمیت است. و اگر درجه هویت سازی ملی منسجم و حضور یا فقدان هویت های رقیب خرده ملی را از شاخصهای قوت و ضعف یک کشور محسوب کنیم، کشورها را می توان به دو دسته قوی و ضعیف تقسیم کرد. کشورهای قوی از انسجام اجتماعی، سیاسی قابل توجهی برخوردار هستند و از فرآیند ملت سازی با موفقیت عبور کرده اند. اما کشورهای ضعیف در فرآیند ملت سازی با ناکامی مواجهند.

 در کشورهای مختلف، چندپارگی و تشتت و تبدیل یک دولت - ملت به گروههای قومی متعدد، ابعاد جدیدی رابه مسئله امنیت ملی در جهان سوم می افزاید. شاید ناکام ترین موارد قابل لمس در کشورهای در حال توسعه، ایجاد یک حس مشترک عمومی درباره ارزشها و علائق ملی باشد. و طبیعتا ارزشهای گروههای غالب به صورت فعالیتهای سیاسی آشکار بروز می کند، مثل جنبشهای تجزیه طلب، که این موارد هسته اصلی ناامنی داخلی را تشکیل می دهد. (ایوبی، 1377: 23)

 هر چه یک دولت - ملت منسجم تر و یکپارچه تر باشد، وضعیت امنیتی آن ثبات بیشتری دارد و در مقابل، دولت، ملت نامنسجم، زمینه بالقوه مناسبی برای رفتارها و رخدادهای ضدامنیتی محسوب می شود. لذا در جوامع ضعیف و پاره و پاره، احتمال واگرایی و مرکز گریزی گروههای فروملی قابل ملاحظه است، قومیت در ارزیابی امنیت ملی متغیری مهم محسوب می شود.

 برخی از عوامل چون درجه پایین انسجام و یکپارچگی اجتماعی (ضعف دولت)، ساختار غیر مشارکتی و توزیع قدرت سیاسی، رفتارهای سیاسی تجزیه طلبانه، کاهش امنیت داخلی افزایش حمایتگری خارجی، رابطه مرکز و پیرامون ناهمسانی در علائق و ارزشهای مشترک در تشدید تمایلات قومی، قومیت به مثابه متغیر امنیت ملی موثرند.

 

3. ضرورت رویکرد به قومیت

 مفهوم قومیت در دهه 1960 میلادی به دنبال شکل گیری دولتهای ملی در کشورهای مستعمره سابق، در نتیجه کاهش قدرت نظامی اروپای غربی پس از جنگ دوم جهانی ظاهر شد، امّا نخستین بار و در سال 1952 توسط الفرز سوری، جمعیت شناس فرانسوی مفهوم قومیت و قوم گرا در مقابل مفهوم ملیت قرار گرفت. این پدیده اجتماعی سیاسی به گونه های مختلف تعریف شده است و از مشخصه هایی همچون نام مشترک، سرزمین و زبان مشترک، فضاهای مشترک زیستی، رسوم و آداب و ارزشهای مشترک، احساس مشترک و... سخن به میان آمده است. و تاکنون چندین کتاب و مقاله درباره درگیر شدن گروههای مختلف زبانی، مذهبی نژادی و...در فعالیتهای سیاسی نظامی با دولتهای مرکزی منتشر شده و به چاپ رسیده است. و این مسئله بعداز پایان جنگ سرد در کشورهایی همچون روسیه، یوگسلاوی سابق، افغانستان، عراق و تا حدودی ترکیه و کشورمان ایران به وقوع پیوسته است. مسله قومیت و استفاده ابزاری از آن توسط گروههای ناسازگار و قدرتهای سلطه جو و چالش های برخاسته از آن به عنوان یک جریان ضدامنیتی قابل توجه است. (مختارزاده، 1383، ص 24)

 لذا جمهوری اسلامی ایران از بدو تاسیس تا کنون موارد متعددی از ناامنی های قومی را در مناطق مختلف کشور تجربه کرده است. هر چند این حرکت ها در برخی مناطق همچون کردستان، سیستان وبلوچستان، تبریز، خوزستان، ترکمن صحرا و... با تدبیر،] اقتدار و فداکاری مهار شده است، اما واقعیت نیروها و پتانسیل قومی تهدیدآمیز در کشورمان چیزی نیست که مورد غفلت قرار گیرد، زیرا قومیت از دیرباز در بعد امنیتی حایز اهمیت بوده و باید با حساسیت ویژه مورد کنکاش قرار گیرد و از آسیب شناسی این پدیده نباید به آسانی گذشت.

 

4. قومیت و تأثیر آن بر امنیت ملی در جهان

 قومیت درجهان امروز ابعاد وسیع و روزافزونی پیدا نموده است. از شگفتگی های دهه اخیراین است که ازیک طرف شاهد به اصطلاح جدی شدن فرآیند جهانی شدن، بازارهای اقتصادی، شیوه های حقوقی و سیاسی هستیم و از سوی دیگر، ظهور انواع اختلاف های قومی و تاکید بر بنیادی ترین هویت ملی گروهی، وفاداری های قومی دربسیاری ازمناطق و کشورهای جهان را می بینیم.

 روزگاری در اتحاد جماهیر شوروی سابق 104 گروه قومی در قالب یک کشور واحد همزیستی می کردند. امروزه 15 کشور مستقل قومی بر فراز جسد قدرت مذکور پرچم های خود را برافراشته اند. اروپا که اکنون قدرت خود را به طور نمادین با واحد پول مشترک به نمایش می گذارد متشکل از 75 منطقه فرهنگی و قومی جداگانه است و به طور بالقوه به 75 کشور تقسیم شده است. (مختاری، 1383، ص 18)

 هنگامی که درمی یابیم ناهمگونی قومی، واقعیتی درمیان ملل جامعه جهانی عصر حاضر است. دیگر نباید موضوع قومیت در کشور یا ملیتی شگفت آور باشد. این مساله در بسیاری از ملتهای تازه استقلال یافته با محورهایی چون زد و خوردهای تجزیه طلبانه و... در آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکا و سرزمینهای که سابقاً تحت استعمار بوده اند وجود دارد. بدون تردید این موضوع، نیازمند بررسی و شناخت همه جانبه می باشد.

 

5. تنوع قومی و مذهبی در ایران (تیوپولوژی اقوام)

 جمهوری اسلامی ایران در زمره ممالک دارای تنوع قومی محسوب می شود و سرزمین پر آوازه ایران نه تنها در تاریخ گذشته خود بلکه هم اکنون نیز دارای ساختار چند قومی و ترکیبی از گروههای متنوع قومی است.

 لذا ایران با گروههای قومی در مناطق مختلف جغرافیایی و فرهنگی که دارای سنت های فرهنگی، احساسات هویتی خاص (بر پایه مشترکات زبانی، نژادی، ادبیات، محل سکونت و...) آنها را به مثابه یک گروه فرعی از جامعه بزرگتر مشخص می کنند. وبه نحوی است که اعضای هر گروه خود را از لحاظ ویژگی های خاص فرهنگی از سایر اعضاء جامعه متمایز تلقی می کنند. و وجود گروهها و مناطق که بر اساس تمایز نژادی و زبانی خاص شکل گرفته قابل بازشناسی هستند و این نکته امری انکار ناپذیر است و اقوام در کشور تا حدودی از انسجام و همگونی اجتماعی برخوردارند.

 بنابر نظر محققان تا اواسط قرن بیستم، بخش هایی از جمعیت، ساختار قومی داشت. زیرا در مناطق مهمی از سرزمین ایران گروههای قومی شناخته شده چون لر، ترک، کرد، بلوچ، طالشی، عرب، ترکمن ساکن هستند. کمتر از نیمی از ترکیب قومی کشور را اقوام غیرفارس تشکیل می دهند که عمدتاً در نوار مرزی و قلمرو جغرافیایی، منطبق با نام اقوام مربوطه، استقرار و آرایش یافته اند. آذری ها با جمعیتی بالغ بر 27 درصد کشور در شمال غربی و غرب، کردها با حدود 10 درصد جمعیت کشور در غرب، بلوچ ها با 2/2 درصد جمعیت کشور در جنوب، ترکمن ها با 2 درصد جمعیت کشور در شمال شرقی و طالشی با یک درصد (500 هزار نفر جمعیت) زندگی می کردند که ازنظرجغرافیای سیاسی وجمعیتی معنا وتعریف خاصی رابرای ملت وکشورایران پدیدآورده است.(دفتر طرح و بررسیهای استراتژیک، 1380، ص 31)

 براساس یک آمارقابل استناد در مورد جمعیت ایران، 60 درصد فارس زبان، 22 درصد ترک، 6 درصد کرد، 6 درصد لر، 2/5 درصد بلوچ و تقریبا 2 درصد عرب درسرزمین ایران سکونت دارند. (مختاری، 1383، ص 15)

 شکل شناسی اقوام در ایران از بعد نظری، با تفاسیر و تعاریف علوم اجتماعی از مفهوم قومیت انطباق کامل ندارد، اما آنچه واقعیت دارد ایران دارای مناطق مختلف فرهنگی است که احساسات هویتی خاص (مشترکات نژادی، زبانی، ادبیات، سکونت و..) آنهارابه عنوان یک گروه فرعی ازیک جامعه بزرگتر مشخص می کند. سرزمین ایران در مقوله زبانی و قومی درجهان با 24/ همانندی دررتبه شانزدهم ازهمانندی است، درحالی که کره شمالی و جنوبی با100/ همانندی دررتبه شانزدهم وتانزانیا با 7/ همانندی دررتبه نخست کشورها قرار دارد. (حسین زاده، 1380، ص 46)

 بسیاری از متخصصان گروههای قومی درایران رابه سه دسته که درجدول زیرمی آید تقسیم کرده اند. (احمدی، 1379، ص 209)

ّخانواده زبانی

 تاریخ ورود

 زبان و گویش

ّ

 آریایی

 

 3000 سال پیش

 فارسی، لری، لاری، بلوچی، گیلکی، مازندرانی، ارمنی، دری، طالشی، کردی، لکی، براهوئی، شهمیزایی و...

ّ5

 سامی

 1500 سال بعد بیشتر از 1400 سال پیش

 

 عبری، مندائی، آسوری، عربی

ّاورال - آلتای (ترکی و مغولی)

 900 سال پیش

 ترکی، آذری، خلجی، ترکمنی

 

 در یک تقسیم بندی کلی وضعیت فعلی قومیت در ایران را می توان به شکل جدول زیر استخراج کرد.(پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1378، ص 8 - 9)

 

ّوضعیت فعلی

 استانها

 توضیحات

ّ

 

 استانهای بدون جمعیت قومی قابل توجه یا مسئله حاد

 

 

 تهران، قم، اصفهان، یزد، سمنان، مرکزی

 این استانها عمدتاً در مرکز کشور بوده و جزء گروههای قومی محدودی که عمدتاً مهاجر هستند اکثر قریب به اتفاق جمعیت آنها فارس های شیعه می باشند.

ّاستانهای با درصد قابل توجه از جمعیت و مسائل قومی یا مذهبی

 خراسان، قزوین، کرمان، گیلان، مازندران، لرستان، هرمزگان، ایلام و بوشهر

 از لحاظ قومی و زبانی و فرهنگی پیوندی عمیق با فارس زبانها دارند.

ّ

 

 

 استانهایی که دارای جمعیت با اکثریت گروههای قومی ایرانی و

 الف: اردبیل، آذربایجان شرقی، خوزستان، کرمانشاه، زنجان و همدان.

 دارای شکاف قومی و زبانی اند، امّا بخش عمده آنها به لحاظ پیوند مذهبی با اکثریت شیعه حالت بالفعل و خطرناک حاد ندارند.

ّاز لحاظ تبعات مسائل قومی و امنیتی به دو دسته تقسیم می شوند.

 

 

 ب. سیستان و بلوچستان، گلستان، آذربایجان غربی، کردستان

 شکاف قومی و زبانی موازی با شکاف مذهبی بوده و با تقویت و بالفعل کردن همدیگر، بر احتمال فعال شدن و تبعات امنیتی مسائل قومی می افزاید و از گذشته این معضلات به صورت جدی وجود داشته است.

 علاوه بر زبان و فرهنگهای مشترک، دین هم مایه گونه گونی قومی وعامل همبستگی بوده است.

 وجود اقلیت مذهبی غیرمسلمان چون ارامنه، آشوری ها، یهودی ها، زرتشتی ها و انشعاب در بین مسلمانان و تقسیم آنها به شیعه (دوازده امامی، غُلات اسماعیلی) و سنّی (حنبلی، شافعی، حنفی) باعث تنوع قومی گردیده است.

 ایران از جمله کشورهای متکثر و برخورداری از تنوع دینی، مذهبی، قومی، زبانی و فرهنگی است و در مقایسه با کشور یا واحد جغرافیای سیاسی فعلی در جهان به طور نسبی از بیشترین گوناگونی برخوردار است. سه دین اصلی توحیدی (کلیمی، نصاری و اسلام) در ایران پیروانی دارند مذهب شیعه 91 درصد و سنی 8 درصد جمعیت ایران را تشکیل می دهند. پیروان دو دین اصلی کلیمی و نصاری با گستره ای از شاخه ها و فرقه های مختلف، شامل پیروان کلیساهای متعدد با جمعیت حدود یک تا دو درصد جمعیت، غیر مسلمانان بوده که در کنار اینها می توان به زرتشتیان، صائبی ها، سیک ها رانیز اشاره کرد. که در صورت عدم مدیریت صحیح و تلفیق این شاخصه ها با متغیر قومیت زمینه بحران آفرینی رافراهم خواهند نمود.

 

6. زمینه های شکل گیری تنوع قومی در کشور

 با پذیرش اصل تنوع قومی در کشور اکنون شایسته است به بررسی نحوه استقرار نظام متنوع قومی پرداخته شود.

 1. با اهمیت ترین موضوعی که در گسترش این تنوع قومی و نژادی و این نوع از معیشت تأثیر بسزا دارد، مساله جغرافیا و عوامل طبیعی است. (کشاورزی دامپروری و...) علاوه بر آن می توان به علل زیر نیز اشاره کرد:

 گسترش حیات متحرک و کوچ نشینی،

 عامل بیکاری و اشتغال در بخش خدماتی و اداری،

 - کوچ اجباری (تبعید) به نقاط دیگر کشور، به دلیل پیشگیری از اتحاد و انسجام و مقابله با دولت، مثلاً در زمان صفویه.

 استفاده حکومتها از سوارکاری و جنگجو بودن اقوام در جنگ های خود.

 موقعیت عالی برخی مناطقی از کشور.

 جذابیت شهری و رشد یکطرفه امکانات رفاهی و تفریحی و....

 مهاجرت افراد به علت شرایط نامساعد زندگی.

7. ویژگی اقوام مستقر در کشور

 ویژگی و سایر خصوصیات منحصر به فرد اقوام ایرانی باعث شده که موضوع قومیت در این سرزمین از پیچیدگی و ابهامات و نیز بار امنیتی در خور توجه و قابل تامل برخوردار شود. گروههای قومی در ایران بویژه با توجه به سوابق شورشگری و بحران زدایی خود همواره به عنوان یکی از متغییرهای موثر در امنیت داخلی و نیز به عنوان یک عامل تهدیدزا و مشکل آفرین در دهه های اخیر تاریخ کشورمان مورد ملاحظه قرار گرفته اند. و تا امروز تقاضاهای خودمختاری و تمرکززدایی میان اقوام فزونی پیدا کرده و بر سیاستهای طبقاتی، احیای فرهنگ و زبانهای قومی با رویکرد گریز از مرکز تاکید شده است که در ذیل برخی مشترکات اقوام در ایران گوشزد می گردد:

 1. حفظ فرهنگ بومی، قبیله ای و سنتها علی رغم مدرنیته شدن زندگی

 2. داشتن تعصبات قومی و خرده فرهنگ قومی و محلی خاص خود.

 3. عدم رعایت تنظیم خانواده، و در نتیجه داشتن جمعیت جوان و رو به افزایش.

 4. داشتن سابقه اغتشاش و شورشگری و ایجاد نا آرامی.

 5. به سر بردن در شرایط عقب ماندگی و توسعه نیافتگی اقتصادی و اجتماعی.

 6. داشتن تحرکات جدایی طلبانه، در صورت مهیا شدن شرایط استعداد گریز از مرکز.

 7. عدم موفقیت کامل مسئولین در محو تبعیض و بی توجهی به مشکلات وکمبودهابه جهت سابقه طولانی و نهادینه شدن فرهنگ قوم گرایی در بطن جامعه.

 8. عدم پیگیری جدی سیاست های انسجام بخش و وحدت آفرین توسط مسئولین ذیربط به صورت ریشه ای به دلیل همگرایی برخی مسئولین به قومیتها.

 9. رشد آگاهیهای قومی و احساس هویت قومی قویتر به جهت ورود به مراکز علمی وسوء استفاده دشمن در مراکز علمی از آنها.

 10. سیاست های تبعیض آمیز رژیم های گذشته در ایران بخصوص قاجار و شاهنشاهی.

 11. ازدواجهای فامیلی و حساسیت نسبت به ازدواجهای غیر قومی.

 

8. پتانسیل های تهدید اقوام نسبت به امنیت ملی در کشور

 به طور کلی در بررسی روند بحران قومی باید دانست که این موضوع نیز مثل هر مسئله اجتماعی دیگر در طیفی از حالات و شدت متفاوت قابل تشخیص وبررسی است که اهم آن در ذیل می آید.

 1. دخالت بیگانگان و حمایت علنی آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی از قومیت گرایی در ایران که در این راستا ساموئل زولیر، مسیونر معروف غربی می گوید »نخستین کاربرای ریشه کن کردن اسلام ایجاد قوم گرایی است.«(دفتر طرح و بررسیهای استراتژیک، 1379، ص 23)

 2. مرحله گذار کشور وارتباط معنادار معطوف به افزایش بحرانهای قومی به دلایلی چون:

 الف) سهم بری گروههای قومی از نظام در حال تکوین،

 ب) استقرار مشروعیت جدید به علت ستم ها و اجحاف ها در زمان رژیم پهلوی ورفع ستم ملی و تلاش جهت تغییر در شیوه برگزاری رفراندوم و تدوین قوانینی چون خودمختاری در قانون اساسی و... از نظام جدید.

 ج) تلاش جهت تاثیرگذاری برنظام جدید و تدوین قوانین حمایتی از اقوام غیر فارس و حضور در هرم قدرت سیاسی، طبیعت تغییر و تحول در جوامع در حال گذار و فراهم آمدن زمینه برای بروز بحرانهای گوناگون است که این زمینه برای شیخ خزعل، فرقه دموکرات آذربایجان، قطب زاده، حزب دمکرات کردستان پدید آمد.

 3. بعد پیروزی انقلاب اسلامی جریانهای واگرا و ناهمساز در کردستان، سیستان، آذربایجان، خوزستان و ترکمن صحرا آتش منازعات قومی را دامن زده اند.

 4. تعارض هویت به جهت اینکه ایران ازمنظرترکیب قومی و مذهبی، جامعه ای ناهمگون محسوب می شود و این تفاوتها برای هرگروه قومی هویت و شخصیت مستقل و متمایزی از هویت جامعه ملی را ایجاد کرده است. به گونه ای که موجب تنزل جایگاه هویت ملی می گردد.

 5. تشکیل گروهها و احزاب سیاسی پنهان و آشکار، در هواداری از کاندیداها صرفا به جهت تعصبات قومی و مذهبی

 6. ایجاد و تشکیل NGO های با گرایش قومیت گرایی در کشور

 7. افزایش سریع جمعیت وقدرت اقتصادی گروههای قومی به عنوان دومولفه مهم قدرت به جهت عدم کنترل جمعیت در قالب طرحهای مهار جمعیت در مناطق قومی نشین حاشیه ای نسبت به جمعیت فارس زبانها و عدم رشد اقتصادی به جهت فقر اقتصادی و کمبود امکانات از یک طرف و تاکید نخبگان سیاسی و مذهبی برلزوم افزایش جمعیت باعث برهم زدن ترکیب نفوس در این مناطق و کل کشور گردیده است.

 8. فزونی مطالبات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در میان اقوام توسط نخبگان سیاسی مسئله دار، احزاب و گروههای معاندجهت بحران آفرینی در کشور

 9. رشد فرآیند خودآگاهی قومی وتلاش فرهنگی بعنوان راهبردهای مهم قوم گراها به عنوان ابزاربسیج توده ها وپیوستن بخشی ازفارغ التحصیلان ونخبگان علمی هرقومی، درپی گسترش مراکز آموزش عالی و قد برافراشتن ماهای کوچک در برابر ماهای بزرگ (ملی) و تقاضاهای قابل مذاکره و غیر قابل مذاکره درهمه ابعاد باسرعتی فزاینده از زبان روشنفکران، تحصیل کرده های لائیک وحتی مسلمان. لذا آنچه مایه دغدغه خاطر است، رشد یکسویه خودآگاهی های قومی است که موجب تضعیف هویت ملی ووحدت ملی می گردد. مناسب ترین الگوی سیاست قومی، سیاستی است که معطوف به تقویت همبستگی و انسجام ملی شود وموجب تحقق نوعی هویت ووحدت ملی گردد.

