● تعریف فتنه[1] 
فتن: گذاشتن طلا در آتش است تا خوبی آن از ناخوبی آشکار شود.[2]
فتنه: آن است که به وسیله­ی آن چیزی امتحان شود.[3]
فاتن: اسم فاعل است یعنی آزمایش­گر و فتنه­انداز.
فتنه، فتنا، فتونا، آزمود او را، در فتنه افکند او را، به شگفت آورد او را.
فتنه: گناه، عذاب، آزمایش، شگفت، گناه­ورزی، ناسپاسی، رسوایی، دیوانگی، خلاف، گمراهی.[4]
در قرآن فتنه به معانی مختلف به کار گرفته شده است. 1- قرآن فتنه را در موضع آزمایش، یک سنت تاریخی دانسته و آن را به همه امتها گسترش می­دهد.
احسب الناس ان يترکوا ان يقولو امنا و هم لايفتنون، و لقد فتنا الذين من قبلهم.[5]
آیا مردم گمان می­کنند که وقتی گفتند ایمان آوردیم رها کرده می­شوند و امتحان نمی­کنیم؟ قطعاً ما قبل از اینان را هم امتحان کردیم.
علت امتحان را نیز مشخص شدن خوب از بد، صادق از فریبکار می­داند.
فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الکاذبين[6]
تا بداند خدا آنها را که راست می­گویند و آنها را که دروغگویند.
در معنی لغوی فتنه دیدیم که طلا را در آتش می­گذارند تا ناخالص آن جدا شود. این جا هم انسان درمقابل امتحانات قرار می­گیرد تا:
اولاً: صدق گفتار او مشخص شود و در حقیقت، امتحانات خدا افشاگر چهره‌ی مدعیان است و خدا با مواجهه دادن آنها در مقابل مسائل مختلف، آنها را به عکس‌العملی وا می­دارد که عمقِ ایمان و اعتقاد و صدق آنها معلوم شود و اینست که امتحان خدا نوعی افشاگری است.
ثانیاً: در مواجهه با مشکلات و تنگناها و پیچیدگیها، انسان ساخته شده و ناخالصیهای وجودی و اعتقادی خود را متوجه گشته و آنها را علاج و اصلاح نماید. آنکه به عمق توجه دارد، از محاسبه‌ی نفس از این آزمایشها برای خودسازی و کمال بهره می­جوید.
و لنبلونکم حتی تعلم المجاهدين منکم و الصابرين[7]
شما را می­آزماید تا مجاهدین شما و صبرکنندگان شما مشخص و دانسته شوند. آنچه خدا انسان را با آنها می­آزماید یعنی در مواجهه با شرایط و اسباب مختلف قرار می­دهد تا عکس­العمل او را اندازه­گیری کند عبارتند از:
  الف: مال و فرزندان
واعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنة و ان الله عنده اجر عظيم[8]
آگاه باشید که اموال و اولاد شما اسبابِ آزمایش و ابتلا شما هستند و پاداش بزرگ نزد خداوند است.
بر همین مضمون آیه 15 سوره تغابن نازل شده است. انتهای آیه «ان الله عنده اجر عظیم» نشان می­دهد که اموال و اولاد، وابستگیهای قوی هستند که بایستی دلبستگی به آنها در حد وظیفه باشد، به گونه­ای که در موارد ضرورت و ایجاب حرکت، مانند زمان جهاد و ایثار، بتوان از آنها گذشت و مانعی در راه حرکت انسان نباشند. و این خود آزمایش بزرگی است برای مردم که مشخص شود تا چه اندازه ساخته شده­اند و تا چه حد به خدا نزدیک شده و هدفِ خلقت را دریافته­اند.
  ب- شرّ و نیکی
کل نفس ذائقة الموت و نبلوکم بالشر و الخير فتنة و الينا ترجعون[9]
هر نفسی، مرگ را می­چشد و همه‌ی شما را با خوبیها و بدیهایی می­آزماییم و بازگشت شما به سوی خداست.
انسان در مقابل رویدادها و حوادثِ خوب و بد قرار می­گیرد، خوب از نظر هدف خلقت و بد از نظر حرکت قهقرایی. و او در مقابله‌ی آنها خویشتن خویش را ظاهر می­کند. در رویدادهای شرّ همه‌ی شرایط و تمامی رویدادها او را به سوی گمراهی می­کشانند و تلاش شیطانها بر فریب او قرار می­گیرد، هوشیاری و عملکرد صحیح اوست که از به نتیجه رسیدن تلاشهای شیطان­صفتان جلوگیری می­کند و خلوص و ایمان او را به ظهور می­رساند و عمیق­تر می­سازد و به پیش می­برد.