 10. رشد فزاینده انجمنهای هنری ادبی دانشجویی جهت افزایش قومیت گرایی و تلاش برای همراه نمودن سایردانشجویان برای سوءاستفاده سیاسی و تشنج زا

 11. ساخت فیلمهایی که هویت جویی قومی را تشویق می کند یا فیلم هایی که به تحقیر اقوام مبادرت می ورزد.

 12. افزایش مطبوعات محلی با گویشهای قومی و محلی و ترویج تفکرگریز مرکزی

 13. موازی بودن شکاف قومی باشکافهای مذهبی و زبانی در مناطق قومیت نشین

 14. تشدید معضل جاسوسی به جهت استقراراقوام ایرانی درحاشیه کشور، تردد و رابطه آنها با کشورهای همجوار و نفوذپذیری مرزها سرویس های جاسوسی کشورهای دشمن و حتی دوست باعث استخدام و به کارگیری افراد با انگیزه های قومی می گردد. چنین تحرکاتی حس قوم گرایی و شیوع جنبشهای تجزیه طلبانه قومی را افزایش می دهد. و زمینه نفوذ به مراکز حساس سیاسی، اقتصادی نظامی و... را تشدید می کند.

 15. فزونی اشغال پستهای اداری - سیاسی در کشور نسبت به سنوات گذشته

 16. مرزنشینی اقوام و استقرار در کانونهای بحران خیز کشور

 17. فراوانی ناهنجاریهای اجتماعی، شرارت، اقدامات تروریستی و....

 18. مهاجرت و بروز مشکلات عدیده این پدیده شوم در برخی استانها و شکل گیری اراذل و اوباش به علت مهاجرت و استقرار در حاشیه های کلان شهرها و ایجاد ناامنی و درگیری و بروز بحران و اغتشاش و سوءاستفاده عناصر بیگانه ازاین ظرفیتها جهت بحران سازی در کشور

 19. به وجود آمدن غائله هایی به علت تقسیمات کشوری و بهره برداری سیاسی از این موضوعات در دولت گذشته در برخی استانهای کشور

 20. تحریک بیگانگان و دخالت شیطنت آمیز به صورت مستقیم در مباحث اقوام

 21. حمایت های جانبدارانه مجامع و گروههای جهانی به اصطلاح بشر دوستانه (حقوق بشر)

 22. تاثیر نارضایتی عمومی در مناطق قومی چون معیشت، بیکاری، و....

 23. استفاده از ظرفیت قومیت ها جهت ناامنی در کشور و سوء استفاده در انتخابات، راهپیمایی ها و مشارکت سیاسی و اجتماعی

 24. برانگیخته شدن حس ناسیونالیستی در میان اقوام و طوایف در کشور

 25. تحریک و سوء استفاده از عواطف لطیف اقوام و طوایف توسط روزنامه های زنجیره ای و کاندیداها

 

9. روشهای پیگیری سیاست قومی، به منظور کاهش آسیب های قومی بر امنیت ملی و یا مقابله با آن:

 هدف اصلی درطراحی وتدوین سیاسی قومی معطوف به تقویت هرچه بیشتریکپارچگی، همبستگی وحدت ووفاق ملی یااجتماعی درسطح کشور می باشد. در ادبیات علوم اجتماعی ازاین وضعیت تحت عناوینی چون مهندسی اجتماعی، ملت سازی، وفاق اجتماعی، وحدت نمادی، یکپارچگی ملی یاد می شود بنابراین پیگیری سیاسی قومی در ایران باید متضمن هدایت بخش عمده ای از توانایی ها و استعدادهای برنامه ریزی در مدیریت سیاسی جامعه و اتخاذ رویکردهای مناسب در حوزه فرهنگ، تبلیغات و ارتباطات و... باشد. اصول حاکم بر سیاست قومی در ایران باید منتهی به تقویت اشتراکات و تلاش برای نزدیکی اقوام با همدیگر باشد. و به این نکته توجه داشت که هرچه محورها و اصول مورد توافق جمعی افزایش یابد، امکان و احتمال هماهنگی و همدلی بیشتر خواهد بود.

 بنابراین برخی عوامل جهت مقابله با قومیت گریزی اقوام و تاثیرگذاری بر امنیت ملی در کشور مطرح می گردد.

 1. تاکید بر آرمانهای انقلاب اسلامی و حفظ و ترویج ارزشهای اسلامی

 2. تقویت عوامل تشکیل دهنده هویت ملی در برابر هویتهای قومی و محلی

 3. تاکید برمواریث فرهنگی باپیشینه مشارکت همزیستی دائمی اقوام ودخالت تاریخی اقوام درحاکمیت

 4. تاکید برزبان فارسی (به گونه ای که از کاربرد دیگر زبانها و گویشها جلوگیری نشود)

 5. تاکید بر توسعه همه جانبه در کل کشور و ایجاد و پیگیریهای طرحهای عمرانی و.. در مناطق قومیت نشین

 6. کاهش محرومیت هادرمناطق قومی

 7. مقابله جدی با جریانهای قومی واگرا و سیاستهای مداخله جویانه بیگانگان وسوء استفاده از اقوام (در سطح کلان)

 8. حساسیت زدایی در خصوص رشد مطبوعات، زبان، موسیقی، هنروپوشش محلی

 9. از میان بردن زمینه های بروز احساسات و تحریکات چون فقر، محرومیت، و عقب ماندگی در مناطق قومیت نشین

 10. برابری در فرصتهای اساسی مانند شغل، تحصیلات و امکانات رفاهی

 11. تقویت احترام، عزت و تکریم شهروندان از سوی همدیگر

 12. تقویت وحدت شیعه و سنی و دیگر قومیتها در مناطق

 13. ارتقای سطح ایران گردی و احساسات عام گرایانه

 14. تقویت تیمهای ورزشی در مناطق قومی و تشویق برای حضور در مسابقات سراسری و ملی

 15. شناسایی عناصر اصلی آشوبگرا توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و برخورد قاطع دستگاه قضایی با متخلفان

 16. بالا بردن سطح آگاهی مردم (قومیت ها) نسبت به دستهای پشت پرده شرارت و بیگانه

 17. برنامه ریزی جهت تقویت وفاق اجتماعی به عنوان یک هدف کلان و محقق شدن فرموده مقام معظم رهبری مبنی براتحاد ملی

 18. حفظ استقلال نسبی خرده فرهنگها و حتی اصالت دادن به آنها و در عین حال برقراری اتصال و ارتباط بین اقوام از طریق تقویت و برجسته کردن نقاط مشترک بین اقوام و غیر اقوام (ارزش، عرف و...)

 19. هوشیاری در تفکیک تقسیمات کشوری و لحاظ قرار دادن آداب و رسوم و سنن (تفرقه زدایی)

 20. استفاده از پژوهشگران و مراکز فرهنگی دینی جهت نشریات و بولتن ها

 21. شناسایی و برخورد با عوامل ایجاد بحران، چون سرپلهای مالی و تامین منابع آشوبگران، اغتشاشگران، وبلاگ نویسان

 22. احداث جاده های بزرگ بین شهرها و استانها، که مراوده بیشتر و راحت تر اقوام با یکدیگر را فراهم آورده، آنان را از نظر فرهنگ و زبان به یکدیگر نزدیک کند.

 23. فراهم آوردن امکانات زندگی برای فارسی زبانان در مناطق مرزی، و برعکس، امکان زندگی برای اقوام مرزی در مرکز کشور، تا از این طریق اقوام به یکدیگر نزدیک تر شده، فرهنگها مشترک گردد و مناطق نیز از یکدستی کامل به درآیند.

 24. حضور مداومِ مسئولانِ دولتی در شهرهای دوردست و مناطق قومیت نشین.

 

نتیجه گیری:

 ناآرامی به هر شکل، وسیله و موضوع، از مهم ترین پدیده های سیاسی، فرهنگی، امنیتی، اجتماعی و... است. ناآرامی همواره تهدیدات بالقوه ای علیه امنیت ملی را در پی دارد و در اشکال و صورتهای مختلف و در پوشش چون اغتشاش، اعتراض کارگری و مردمی، بمب گذاری، ترور و.. بروز می کند. لذا یکی از شاخصهای مخل امنیت ملی به جهت پراکندگی جمعیتی کشور پدیده قومیت می تواند باشد.

 چون موقعیت جغرافیایی، مرزنشینی و حاشیه گزینی اقوام، بر درجه آسیب زدایی و تهدیدآفرینی متغییر قومیت در امنیت ملی ایران می افزاید و از نظر میزان انسجام اجتماعی و درصورت عدم مدیریت موضوع کشوررادرزمره کشورهای ضعیف قرار می دهد، زیرا هویتهای خرده ملی در برابر هویت ملی صف آرایی می کنند و زمینه شکاف طبقاتی و ساخت ارتباطی مرکز - پیرامون بین دولت و نواحی قومی را افزایش می دهد، نهایتا جهت برخورد ریشه ای با علل بروز ناآرامی و اغتشاش در مناطق قومیت نشین در دو بعد داخلی و خارجی با محوریت پنج حوزه اصلی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی (داخلی) و تحریکات قومی و قبیله ای (خارجی) در ذیل مورد بررسی و کنکاش قرار می گیرد.

 

 الف. عوامل داخلی:

1. حوزه فرهنگی:

 تقویت روند تفاهم فرهنگی، تبادل اندیشه ها، نهادها و رواج ارزشهای فرهنگی مثل شجاعت، عزت، احترام، تعهد، معرفت، اعتماد، صداقت در عمل و... مد نظر قرار دارد. زیرا عامل فرهنگی چون اختلافات نژادی، قومی و مذهبی و... از جمله عوامل پیدایش حوزه فرهنگی است.

2. حوزه اجتماعی:

 هدف اصلی در این حوزه تقویت روابط اجتماعی اقوام در ابعاد چون نزدیک کردن روابط، شدت بخشیدن به مناسبات عاطفی و گرم کردن روابط و تنوع دادن به اشکال روابط است، زیرا عواملهای چون سطح پایین سواد یا بی سوادی و پائین بودن آگاهی مردم نیز از دیگر علتهای شورش و آسیب رساندن و آشوب است.

3. حوزه اقتصادی:

 اهداف سیاست قومی تقویت روابط مبادلاتی، کاهش نابرابری دربازارمحلی، توزیع عادلانه فرصت ها، توسعه اقتصادی، توزیع یارانه ها و... است، زیرا بیکاری، مشکلات مسکن، تورم و گرانی، مشکلات اقتصادی و معیشتی قومیت ها همانند سایر مردم از جمله دغدغه های آنها بوده وبه دنبال تامین حداقل نیازهای زندگی می باشند. و بی توجهی به خواسته های مشروع قومیت ها وعدم ارائه خدمات ازجمله عوامل سلب اعتماد و زمینه بروز آشوب می باشد.

4. حوزه سیاسی:

 هدف اصلی، احساس تعمق و یگانگی فرد با واحد سیاسی (کشور)، تقویت علاقه مندی به زاد و بوم و جداکردن حق سرنوشت از حق تشکیل کشور مستقل (خودمختاری)، افزایش مشارکت سیاسی نهادینه شده، تمرکز زدایی اداری وتقویت نهادهای مردمی درمناطق قومی است. زیرا فعالیت گروههای مخالف و معاند چه قانونی و چه غیرقانونی هریک به نوعی زمینه بروز آشوب را فراهم می آورد و گروهها جهت رسیدن به اهداف ومقاصد سیاسی (براندازی یاحزبی) سعی می کنند از پتانسیل موجود در قومیت ها به منظور بی ثباتی در اجتماع و جامعه سوء استفاده کنند و جهت رسیدن به قدرت و منافع حزبی اجتماع را به سمت اغتشاش هدایت می کنند.

5. حوزه امنیتی:

 هدف اصلی برقراری حاکمیت، مقابله با تحریکات و نفوذهای خارجی و سرکوب ناسازگاران و افراد معاند داخل جامعه و بدنه نظام است. در این راستا آسیب شناسی از پدیده های آشوبگر و برخورد با این گونه موارد با ریشه یابی علل بروز بحران و... مشخص و اقدامات مقابله ای با این پدیده ها انجام گیرد.

 ب. عوامل خارجی:

1. تحریکات قومی:

 کشورهای خارجی از هیچ کوششی برای از بین بردن وتضعیف حکومت فروگذار نیستند و یکی از شگردهای دشمنان به جهت ساختار ویژگی جمعیتی ایران تحریک و پشتیبانی از اقلیتهای قومی است. ایران به جهت پراکندگی جمعیتی از نظر نژادی از این قاعده مستثنی نیست. دشمنان خارجی از حمایت سیاسی و مالی، رسانه ای و اطلاعاتی یا وعده های چون خودمختاری و از تحریکاتی چون ضایع شدن حقوق شهروندی و بی تأثیر بودن نظرات به دلیل در اقلیت قرار گرفتن، بی توجهی دولت مرکزی به خواسته ها و نظرات قومیت ها و... سوء استفاده کرده و زمینه آشوب و درگیری داخلی را فراهم می نماید. در این راستا از ابزارهای تبلیغی و رسانه ای چون ناتوی فرهنگی، رسانه های معاند داخلی (براندازی نرم) جاسوسان و افراد نفوذی در بدنه دستگاها، نهادها، و... تفکر شیطانی خود را ظاهر می سازند. علاوه بر موارد ذکر شده، مشکلات اقتصادی و بعضا اجتماعی و... ثبات اجتماعی را هدف قرار داده و بحرانهای کوچک را به آشوب تبدیل می کنند.

 نهایتا در سیاست قومی ضمن توجه به حوزه های مذکور (داخلی و خارجی) هدف اصلی یکپارچه سازی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... و در عین حال رسمیت بخشیدن و احترام به تفاوتها و تنوعهای قومی و فرهنگی است. زیرا ما باید بپذیریم که مجموعه اقوام کشور را تشکیل می دهند و باید بادید رفع موانع و مشکلات و ریشه یابی آنها، علل گرایش اقوام به بیگانگان و سوء استفاده دشمنان از این قومیتها، آسیب شناسی گردد، تا بتوانیم در راستای منویات مقام معظم رهبری مبنی بر اتحاد ملی گام برداریم.

 

منابع:

 1. احمدی، حمید، »قومیت و قوم گرایی در ایران، از افسانه تا واقعیت«، تهران، فصلنامه مطالعات ملی، 1379.

 2. ایوبی حجت الله، »شکافهای قومی و خشونت در پیکارهای سیاسی«، تهران، فصلنامه مطالعات راهبردی، 1377.

 3. پژوهشکده مطالعات راهبردی، قومیت ها در ایران، راهبردها و راهکارها، تهران، انتشارات پژوهشکده راهبردی، 1378.

 4. حسین زاده فهیمه، »گروههای قومی ایران«، تهران، فصلنامه مطالعات ملی، 1380.

 5. روشندل جلیل، امنیت ملی و نظام بین المللی، تهران، انتشارات سمت، 1374

 6. دفتر طرح و بررسیهای استرتژیک، سیاستهای قومی، تهران، انتشارات بررسیهای استراتژیک، 1379.

 7. دفتر طرح و بررسیهای استرتژیک، قوم گرایی و چالش های فراگیر جهان، تهران، انتشارات بررسیهای استراتژیک، 1379.

 8. دفتر طرح و بررسیهای استرتژیک، ناهمگونی قومی و امنیت ملی، تهران، انتشارات بررسیهای استراتژیک، 1380.

 9. فکوهی ناصر، قوم شناسی سیاسی، تهران، نشر نی، 1380.

 10. ماندل رابرت، چهره متغییر امنیت ملی، تهران، انتشارات پژوهشکده راهبردی، 1380.

 11. مختارزاده، »قومیت در ایران«، تهران، نشریه سیاسی، فرهنگی اجتماعی، 1383، تیرماه، شماره 7.

 12. مختارزاده، »ابعاد امنیتی قومیت در ایران«، تهران، نشریه سیاسی، فرهنگی اجتماعی، 1383، تیرماه، شماره 9.

 13. مختاری، »قومیت در ایران«، تهران، نشریه سیاسی، فرهنگی اجتماعی، (شماره 10 و 11).

محمدمهری کارنامی: کارشناس ارشد مدیریت دولتی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:10  توسط مهزیار  | 

امنیت و امنیت ملی
نویسنده : دکترمصطفی نوری پیرعلی

 

مقدمه

 مفهوم امنیت، مصونیت از تعرض و تصرف اجباری بدون رضایت است، و در مورد افراد به معنی آن است که نسبت به حقوق و آزادی های مشروع خود بیم و هراسی نداشته باشند و به هیچ وجه حقوق آنان به مخاطره نیفتد و هیچ عاملی حقوق مشروع آنان را تهدید ننماید. لزوم و ضرورت امنیت - به این مفهوم - در جامعه از طبیعت حقوق بشری ناشی می شود و لازمه حقوق و آزادی های مشروع، مصونیت آن ها از تعرض و دور ماندن از مخاطرات و تعدیات است.

 اگر توجه کنیم در می یابیم که مخاطره انداختن و تهدید، با مفهوم وسیعی که دارد، شامل رفع هرنوع زمینه و عوامل احتمالی است که احیاناً منجر به نقض و تعرض بالفعل حقوق مشروع افراد می شود. ناگزیر باید امنیت را اعم از جلوگیری از نقض و تعرض بالفعل بدانیم و در تامین امنیت، ایجاد شرایط لازم برای صیانت حقوق و برطرف نمودن زمینه ها و عوامل تعرض احتمالی را نیز لازم وضروری بشماریم. گاه امنیت به مفهوم حالتی که افراد در شرایط خاص، نسبت به حفظ و صیانت حقوق مشروع خود احساس می کنند، نیز اطلاق می شود، که متلازم و مترادف با حالت آرامش و اطمینان در برابر اضطراب درونی است. در این صورت معنی مقابل امنیت همانا احساس وحشت و خوف و خطر است. بدیهی است امنیت شامل این معنی روانی نیز خواهد بود.

 برای تحقق امنیت، وجود عوامل زیر لازم است:

 1. اجرا و تعمیم عدالت و قانون به طور یکسان و نفی هرگونه تبعیض در جامعه.

 2. مبارزه با عوامل تجاوز و زمینه های تعرض احتمالی و نیروهای فشار و وحشت و مهار کردن عواملی که زمینه تعرض دارند و پیشگیری های لازم برای خشکانیدن ریشه های تعدی و تعرض.

 3. آشنایی عامه مردم با حقوق افراد و آگاهی لازم در جهت احترام به حقوق دیگران.

 4. ضمانت اجرای نیرومند معنوی (ایمان و اخلاق)

 5. ضمانت اجرای قانونی برای کیفر دادن متجاوزین به حقوق مردم.

 قرآن امنیت را یکی از اهداف استقرار حاکمیت الله و استخلاف صالحان و طرح امامت می شمارد: »خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین قرار دهد، همانگونه که کسانی که پیش از آنان بودند جانشین قرار داد و آن دینی که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند تا مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند.«(نور (55)، آیه 24)

 و نیز احساس امنیت را از خصایص مؤمن معرفی می کند و همچنین مداهنه با دشمن و روح سازش را منافی با امنیت می داند و تامین امنیت را از اهداف جهاد می شمارد.

 امیرالمومنین علی(ع) تامین امنیت در جامعه را از انگیزه های قیام صالحین و اهداف عالیه امامت می داند و در عهدنامه مالک اشتر، ضمن تاکید بر انعقاد صلح برای تامین امنیت، پیشگیری از عوامل تهدید کننده امنیت را توجیه می کند و صلح، از آن جهت از سوی امام مقدس و مطلوب به حساب آمده که راهی برای برقراری امنیت است:

 »آسایش رزمندگان و آرامش فکری تو و امنیت کشور در صلح تامین می گردد.«(دشتی، نهج البلاغه، نامه 53، بند 133، ص 424)

 اصولاً اسلام هرنوع ایجاد وحشت و هراس را در دل انسانهایی که مرتکب خلافی نشده اند ظلم و تجاوزی بس بزرگ تلقی می کند و آن را از جرایم می شمارد.(عمید زنجانی عباسعلی، مبانی اندیشه اسلام، سازمان انتشارات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، 1375، ص 412)

 

ابعاد امنیت

 موضوع امنیت از لحاظ سطوح به امنیت فردی، امنیت گروهی، امنیت ملی، و بین المللی و ابعاد متنوعی همچون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و غیره تقسیم می گردد که به تشریح آن می پردازیم.

 

 1. امنیت فردی

 امنیت فردی عبارت است از حالتی که فرد - جسماً و روحاً - در آن فارغ از ترس و آسیب به جان و یا مال و یا آبروی خود یا از دست دادن آن ها زندگی کند. علاوه بر جنبه های مادی فردی و اجتماعی، و بنا به آیه شریف الا بذکرالله تطمئن القلوب، (رعد: 28) امنیت فردی را باید در ایمان واقعی، آرامش روحی، اطمینان و طمانینه نفس و یاد خداوند متعال جست و جو کرد.

 

 2. امنیت اجتماعی

 امنیت اجتماعی شخص به معنی امنیت جان، مال، آبرو و موقعیت اجتماعی شخص از جانب عوامل اجتماعی می باشد. در اندیشه اسلامی، امنیت اجتماعی را باید در سایه تقوا، عدالت، رعایت حرمت، حقوق انسان ها و دفاع از مظلومان و محرومان و برخورد با مفسدان، مجرمان، بزهکاران و رفع فقر، تامین رفاه و معیشت مردم و حفظ آزادی های مشروع و حاکمیت عادلانه، قانونی و معیارهای انسانی جست و جو کرد.

 3. امنیت ملی

 به تعبیر رابرت ماندل:

 معنی کردن مفهوم امنیت ملی در جهان امروز کار پیچیده ای است.(رابرت ماندل، چهره متغیر امنیت ملی، ص 43)

 این واژه در قرن بیستم و به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم متداول شده است. در ساده ترین تعاریف، امنیت ملی این گونه تعریف می شود: توانایی یک ملت برای حفاظت از ارزش های حیاتی داخلی در مقابل تهدیدات خارجی و این که کشورها چگونه سیاست ها و تصمیمات لازم را برای حمایت از ارزش های داخلی در مقابل تهدیدات خارجی، اتخاذ می کنند. محمد ایوب معتقد است که مفهوم سنتی امنیت ملی کاربرد خود را از دست داده است. وی بر عوامل داخلی امنیت عنایت خاصی داشته و برتفاوت معضلات و نگرش امنیتی کشورهای شمال و جنوب تاکید می کند و معتقد است که تفسیر شمالی ها از امنیت به نحوی است که ناامنی جنوبی ها از آن متبادر می شود و برعکس. در واقع امنیت جنوب،( cunited statd linne ,The Third world security predicament ,Mohammad Ayoob.

. p213 ,1995 ,rinnerpublishher )

 ناامنی شمال و امنیت شمال، ناامنی جنوب تلقی می شود.

 در دیدگاه اسلامی، می بایست امنیت ملی را در سایه اقتدار، استقلال، دانایی و توانایی، ارتباطات قوی و سازنده امت اسلامی در کلیه ابعاد و زوایا و ایستادگی در برابر یورش و توطئه و تهدید دشمن و بیگانگان و بیگانه پرستان و نفوذ ایادی شیطانی آنان پیگیری کرد.

 امروزه هیچ کشوری در تامین امنیت ملی، تنها به مقابله با تهدیدات نظامی بسنده نمی کند، بلکه انواع تهدیدات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، روانی، رسانه ایی و... را در نظر می گیرد.

 

 4. امنیت سیاسی

 امنیت سیاسی به معنای تامین آرامش و طمانینه لازم توسط حاکمیت یک کشور برای شهروندان قلمرو خویش از راه مقابله با تهدیدات مختلف خارجی و همچنین تضمین حقوق سیاسی آنان در مشارکت جهت تعیین سرنوشت اجتماعی و سیاسی آن ها می باشد. نظام سیاسی در راستای امکان بخشی و تسهیل مشارکت و دخالت مردم در تعیین سرنوشت خود و جامعه می بایستی امنیت و حضور آزادانه و برابر ایشان را فراهم آورد و هیچکس را به داشتن باور سیاسی خاصی وادار یا بازداشت نکند.

 از مهم ترین مسائلی که مستقیماً بر امنیت سیاسی جامعه تاثیرگذار است، نحوه توزیع قدرت و شکل رژیم سیاسی می باشد. نظام سیاسی بسته و مشارکت گریز که تداول قدرت و چرخش نخبگان را بر نمی تابند، فاقد امنیت سیاسی لازم هستند.

 5. امنیت فرهنگی

 بسیاری معتقدند بحث از امنیت فرهنگی در ذیل موضوع امنیت ملی قرار دارد و یکی از مؤلفه های اصلی آن را تشکیل می دهد. امنیت فرهنگی یکی از مهم ترین ابعاد امنیت ملی و به مفهوم آن است که از یک سو فرهنگ جامعه از مولفه های عقلایی، واقع بینانه، سازنده، عادلانه، پویا و منطبق با معیارهای مطلوب علمی شکل گرفته باشد و از سوی دیگر فرهنگ و تولیدات فرهنگی جامعه نیز ضمن درامان بودن از خطر تهدیدها، از روند رشد فزاینده ای برخوردار باشند.(سید مجتبی تهامی، امنیت ملی، ص 89)

 از منظر اسلامی، امنیت فرهنگی به معنای از بین بردن کلیه تنوع ها و تفاوت های موجود در بین افراد اجتماع در حوزه فرهنگی و یکسان سازی آن ها نیست. البته لازم است در هر نظام سیاسی مواظبت شود تا تفاوت ها به شکاف های عمیق تبدیل نشوند و این شکاف ها دائماً می بایستی از حیث عمق و سطح توسط دولت ها کنترل شود تا جامعه دچار ازهم پاشیدگی نگردد.

 از سوی دیگر مقابله با تهاجم فرهنگی در تضمین امنیت فرهنگی بسیار مهم است که دارای سه صورت »تحمیل فرهنگی«، »تخریب فرهنگی« و »تهدید فرهنگی« می باشد.

 

 6. امنیت اقتصادی

 از سال 1945، ایده امنیت اقتصادی جایگاه والایی در دستور کار نظام های سیاسی یافته است. و همه آن ها تلاش نموده اند که برای مردم خود امنیت اقتصادی ایجاد کنند.

 از نظر رابرت ماندل امنیت اقتصادی عبارت است از میزان حفظ و ارتقای شیوه زندگی مردم یک جامعه از طریق تامین کالاها و خدمات؛ هم از مجرای عملکرد داخلی و هم حضور در بازارهای بین المللی.

 در همین راستا قانوان اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت را به پی ریزی اقتصادی صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه، مسکن، کار، بهداشت، تعمیم بیمه، تامین خودکفایی در علوم و فنون و صنعت و کشاورزی موظف کرده است.

 

 7. امنیت حقوقی یا قضایی

 امنیت حقوقی حکایت از وجود امنیت در محیط حقوق دارد. گاهی ممکن است مقصود از امنیت حقوقی، بخشی از مجموعه خاص حقوقی باشد که به امنیت ارتباط دارد. از چنین منظری باید امنیت حقوقی را به مفهوم حقوق امنیت یا حقوق امنیتی به کاربرد. شاید بتوان امنیت حقوقی و قضایی در معنای اول را بیشتر به قواعد ماهوی مورد مشاهده قرار داد. بنابراین امکان دادخواهی، وجود دادگاه با شرایط رسیدگی منصفانه، امکان داشتن وکیل، فقدان موانع برای دفاع، اعمال اصل برائت، وجود صلاحیت نسبی و تخصصی در دادگاه ها، رعایت اصل قانونی بودن جرم و مجازات و صلاحیت ضابطان و مجریان قضایی را باید از شاخص های امنیت حقوقی و به ویژه امنیت قضایی دانست.

 در مفهوم دوم (حقوق امنیتی)، مقررات مربوط به نظم عمومی، اخلاق حسنه مانند قوانین جزایی، مقررات مربوط به نظم سیاسی و بین المللی مانند قانون اساسی و برخی کنوانسیون ها و موافقت نامه ها و مقررات خاص امنیتی مورد توجه است.

 

 8. امنیت زیست محیط

 از جمله ابعاد نوین امنیت، بعد زیست و شرایط اقلیمی هر کشور می باشد. محیط زیست از آن جنبه که می تواند موجبات تقویت بنیه های اقتصادی و سلامت جسمی و روانی کشور را فراهم سازد، عاملی مطلوب و تقویت کننده در جهت اهداف امنیت ملی به شمار می آید.

 امنیت محیط زیست، به مفهوم وجود شرایطی است که امنیت نسبی مطلوبی را در برابر خطرها و تهدیدهای ناشی از فعل و انفعال های گهواره ی زمین، پدیده های جوی، آلودگی خاک، آب و هوا، آلودگی صوتی و اشاعه ی بیماری ها برای ادامه ی حیات سالم،ثمربخش و با نشاط انسان، جانوران، گیاهان و به طور کلی تمامی موجودات زنده و عدم تخریب جامدات، فراهم می سازد.(همان)

 نظام های سیاسی با مطالعه دقیق ویژگی های زیست محیطی کشورهایشان و برنامه ریزی علمی در این راستا و رعایت استانداردهای حفظ محیط زیست، موجبات تقویت امنیت ملی و منطقه ای را فراهم خواهند ساخت.(اخوان کاظمی، بهرام، امنیت در نظام سیاسی اسلام، کانون اندیشه جوان، 1385، ص 23 - 40)

 

منافع ملی و رابطه آن با امنیت ملی

 منافع ملی، اهداف عام و همیشگی است که ملت در راه تحقق آنها فعالیت می کند. هر جامعه باید به مثابه یک کل و دارای مسوولیت و هنجارهای مشترک برای تمامی شهروندانش در نظر گرفته شود. منافع جامعه همان خیر مشترکی است که از طریق ارزیابی بهره مندی اجتماع در رهگذر برنامه، تحقق بهترین زندگی مشترک ممکن برای افراد تعیین می شود. منافع ملی، پدیده ها و اموری را در برمی گیرد که تحقق آنها معطوف به بیشینه سازی امنیت همه جانبه ملت و دولت می باشد. در واقع هرچه بیشتر بتوان منافع ملی یک کشور را وسیع تر ساخت و مصداق آن را در نظام بین الملل گسترش بخشید، به همان میزان به صورت بالقوه می توان نسبت به بهره مندی از محیط و امکانات موجود امیدوار بود. در مباحث جدید امنیت ملی، علاوه بر وجه سلبی و نبود تهدید، برای تعریف امنیت، داشتن وجه ایجابی آن یعنی وجود اطمینان خاطر ضروری است. در این جا، »امنیت ملی« مجموع توانمندی های (طبیعی، بهره برداری و راهبردی) یک نظام برای دستیابی به منافع ملی را شامل می شود که نبود تهدید صرفا مقدمه آن است. بر این اساس امنیت ملی ظرفی تلقی می گردد که در چارچوب آن می توان بدون دغدغه خاطر جوانب مختلف منفعت ملی را دنبال نمود. خلاصه باید گفت ملاحظات امنیت ملی در راس منافع ملی (منافع حیاتی و اولیه) همه کشورها قرار دارند.

 

اهداف ملی و امنیت ملی

 اهداف ملی تصویر آینده و در واقع »مطلوب« نهایی یک جامعه را دربرمی گیرد. مهم ترین عوامل دگرگون کننده اولویتها و سلسله مراتب اهداف ملی عبارتند از: کشمکش های داخلی میان نخبگان سیاسی، سیاست افزایش قدرت مانور دولتها در عرصه بین الملل، رفع نیازهای داخلی و سرانجام تغییر رفتار دیگر بازیگران. یک کشور ممکن است امنیت ملی نداشته باشد، اما سایر اهداف ملی خود را حفظ و نگهداری نماید. امنیت ملی را فی نفسه نمی توان به صورت یک ابزار عینی فرض نمود که با دستیابی به آن بتوان اهداف ملی را حفظ کرده و گسترش داد. آن چه مهم است احساس امنیت و اطمینان خاطری است که جامعه در لوای آن می تواند با خیالی آسوده اهداف خود را پی گیری نماید. در تعریف امنیت ملی وسیع پنداشتن اهداف ملی، در تمامی شرایط مثبت به نظر نمی رسد، بلکه حتی می تواند تهدیدزا نیز باشد. باید میان این دو مساله توازنی باشد که عامل توازن دهنده آن سطح توانایی ها و مقدورات ملی است.

 

تهدیدها و آسیب پذیری های امنیت ملی

 بر خلاف قدرت ملی که برخی از فرصتهای ملی و کسب امنیت را به ذهن متبادر می سازد، مبحث تهدیدها و آسیب پذیری های ملی، فقدان امنیت و ناامنی را در ملاحظات امنیت ملی یک کشور، مورد توجه قرار می دهد. جداسازی تاثیرات ملی از تهدیدها و یا آسیب پذیری های ملی کاری دشوار و حتی ناممکن می باشد. در واقع ترکیب این دو موضوع، سطح امنیت و ناامنی ملی را مشخص می سازد. آسیب پذیری وجه داخلی ناامنی و تهدیدها وجه خارجی آن است. بنابراین هرچه دولت با توجه به عوامل تاثیر گذار فراوان داخلی ضعیف تر باشد، در نتیجه از آسیب پذیری بیشتری برخوردار است. این مساله در افزایش تهدیدها علیه آن دولت نیز کاملاً تاثیر مستقیم دارد. در واقع آسیبی پذیری ممتد داخلی در نتیجه ضعف های درونی، موجب افزایش کیفیت و کمیت تهدیدهای بیرونی نیز می گردد. تعامل بیش از اندازه آسیب پذیری های درونی با تهدیدهای بیرونی در دولت های ضعیف به جایی خواهد رسید که عملاًنمی توان مرز چندان دقیقی میان دو حوزه آسیب پذیری ها و تهدیدها قائل شد. ضمن اینکه این تعامل باعث می گردد بسیاری از آسیب پذیری ها تبدیل به تهدیدهای ملی گردند؛ ولی توانمندی ملی و برخورداری از یک دولت قوی باعث می گردد، بسیاری از آسیب پذیری ها از فرصت کمی برای نمود یافتن برخوردار شوند و از سوی دیگر تهدیدهای بیرونی نیز تا حدود زیادی با توجه به قدرت درونی مورد جذب و هضم قرار گیرند.

 

استراتژی ملی و استراتژی امنیت ملی

 هر کشوری برای پی گیری سیاست های امنیت ملی خود ناچار از داشتن درک روشنی از استراتژی ملی خود است. استراتژی ملی مجموعه ای از انتخاب های ملی است که با توجه به محدودیت ها و امکانات ملی به قصد نایل شدن به اهداف ملی تدارک می شوند. برای استراتژی ملی، دو زیر استراتژی در نظر گرفته می شود که عبارتند از: استراتژی توسعه ملی و استراتژی امنیت ملی.

 بر طبق این دیدگاه در استراتژی توسعه ملی، کشورها به تعقیب اهدافی می پردازند که متضمن رشد، توسعه، آبادانی و تکامل آنهاست، ولی در استراتژی امنیت ملی کشورها اهداف امنیتی و بقای خود را پی جویی می کنند. مرز کشیدن دقیق میان توسعه و امنیت، در برداشت های جدید امنیت ملی چندان واقعی به نظر نمی رسد، بدون آنکه معتقد باشیم که امنیت یعنی توسعه و توسعه یعنی امنیت، باید پیچیدگی های ارتباطی خاص این مفاهیم با یکدیگر را در شرایط جدید در نظر داشت. رویکرد »درون نگر« و نیز »بسیطنگر« در ملاحظات جدید امنیت ملی از اهمیت بسزایی برخوردار هستند. نگاه اجمالی به مباحث جدید امنیت ملی و نیز آثاری که بر استراتژی امنیت ملی کشورها تمرکز و دقت نظر دارند، کافی است تا جایگاه پراهمیت مسایل توسعه را در سیاست های امنیت ملی دریابیم.

امنیت و رویکرد نوین نظامی

 چنین به نظر می رسد که شرایط و روند جهانی را به سمتی می کشانند که عملاً به تضعیف مقوله امنیت دسته جمعی از رهگذر توجه به فن آوری های جدید مربوط به سلاح های کشتار جمعی، منجر می شود. معنای این ادعا آن است که نیروی نظامی بر خلاف گمان اولیه هم چنان - ولی در قالبی غیر سنتی - در معادلات امنیتی ایفای نقش می کند. توجه به نقش های غیر سنتی نیروی نظامی از جمله محورهای اصلی مطالعات امنیتی در قرن حاضر است که می طلبد در کنار سایر ابعاد امنیت ملی مورد توجه قرار گیرند. لازم به تذکر است که در حال حاضر این اقدامات را قدرت های بزرگ، سازمان های فراملی، سازمان های منطقه ای و یا جنبش ها و گروه هایی که قادر به ایفای نقش موثر در عرصه بین المللی هستند قرار است بر عهده داشته باشند. اگر چه ایده فوق از سوی طیف وسیعی از اندیشه گران غربی اظهار و تایید شده است. به گونه ای که امروز از آن به عنوان یکی از اصول معادلات امنیت ملی یاد می شود اما نباید فراموش کرد که اکثر دولتمردان کشورهای جهان سومی و مستقل از این تفسیر که نوعی مداخله جویی را می رساند، انتقاد کرده و آن را مطابق با اصل مساوات واحدهای ملی در گستره بین المللی نمی دانند. در این رویکرد جدید با توضیحات داده شده مهم ترین گونه های حضور نیروهای نظامی در معادلات امنیتی در سطح جهان را تنها برای آشنایی خوانندگان محترم با مفاهیم مطرح شده می توان به شرح زیر فهرست کرد:

 

صیانت از صلح به روش سنتی

 در این حالت نیروهای نظامی برای حائل شدن بین طرفین درگیر به منطقه عزیمت نموده، سعی در آرام نگاه داشتن اوضاع می نماید. حضور نیروهای سازمان ملل متحد در مناطقی چون قبرس از جمله این رسالت هاست.

 

 اعمال فشار دسته جمعی

 مقابله با اقدامات تجاوزگرانه برخی از دولت ها نسبت به سایر بازی گران از جمله کارکردهای نیروهای نظامی در دنیای مدرن می باشد که با هدف استقرار صلح و صیانت از امنیت صورت می پذیرد. عملیات نظامی نیروهای چند ملیتی در کویت از مصادیق بارز این رسالت است. البته گفتنی است که نیروهای چند ملیتی تا تهدیدی را متوجه منافع خود تلقی نکنند و یا منافعی برای خود تعریف نکنند هیچ گاه صرفاً برای برقراری صلح تنها، وارد عمل نمی شوند.

 اعمال نظارت

 خاتمه بخشیدن به وضعیت جنگی و برقراری آتش بس و در پی آن اقدام برای خلع سلاح نیروهای درگیر و در نهایت عقد قرارداد صلح از جمله رسالت هایی است که معمولاً سازمان ملل متحد با پشتیبانی نیروهایش اقدام به انجام آن ها می نماید. آن چه این سازمان در نامیبیا و کامبوج به انجام رسانید از جمله مثال های تاریخی برای ایفای این نقش می باشد.

 

 کمک های بشردوستانه

 انتقال غذا و سایر اقلام مورد نیاز به مناطق بحرانی و توزیع آن ها - به ویژه در جریان جنگ های داخلی - از جمله نقش های غیرسنتی ای می باشد که در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرارگرفته و استقبال جهانی را نیز به دنبال داشته است.مواردی از قبیل سومالی و بوسنی را می توان در این ارتباط شاهد آورد.

 

 کاهش خسارت های ناشی از بلایای طبیعی

 کمک به مناطقی که دچار بلایای طبیعی شده اند و همیاری جهت بازسازی مجدد مناطق آسیب دیده از جمله مواردی است که هم چون مورد قبل، مورد توجه ویژه قرار گرفته است. در این موارد نیروهای نظامی به طور موثر در صحنه حاضر شده و با توجه به تجربه و توانمندی شان، در ممانعت از گسترش دامنه نفوذ فاجعه و جبران خسارت ها به صورت موثری عمل می نمایند.

 

 ملت سازی

 در دولتهای ورشکسته که مرجع قانونی و مشخص (حکومت) برای اداره جامعه وجود ندارد، به طور طبیعی مشکلات بسیاری پدید می آید که تنها راه حل آن ها تاسیس هرچه سریعتر دولت می باشد. در این مواقع نیروهای تحت امر سازمان های بین المللی می توانند کمک خوبی برای اداره جامعه تا زمان مورد نظر و سپس انتقال قدرت باشند.

 

 صلح سازی در گستره داخلی

 جوامعی که درگیر جنگ های داخلی می شوند، معمولاً مشکلات بسیاری را تجربه می نمایند که به علت سرسختی طرفین در مواجهه با دیگری، روز به روز بر شدت آن ها افزوده می شود. کشتار مردم بی گناه و تضییع حقوق شهروندی از جمله آسیب های جدی ناشی از بروز جنگ های داخلی است که تاثیر منفی زیادی بر امنیت داخلی می گذارد. در چنین مواقعی فقط با دخالت نظامی جامعه بین المللی است که می توان به جلوگیری از درگیری و استقرار صلح دست یازید. تلاش جامعه بین المللی در بوسنی (پس از فجایع درناک اولیه) از جمله مصادیق این رسالت است.