و در مقابله با رویدادهای نیکو نیز آزمایش می­شود که آیا به دست آوردن پیروزی از مجرای حق و عدالت خارج می­شود یا در خط حرکت اسلام باقی می­ماند؟
ان الانسان خلق هلوعاً اذا مسه الشرّ جزوعاً و اذا مسه الخير منوعاً الا المصلين الذينهم علی صلاتهم دائمون[10]
انسان متنوع خلق شده است، هرگاه به او بدی روی آورد ناله می­کند و هنگامی که به او خیری دست می­دهد به خوشحالی و قهقهه می­افتد مگر نمازگزاران، آنها که دائم در حال نمازند.
این آیه نشان می­دهد که انسانِ مسلمان در حرکت خود باید تنها به خدا بیاندیشد و به قول امام خمینی قدّس سرّه، پیروزی را در انجام تکلیف می­داند نه در پیروزی ظاهری، و شکست را همین­طور، او تنها باید به این مسأله بیاندیشد که آنچه برای تکامل اوست و او را در رسیدن به خدا کمک می­کند با خلوص و درستی انجام دهد و اگر توانست آن­گاه خود را پیروز می­داند، در غیر این صورت شکست خورده است، اگر چه در ظاهر پیروز شده باشد.
  ج- تمامی آنچه در زمین در اختیار انسان قرار داده شده است.
انا جعلنا ما علی­الارض زينة لها لنبلوهم ايهم احسن عملا[11]
ما هر آنچه در زمین است زینت برای شما قرار دادیم تا بیازماییم شما را که کدام یک کردار نیکو دارید.
انسان، امانت­دارِ خداست، آنچه در روی زمین در اختیار انسان نهاده شده است به طور امانت است، امانت­دهنده خدا و امانت­گیرنده انسان است و در این رابطه، انسان است که با نحوه عمل با امانت، ماهیت خود را نشان می­دهد. آن که امانت را در مسیرِ خواستِ امانت­دهنده به کار می­گیرد روسفید است؛ آن جا که لازم است ایثار می­کند، آن­جا که ضرورت ایجاب می­کند و امت اسلامی نیاز دارد، به کمک برمی­خیزد و جان خود را که امانت است و مال خود را که امانت است می­دهد، و آن را جز ادای تکلیف چیزی نمی­داند، و به فرموده امام خمینی قدّس سرّه: «وقتی همه از اوست در راه او دادن کار نیست، که چیزی که از خود اوست در راه خود اوست».
  د- امتحان انسانها به وسیله یکدیگر
و جعلنا بعضکم لبعض فتنة اتصبرون و کان ربک بصيرا[12]
و بعضی از شما را سبب آزمایش بعضی دیگر قرار دادیم، آیا پس صبر می­کنید؟ و خدا آگاه و بیناست.
و کذلک فتنا بعضهم ببعض ليقولوا اهولاء من الله عليهم من بيننا[13]
و چنین است که بعضی از شما را با بعضی دیگر امتحان می­کنیم تا این که گویید آیا خدا فقیران را از میان برگزیده؟
حرکت انسان خواه ناخواه در جامعه موافق و مخالف خواهد داشت. طعنه­ها، تهمت‌ها و افتراها از سوی دشمنان زده خواهد شد، تمسخرها و ریشخندها و تحقیرها از سوی شیطان­گونه­ها انجام می­شود و اوست که در این حرکت یا با استقامت و صبر این هجومها را در هم می­شکند و ادامه می­دهد و یا جذب شخصیتها شده و حرکت خود را از دست می­دهد. در جامعه بعضی را خداوند به مال و مقام افزونی می­دهد یا با تقوی و اخلاص او را برتری می­بخشد. همین افزونیها و برتریها موجب آزمایش دیگران می­شود که چگونه عمل می­کنند، آیا در برابر افزونیها صبر پیشه می­کنند یا با بی­تابی و از هر راهی درصدد رسیدن به آنچه دیگران دارند برمی­آیند و از روی حسادت و بغض با مخلصان رو به رو می­شوند یا از روی صدق.
  2- قرآن، فتنه را به معنی فریب، گول زدن و غافل کردن به کار برده است.