 

 دیپلماسی بازدارنده

 صرف حضور نیروهای نظامی وابسته به مجامع بین المللی، موجب می شود تا بازیگران سیاسی از تعرض به رقیب خود که در کنف حمایت نیروهای نظامی بین المللی است، چشم پوشی نمایند. در این حالت نیروهای نظامی وارد جنگ نمی شوند، اما با حضور خود از گسترش جنگ به سایر مناطق جلوگیری می نمایند. نمونه این امر را می توان در یوگسلاوی مشاهده کرد.

 

 کنترل فعالیت های نظامی

 تلاش سازمان های بین المللی برای کنترل برنامه عملی کشورهای مختلف در حوزه نظامی گری از جمله سیاست هایی است که می تواند در کاهش التهاب ناشی از تکثیر سلاح های مخرب موثر افتد. انجام این مهم به کمک نیروهای نظامی نیازمند است.

 

 سرویس های حفاظتی

 طراحی مناطق حفاظتی ای که در داخل یک کشور یا منطقه ای خاص از جهان تعیین می شوند، ازجمله سیاست های موثری است که اجرای آن بدون حضور نیروهای نظامی ای که ضامن اصل »عدم تعرض« به این مناطق باشند، غیرممکن است. ارایه سرویس های حفاظتی از جمله کارکردهای غیرسنتی نیروهای نظامی است که در کاهش عمق و گستره فجایع کاملاً موثر است. از جمله این موارد می توان به تعیین مناطق حفاظتی ویژه کردها در عراق، یا ویژه مسلمانان در بوسنی اشاره داشت.

 

 مبارزه با قاچاق مواد مخدر

 تولید و حمل و نقل مواد مخدر در گستره بین الملل از جمله تهدیدات جدی ای است که سلامت و امنیت بین الملل، و در بسیاری از موارد امنیت داخلی بازی گران سیاسی، را به چالش فراخوانده است. مبارزه با این موسسات در توان یک کشور واحد نیست، لذا عزم بین الملل و حضور نیروهای نظامی فراملی می تواند کمک امنیتی قابل توجهی برای کلیه بازی گران به شمار آید. سیاست آمریکا برای مبارزه با حکومت زامبیا با همین ادعا طرح و به اجرا در آمد.

 مبارزه با تروریسم

 با توجه به وسعت و قدرت روزافزون سازمان های تروریستی، کنترل پروازها، مراکز تولید مواد و کالاهای مصرفی، اماکن و محل های پر رفت و آمد، مراکز اصلی تجارت و اقتصاد و... از جمله ضرورت های امنیتی ای می باشد که به سادگی نمی توان از عهده آن برآمد. در این گونه موارد، نیروهای نظامی می توانند حضوری مثبت و فعال داشته باشند.

 

 دخالت برای حمایت از دمکراسی

 در این مورد نیروهای نظامی جهت سرنگون ساختن فرد یا نظام خاصی وارد عمل شده، سعی می نمایند از این طریق زمینه را برای برگزاری انتخابات آزاد مهیا سازند. دخالت نظامی آمریکا به سال 1980 در پاناما و به سال 1994 درهائیتی با توجه با این توجیه صورت پذیرفت. شایان ذکر است که این رسالت مبهم و غیر واقع بینانه می باشد، چرا که هدف از آن تحمیل نگرش خاص (لیبرالیسم) بر سایر بازی گرانی است که حاضر به پذیرش لیبرالیسم نمی باشند. لذا در عمل مشاهده می شود که به ابزاری برای توجیه تجاوز تا رهاسازی مردم از دست قدرت های مستبد تبدیل شده است.

 

 تایید و تقویت تحریم های وضع شده

 تحریم هایی که برای تنبیه متجاوز یا خاطی وضع می شود، نیازمند پشتوانه قوی ای است که اجرای آن ها را ضمانت کند؛ نیروهای نظامی (دریایی، زمینی و هوایی) در این زمینه می توانند، نقش ضامن اجرایی تحریم ها را به خوبی ایفا نمایند.

 از مجموع موارد بالا چنین برمی آید که نیروهای نظامی به هیچ وجه از معادلات امنیتی در عصر حاضر حذف نشده و حضور آن ها به دلایل متفاوتی هم چنان ضروری است. البته بیان این مطالب به معنی تایید نقش های سنتی نیروهای نظامی نیست و باید پذیرفت که این نیروها در عصر جدید معمولاً به شکلی غیر سنتی حاضر می شوند.(افتخاری، اصغر، مراحل بنیادین اندیشه در مطالعات امنیت ملی، ص 320 - 325)

 

تغییر مفهومی امنیت ملی قبل و بعد از جنگ سرد

 مطالعه پیرامون امنیت در کانون مباحث روابط بین الملل قرار دارد. امنیت در روابط بین الملل به عنوان کالایی بس ارزشمند مطرح بوده است و به یک معنا می توان آن را محور تمامی مباحث حوزه بین الملل قلمداد کرد؛ به گونه ای که برخی از اندیشه گران، روابط بین الملل را چنین تعریف نمودند:

 »تلاش واحدهای سیاسی برای افزایش توان مندی ها و امکانات شان جهت رسیدن به سطح و وضعیتی که خود را ایمن از لطمات ناشی از عملکرد سایر بازی گران (در عرصه سیاست بین الملل) بیابند.«

 در این تلقی، امنیت دلالت بر وضعیتی دارد که در آن یک واحد سیاسی از هجوم دیگران مصون می باشد. چنان که از این تعریف برمی آید، امنیت با نظامی گری ارتباط نزدیک دارد و همین موضوع است که بنیاد مطالعات امنیتی سنتی را شکل می دهد. البته پژوهش های بعدی نشان داد که امنیت مقوله ای پیچیده تر از آن است که بتوان آن را به نظامی گری صرف تقلیل داد.

 آن چه در فردای جنگ سرد به وقوع پیوست، حکایت از آن دارد که چیستی امنیت از سوی اندیشه گران و تحلیل گران روابط بین الملل مورد پرسش واقع شده است. باری بوزان(. Barry Buzan. )

 از پژوهش گران بنام این حوزه، با اشاره به »زمینه وند« بودن امنیت، چشم انداز تازه ای را در مطالعات امنیت گشود که طرح تعاریف متعدد و متنوع از امنیت، نخستین ثمره آن می باشد. بوزان با تامل در تعاریف مهمی که از امنیت به عمل آمده، به آن جا می رسد که امکان جمع میان این تعاریف غیر ممکن بوده و اختلاف رویکردها دلیل اصلی این مهم است. تاکید او بر عدم وجود »تعریفی واحد« و بر حذر داشتن اندیشه گران از تلاش بی حاصل برای دست یابی به چنین تعریفی، از جمله نکات ارزنده ای می باشد که بوزان به محققان این حوزه ارایه داده است. دیوید بالدوین و هلن میلز ادعایی بیش از این را مطرح کرده و مدعی شده اند که:(. David Baldwin. )( Helen Milner. )

 »اصطلاح امنیت ملی، شاخص ترین مفهوم در حوزه علوم اجتماعی است که از حیث گرانباری آن از عناصر ارزشی، هیچ مفهومی با آن برابری نمی کند.«

 چنان که پاتریک مورگان نیز اظهار داشته است؛ »امنیت یک وضعیت یا حالتی(. Patrick Morgan. )

 چون سلامتی است که تعریف یا تحلیل ساده و بسیط را برنمی تابد.«

 دلیل صعوبت فوق الذکر ریشه در دو جا دارد: اول این که مطالعات امنیتی بخشی از روابط بین الملل است که ویژگی اصلی اش وجود تنوع و تعدد تئوری های مطرح شده در خصوص مسایل و موضوعات محوری و پایه ای، می باشد. به عبارت دیگر، حوزه مطالعاتی مادر دارای وحدت درونی نیست و همین معضل به حوزه مطالعات امنیتی نیز سرایت کرده است. در مورد دوم به عناصر درونی امنیت بازمی گردد؛ در درون امنیت عناصر هنجاری ای وجود دارد که امکان دستیابی به اجماع عمومی درباب آن ها را برای تحلیل گران مشکل (وحتی غیرممکن) می سازد.

 به نظر می رسد که مجادلات جاری پیرامون دو پرسش اصلی قرار دارند:

 1. در بحث از امنیت چه کسی یا چه چیزی باید مد نظر ما باشد: دولت، گروه هایی که مبتنی بر عقلانیت یا جنسیت هستند، یا افراد؟

 2. چه فرد یا چیزی امنیت را تهدید می کند: دولت ها و سیاست های تصمیم سازان؟ یا این که کار ویژه هایی وجود دارد که آن ها تهدیدگر هستند و از محیط یا از درون سازمان های غیردولتی و... پدید می آیند؟

 در همین ارتباط می توان دو سوال مهم دیگر را مطرح ساخت که به نوعی در ارتباط با موضوعات فوق الذکر هستند: چه کسی امنیت ساز است؟ و با چه روشی می توان امنیت سازی کرد؟ پاسخ به دو پرسش اخیر به میزان زیادی به پاسخ ارائه شده به دو سوال اول بستگی دارد و در مجموع ماهیت و هویت امنیت را مشخص می کند.

 از دیدگاه غرب فروپاشی نظام دوقطبی پیشین، نقطه مرکزی مطالعات امنیتی را متحول ساخت. این تحول حداقل چهار تاثیر چشم گیر برای آنها داشته است:

 1. بر درک قبلی از دشمن نزد کسانی که در این معادلات بوده اند تاثیر گذارد و آگاهی از این نکته را که چه کسی دشمن به شمار می آید، متحول ساخته است. این مساله صرفاً در فروپاشی ساختار جنگ سرد ریشه ندارد و بر زوال پارادایم واقع گرا در روابط بین الملل نیز بسیار تاثیر گذارده است.

 2. در سازمان ها و موسساتی که در سطح بین الملل جایگاهی داشتند، مانند ناتو و سازمان ملل، شخصیتها و مراکز علمی در جستجوی تعریف تازه ای از امنیت برآمده اند.

 3. ابعاد داخلی امنیت نسبت به قبل اهمیت بیش تری یافته است؛ مواردی چون ملاحظات قومیتی، مهاجرت و روندهای اقتصادی روز به روز اولویت بیش تری یافته اند.

 4. تاثیر فراملی ابعاد داخلی، مورد تایید قرار گرفت است. به همین خاطر است که می بینید در این دوره کشوری مثل آلمان نسبت به نحوه فعالیت و سرنوشت برخی از سازمان هایی که در ذیل حاکمیت ملل دیگری چون کلمبیا، روسیه، ایتالیا و... هستند حساس بوده و برای خودش حق دخالت قایل است.(اصغر افتخاری، مراحل بنیادین اندیشه در مطالعات امنیت ملی، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1381، ص 17 - 29)

 

مطالعات امنیت ملی، قبل از جنگ سرد

 این واقعیت که گفتمان امنیتی در فردای جنگ سرد وارد عرصه تازه ای گردیده است، از اجماع عمومی برخوردار می باشد. بر این اساس، مطالعات امنیتی جهت این که هم چنان بتواند جایگاه خود را حفظ نماید، مجبور شده تا از تمرکز سنتی خود بر تهدید، کاربرد و مدیریت نظامی صرف احتراز جسته، با تجربه نمودن برخی از تحولات بنیادین، به ابعاد و ملاحظات تازه ای در تعریف امنیت دست یابد. در همین دوران است که شاهد توسیع موضوعات امنیتی و طرح مسایل تازه ای از قبیل: بارانهای اسیدی، ایدز، پارگی لایه ازن، قاچاق مواد مخدر، نابودی منابع طبیعی، گرمی زمین، انفجار جمعیت، آلودگی آب و هوا و... می باشیم.

 اگر چه تصویر امنیتی ارایه شده به ظاهر تازه به نظر می رسد اما گمان بر این است که به جز توسیع موضوعی، تحول بنیادین دیگری صورت نپذیرفته و به دلایلی چند، جوهره امنیت هم چنان یک سان باقی مانده است:

 اول آن که: اگر چه جنگ سرد به پایان رسیده اما مویدات کمی برای اثبات این نکته وجود دارد که همکاری جهانی و عدم توسل به نیروی نظامی، جای گزین ملاحظات نظامی پیشین خواهند شد. به عبارت دیگر، نزاع غرب - شرق پایان یافته اما در عمل نزاع و جنگ هم چنان وجود دارد و هرگز از بین نرفته است.

 دوم آن که: ملاحظات امنیتی پیشین - که مبتنی بر عنصر نظامی گری است - در عرصه عمل هم چنان حرف آخر را می زند و بازی گران در ورای شعارهایی که بیان می دارند، هم چون قبل امنیت خود را با توجه به عنصر نظامی گری تعقیب می نمایند.

 سوم آن که: توسیع مفهومی ای که بدان اشاره شد، در واقع نتیجه تحولاتی بود که در موضوعات امنیتی، خود را در گستره مطالعات امنیتی، نشان می دهد. بنابراین در درون این حوزه تحول محتوایی خاصی رخ نداده است. در تطور تا اوایل دهه 1990 به این نتیجه می رسیم که حوزه مطالعات امنیت ملی تحت تاثیر گرایش های اثبات گرایانه حاکم بر حوزه مطالعاتی مادر - یعنی حوزه روابط بین الملل - در ابتدا گرایش زیادی به مولفه های کمی در معادلات امنیتی دارد که نمونه آن را می توان توجه به رویکرد صرفاً نظامی در تحصیل امنیت برای کشورها - از سوی دولت مردان - مشاهده کرد. واقع امر آن است که به رغم تمامی تحولات مهمی که در حوزه امنیت ملی در این دوره شاهد آن بوده، ماهیت سلبی آن همچنان باقی مانده و تا پایان جنگ سرد این ویژگی حضور و استمرار دارد. البته این نتیجه نافی تحولات مثبتی که در این دوره رخ داده نمی باشد؛ تحولات قابل توجهی چون، رهاسازی رویکرد تک بعدی »نظامی گرا« و عطف توجه به مقوله کلان تر »نزاع« و »ستیز« و در نهایت رسیدن به این حقیقت که امنیت چهره ای چند بعدی دارد و نمی توان آن را در بعدی واحد (چون نظامی) تحدید کرد. حاکمیت این بینش تازه است که تولید حجم قابل توجهی از متون مربوط به مطالعات امنیت ملی را به ارمغان می آورد که در آن ها اقتصاد، محیط زیست، مسایل فرهنگی و فکری، سیاسی، جغرافیایی و... به مثابه ابعاد نوینی از امنیت ملی به بحث و بررسی درآمده اند. رویکرد چند بعدی اوج مطالعات امنیت ملی در این دوران را شکل می دهد که با ورود به دوران پس از جنگ سرد و طرح دیدگاه های انتقادی، اصلاح و تکمیل می گردد. بر این اساس تعجب آور نیست اگر مشاهده می شود که عمده بحث های امنیتی در این دوران پیرامون مقوله محوری »نزاع« می باشد.(اصغر افتخاری، مراحل بنیادین اندیشه در مطالعات امنیت ملی، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1381، ص 69، 70 و 92)

 

مطالعات امنیت ملی، پس از جنگ سرد

 پایان جنگ سرد تاثیرات گسترده ای را در سطوح و ابعاد مختلف مناسبات بین المللی به دنبال داشت که تغییر محیط امنیتی مهم ترین ثمره آن در حوزه مطالعات امنیت ملی می باشد.

 در فردای جنگ سرد، محیط امنیتی نوینی پدیدار گشته که محوریت در آن با نقش آفرینی حکومت ها نمی باشد بلکه بیش تر تعامل حکومت با بازیگران غیر دولتی مدنظر است.

 پس از پایان جنگ سرد هرچند بسیاری از تهدیدات فروکاست ولی مساله سلاح هسته ای و تکثیر آن ها، منازعات بین دولت ها و تولید گسترده سلاح های کشتار جمعی هم چون گذشته در جریان هستند. از طرف دیگر تهدیدهای غیر سنتی ای هم پدید آمده اند که فضای جهانی را ناامن می سازند. از آن جمله می توان به روند رو به افزایش دولت های ضعیف و شکل گیری وفاداری فراملی اشاره داشت که سهم به سزایی در تحولات عصر حاضر دارند.

 پدیده هایی چون مهاجرت گسترده نخبگان، جنبش های فراملی و... از جمله عواملی هستند که از سوی تحلیل گران امنیتی به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته اند و به عنوان عوامل موثر در تعریف وضعیت امنیت ملی شناخته شده اند.

 می توان انتظار داشت که محیط امنیتی قرن آینده مبتنی بر نتایج حاصل از روندهای زیر می باشد:

 1. میزان توفیق دولت های صنعتی برای جلوگیری از بروز جنگ یا برافروختن آن، به علت حضور بازی گران غیر دولتی ای که سابق بر این مطرح نبوده اند؛ رو به کاهش داشته و چنین به نظر می رسد که این روند طی قرن آتی شدت و حدت بیش تری می یابد.

 2. منازعات بین دولتی با تروریزم آمیخته می شود. به این معنا که بازی گران مادون و فراملی هردو به اندازه ای از توان و قدرت عملیات می رسند که خواهند توانست در درون و در خارج از مرزهای ملی عمل نمایند. این فعالیت ها در رادیکال ترین شکل خود به صورت عملیات های تروریستی تجلی یافته که با کمک از سلاح های کشتار جمعی (حادثه سال 1995 در تونل زیرزمینی توکیو و یا انفجار سال 1993 در مرکز تجارت جهانی) معمولاً رخ می دهند.

 3. تفاوت های اخلاقی و مذهبی در درون واحدهای ملی، به بروز خشونت منتهی شده و ضمن بروز منازعه امواج مهاجرت را شدت می بخشد.

 4. سازمان های جنایی هم از حیث تعداد و هم از حیث حیطه عملکرد، رشد و نفوذ بیش تری می یابند؛ تا آنجا که قادر خواهند بود دولت های ضعیف را به چالش فراخوانند.

 5. نوعی تعامل بین گروه های قومیت گرای سیاسی و جنایی در عرصه بین المللی پدید خواهد آمد که تبادل فن آوری ها و مشارکت در منابع مالی از جمله نمودهای بارز آن می باشد.

 6. نزاع و بی ثباتی به میزان زیادی با مقوله توسعه و رشد اقتصادی پیوند خورده و بسیاری از حکومت ها را به چالش فرامی خواند.

 در نتیجه سیاست امنیتی معنایی متفاوت از آن چه تا کنون بوده، پیدا می نماید؛ به گونه ای که می توان دو اصل بنیادین آن را چنین برشمرد:

 1. برنامه ریزان سیاسی، دیپلمات ها، همچون حقوق دانان و نخبگان فکری، در یک برنامه جمعی باید در مقام آن برآیند تا جایی را برای بازیگران خرده و مافوق ملی در عرصه سیاست و اداره جامعه بیایند.

 2. عرصه جهانی بیان گر حوزه های جدیدی خواهد بود که حکومت ها به تنهایی در آن نقش آفرین نیستند و به عبارتی »غیرحکومتی« می باشند. بنابراین ضمن مشخص شدن قلمرو نفوذ دولت، گونه ای خاص از مسایل پدید می آید که پیدا کردن راه حل مناسب برای آن ها ضرورتاً از عهده دولت برنمی آید. درک و پذیرش این تفکیک، اصلی مهم در معادلات امنیت به حساب می آید.

 بر این اساس برنامه مطالعاتی تازه ای شکل می گیرد که ماهیت آن نه صرفاً دفع تهدیدات بلکه ایجاد فرصت ها و محقق ساختن نیازمندیهایی است که ناظر بر توانمندی های یک نظام سیاسی می باشد. این تحول عمده ترین نتیجه این دوران پر افت و خیز است که متعاقباً با رویکرد ایجابی از آن یاد می شود. در این چارچوب است که اندیشه گران جدید حوزه مطالعات امنیتی به تفکیک دو رویکرد دولت محور و غیر دولت محور از یکدیگر پرداخته و به این ترتیب به تعریف و شناساندن بازی گران تازه ای در معادلات امنیت ملی می پردازند. که تا پیش از آن برای تحلیل گران چندان مهم نبودند. هم زمان با توسعه مطالعات امنیت ملی، مقوله »تهدیدات« نیز متحول گردیده و شاهد عطف توجه به کانون های تهدیدزای تازه ای می باشیم که عمدتاً غیر دولتی بوده و برخلاف دوران جنگ سرد، در دو فضای »مادون« و »مافوق« دولت ملی قرار دارند.

 با توجه به آن چه آمد مشخص می شود که پایان جنگ سرد به معنای گذار از یک پارادایم (سنتی) به پارادایمی تازه (و مدرن) از امنیت می باشد که به واسطه آن معنا، تئوری، راهبرد و استراتژی امنیت ملی تغییر می یابد؛ پارادایمی که در درون آن طیف متنوعی از مطالعات امنیتی نضج و رشد یافته اند، مطالعاتی که ناظر بر حیات جمعی کلیه بازی گران در گستره جهانی بوده، با اوصافی چون امنیت مشترک، همگانی، جامع و... همراه هستند.

 

جمهوری اسلامی ایران و امنیت ملی

 در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی، ملاحظات امنیت ملی کشور دچار تحولات گوناگونی شده است. دگرگونی ها در پرتو پی گیری و استمرار برخی از ویژگیهای کلان نظام جمهوری اسلامی جریان داشته اند. ملاحظات امنیتی کشور به سه دوره بسط محور، حفظ محور و رشد محور تفکیک می شود و در هر دوره چهار متغیر اساسی یعنی اهداف و اصول امنیت ملی، قدرت ملی، تهدیدها و آسیب پذیری های امنیت ملی و نهایتاً سیاست های امنیت ملی مد نظر قرار گرفته است، جمع بندی نتایج این بررسی به شرح زیر می باشد:

 1. گفتمان بسط محور در ملاحظات امنیت ملی کشور در سال های اولیه نظامی نوپا حاکمیت داشت. در این سالها به رغم آن که انقلابیون مذهبی تمامی ساختارهای رسمی سیاسی را در اختیار نداشتند، به تدریج توانستند بر تمامی سیاست های اعلامی و اعمالی نظام تسلط یابند و در واقع اندیشه های آنها راهنمای اصلی سیاست های داخلی و خارجی نظام گردد. در نزد انقلابیون مفهوم امنیت ملی از اعتبار ذاتی بهره مند نبود، حتی نسبت به هر آن چه که از بار ملی برخوردار بود نظیر هویت ملی، منافع ملی، و امنیت ملی، نوعی تنفر و بدبینی احساس می شد. بر این اساس مفهوم امنیت در قالب کلان دارای ویژگی های ارزشی می گردد و به جای امنیت ملی ترکیب هایی نظیر امنیت نظام، امنیت امت اسلامی مورد توجه قرار می گیرند. چنین تعریفی از امنیت، به معنای دامن زدن به ماهیت گسترش یابندگی انقلاب نیز بود. بر این اساس انقلابیون علاوه بر تمرکز نسبت به اصلاح زندگی فردی و اجتماعی ملت، بسط ارزش های اسلامی در ماورای مرزهای ملی را نیز جزء وظایف اولیه خود احساس می کردند. آنها از یک سو ایران را برای اسلام می خواستند و از سوی دیگر نقش ایران اسلامی را همانند قطب و محور برای جهان اسلام در نظر داشتند. بإ؛ع00

/ توجه به بررسی های انجام شده به نتایج زیر در زمینه ملاحظات امنیت ملی کشور در گفتمان بسط محور دست می یابیم:

 مرزبندی ها و حصارهای ملی گرایی طرد می شدند.

 از الگوی انقلابی پیروی می شد.

 ملاحظات امنیت ملی از الگوی مدونی پیروی نمی کرد.

 ابعاد مختلف در ملاحظات امنیتی کشور شامل اهداف و اصول، مقدورات ملی، تهدیدها و آسیب پذیری و سیاست های امنیت ملی از نقطه صفر شروع می شدند.

 اهداف امنیتی تابع سیاست های کلان انقلابی، به دنبال آرمان ها و اصول انسانی و اسلامی بوده که نشاندهنده ماهیت نرم افزاری امنیت ملی بود.

 انقلاب و نظام در مقابل تهدیدات آسیب پذیر بود.

 حاکمیت سیاسی در اولویت سایر ابعاد از قبیل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی قرار داشت.

 2. وقوع جنگ نقطه عطفی در ملاحظات امنیت ملی کشور بود. در شرایطی که هنوز بسیاری از مفاهیم انقلاب در حال تعریف شدن بودند و هنوز کلاف انقلاب در حال گشوده شدن بود، جنگ تحمیلی آغاز شد. در واقع نیروهای سیاسی موجود هنوز در بسیاری از عرصه ها به توافق اساسی نرسیده بودند و دگرگونی های سیاسی قابلیت بسط بیشتری داشت. به همین دلیل است که حتی در یک سال اول جنگ، جامعه انقلابی درگیر مسایلی بود که چندان با جوامع درگیر جنگ همخوانی نداشت. تنها با فروکش کردن التهاب سیاسی پس از عزل بنی صدر و تابستان 1360 و دستیابی به یک وحدت سیاسی میان مسوولان انقلابی، جنگ به مثابه موضوع اصلی امنیت ملی در راس قرار گرفت. دوران حفظ محور از ابتدای سال دوم جنگ تا پایان آن بر ملاحظات امنیت کشور حاکم بود. بدیهی است وجه تمایز اساسی این دوره با دوره قبل، محدود بودن دایره معضلات اساسی امنیتی نظام در یک عامل اساسی یعنی جنگ و مسایل وابسته به آن بود. بدین خاطر حفظ و حراست از تمامیت ارضی کشور و تامین امنیت نظام در برابر تهدید عینی عراق در محور توجهات اساسی نظام قرار می گیرد. با این وجود دوره جدید از نظر جنبه های ایدئولوژیک با دوره گذشته همخوانی دارد. تحولات جنگی و نوع مقاومت های شکل گرفته در کنار آرایش نیروهای متخاصم، حتی باعث افزایش تاثیرات ایدئولوژیک در برخی برهه ها بر ملاحظات امنیت کشور می شد. با این حال واقعیت های جنگی در کنترل بسیاری از اهداف آرمانی و ایدئولوژیک گذشته به صورت موقت تعیین کننده بود. با توجه به بررسی های انجام شده به نتایج زیر در زمینه ملاحظات امنیت ملی کشور در گفتمان حفظ محور دست می یابیم:

 ملاحظات امنیت ملی در حواشی مرزهای ملی تمرکز یافت.

 از عناصر قدرت زای معنوی بهره گیری بیشتری انجام می شد.

 تداوم انقلاب از طریق جنگ بیمه شد.

 توانایی بسیج و انسجام جامعه ایرانی برای رویارویی با بحران های برانداز بیرونی اثبات شد.

 ضرورت توانمند سازی نظامی نمایان شد.

 پشتوانه اقتصادی کشور به عنوان عمده ترین تحولات منفی ساز کاهش یافت.

 از ملاحظات غیرواقعی در سیاست خارجی جلوگیری شد.

 جنبه هایی از عملگرایی در سیاست های خارجی تحمیل شد.

 3. جنگ ملاحظات امنیتی را بیشتر در حواشی مرزهای ملی متمرکز ساخته بود، ولی پایان آن و شروع تحولات گسترده در کشور، بیش از هر چیز مرکز ثقل این ملاحظات را به درون مرزهای ملی انتقال داد. پایان جنگ با دگرگونی های دیگر در سطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی همراه بود. در سطح داخل با اصلاح قانون اساسی و تمرکز قدرت در ریاست جمهوری، زمینه های اختلافات احتمالی در قوای اجرایی کشور برطرف شد اما این مساله به معنای پایان رقابت های سیاسی در مجموعه عالی سیاستمداران کشور نبود. در طول این مدت می توان از سه دیدگاه مهم در نزد نخبگان عالی کشور نسبت به امنیت ملی سراغ گرفت 1. دیدگاه مبتنی بر رشد اقتصادی 2. دیدگاه مبتنی بر تفکر ایدئولوژیک 3. دیدگاه مبتنی بر توسعه فرهنگی - سیاسی.

 4. در کنار این تحولات داخلی دگرگونی های منطقه ای و بین المللی نیز در شکل گیری ملاحظات جدید امنیت ملی کشور موثر بوده اند. فروکش کردن نقش ایدئولوژی در نظام بین المللی پس از سقوط کمونیسم و برپایی نظمی نوین در این نظام که منجر به رشد رفتارهای انحصارگرایانه قدرت ها و مخصوصاً آمریکا شد، بر امنیت ملی کشور تاثیرات تعیین کننده ای داشته اند. در کنار این تحولات، روندهایی نظیر تشدید اقتصادی شدن روابط بین الملل و تکامل فرآیند جهانی شدن نیز از عوامل موثر بوده اند. در سطح منطقه نیز آثار فروپاشی شوروی و پیدایش کشورهای جدید در حوزه شمالی کشور و همچنین تداوم و تصاعد در بحران های منطقه ای خاورمیانه مشغولیت های فراوانی را برای دولتمردان خلق نمود. با توجه به بررسی های انجام شده به نتایج زیر در زمینه ملاحظات امنیت ملی کشور در گفتمان رشد محور دست می یابیم:

 التهابات دو دوره گذشته و درون گرایی نسبی در ملاحظات امنیتی کم شد.

 همچنان جای خالی یک دیدگاه سیستماتیک و همه جانبه نگر در ملاحظات امنیتی کشور احساس می شود.

 بر رفاه ملی در کنار صیانت ملی تاکید بیشتری می شود.

 ایجاد الگوی ایران نیرومند و سربلند به جای صدور فیزیکی انقلاب قرار گرفته است.

 عناصر قدرت ملی از کیفیت عینی تری برخوردار شدند.

 تهدیدات گستردگی بیشتری پیدا کرده است.

 لزوم بینش چندسویه در سیاستگذاری ها احساس می شود.

 تحول محسوس در میزان توجه به عوامل محیطی پیدا شده است.

 

خلاصه

 توجه به مباحث مطروحه در بخش های سه گانه فوق، مشخص می کند که ملاحظات امنیت ملی کشور دارای تحولات گوناگونی بوده است. به صورت خلاصه می توان از تحول در »برون نگری به درون نگری« از »رویکرد ایدئولوژیک و تعهدگرایی ناب به واقع بینی بیشتر«، از »امت محوری به ایران محوری«، از »سادگی به پیچیدگی«، و از »تهدیدپنداری به تهدید - فرصت نگری در نظام بین الملل« یاد کرد. در این تحولات شاهد توجه بیشتری به لزوم توازن میان مقدورات و محدودیتها در ملاحظات امنیت ملی هستیم.(ولی پور زرومی، سیدحسین، گفتمان های امنیت ملی، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1383، ص543 - 572)

 

منابع و ماخذ:

 عمید زنجانی عباسعلی، مبانی اندیشه اسلام، سازمان انتشارات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، 1375.

 statd linne - cunited ,The Third world security predicament ,Mohammad Ayoob

. p213 ,1995 ,rinnerpublishher

 سید مجتبی تهامی، امنیت ملی.

 اخوان کاظمی، بهرام، امنیت در نظام سیاسی اسلام، کانون اندیشه جوان، 1385.

 اصغر افتخاری، مراحل بنیادین اندیشه در مطالعات امنیت ملی، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1381.

 ولی پورزرومی، سیدحسین، گفتمان های امنیت ملی، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1383.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:8  توسط مهزیار  | 

امنیت ملی از نگاه امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی)
نویسنده : دکترمصطفی نوری پیرعلی

 

سرآغاز

 واژه ترکیبی »امنیت ملی« که ظاهراً پس از جنگ جهانی دوم از دنیای غرب به سایر کشورهای جهان گسترش یافت، عمر چندانی ندارد و به جهت گستردگی مفهومی تعریف دقیق منطقی و مشخصی که مورد اجماع علمای سیاست باشد از آن مشاهده نمی شود.

 با این وصف تعریف فرهنگنامه ای و معروف و مشهور آن چنین است: »مصونیت نسبی یا مطلق یک کشور از حمله مسلحانه یا خرابکارانه سیاسی یا اقتصادی احتمالی همراه با وارد کردن ضربه کاری مرگبار در صورت مورد حمله قرار گرفتن. امنیت ملی بیانگر تمام مقاصد دفاعی کشور است، یعنی آمادگی برای مخاصمه به خاطر بازداشتن آن یا دوری گزیدن از آن،. .. روحیه نیروهای نظامی، تعداد و هوشمندی دانشمندان، تکنولوژی، ویژگی های رهبران و شخصیت های سیاسی و نظامی، موقعیت ژئوپولتیکی و قدرت اقتصادی کشور از جمله عوامل مؤثر در امنیت ملی است.«(فرهنگ علوم سیاسی، علی آقا بخشی، مینو افشاری راد، ص 443، نشر چاپار، 1383، تهران)

 علاوه بر کشورهای صنعتی و پیشرفته، در کشورهای در حال توسعه نیز مقوله امنیت ملی به معانی مختلفی از جمله حفظ تمامیت ارضی، حفظ جان و مال مردم ونیز ارتقای منابع حیاتی کشور و دفع تهدیدات جدی از خارج و استمرار سیستم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، تعمیم یافته است.

 امنیت ملی نظام جمهوری اسلامی در اندیشه امام و رهبری همانند سایر مفاهیم و تعابیر مهم و محوری سیاسی در قلمرو مکتب حیاتبخش اسلام و آموزه های دینی تفسیر و تحلیل می شود که مجموعه عواملی همانند اعتقادات دینی، خدمتگزاری، عدالت طلبی، دشمن شناسی و مشارکت عمومی و. .. در پیدایش مؤلفه های امنیت ملی و استقرار آن سهیم هستند. بر این اساس »امنیت ملی« در نظام جمهوری اسلامی ایران یک مقوله قدسی و ارزشی به شمار می آید.

 امام معقتد است که: »اسلام برای همه است و ما همه در تحت لوای اسلام ان شاءالله امیدوارم با رفاه و امنیت زندگی کنیم.«(صحیفه امام، ج 9، ص 439)

 مقام معظم رهبری کلام جامع و راهبردی امام را چنین تبیین می نماید:

 امام می دانست که اگر ما به اسلام متمسک شویم هم عزت دنیا و هم رفاه مادی، هم قدرت سیاسی، هم آسایش و هم امنیت عمومی برای مردم پدید خواهد آمد؛ لذا امام اسلامیت را به معنای حقیقی کلمه در بافت نظام اسلامی و این بنای مستحکم و شاخص گذاشت.(بیانات مقام معظم رهبری در مراسم سالگرد ارتحال امام، 14 / 3 / 1380)

 انقلاب شکوهمند و نظام سرافراز جمهوری اسلامی ایران سه دهه پرنشیب و فراز را سپری کرده و به آستانه دهه چهارم گام نهاده است و فرهنگ غنی و دینی آن گستره گیتی را درنوردیده وتأثیر فراوانی در اندیشه و افکار صاحب نظران و تئوری پردازان گذاشته است. میراث گرانسنگ اندیشه های تابناک امام خمینی و گنجینه ارزشمند دیدگاه های مقام معظم رهبری در تعریف و باز شناخت فرهنگ اصیل اسلامی طرحی نو در انداخته و در حوزه اندیشه سیاسی و مفاهیمی چون امنیت ملی ساختار نظریه پردازی و تحلیل و تبیین را بر شالوده آموزه های دینی و فرهنگ اصیل اسلامی بنا نهاده اند.

 علی رغم نارسایی مفهومی وعدم جامعیت در تعریف منطقی امنیت ملی، این اصطلاح رایج سیاسی در فرهنگ های نظام های سیاسی گوناگون کاربردهای متفاوتی دارد. از نگاه امام و رهبری، امنیت ملی دارای مفهوم چند وجهی و سیال و برخاسته از آرمان و سیاست کلی نظام جمهوری اسلامی است. در این مقاله با رویکرد به اندیشه های این بزرگواران وجوه و مؤلفه های استقرار امنیت ملی نظام جمهوری اسلامی و چالش های ملی آن را مرور می کنیم.

 

ابعاد و وجوه امنیت ملی

 اصولاً شکل بندی امنیت ملی در صورت های مختلف خود را نشان می دهد و نظام های سیاسی که اساس آنان بر امنیت ملی تک بعدی قوام یافته است، در برابر حوادث و ناملایمات بیشتر شکننده هستند تا نظام هایی که امنیتشان بر چند پایه استوار است.

 برجسته ترین وجوه و ابعادی که برای امنیت ملی نظام جمهوری اسلامی ایران متصور است و از جمع بندی متن راهبردهای امام و رهبری استخراج شده عبارتند از:

 1. امنیت فردی: یعنی هر فرد بتواند بدون دغدغه از امکانات عمومی بهره مند گردد و از آزادی های قانونی و مشروع در جهت رشد و تعالی مادی و معنوی بهره برداری کند و با هیچ گونه مانع و تهدیدی مواجه نگردد و کرامت انسانیش رعایت شود.

 2. امنیت اجتماعی: یعنی آرامش و سلامت جامعه و رشد حس تعاون و همیاری و دوری از ناهنجاری ها اخلاقی، و رعایت قانون.

 3. امنیت اقتصادی: فراهم بودن زمینه های درآمد مناسب اقشار میانی و پائین جامعه در حل مشکلات معیشتی و مسکن، سرمایه گذاری و اشتغال، قانونمندی و سلامت در چرخه تولید، توزیع و مصرف، بهره وری مناسب از ذخایر و معادن، توسعه و مکانیزه نمودن بخش کشاورزی، رهایی از اقتصاد تک محصولی، خودکفایی در صنایع مهم و کلیدی و دست یابی به تکنولوژی های پیشرفته، تعادل و توازن در عرضه و تقاضا.

 4. امنیت سیاسی: تعامل احزاب و جناح های دلسوز انقلاب، پرهیز از تشنج و درگیری های قومی و حزبی، وفاق و همدلی کارگزاران نظام، آرامش در محیطهای علمی، سیاسی و رسانه ای، فضای سالم ومناسب برای نقد منصفانه عملکردها، اقتدار نهادهای امنیتی و سیاس در ردیابی تحرکات طراحان براندازی نرم و اشراف بر روند شکل گیری طرح های دشمنان و عوامل داخلی و منطقه ای آنان در توطئه های فرهنگی سیاسی و نظامی، حضور همگانی مردم در عرصه های گوناگون سیاست و حمایت همه جانبه از نظام اسلامی.

 5. امنیت قضایی: حفظ حقوق و حرمت شهروندی، اجرای یکسان قانون برای همه متخلفان، احقاق حقوق ستمدیدگان و مظلومان، ضابطه مندی و قاطعیت در مسیر مراحل قضایی پرونده های مفسدان سیاسی و اقتصادی.

 6. امنیت فرهنگی: رشد اخلاق دینی، ارتقاء فرهنگ عمومی و اسلامی، پویایی و گسترش ارزش های انقلاب و دفاع مقدس، فراهم بودن بسترهای مناسب تولید علم و تقویت جنبش نرم افزاری، استحکام پایه های معرفت دینی و ایمن سازی اخلاقی و روحی نسل جدید در برابر تهاجمات و شبیخون فرهنگی دشمنان.

 7. امنیت دفاعی مرزی و منطقه ای: ساماندهی و تقویت نیروهای مسلح متناسب با دفع تحرکات نظام دشمنان و نبردهای نامتقارن و ناهمتراز، خودکفایی تسلیحاتی در جهت بازدارندگی تهدیدات، تعامل سالم و سازنده با همسایگان، احترام متقابل و تفاهم بر محور مشترکات سیاسی، دینی و جغرافیایی در جهان اسلام، دیپلماسی فعال و تأثیرگذار در عرصه سیاست بین الملل.

 در بندهای اصل سوم و اصل بیست و دوم و یکصد و هفتاد و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به وجوه امنیت ملی اشاراتی دارد و اجرای برخی از اصول و بندهای آن منوط به استقرار امنیت در نظام جمهوری اسلامی است.

 

مؤلفه های درونی استقرار امنیت ملی

 همان گونه که در تبیین »امنیت ملی« گذشت این اصطلاح سیاسی دارای مفهوم چند وجهی به کمک واژه های دخیل است. تبلور و استقرار امنیت ملی در حاکمیت و جامعه نیز مشروط به فراهم آمدن زمینه مناسب رشد و توسعه در حوزه های گوناگون نظام جمهوری اسلامی است. در این بخش به اهمیت و جایگاه مؤلفه های درونی نظام جمهوری اسلامی که تحقق کامل و حضور جمعی آن ها تجلی بخش امنیت ملی است اشاره می کنیم.

 

 1. وفاق و همگرایی ملی

 مهم ترین شاخصه اندیشه سیاسی امام و رهبری، تأکید بر وحدت وهمدلی میان تمام اقشار مردم و مسئولان است، زیرا شرایط فرهنگی، جغرافیایی و سیاسی ایران به گونه ای است که همیشه امکان ایجاد رخنه برای نفوذ دشمن در آن فراهم است.