يا بنی آدم لايفتنکم الشيطان کما اخرج ابويکم من الجنة[14]
ای فرزندان آدم، شیطان همانگونه که پدر شما را فریفت و از بهشت خارج کرد شما را نفریبد!
فما امن لموسی الا ذرية من قومه علی خوف من فرعون و ملائهم ان يفتنهم[15]
پس کسی به موسی ایمان نیاورد مگر فرزندان قبیله‌ی او، آن هم با ترس از فرعون و اشراف قوم او، مبادا آنها را به فتنه دراندازند.
این فریبها که در شکلهای مختلف انجام می­شود البته برای آزمایش انسان است و مواردی است که مستقیماًٌ انسان در مقابل فریبها و نیرنگها قرار می­گیرد و آمادگی و آگاهی او در موفقیت او نقش بزرگی دارد.
موارد فتنه و فریب و غافل کردن در قسمتهای دیگر مطرح خواهد شد. آنچه یادآور می­شویم آیه فوق است و این که چگونه شیطان توانست آدم را فریب دهد؟
خداوند می­فرماید:
لقد ابتغوا الفتنة من قبل و قلبو لک الامور حتی جاء الحق[16]
منافقین قطعاً می­خواهند ایجاد فتنه کنند، آنان مسایل و کارها را وارونه و برعکس می­نمایند تا   آن­گاه که بر تو حق و درست آنها آشکار گردید.
در این آیه، وارونه­سازی برای فریب دادن و گول زدن، فتنه معرفی شده و آن را از جانب منافقین می­داند که همیشه درصدد ایجاد جوً آشفته و استفاده از نام آن هستند.
مولا علی (ع) در ضمن سخنان خود به هر دو معنی فتنه اشاره دارد، آن جا که می­فرماید: نباید یکی از شما بگوید، پروردگارا به تو پناه می­برم از این که مرا دچار فتنه سازی، زیرا هیچ­کس نیست که در فتنه نباشد، لکن باید به خدا پناه برد از فتنه­های گمراه کننده وگرنه خداوند در سوره 8 آیه 28 فرماید: بدانید که اموال و اولاد شما فتنه­اند، و معنی این آیه این است که خداوند بندگانش را با مال و اولاد آزمایش می­کند تا این که روشن گردد چه کسی برای روزیش ناخرسند و کدام کس به قسمتش راضی است. گو این که خداوند به حال بندگانش از خودشان داناتر است، لکن این آزمایش برای آن است که کارهایی که در خور ثواب و یا سزاوار عقاب­اند روشن گردد، زیرا برخی از آن بندگان دوستدار پسران و دشمنان دختران و برخی خواهان فزونی مال و بدخواه اختلال در حال هستند.[17]
شهید آیه­الله دستغیب ایجاد پراکندگی در جماعات دینی و جاسوسی برای ظالمان را نیز فتنه دانسته است.
«از جمله فتنه‌ی دینی است جمعی را که با هم یکدل و یک­جهت متوجه خدا و به یاد پیغمبر و امام خود هستند بین آنها جدایی انداختن و ایشان را متشتت و متفرق ساختن یا به قوًه قهریه یا به القاء شبهه و بدبینی بین مأمومین نسبت به امام جماعت و پیشوای دینی یا مأمومین را نسبت به یکدیگر و خلاصه اتحاد قلوب را که موجب هر خیری است و مقصود شارع مقدس است مبدل کردن به جدایی که موجب هر شرّی است و مغبوض شارع مقدس است، فتنه است.»[18]
«از موارد مسلمّ فتنه، جاسوسی کردن برای حکام و ظلمه است و بزرگی مفسده و خطر آن و اکبر بودنش از قتل پرظاهر است، چرا که یک جاسوسی و فتنه­انگیزی ممکن است سبب قتلها و جنایتها بشود مانند «معقل» جاسوس ابن زیاد لعین که سبب گرفتاری و کشته شدن حضرت مسلم و هانی بن عروه گردید و بلکه فجایع کرب و پس از آن مستند به فتنه این جاسوس ملعون است.»[19]
  نشانه­های فتنه
فتنه از آن جهت که «فراگیر» است دقیقاً بایستی بررسی شده، نشانه­هایش مشخص و راههای نطفه بستن و گسترش آن معین شود. اگر فتنه تنها دامان فتنه‌گران را می­گرفت شاید نیاز به بررسی و تعیین آن نبود، اما از آن­جا که فتنه تمامی جامعه را دربر­می­گیرد و مسیر مردم را از حق به باطل؛ از عدل به ستم و از امامت به خلافت منحرف می­کند، از اهمیت ویژه­ای برخوردار می­شود:
واتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منکم خاصة[20]
دوری کنید از فتنه که تنها مخصوص ستمکاران نخواهد بود (که مظلومان را نیز فرا خواهد گرفت).
  راههای ایجاد فتنه الف: بدعت 1- معنی بدعت
بدعه اسم مصدر ابتداع است چون رفعه از ارتفاع و بیشتر در کم و زیاد کردن در دین به کار می­رود «مصباح».[21]
علامه مرحوم مجلسی در شرح رأی مبتدع می­گوید: رأی مبتدع یعنی فتوایی که سند و دلیلِ درستِ شرعی ندارد و صاحب آن خود را در قانونگذاری شریک خدا کرده است. [22]
شهید اول بدعت را امور تازه­ای می­داند که حرام باشد و آن را عملی می­داند که دلیل تحریم آن را فرا بگیرد، مثل تقدم غیر امام معصوم بر امام معصوم، غصب مناصب ویژه امامت، دست­اندازی والیان جور به اموال مسلمانان و جلوگیری آنها از مستحق و جنگ با اهل حق و تبعید ایشان و کشتار بر پایه‌ی بدگمانی و واداشتن مسلمانان بر بیعت با فاسق و ...[23]
حضرت امام صادق (ع) می­فرماید: کسی که مردم را به خودش بخواند و حال آن که در بین ایشان از او داناتری است، پس از بدعت­گذارنده‌ی گمراه کننده است.[24]
و نیز فرمود کسی نیست که بدعتی نهد جز آن که سنتی را با آن از میان می­برد.[25]
پیغمبر خدا (ص) فرمود: هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است.[26]
ابی العباس گوید از امام صادق (ع) پرسیدم از کمترین چیزی که انسان به واسطه‌ی آن مشرک گردد؟ گوید فرمود: هر که رأیی را بدعت گذارد، چه به واسطه‌ی آن محبوب گردد و چه به واسطه‌ی آن مغبوض شود.[27]
بنابراین بدعت تغییر دادن دین الهی به رأی و عقل خود و چیزی بر آن افزودن یا کم کردن است چه در اصول و چه در فروع. [28]
  2- هدف و نحوه‌ی ایجاد بدعت
و ان احکم بينهم بما انزل الله و لاتتبع اهوائهم و احذرهم ان يفتنوک عن بعض ما انزل الله اليک.[29]
و ای پیامبر حکم کن به آنچه خدا به تو نازل کرده است میان آنها، و از هوای نفس و خواهشهای آنها پیروی مکن، مبادا تو را فریب دهند و در بعضی از احکام خدا تغییر ایجاد کنند.
آیه صراحتاً مطرح می­کند که گروهی هستند که منافع آنها ایجاب می­کند که در احکام خداوند تغییراتی ایجاد نمایند. پیروی از خواسته‌ی آنها به هر شکلی که باشد، فتنه و فریب است و هرکس که بخواهد در حکم خدا به هر علتی، تغییر ایجاد کند او بدعت­گذار است و با ایجاد بدعت در جامعه ایجاد فضای شک و تردید می­کند.
علی (ع) طی جملاتی زیبا دلیل بدعت و شکل آن را مطرح می­کند:[30]
آگاه باشید که منشأ فتنه­ها، پیروی از خواهش نفس است و احکامی که بر خلاف شرع ابداع می­شود، و کتاب خدا یا این خواهشها و بدعتها مخالف است، و مردم از آنها که چنین خلافهایی را عین دین خدا می­کنند، پیروی می­نمایند.
پس اگر باطل با حق در هم نمی­شد، راه حق بر خواستاران آن پوشیده نمی­گردید، و اگر حق را با باطل در هم نمی­آمیختند و خالص نشان داده می­شد، دشمنان هرگز نمی­توانستند از آن بدگویی کنند ولکن، آنها که فتنه­انگیرند، قسمتی از حق را با قسمتی از باطل در هم آمیخته­اند، پس آن­گاه شیطان بر دوستان خود تسلط پیدا می­کند و کسانی که لطف خدا شامل حالشان گردیده است نجات می­یابند.