 اگر این اخوت ایمانی در سرتاسر کشور ما محفوظ بماند و هرکس برای خودش توجه به خود نداشته باشد؛ توجه به مقصد داشته باشد و خودش را برای مقصدش بخواهد، هیچ کس نمی تواند به این کشور تعدی کند.(صحیفه امام، ج 17، ص 435)

 حفظ کردن نظام اسلامی] این است که هر روز محکم کنیم برادری خودمان را، سر اغراض جزئیه که زود می گذرد لطمه ای خدای نخواسته به اسلام وارد نکنیم، لطمه به جمهوری اسلام وارد نکنیم.(همان، ج 20، ص 56)

 مقام معظم رهبری معتقد است که دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی در پرتو برکت معنوی وحدت حاصل آمده است و استمرار وحدت نیز عامل پویایی و ثبات نظام است:

 همیشه به برکت اتحاد کلمه توانستیم بزرگترین موانع را از سر راه خود برداریم؛ الان هم می توانیم به برکت اتحاد کلمه میان مردم و مسئولان، بزرگترین موانع را از مقابل راه حرکت این ملت برداریم.(بیانات مقام معظم رهبری، 12 / 10 / 80)

 وحدت اقوام و مذاهب، هم اندیشی حوزه و دانشگاه، همگرایی اقشار مختلف مردم، همدلی نیروهای مسلح و در مرتبه عالی تر وحدت مسئولان و مردم شاخصه های اصلی وفاق و همگرایی در تأمین امنیت ملی نظام جمهوری اسلامی است. و حجم گسترده دیدگاه ها، راهبردها و راه کارهای امام و رهبری درتدوین چشم انداز حفظ دستاوردهای انقلاب ونظام اسلامی بر محور موضوع وحدت قرار دارد.

 

 2. ولایت مداری

 رهبری و ولایتِ فقیه جامع الشرایط، تداوم بخش نبوت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامت ائمه معصومین (علیهم السلام) و ضامن حاکمیت و اجرای احکام الهی است. رهبری در انقلاب و نظام اسلامی هدایت گر سکان کشتی انقلاب و ترسیم گر سیاست های کلی نظام اسلامی است که بیداری و جوشش میلیونی توده های مردم را به ارمغان می آورد. مقام معظم رهبری درباره پیوند مردم با رهبر می فرماید:

 ولایت؛ یعنی آن حکومتی که در آن ارتباطات حاکم با مردم، ارتباطات فکری، عقیدتی، عاطفی، انسانی و محبت آمیز است، مردم به او متصل و پیوسته اند و به او علاقمندند.(همان، 6 / 1 / 79)

 بدیهی است نقش رهبری در بسیج مردم در تمام مراحل انقلاب و حمایت و پیروی همه جانبه مردم از فرامین رهبری تضمین کننده امنیت ملی است. به همین دلیل امام با اشاره به اصل مترقی ولایت فقیه در قانون اساسی همگان را به انقیاد در برابر این اصل برای حفظ نظام اسلامی از آسیب ها فرا می خواند:

 من به همه ملت، به همه قوای انتظامی اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد.(صحیفه امام، ج 10، ص 85)

 مقام معظم رهبری حضور خالصانه و عاشقانه مردم ولایتمدار بر گرد ستون خیمه انقلاب را عامل استحکام نظام و دفع توطئه ها می داند:

 تا وقتی که این اصل نورانی در قانون اساسی هست و این ملت از بن دندان به اسلام عقیده دارند، توطئه های این ها ممکن است برای مردم دردسر درست کند اما نخواهد توانست این بنای مستحکم را متزلزل کند.(بیانات مقام معظم رهبری، 23 / 2 / 79)

 البته برتری ملت ایران در امتیازات ولایتمداری نسبت به مسلمانان صدر اسلام و تمجید و تکریم امام از این ملت قهرمان و فداکار در سخنرانی و وصیت نامه شان گواهی(ر. ک: صحیفه امام، ج 16، ص 93 و 96 و نیز ج 21، ص 410 و 411)

 روشن بر اصل مهم ولایتمداری مردم درپیروی از رهبرشان در گذر از تمامی شداید وبحرانها برای پیروزی انقلاب و تثبیت نظام اسلامی و دفع توطئه های دشمنان است.

 

 3. مشارکت عمومی

 در نظام اسلامی پذیرش آرای مردم وحضورشان در عرصه های مختلف نظام عامل مقبولیت و پایداری آن است. به همین جهت امام در تمام مراحل انقلاب و تثبیت نظام حضور مردم را رکن مهم و پایه اصلی استحکام نظام می دانست و همواره به آرای عمومی تکیه می کرد. ایشان بر این باور بود که: »انقلاب اسلامی ما انقلابی است که به دست مردم صورت گرفته، مردم انقلاب کرده اند و مردم باید آن را به آخر برسانند.«(صحیفه امام، ج 19، ص 54)

 بنابراین تاکنون تمام توطئه های داخلی و خارجی دشمنان در جهت شکست یا استحاله و انحراف انقلاب با حضور قدرتمندانه ملت خنثی شده و سفارش امام برای استمرار حضور پر صلابت مردمی در حفظ و تقویت امنیت نظام این است که:

 تا شما زنده اید آمریکا برنمی گردد، شوروی هم برنمی گردد. در نسل های آتیه، اگر ملت ها در نسل های آتیه به همین روش حرکت کنند و روحانیون در همه جا حاضر باشند و مردم در صحنه باشند و قوای نظامی و انتظامی، قوای نظامی و انتظامی اسلام باشد این در طول تاریخ هم ان شاءالله نخواهد شد.(همان، ج 17، ص 449)

 از سوی دیگر در ترسیم راهبردهای سازندگی و توسعه نظام اسلامی نقش مؤثر و کارساز مردم را در حرکت تکاملی نظام به مسئولان یادآور می شود تا آنان از بهره وری از این پشتوانه عظیم غفلت نکنند: »اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد.«(همان، ج 19، ص 35)

 راز مهم غلبه بر مشکلات داخلی در این سه دهه حضور مردمی است. از این رو تحقق توسعه واقعی در نگاه مقام معظم رهبری بدون مشارکت عمومی امکان پذیر نیست:

 اگر بخواهیم کشور را آباد کنیم و کشاورزی را که زمینه مستعدی در کشور ما دارد رایج و دایر کنیم و صنعت مستقل و متکی به استعداد و علم و تجربه متخصصان داخلی را به وجود بیاوریم و راه بیندازیم و علم و تحقیق را در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کشور توسعه بدهیم و ان شاء الله رفاه عمومی را در سطح کشور تا اعماق روستاها پیش ببریم و. .. وسیله و ابزار انجام همه این خواسته ها، شما مردم هستید و حضور و ایمان شما، این راه را هموار خواهد کرد.(حدیث ولایت، ج 1، ص 73)

 

 4. ساماندهی اقتصادی

 بهبود وضع اقتصادی جامعه یکی از مباحث کلیدی و نقش آفرین است که از دیرباز تا امروز امام و رهبری ابعاد و زوایای آن را برای کارگزاران نظام اسلامی برجسته ساخته اند.

 در فرهنگ اسلامی و جوامع روایی نیز به حل مشکلات اقتصادی انسان ها اهمیت خاصی داده اند به گونه ای که امنیت عمومی جامعه و تحقق برخی از امور فرهنگی، عقیدتی و اخلاقی را در پرتو سامان یافتگی اقتصادی و رفع دغدغه های معیشتی میسر می دانند. به عنوان مثال پیامبر گرامی اسلام می فرماید:

 بارِک لنا فِی الخُبزُه وَلا تُفَّرقْ بَینَنا وَ بَینَهُ فَلَوُلا الخُبز ما صَلَینّا وَلا صُمنا وَ لا اَدَّینا فَرائضُ رَبّنا.

 پروردگارا، نان را بر ما مبارک کن و میان ما و او جدایی قرار نده، زیرا اگر نان نباشد ما توانایی انجام فرائض الهی و نماز و روزه را نداریم.(کافی، ج 5، ص 73، حدیث 3)

 از نظر امام فرایند سامان دهی اقتصادی با رفع فقر و محرومیت و دستیابی به یک زندگی متوسط و رفاه متناسب با شأن انسان مسلمان در نظام اسلامی و به دور از اسراف و تجمل آغاز شود از این رو به مسئولان می فرماید:

 دولت شما دولت محرومین است یعنی باید برای محرومین کار کنید.(صحیفه امام، ج 19، ص 34)

 هر قدر کشور ما به طرف فقر زدایی و دفاع از محرومین حرکت کند، امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملت های جهان اسلام زیادتر می شود.(همان، ج 20، ص 341)

 مقام معظم رهبری، در اولویت بندی مسائل اقتصادی توجه به امر معیشت را مورد تاکید قرار می دهد: »مسأله معیشت قطعاً در اولویت اول است، معیشت که نبود، دین هم نیست، اخلاق هم نیست، حفظ عصمت و عفت هم نیست.«(بیانات در دیدار با نمایندگان مجلس، 29 / 3 / 79)

 نکته مهم دیگر رهایی از اقتصاد تک محصولی و سرمایه گذاری بنیادین در بخش کشاورزی و صنعت است.

 تا آنجا که بتوانیم باید کشور را از مسأله نفت جدا کنیم.(بیانات در جمع اعضای هیأت دولت، 8 / 6 / 74)

 ما باید سعی کنیم از حیث اقتصاد قوی و بدون وابستگی باشیم. .. البته به طرف صنعت هم باید رفت، ولی اگر از کشاورزی منحرف بشویم، اسباب آن می شود که آنچه خودمان نیز داریم از بین برود.(صحیفه امام، ج 17، ص 33)

 خودکفایی در کشاورزی یکی از محورهای مهم امنیت ملی است:

 بخش کشاورزی یک محور اصلی در اداره کشور است... شریان اصلی زندگی جامعه در این بخش است و زندگی واقعی و ملموس جامعه حیات اجتماعی در این بخش بیشتر معنا پیدا می کند چون این جا، مسأله غذا، و مسأله امنیت غذایی و مسأله استقلال ناشی از امنیت غذایی و خودکفایی مطرح است.(بیانات در دیدار کشاورزان، 14 / 10 / 84)

 

 5. اقتدار نظامی و دفاعی

 به گفته امیر بیان حضرت علی (علیه السلام) »فَالجنُودُ بِأذْنِ الله حُصٌونٌ الرَّعیة، وَ زَینُ الؤُلاة، وَعزُّ الدّینِ، و سُبُلُ الاَمنِ وَ لَیسَ تَقُومُ الرَّعیة الّا بِهِم؛ سپاهیان به فرمان خدا پناهگاه استوار و رعیت زینت و وقار زمامداران و شکوه دین و راه های تحقق امنیت کشورند، امور مردم جز با سپاهیان استوار نگردد.«(نهج البلاغه، نامه 53، علی دشتی، ص 408)

 نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به عنوان بازوی قدرتمند ولایت، پاسدار حفظ دستاوردهای نظام و کارگزار اصلی استقرار امنیت داخلی و مرزهای کشورند. تقویت بنیه معرفت دینی و سیاسی به همراه فراگیری فنون پیشرفته و لازم نظامی در کنار دستیابی به فن آوری تولید تجهیزات مدرن نظامی، از مجموعه نیروهای مسلح بنیان مرصوصی پدید می آید که مقتدرانه حافظ استقلال، تمامیت ارضی، امنیت داخلی کشور می شود. پس از دفاع مقدس مهم ترین عامل بازدارندگی تهاجم نظامی دشمنان به کشور جمهوری اسلامی ایران، صلابت، و استواری و توانمندی نیروهای مسلح است. به همین دلیل امام به مسئولان نظام سفارش داشتند که:

 در هیچ شرایطی از تقویت نیروهای مسلح و بالابردن آموزش های عقیدتی و نظامی و توسعه تخصص های لازم و خصوصاً حرکت به طرف خودکفایی نظامی غفلت نکنند... غفلت از تقویت بنیه دفاعی کشور، طمع تهاجم و تجاوز بیگانگان و نهایتا تحمیل جنگ و توطئه ها را به دنبال می آورد.(صحیفه امام، ج 21، ص 358)

 مقام معظم رهبری آمادگی های لازم و هوشیاری نیروهای مسلح در رصد کردن تحرکات دشمنان منطقه ای و فرامنطقه ای را یادآور می شود و خواهان افزایش توان دفاعی آنان برای تأمین امنیت در بازدارندگی از تهاجم دشمنان است:

 نیروهای مسلح، باید کاری کنند که هیچ دشمنی نتواند در استقلال و استحکام یکپارچگی و تمامیت ارضی ما طمع کند.(حدیث ولایت، ج 4، ص 214)

 ما آمادگی های خود را برای مقابله با استکبار، همیشه حفظ می کنیم، همین حالا هم آماده هستیم، ما قصد تجاوز به هیچ کس را نداشتیم، باز هم نداریم؛ اما آماده ایم که برای مقابله با تجاوز هرکس که باشد، اقدام کنیم.(همان، ج 5، ص 95)

 مزیت و امتیاز منحصر به فرد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی پشتوانه میلیونی ملت ایثارگر ایران در قالب بسیج است که نقش مهمی در استحکام و اقتدار نیرهای نظامی و انتظامی دارد و دلاوری های آنان در کارنامه درخشان پیروزی های نبرد هشت سال دفاع مقدس ثبت است.

 امام پس از روزگاران سراسر حماسه جاوید دفاع مقدس هم خواهان گسترش و تقویت تفکر بسیجی در دوران سازندگی و توسعه سیاسی و اقتصادی است تا اقتدار و امنیت نظام در تمام مراحل پیشرفت و توسعه برای همیشه محفوظ بماند.

 اگر بر کشوری ندای دلنشین تفکر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهان خواران از آن دور خواهد گردید والا هر لحظه باید منتظر حادثه باشیم. بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد.(صحیفه امام، ج 21، ص 195)

 باید برای شکستن امواج طوفان ها و فتنه ها و جلوگیری از سیل آفت ها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم، ملتی که در خط اسلام ناب محمدی(ص) و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند، چرا که در هنگامه خطر ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشند.(همان)

 

 6. قانونگذاری و قانون مداری

 تدوین و تصویب قوانین جامع، راه گشا در سهولت اجرای برنامه های بلند مدت توسعه پایدار نظام اسلامی و هم در روان سازی پیدایش و گسترش امنیت اجتماعی، اقتصادی و قضایی کمک می کند و هم مسیر حرکت سیاستگذاران و مدیران عالی و میانی اجرایی را روشن می سازد.

 به همین دلیل امام از عصاره فضایل ملت می خواهد که در طرح قوانین و تصویب لوایح نگاه فراگیر و اصولی به مسائل کلان نظام داشته باشند و از امور جزئی و مقطعی پرهیز کنند:

 نمایندگان محترم مجلس قبل از پرداختن به لوایح و تبصره ها و موارد غیر ضروری به فکر مسائل اصلی وکلیدی کشور باشند.(همان، ص 50)

 از نگاه تحلیلی مقام معظم رهبری، قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی ترسیم کننده چگونگی حرکت مدیران در تحکیم پایه های امنیت ملی نظام باشد:

 با قوانین مجلس است که مسئولان می توانند حرکت کنند و پیش بروند، مجلس می تواند حافظ امنیت ملی باشد، می تواند سد مستحکمی در برابر دشمنان و طمع ورزی بیگانگان باشد.(بیانات در تاریخ، 25 / 9 / 82)

 نظم عمومی روشمند، با رعایت قانون در تمام سطوح کشور بیانگر رشد سیر صعودی ضریب امنیت اجتماعی و ملی است. و تذکر مهم امام به ملت این است که: »همه قشرها که در هر جا هستند و در هر محلی هستند حفظ قانون را بکنند و حفظ قواعدی که بر کشور جاری هست بکنند.« و نیز به عمل به قانون اساسی سفارش می کند:(صحیفه امام، ج 15، ص 449 - 450)

 معیار در اعمال نهادها قانون اساسی است و تخلف از آن برای هیچ کس چه متصدیان امور کشوری و لشکری و چه اشخاص عادی جائز نیست.(همان، ج 14، ص 301)

 

 7. گسترش و تعمیق معارف دینی

 با یک نگاه موشکافانه و رویکرد تحقیقی، آشکار می شود که ریشه و راه کار حل بسیاری از ناهنجاری ها و نابسامانی های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در ارتقای سطح فرهنگ دینی عموم اقشار ملت ایران قرار دارد.

 »روح ایمان را در آن ها (مردم) تقویت کنید که اگر جنبه ایمان مردم تقویت شد، همه امور به راحتی انجام می شود.« »دنبال این بروید که معارف اسلامی را در بین مردم تقویت کنید که(همان، ج 17، ص 120)

 رأس امور این معارف اسلامی است و اگر درست بشود همه کارها درست می شود.«(همان، ج 20، ص 300)

 

 8. جنبش نرم افزاری و تولید علم

 با توجه به نقش کارآمد پیشرفت علم و تکنولوژی و مزایای خود کفایی سیاسی و اقتصادی آن در تأمین امنیت ملی، مقام معظم رهبری ضمن فراخوانی سیاستگذران فرهنگی به زمینه سازی رشد علم در تمام سطوح جامعه، نقش تولید علم را در اقتدار ملی و جایگاه آن را در ثبات و امنیت توصیف می نماید: »علم با خودش رفاه و سیادت سیاسی و برتری نظامی می آورد در همه بخش های اقتصادی و سیاسی نفوذ کلمه ایجاد می کند، پول یک کشور را تقویت می کند و اقتصاد یک کشور را رونق می دهد، این ها همه هنرهای علم است.«(بیانات در دیدار با برگزیدگان المپیادهی جهانی و کشوری، 3 / 7 / 81)

 

مؤلفه های منطقه ای امنیت ملی

 ارتباط مستقیم و تنگاتنگ کارکردهای داخلی نظام با سیاست خارجی و تأثیر متقابل و تعامل آن ها با یکدیگر دلیل پیوند و گسترش امنیت نظام جمهوری اسلامی به امنیت جهان اسلام و منطقه خاورمیانه است. تحرکات سیاسی نظامی گسترده آمریکا جهت مهار فرهنگ جهان شمول انقلاب اسلامی و پیشگیری از تأثیر کارآمدی نظام بر کشورهای منطقه وجهان اسلام، امنیت ملی جمهوری اسلامی را به چالش فرا می خواند. امام و رهبری با رویکرد به مشترکات فراوان فرهنگی دینی، جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی برای پیشگیری از نفوذ دشمن و ایجاد ثبات و آرامش در منطقه راهبردهایی را مطرح ساخته اند:

 1. همگرایی جهان اسلام بر محور مشترکات در سایه احترام متقابل و همزیستی مسالمت آمیز برای تثبیت آرامش و دفع تجاوزات دشمن.

 امام:

 جمهوری اسلامی، طالب اخوت ایمانی با مسلمانان جهان و منطقه و طالب زیست مسالمت آمیز با همه کشورهای عالم است و امرز نیز که تنها قدرت منطقه است. همان مطلب را تکرار می کند و صلاح مسلمانان را در وحدت مقابل جهانخواران و سلطه جویان می داند.(صحیفه امام، ج 18، ص 483)

 مقام معظم رهبری:

 دولت ها باید بدانند که خواست ملت های مسلمان آن است که همه آن ها با هم به خواست مستکبرانه آمریکا و اسرائیل پاسخ »نه« بگویند. این مطمئن ترین اقدام برای حفظ خود دولت ها و حفظ شرف و عزت کشورهای اسلامی است.(پیام به مسلمانان جهان، 27 / 7 / 70)

 2. تشکیل جبهه متحد اسلامی در برابر پیمان های مشترک نظامی، اقتصادی و سیاسی غرب و نظام سلطه.

 امام:

 ما باید خود را آماده کنیم تا در برابر جبهه متحد شرق و غرب جبهه قدرتمند اسلامی انسانی، با همان نام و نشان اسلام و انقلاب ما تشکیل شود.(صحیفه امام، ج 21، ص 91)

 مقام معظم رهبری:

 مسلمانان باید نشان دهند که جهان اسلام دارای قدرت برخورد است و می تواند در برابر تجاوزات و دشمنی آمریکا و هر متجاوز دیگری بایستد.(پیام به حجاج بیت الله الحرام، 18 / 3 / 71)

 3. حمایت آموزشی، تربیتی، فرهنگی و سیاسی اقتصادی از نهضت های آزادیبخش و تقویت بیداری اسلامی برای بازدارندگی از روش های ناجوانمردانه تهاجمات سیاسی و نظامی استکبار جهانی، صهیونیسم بین الملل و استعمار فرانو.

 امام:

 جمهوری اسلامی ایران برای همیشه حامی و پناهگاه مسلمانان آزاد جهان است و کشور ایران به عنوان یک دژ نظامی و آسیب ناپذیر نیاز سربازان اسلام را تأمین و آنان را به مبانی عقیدتی و تربیتی اسلام و همچنین به اصول و روش های مبارزه علیه نظام های کفر و شرک آشنا می سازد.(صیحفه امام، ج 21، ص 91 - 92)

 مقام معظم رهبری:

 آمریکا پشتیبان رژیم های نژاد پرست است و ما به حمایت خود از مبارزات عدالتخواهانه ملت ها ادامه خواهیم داد.(بیانات در دیدار با نلسون ماندلا، 1 / 5 / 1371)

تهدیدات و چالش های فراروی

 امام و رهبری در کنار فهرست دستاوردها و ویژگی های برجسته نظام و انقلاب اسلامی آسیب ها را نیز شناسایی و رصد کرده اند. که مهم ترین آن ها به شرح زیر هستند:

 

 الف. چالش های درونی

1. فرهنگی: اباحه گری و فساد اخلاقی، غرب زدگی، دوری از معنویت، اخلاق و تهذیب، پیدایش فرقه های نوظهور، رشد خرافات، بدعت و سطحی نگری، شکاف فرهنگی نسل ها، انحراف در سیستم آموزشی، رکود علمی و عدم خلاقیت، تحجر و جمود فکری.

2. مدیریتی: باند بازی و رانت خواری، ضعف مدیریت، قدرت طلبی، بی توجهی به مطالبات مشروع و منطقی و قانونی مردم، قدرت طلبی.

3. سیاسی: تکثر بی رویه احزاب و جریانات سیاسی، گرایش به سازش با آمریکا، تحرکات مشکوک احزاب و جریانات سیاسی وابسته، تفرقه و اختلاف در کارگزاران، بی اعتمادی مردم به مسئولان، تقویت و گسترش خط نفوذ و استحاله در مراکز حساس و کلیدی نظام.

4. اقتصادی: رشد نرخ بیکاری، تورم و گرانی، وابستگی صنایع کلیدی و کشاورزی به بیگانگان، فشار اقتصادی و مالیاتی به اقشار کم درآمد، ارتشا، ربا، اختلاس، تجمل گرایی و اسراف.

5. اجتماعی: فساد اداری، ناهنجاری های اخلاقی، قاچاق، موادمخدر، عدم نظارت عمومی بر عملکردها.(جهت آشنایی بیشتر با مطالب امام در این باره ر.ک: آسیب شناسی انقلاب اسلامی از نگام امام و آسیب شناسی نظام اسلامی و وظایف جوانان از نگاه رهبری)

 ب. تهدیدات بیرونی

 1. گسترش حوزه نفوذ نظامی سیاسی آمریکا و اتحادیه اروپا و پیمان نظامی ناتو در خاورمیانه، جهان اسلام، آسیای میانه و قفقاز شمالی خصوصاً در کشورهای همسایه ایران اسلامی.

 2. تحرکات سیاسی، نظامی و تبلیغاتی و طرح های سلطه طبانه رژیم صهیونیستی در خاورمیانه.

 3. حمایت مالی و تبلیغاتی و تسلیحاتی گروه های تروریستی توسط آمریکا در کشورهای همسایه ایران.

 4. تلاش های مرموزانه و منافقانه پنهان وآشکار دولت های وابسته در خاورمیانه برای نفوذ و تقویت صهیونیسم و آمریکا در منطقه.

 5. جاسوسی سازمان های اطلاعاتی و امنیتی درباره توانایی و امکانات و استعداهای درونی نظام و بهره گیری از رسانه هادر جنگ روانی وتبلیغاتی جهت فریب افکار عمومی.(برای آگاهی بیشتر در این باره ر.ک: آمریکا از دیدگاه امام و از دیدگاه مقام معظم رهبری)

 

پیوند توسعه و امنیت ملی

 امنیت ملی زمینه های زیر ساخت اصلاحات، بازسازی و توسعه همه جانبه را فراهم می سازد و توسعه پایدار عدالت محور عامل استحکام و اقتدار امنیت ملی است.

 امام رابطه امنیت ملی و توسعه و سازندگی را یک رابطه دو سویه و متقابل می داند:

. .. آیا می شود اصلاحی بدون آرامش؟ می شود در حال جنگ اعصاب و جنگ خارجی و به هم خوردن همه اوضاع، قضایا و مشکلات ما حل بشود... تا آرامش پیدا نشود هیچ اصلاحی امکان ندارد.(صحیفه امام، ج 7، ص 81 - 82)

 مقام معظم رهبری می فرماید:

 تمدن و فکر اسلامی، پیشرفت مادی را می خواهد، اما برای امنیت مردم، آسایش مردم، رفاه مردم و همزیستی مهربانانه مردم با یکدیگر؛ این خصوصیات نظام اسلامی است.(بیانات در جمع مردم شاهرود، 20 / 8 / 85)

 

 سخن پایانی

 پیروزی انقلاب اسلامی و تثبیت و پویایی نظام جمهوری اسلامی بسیاری از معادلات سیاسی و فرهنگی دیکته شده استکبار جهانی را بر هم زد و شگفتی صاحبنظران را برانگیخت و عامل بازنگری و دگرگونی در نظام های سیاسی بین الملل شد و سیاست های دراز مدت استعمار فرانو را به چالش کشاند. در این نظام تمام مفاهیم و اصطلاحات سیاسی از متن آموزه های وحیانی تفسیر و تحلیل می شود به همین جهت تعبیرات و اصطلاحاتی که قومیت و ملیت ایرانی را منهای آرمان های متعالی دینی و ارزشی تبیین کند به هیچ شکل در اندیشه امام و رهبری مشاهده نمی شود. این بزرگواران بر مبنای ماهیت دینی نظام به ترویج و تفسیر حاکمیت، تثبیت و گسترش اسلام می اندیشند و همه مفاهیم و عناوین را در پرتو حاکمیت ونهادینه ساختن آموزه های دین تحلیل و تعبیر می کنند، زیرا تحلیل و کاربرد مفاهیم سیاسی در ترسیم سیاست های کلی نظام در اندیشه امام و رهبری بخشی از دیدگاه کلان و جهان شمول معرفت دینی این بزرگواران است. یکی از این مقولات مهم در ادبیات سیاسی امام و رهبری مفهوم امنیت یا امنیت ملی است.

 از نگاه امام و رهبری، امنیت ملی همان فرایند گسترده حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی است و دستیابی به آرمان های متعالی و هموار ساختن مسیر رشد و تعالی مرهون توسعه اقتدار روز افزون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی؛ تا بتواند با بهره گیری از تمام ظرفیت ها، امکانات و استعدادهای درونی بحران های ناخواسته داخلی و تهدیدهای دشمنان خارجی را یکی پس از دیگری خنثی نماید و به سلامت به سر منزل مقصود برسد. بنابراین به صراحت می توان گفت که پرداختن همه جانبه به مقوله ابعاد مؤلفه های امنیت ملی و دوری از چالش ها و دفع تهدیدها در شرایط فعلی و حساس نظام مهم ترین موضوعی است که شایسته است در دستور کار کارگزاران نظام اسلامی قرار گیرد. مقام معظم رهبری هم مسیر صعود به قله افتخارات کشور را عبور از پل های امنیت ملی می داند:

 امنیت، مقوله بسیار مهمی است و بدون امنیت، یک کشور در همه عرصه ها و صحنه های فعالیت و تلاش دچار مشکل است، در مقوله علم، در مقوله پیشرفت های اقتصادی، در مقوله مسائل معیشتی و شهروندی، در مقوله سازندگی کشور، در همه مقولاتی که می تواند افتخارات بزرگ ملی را برای یک کشور به ارمغان بیاورد، پیش نیاز اصلی و اساسی عبارت است از امنیت.(بیانات در صبحگاه مشترک نیروهای مسلح کرمان، 15 / 2 / 84)

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:5  توسط مهزیار  | 

امنیت ملی در منابع دینی (قرآن و روایات)
نویسنده : دکترمصطفی نوری پیرعلی

 

مقدمه

 از ابتدایی ترین پرسش هایی که انسان ها دارند این است که:

 چگونه آرام زندگی کنیم؟

 جامعه امن و آرام چه ویژگی هایی دارد؟

 آسایش و آرامش مادی و معنوی، روحی و جسمی، فردی و اجتماعی، چگونه به دست می آید؟

 پرسش های فوق نمونه ای از صدها سوالی است که هر انسانی دارد و در انتظار شنیدن پاسخ و یافتن راه حل برای آن است و همه حکومت ها و نظام های سیاسی اجتماعی نیز، خود را برای دادن چنین پاسخ و ارائه راه حل موظف دانسته و مدعی برقراری امنیت در جامعه هستند. بدون شک زندگی آرام و دیدن روی آسایش، وابسته به وجود امنیت در جامعه است و امنیت از نیازهای اولیه زندگی انسان به شمار می آید. به دلیل جایگاه رفیع و نقش مهم امنیت در زندگی انسان، خداوند عالم یکی از نشانه های تمدن و رشد اجتماعی امم گذشته را وجود امنیت در زندگی آنها نام برده است که متاسفانه به دلیل ناسپاسی از نعمتهای الهی آن را از دست داده اند!

 و خداوند شهری را مثال زده که در امن و امان بود و روزیش از هر سو می رسید، پس ساکنانش، نعمتهای خدا را ناسپاسی کردند و خواهم به سزای آنچه می دادند، طعم گرسنگی و هراس را به (مردم) آن چشانید. (نحل: 112)

 

کلیات و مفاهیم

 مفهوم امنیت

 امنیت یکی از موضوع های بسیار مهمی است که در قران و روایات به گستردگی به آن اشاره شده است. البته صورت فارسی و عربی این کلمه به شکل های »امنیت« و »امنیه« در متون اسلامی موجود نیست و بیشتر توجه به این موضوع با عبارات و مشتقاتی از ثلاثی مجرد »امن« صورت پذیرفته است. در مجموع از ریشه یا کلمه »امن«، 62 کلمه مشتق، حدود 879 بار در قرآن به کار رفته که از این تعداد کاربرد، 358 مورد در آیات مکی و 521 مورد در آیات مدنی این واژه استفاده شده است.(ر. ک: محمود روحانی، المعجم الاحصایی لالفاظ القرآن الکریم، فرهنگ آماری و کلمات قرآن کریم، ج 1، صص 372 - 373)

 پیوند ناگسستنی این اصطلاح با نفس کلمه اسلام، ایمان، و مومن حاکی از اهمیت فوق العاده مفهوم امنیت است.(دکتر بهرام اخوان کاظمی، امنیت در نظام سیاسی اسلامی، ص 152)

 امروزه از مفهوم امنیت برداشت واحدی نمی شود. امنیت مالی »امنیت بین المللی« international security و »امنیت جهانی clobal security« به مجموعه موضوعات متفاوتی اشاره دارند. وصول بر امنیت ملی به طور خاص و امنیت بین المللی به طور عام، جز و اهداف و منافع و ارزشهای اصولی و پایدار جامعه است و دولتهای ملی برای حفظ و پیشرفت نظام خود همواره درصدد استقرار امنیت داخلی هستند. بدون امنیت هیچ برنامه ای درداخل کشور قابل اجرا نیست. پیشرفت و ترقی اقتصادی کشور از نظر سرمایه گذاری، طرح ریزی برای توسعه و فعالیتهای مشابه در گروه تامین امنیت اند.

 امنیت مفهومی فراتر از بقاء و صیانت ذات کشور دارد. به عبارت دیگر، ممکن است در زمان، تمامیت ارضی و استقلال و حاکمیت یک کشور محفوظ باشد.(علی اصغر جمراسی فراهانی، عوامل تهدید امنیت ملی و شیوه های حراست از آن در سیاست، ص 1)

 

 مفهوم امنیت از نظر دانشمندان

 در تعاریفی که از امنیت ارائه می شود یکی از معیارهای اساسی، حفظ و ایمنی ارزش های اسلامی و حیاتی مورد قبول جامعه است. یعنی در هر نگرشی نسبت به امنیت، مساله ارزش ها برای انسان مطرح می شود. انسان با توجه به ارزش های موجود در زندگی خود و امکان تهدید یا تامین آن ها نسبت به پدیده ها، موضع مشخص می گیرد. بنا به نظر ولفوز:

 امنیت در معنای عینی فقدان تهدید در برابر ارزش های کسب شده را مشخص کرده و در معنای ذهنی، فقدان ترس و وحشت را از جمله علیه ارزش ها معین می نماید.( Johns. Baltimore ,...National security as an ambiguous symbol: A wolfers.jkl.

. 1962-P150 ,Hopkinsuniversity press )

 بسیاری معتقدند که امنیت به طور کلی، مفهومی غیر توسعه یافته، دو پهلو، مبهم، نارسا و از نظر ماهیتی، جدال برانگیز و از نظر سرشت و طبیعت، تناقض نمایا پارادوسیکال است. باری بوزان ضمن اذعان به توسعه نیافتگی مفهوم مزبور، معتقد است که باید شان و منزلت علمی این مفهوم قوی و مفید در مجامع علمی شناخته تر می شود.(. 1983,P.2 ,wheatsheaf ,Brighton ,state and fear ,people ,See Barry Bazan. )

 دولتهای ملی همواره درصدد استقرار امنیت داخلی برای حفظ و پیشرفت نظام خود هستند. بدون امنیت هیچ برنامه ای در کشور قابل اجرا نیست. شکوفایی اقتصاد کشور، سرمایه گذاری، طرح ریزی برای توسعه و مانند آنها در گروه تامین امنیت است. در واقع، امنیت در زمره اهداف و منافع و ارزشهای اصولی و پایدار جامعه است. دکتر باوند، استاد علوم سیاسی دانشگاه امام صادق ) علیه السلام در زمینه امنیت می گوید: »امنیت ملی و یا به تعبیر دیگر: منافع ملی - مجموعه شرایط و امکانات پویایی است که تحقق نیازهای سیاسی - اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی را میسر می سازد.(علی اصغر جمراسی فراهانی، عوامل تهدید امنیت ملی و شیوه های حراست از آن در سیاست، ص 1)

 بنابراین در بخش های مختلف مقاله، پس از تبیین ارزش و اهمیت والای موضوع امنیت در متون اسلامی ابعاد و انواع امنیت ابتدا در قرآن و سپس در روایات بررسی می شود.

 

1. ارزش و اهمیت والای امنیت

 از دید اسلام، امنیت یکی از اصول فردی و جمعی، زمینه ساز بهره وری از مزایا و مواهب حیات و تکامل بشر و یکی از مقدس ترین آرمانهاست. با بررسی موارد زیر، می توان دیدگاه اسلام را در این زمینه بدست آورد:

 ایمان یعنی باور همراه با عمل که برای انسان امنیت به ارمغان می آورد.(الایمان هو التصدیق الذی الامن. المفردات غریب القرآن »الراغب اصفهانی«)

 نجات و سرافرازی انسان به ایمان بستگی دارد و تمامی وعده های الهی به آن موکول گشته است. استقرار ایمان در قلب فرد و در متن جامعه، عمده ترین هدف دین معرفی شده است. این نشانگر ارزش والای امنیت و قداست آن در تعالیم وحی و آیین اسلام می باشد.(اصول کافی، ج 2، صص 1 - 366)

 در قرآن کریم و روایات، آیات و روایات بسیاری به اهمیت امنیت و جایگاه رفیع آن در زندگی فردی، اجتماعی و اقتصادی و... انسان اختصاص داده شده است که از باب اشاره، نمونه هایی از آن ها ذکر می شود:

 

 مبحث اول: آیات

 الف. قرآن یکی از اهداف استقرار حاکمیت خدا و استخلاف صالحان و طرح کلی امامت را تحقق امنیت معرفی کرده است:

 خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین خود] قرار دهد. همان گونه که کسانی که پیش از آنان بودند جانشین قرار داد و آن دینی که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند تا] مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند. (نور: 55)

 ب. بنا به آیه اذ قال ابراهم رب اجعل هذا البلد آمنا؛ (بقره: 126) حضرت ابراهیم، هنگام بنا نهادن کعبه به این نیاز فطری توجه کرد و از خداوند خواست که آن سرزمین را از نعمت »امنیت« برخوردار سازد.

 خداوند بنا به آیه و اذ جعلنا البیت مثابه للناس و آمنا، (بقره: 125) آن جا را چون خانه امنی برای مردم قرار داد و نیز حرم الهی و سرزمین مکه را به امن تعبیر می کند: اولم یرو انإ؛++یع00

/ جعلنا حرماً امنا، (عنکبوت: 67). همچنین امنیت را ارمغانی الهی می شمرد که در این حرم مقدس پروردگار وارد شوند اعطا می گردد: و من دخله کان امنا. (آل عمران: 97)

 ج. در قرآن شهری که از نعمت امنیت برخوردار باشد، به عنوان سرزمین آرمانی و مثالی معرفی شده است و بنا به آیه:

 خداوند به عنوان الگو و نمونه، قریه ای را مثل می زند که امن، آرام و مطمئن بوده و همواره روزی اش به طور وافر از هر مکانی فرارسیده است. (نحل: 112)

 د. امنیت بزرگ ترین پاداشی است که در تمیز اهل حق از باطل، به اهل حق اعطا

 می شود. قرآن می فرماید:(علی اصغر جمراسی فراهانی، عوامل تهدید امنیت ملی و شیوه های حراست از آن در سیاست، صص 134 - 135)

 فای الفریقین احق بالامن. (انعام: 81)

 یعنی کدام یک از دو دسته شایسته امنیت هستند؟

 

 مبحث دوم: روایات

 در سخنان معصومین علیه السلام و روایات آن بزرگواران، مطالب فراوانی درباره اهمیت و ضرورت امنیت وارد شده است از باب نمونه مواردی ذکر می شود:

 پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:

 هر که تنش سالم است و در جماعت خویش ایمن است و قوت روز خویش را دارد جهان سراسر مال اوست.(رسول اکرم(ص)، نهج الفصاحه، ص 59)

 امام صادق(ع) زندگی بدون امنیت را ناقص و ناگوار شمرده است و در این راستا فرموده اند:

 پنج چیز است که حتی اگر یکی از آنها برقرار نباشد، زندگی ناقص و ناگوار است، عقل نابود می شود و مایه دل مشغولی می گردد: اولین این پنج چیز سلامتی و دومین آن امنیت است.(بحارالانوار، ج 78، ص 171، حکمت 1)

 در روایتی در تحف العقول از امنیت در کنار عدالت و فراوانی به عنوان نیازهای مردم یاد شده است:

 سه چیز است که همه مردم به آن نیاز دارند: امنیت، عدالت و فراوانی.(ابومحمد ابن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص 324)

 امام علی(ع) در بحث عالیه حکومت یکی از دلایل پذیرش حکومت از سوی خویش را در خطبه 131، تامین امنیت برای بندگان مظلوم محروم و حمایت از آن ها می شمارد. باز آن حضرت در بیان و اهمیت امنیت می فرماید:

 رفاهیت زندگانی در امنیت است.(عبدالواحد تمیمی آمدی، شرح غرر الحکم و درر الکلم، ج 4، ص 100)

 هیچ نعمتی گواراتر از امنیت وجود ندارد.(همان، ج 6، ص 435)

 

2. انواع و ابعاد امنیت

 1 - 2. امنیت معنوی (ایمان سرچشمه اصلی امنیت)

 تعامل ایمان و امنیت به خوبی در قرآن نمایانده شده و بر این واقعیت پافشاری گردیده که امنیت واقعی و سرچشمه اصلی آن در امنیت معنوی و آن نیز در ایمان به خدا و کسب رضای الهی محقق خواهد شد. به اعتقاد قرآن امنیت دنیایی نسبی بوده و امنیت واقعی در جهان آخرت است. در ادامه به شواهد قرآنی و روایی مطلب بیش گفته اشاره می شود:

مبحث اول: آیات

 قرآن امنیت را از برکات نازل الهی بر مومنین و مایه افزایش ایمان آنها می داند و می فرماید:

 اوست آن کسی که در دل های مومنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمان خود بیفزایند. (فتح: 3)

 علامه طباطبایی در تفسیر آیه الا بذکر الله تطمئن القلوب (رعد: 28)، با اشاره به جملات ما قبل این آیه مانند: الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله، امنیت در کلیه ابعاد و به ویژه بعد معنوی آن، بر تحصیل ایمان به خدای متعال دانسته و چنین امنیت معنوی و دستاورد ایمانی را مایه سعادت و ایمنی انسان از شقاوت به شمار می آورد. در تفکر قرآن ظلم و شرک نقطه مقابل ایمان و امنیت هستند، همچنان که در سوره انعام می فرماید:

 کسانی که ایمان آورده و ایمان خود را آمیخته با ظلم نکردند ایشان امنیت دارند و راه را یافته اند. (انعام: 82)

 گفته شد ایمان و امنیت معنوی، پایه و مبنای کلیه امنیت هاست. با اتکا به ذات الهی، همگان می توانند خود را مملو از ایمان کرده و به امنیت واقعی دست یابند. بی دلیل نیست(دکتر بهرام اخوان کاظمی، امنیت در نظام سیاسی اسلام، صص 167 - 172)

 که آیات الهی در معرفی ذات ایمنی بخش الهی، وجود خداوند را با اسامی »سلام«، »مؤمن« یاد کرده است، همچنان که در سوره حشر می فرماید:

 هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المومن المهیمن.

 علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می نویسد: کلمه سلام به معنای کسی است که با سلام و عافیت با تو برخورد کند، نه با جنگ و ستیز و شر و ضرر و کلمه مومن به معنای کسی است که به تو امنیت بدهد و تو را در امان خود حفظ کند.(ر. ک: علامه طباطبایی، ترجمه المیزان، ج 1، ص 47)

 قرآن فرموده است:

 هر کس - از مرد یا زن - کار شایسته کند مومن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه ای، حیات حقیقی بخشیم. (ابراهیم: 24)

مبحث دوم: روایات

 امنیت در فرهنگ معصومین علیه السلام همانند امنیت در فرهنگ قرآنی، مفهومی عمیق و گسترده دارد و مبنا و سرچشمه اصلی آن از ایمان الهی ریشه گرفته است.

 در بعضی از روایات از ایمان به شمشیر همیشه آماده در آزمون دنیا تعبیر شده است. امام علی(ع) می فرمایند:

 ایمان ریشه حق است و حق راه هدایت. شمشیر ایمان شمشیری آراسته و زیبنده و سلاحی همیشه آماده است زیرا که دنیا میدان آزمون آن است.(محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 1، باب الایمان، ص 299، حدیث 125)

 امام علی(ع) در فرازهایی متعدد، امنیت سیاسی و معنوی را میوه ایمان دانسته و آن را به افرادی که خداوند را پناهگاه خود نموده اند نوید می دهد:

 مردم! هر کس خدا را ناصح و خیرخواه خود قرار دهد. موفق می شود و هر کسی قول او را دلیل و راهنما قرار دهد، به استوارترین راه هدایت خواهد شد. کسی که خود را در پناه خدا قرار دهد، در امنیت و آرامش خواهد بود و هر کس دشمن خدا باشد خائف و هراسناک است.(نهج الفصاحه، ص 59)

 

 2 - 2. امنیت فردی و اجتماعی

 منظور از مصونیت فردی یا امنیت شخصی یا آزادی فردی به معنی اخص کلمه این است که فرد از هر گونه تعرض و تجاوز مانند قتل، جرح، ضربی، توقیف، حبس و تبعید، شکنجه و سایر مجازاتهای غیر قانونی و خودسرانه و یا اعمالی که منافی شئون و حیثیت انسانی اوست مانند اسارت، تملک، بهره کشی، بردگی، فحشا و غیره مصون و در امان باشد.(منوچهر طباطبایی موتمنی، آزادیهای عمومی و حقوق بشر، تهران انتشارات دانشگاه تهران، ص 42)

 همان گونه که امنیت اجتماعی به معنی امنیت جان مال و آبرو و موقعیت شخصی از جانب عوامل اجتماعی می باشد. از سویی ریشه و اساس کلیه ابعاد امنیت از جمله امنیت فردی و اجتماعی نیز از دیدگاه قرآن و روایات در ایمان و باورهای عمیق دینی و امنیت معنوی نهفته است. در این گفتار نیز بنا به قرآن و روایات به گونه ای مختصر به ذکر شواهد مرتبط با امنیت فردی و اجتماعی و ساز و کارهای تامین آن اشاره می شود.

مبحث اول: آیات

 آیات الهی با تأکید بر اصل کرامت و ارزش والای انسان، بر حفظ حرمت و حریم او و امنیت فردی و اجتماعی افراد در حوزه های فردی و اجتماعی و مخالفت با هرگونه تعدی به او پا فشرده اند. این معنا به ویژه از مقام عالیه ای که خداوند برای انسان قائل شده، بهتر فهمیده می شود.

 خداوند در قرآن کریم انسان را در مورد متعددی ستوده است و او را اشرف مخلوقات می داند و آفرینش وی را به خود تبریک می گوید. (مؤمنون: 14) و تعبیرهای مختلفی مانند خلیفه الهی (بقره: 30) و مسجود ملائکه (بقره: 34) ذکر کرده و علم ویژه که به علم اسماء تعبیر شده است و از ملاک های برتری می باشد را به او عطا کرد و انسان را امانتدار خود معرفی کرده است، امانتی که آسمانها، کوهها و زمین از قبول آن سر باز زدند. (احزاب: 72) بدیهی است ایمان مومنین، انجام اعمال صالح مقتضی رعایت امنیت فردی و اجتماعی افراد و عدم تعرض و تعدی به حقوق آنان است. این عدم تعدی و تعرض و حقی از سوی خدای متعال نیز اعلام شده است. (آل عمران: 195)(دکتر بهرام اخوان کاظمی، امنیت در نظام سیاسی اسلام، ص 190 - 196)

 تعدی و تجاوز به حریم امن فردی و اجتماعی افراد نه تنها در تفکر اسلامی به شدت نفی شده است، بلکه آیات بر صفات حمیده فردی و اجتماعی مانند ایثار، امانت داری و... تاکید دارند. قرآن در این باره می فرماید:

 ای کسانی که ایمان آورده اید، به خدا و پیامبر خدا خیانت نکنید و (نیز) در امانت های خود خیانت نورزید و خود می دانید. (انفال: 27)

محبث دوم: روایات

 در بحث امنیت فردی و اجتماعی، شاید اولین نکته ایی که در روایات جلب توجه می کند حرمت و کرامت و ارجمندی مومنین و سپس سایر انسان هاست و این احادیث در امتداد خط فکری قرآن بر این مساله پافشاری کرده و حرمت و حریم فردی و اجتماعی انسان ها را امن دانسته و آن را از هر گونه تعدی و آسیب و ایذاء ایمن دانسته اند. برخی اشارات معصومین(ع) در این باره به شرح زیر است:

 امام صادق(ع) می فرماید: حرمت مومن از کعبه بیشتر است.(بحار الانوار، ج 68، ص 16 و ج 67، ص 71)

 امام باقر(ع) نیز در مدح مقام بلند مومن می فرماید:

 خدای عزوجل سه خصلت به مومن بخشیده است: عزت در دنیا و دین، رستگاری در آخرت و ابهت و شکوه در دلهای جهانیان.(همان، ج 68، ص 16)

 در بسیاری از روایات، حفظ امنیت سایر افراد و به تعبیری دیگر عدم ایذاء و آزاررسانی از نشانه های مومنین به شمار آمده است.

 نمونه هایی از این روایات چنین است:

 امام حسین(ع) فرمود:

 مؤمن کسی است که همسایه اش از شر او در امان باشد راوی از امام پرسید منظور از شر چیست؟ امام فرمود یعنی از ظلم و جور و غصب او (ایمن باشد).(وسایل، ج 12، ب 86، ص 126 روایت 15840؛ متسدرک الوسایل، ج 9، باب 10، ص 332، روایت 11025)

 ملاحظه می شود که امنیت در تفکر اسلامی، نه تنها در مورد جان، مال، عمل، حقوق و آزادیهای مربوط به این موارد صادق است، بلکه شامل شخصیت، شرف و حیثیت نیز می باشد تا جایی که پیامبر(ص) فرموده است:

 کسی که به مومن اهانت کند به تحقیق با من به جنگ پرداخته است.(بحار الانوار، ج 69، ص 175)

 این گونه احادیث به قدری بر حرمت و حفظ امنیت اشخاص تاکید دارند که حتی لطمه وارد کردن به حیثیت، شرف و شخصیت مومن برای خودش نیز جایز نیست.

 به تعبیر امام صادق(ع):

 خداوند تمام امور مومن را به خود وی واگذار کرده است، اما این که خود را ذلیل کند را به وی واگذار نکرده است.(وسایل، ج 11، ص 424)

 به عنوان مصداقی از نوع احترام اسلام به امنیت فردی و اجتماعی، می توان به مساله امنیت مسکن اشاره کرد. اسلام ورود بدون اجازه به مسکن دیگران را ممنوع و تعرض و حتی نگاه کردن به داخل خانه و محل سکونت مستور مردم را از مجوزات دفاع مشروع می شمارد. تا آن جا که اگر شخص معترض به هنگام دفاع صاحب خانه کشته شود، خونش هدر رفته و مهدور خواهد بود.(ر. ک: امام روح الله خمینی، تحریر الوسیله، ج 1، ص 491)

 

 3 - 2. امنیت سیاسی و نظامی

 امنیت سیاسی با امنیت اجتماعی پیوند عمیقی دارد. از یک سو امنیت اجتماعی به دنبال ایجاد امنیت و آسایش زیست جمعی و مدنی افراد از طریق قوانین و اقامه نظم و حکومت است. از طرفی نیز امنیت سیاسی به معنای تامین آرامش و طمانینه لازم توسط حاکمیت یک کشور برای شهروندان قلمرو خویش از راه مقابله با تهدیدات مختلف خارجی و همچنین تضمین حقوق سیاسی آنان در مشارکت به منظور تعیین سرنوشت اجتماعی و سیاسی آنها از طریق حکومتی غیر خودکامه و مردم سالار است. با توجه به هم پیوندی کلیه ابعاد و به ویژه هم پیوندی افزون تر امنیت سیاسی و اجتماعی، کلیه شواهد قرآنی و روایی که در باب امنیت اجتماعی ذکر گردید در مبحث امنیت سیاسی نیز صادق است.

مبحث اول: آیات

 پس از واقعه غدیر خم و به جانشینی برگزیدن امام علی(ع) توسط پیامبر، آیه 3 سوره مائده نازل گردید. این آیه به خوبی بیانگر آن است که قرآن، امامت و ولایت و نه خلافت و ملوکیت را مایه یاس کفار، تکمیل و اکمال دین و ایجاد امنیت و تبدیل خوف مسلمانان به آرامش معرفی می کند و نشانگر نقش اساسی امام و محوریت وی در دست یابی نظام سیاسی اسلامی به کلیه اهداف خود و از جمله امنیت است. این آیه می فرماید:

 امروز کسانی که کافر شده اند از (کارشکنی) دین شما نومید گردیده اند، سپس از ایشان مترسید و از من بترسید، امروز دین را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را برای شما (به عنوان) آیینی برگزیدم.

 یک وجه بازر تعرض به امنیت سیاسی و حتی نظامی، »اخلال در حقوق عمومی«، و به تعبیر رایج تر جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی است. قرآن به شدت به مقابله با این جرم اصرار ورزیده و می فرماید:

 سزای کسانی که با خدا و پیامبر او می جنگند و در زمین به فساد می پردازند. جز این نیست که کشته شوند یا بردار آویخته گردند یا سر و پایشان در خلاف جهت یکدیگر بریده شود و یا از آن سرزمین تبعید گردند. این رسوایی آنان در دنیاست و در آخرت عذابی بزرگ خواهند داشت. (مائده: 33)(بهرام اخوان کاظمی، امنیت در نظام سیاسی اسلام، ص 216)

 در مبحث امنیت سیاسی و نظامی، یکی از اصول سیاسی و امنیتی ارزشمند، اصل نفی سبیل است که از آیه من یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا (نساء: 141) برداشت شده است.(ر. ک: سید عبدالقیوم سجادی، اصول سیاست خارجی در قرآن، علوم سیاسی، شماره 15، پائیز 80، ص218)

 برخی از مفسران برای نفس سلطه کفار و عدم جواز آن بر آیه 118 سوره آل عمران استدلال کرده اند. در این آیه خداوند سبحان مومنان را از دوستی با بیگانگان نهی می کند:

 ای اهل ایمان غیر را به بطانه نگیرید.

 گفته اند مقصود از بطانه، دوستی و قرابت است، بنابراین مسلمانان نباید کافران را دوست و هم رازشان و صاحب اسرار خود بدانند چون این امر موجبات سلطه آنان بر مسلمانان را فراهم می سازد. چنین سلطه ای ناامنی نیز خواهد بود.(همان، 175 - 177)

مبحث دوم: روایات

 امنیت در کلیه ابعاد و همچنین در بعد مهم سیاسی و نظامی مورد توجه اکید معصومین(ع) بوده است به ویژه نهج البلاغه آیینه تمام نمای این نوع نگرش و عنایت است.

 امیر مومنان عدم وجود نظم اجتماعی و قانون مداری و به دنبال آن عدم برقراری امنیت را از اسارت انسان در چنگال حیوان درنده بدتر می داند و می فرماید:

 پیشوای دادگر، از باران پیوسته (که همه چیز را بارور می کند) بهتر است، و جانور درنده و آدم خوار، از فرمانروای ستمکار بهتر است، و فرمانروای بیداگر از ادامه هرج و مرج نیکوتر است.(مصطفی دلشاد تهران، حکومت حکمت، ص 60 (به نقل از ابوعبدالله محمد بن سلامه القضاعی، دستور معالم الحکم، ماثور مکارم الشیم، ص 21))

 در حوزه سیاست و مباحث مرتبط با امنیت، نمی توان از تعامل موضوع عدالت با امنیت غافل شد و این نکته در بیان بسیاری از معصومین آمده است. از جمله امام علی(ع)، عدالت را رمز بقا، استحکام و ترقی نظام سیاسی و ضامن ثبات و امنیتی واقعی و منافی خضونت به شمار می آورد. ایشان عدل را »رستگاری و کرامت«، » برترین فضایل«، »بهترین خصلت« » بالاترین موهبت الهی«، »فضیلت سلطان«، »سپر نگه دارنده(عبدالکریم بن محمد قزوینی، بقا و زوال در کلمات سیاسی امیرمؤمنان(ع)، ص 97)

 دولت ها«، »مایه اصلاح رعیت«، »و باعث افزایش برکات«، »مایه حیات آدمی و حیات احکام«، »مانوس خلایق«، ذکر می کنند و حکومت را مشروط به»عدالت گستری« دانسته و نظام آمریت را مبتنی بر »عدل« می دانند.

 امام علی(ع) معتقدند:

 هیچ چیز مانند عدالت دولت ها را محافظت نمی کند.

 و عدل چنان سپر محکمی است که رعایت آن موجب تداوم و قدرت و اقتدار نظام سیاسی می گردد.(شرح غرر الحکم، ج 5، ص 70)

 

 4 - 2. امنیت حقوقی و قضایی

 قضا و جایگاه آن در فرهنگ و نظام اسلامی، از پایگاه رفیع و خداپسندانه و مردمی برخوردار و به حق کار انبیا است. از سویی امنیت قاضی، هم چون چتری است که ابعاد دیگر امنیت را پوشش داده و حمایت می کند.

 باید خاطر نشان کرد که احکام امنیتی و فقه و آرای اسلامی را نباید منحصرا در باب جهاد جستجو کرد. ایجاد نظم و آرامش در جامعه هدفی که در همه احکام فقهی، حتی در عبادات و معاملات تعقیب شده تا آن جا که تقدم »حقوق مردم« بر » حقوق الهی« به عنوان یک قاعده مسلم فقهی، مورد پذیرش و عمل است.(ر. ک: محسن اسماعیلی، »امنیت و شریعت«، کتاب نقد، بهار و تابستان 79، شماره های 14، 15، ص 268)

مبحث اول: آیات

 ملاک و مبنای اصلی ایمنی و امنیت قضایی در یک جامعه، عدالت ورزی آن است. یک نظام قضایی باید عدالت پذیر، عدالت گستر و در حقیقت عدالت محور باشد تا بتواند ایمنی واقعی قضایی یا حقوقی آحاد جامعه را فراهم کند قرآن مجید در همین زمینه، حقوق مردم را به امانت تشبیه می کند که قاضی می بایستی با قضاوت عادلانه آن را به افراد شایسته و مستحق آن برگرداند، لذا می فرماید:

 همانا خداوند به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبانشان برگردانید و هر گاه میان مردم حکم و قضاوت می کنید به عدالت داوری کنید.(دکتر بهرام اخوان کاظمی، امنیت در نظام سیاسی اسلام، ص 269)

 قرآن از مومنین می خواهد که به خاطر خدا به عدالت شهادت داده و در این راه دشمنی با دیگران آن ها را از مسیر عدالت ورزی و شهادت عادلانه منحرف نکند:

 ای کسانی که ایمان آورده اید، برای خدا به داد برخیزید (و) به عدالت شهادت دهید، البته نباید دشمنی گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نورزید به عدالت عمل نکنید که آن به تقوا نزدیک تر است و از خدا پروا دارید. (مائده: 8)

مبحث دوم: روایات

 یکی از ساز و کارهای تامین امنیت قضایی در روایات، رعایت عدالت و تساوی افراد در برابر قانون است که از پایه های اساسی قضاوت محسوب می شود. امام صادق می فرماید:

 هر کس گرفتار قضاوت شد، باید در اشاره و نگاه کردن و محل نشستن، تساوی را رعایت کند.(وسایل الشیعه، باب 3، آداب القاضی، حکمت 1)

 امام علی(ع) با فضیلت ترین مردمان را کسی می داند که به بیشترین حد، به حق قضاوت کند. واضح است برای امنیت قضایی در دو بعد امنیت قضاوت و امنیت مردم، شرط اول،(غرر الحکم و درر الکلم، ص 214)

 وجود نظام قضایی کارآمد، عدالت خواه، قوانین کارآمد و آیین دادرسی راه گشا، کارکنان متعهد و هوشمند، فضای سالم و عدالت خواه، فرهنگ لازم جهت حمایت های قضایی و عدالت خواهی و حاکمیت ضوابط بر روابط و پرهیز از حاکمیت سلیقه ها و باندها بر دستگاه قضایی، پیش گیری از وسوسه ها و نفوذهای حلیه گر و ارتباطات ناسالم و برخورد با مفاسد، از جمله رشوه خواری و سوء استفاده و فرصت طلبی است.

 در فرهنگ علوی، قضاوت به حق و استفاده از فنون قضایی، امنیت قضاوت و کارگزاران قضاوت و استقلال و امنیت قضایی مردم از مسائل مهم و قابل توجه است. مراجعه به سیره و سنت آن بزرگواران در این زمینه راه گشاست.

 

نتیجه

 لا نعمة اهنا من الامن.

 هیچ نعمتی گواراتر از امنیت وجود ندارد.

 این پژوهش با ارائه ساز و کارهای متنوع تامین امنیت و مستند نمودن آن ها به قرآن و روایات، راه کارهای فراوان و دقیقی را برای دست یابی به امنیت معرفی کرد و با اثبات فرضیه خود، بر این ادعا پای فشرد که این مفهوم و انواع و ابعاد و ساز و کارهای تامین آن در منابع قرآنی و روایی تعریف شده و با ارائه مصادیق مشخص، تفصیل یافته است. از سویی ایمان و امنیت های معنوی، سرچشمه و مبنای اصلی کلیه ابعاد امنیت و ساز و کارهای تامین آن بوده و بین این ابعاد و ساز و کارها، هم پیوندی و توازن عمیقی برقرار و هر گونه قوت یا ضعف و ناامنی در یک بعد بر سایر ابعاد و حوزه ها موثر است. امنیت در تامین آن را باید به صورت همه جانبه نگریست و از کلیه ابعاد آن به تامین این نعمت مجهول و مغفول پرداخت.

 قرآن و روایات بیانگر این نکته بسیار مهم هستند که هر گونه امنیتی و در هر بعد از ابعاد آن، در نهایت ریشه در ایمان و اعتقادات معنوی و الهی دارد و هرگونه ناامنی در عرصه ای، سرانجام ریشه اش به بی ایمانی و صفات متقابل ایمان مانند شرک، کفر، ظلم، استکبار و... برمی گردد، از سویی مومن و صفات ایمانی، اصلی ترین خاستگاه صدور کنش های امنیت زاست و می توان در استنتاج نهایی گفت که بسترسازی حیات معنوی طیبه و حسنه برای تربیت و تهذیب افراد چه در حوزه رفتارهای فردی و اجتماعی و ابعاد آن ها از حیات و غیر ایمانی، اصلی ترین ساز و کار تامین امنیت در نظام اسلامی است. نظام باید سعی کند با تشویق حیات مؤمنانه و پشتیبانی از مومنین و تقابل با دشمنان ایمان، امنیتی همه جانبه و فراگیر برای تمامی شهروندان جامعه اسلامی و حتی غیر مسلمانی که در پناه آن زندگی می کنند فراهم کند و بدون غفلت از زندگی دنیایی و با تامین نیازهای زندگی این جهانی، زمینه ورود سرشار از عافیت و مسالمت و ایمن از عذاب را به زندگی آن جهانی و اخروی تمهید سازد.

 الحمد الله الذی شرع الاسلام... فجعله امنا لمن علقه.(نهج البلاغه، خطبه 131)

 سپاس خدای را که راه اسلام را گشود... و آن را برای هر که به آن چنگ زد، مایه امنیت قرار داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:2  توسط مهزیار  |