در خطبه‌ی فوق علی (ع) به دو مطلب اشاره می­فرمایند:
1-       هدف از ایجاد بدعت
2-       نحوه‌ی ایجاد بدعت
1- هدف از ایجاد بدعت
هدف از ایجاد بدعت، پیروی شدن ایجادکنندگان آن به وسیله مردم است. کسانی که عقده‌ی خود بزرگ­بینی دارند، کسانی که خواهشهای نفس بر آنان مسلط است و هنوز به تزکیه و اخلاص نرسیده­اند، آنهایی که برتری­طلبی و قدرت­خواهی به هر علتی بر وجودشان مخفی و آشکار حکومت می­کند، اینان برای این که بتوانند گروههای مردم را به دنبال خود داشته باشند تا هم ارضاء خواهش نفس کنند و هم به قدرت برسند، آن هم مردمی که پیرو مکتب اسلام هستند و اصول مکتبی بر آنها حکومت می­کند، چه باید بکنند؟ آیا می­توانند اهداف شوم خود را صریح و روشن به مردم بگویند؟ هرگز. آنان راه نفاق در پیش می­گیرند، آنچه در دل دارند آشکار       نمی­سازند. زبانهایشان به چیزهایی گشوده می­شود که با باطن آنها متفاوت است. شعارهای زیبا و فریبنده می­دهند. آن­چنان سخن می­گویند که گویی دوای دردها نزد آنهاست، در حالی که خود بدترین درد جامعه هستند. قرآن چه زیبا، آنان را افشا و معرفی می­نماید:
و من الناس من يقول امنا بالله و باليوم الاخر و ما هم بمومنين.
گروهی از مردم هستند که می­گویند به خدا و روز قیامت ایمان آوردیم، در حالی که واقعاً ایمان نیاورده­اند.
يخادعون الله و الذين امنوا و ما يخدعون الا انفسهم و ما يشعرون
با خدا و مؤمنین خدعه و نیرنگ می­کنند، در حالی که به خودشان خیانت می­کنند، اما شعورشان به این امر نمی­رسد.
فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا و لهم عذاب اليم بما کانوا يکذبون.
در دلهای آنان مرض است و خداوند این مرض را می­افزاید و برای آنها به سبب آنچه تکذیب کردند عذاب دردناکی خواهد بود.
و اذا قيل لهم لاتفسدوا فی­الارض قالوا انما نحن مصلحون
و اگر گفته شود به آنان، که در زمین فساد مکنید، می­گویند ما اصلاح­گریم.
الا انهم هم المفسدون و لکن لايشعرون
آگاه باشید که اینها مفسد هستند، لیکن خود آن را نمی­فهمند.[31]
ادامه آیات هم درباره رفتار آنان است که از یک سو با مؤمنان رفت و آمد می­کنند و با آنان از ایمان خود سخن می­گویند و از دیگر سو با دوستان شیطان صفت خود خلوت می­کنند و خود را از آنان می­دانند و مؤمنان را به مسخره می­گیرند.!!
مرتبطین با بیگانگان همواره همین گونه عمل می­کنند. اینان نفوذیها و غریبه­هایی هستند که به دنبال شکار خودیها و ایجاد شقاق و فتنه در میان آنها هستند، و برای این کار از لباس حق سود می­جویند. فتنه­گران، برای ایجاد اختلال در مسیر حرکت مردم و پیروی آنان از رهبری و امام، با طرح مباحثی متشابه که می­تواند دارای معانی مختلف و وجوه متفاوتی باشد، ذهنها را دچار شبهه و تردید می­سازند و بین آنان و امام و رهبری فاصله می­اندازند. وقتی خوارج شعار «لا حکم الا الله» که شعاری قرآنی است سر می­دهند، مردم نسبت به حکومت علوی دچار شک و ریبه می­شوند و چه بسا حضرت درباره این شعار فرمودند:
کلمه الحق يراد به الباطل
آری کلمات حقی را به کار می­برند در حالی که از آنها مراد و قصد باطلی را دارند. این شعار در صورت واقع، اساس حکومت اسلامی را نشان می­دهد که مبتنی بر حکم الهی است. در حالی که خوارج از آن در جهت نفی حکومت علوی که مظهر حکومت الهی و اجرای احکام آن است، بهره گرفتند.
بنابراین هدف از ایجاد بدعت، جلب توجه مردم به خود و ایجاد فاصله و تردید میان آنان و رهبری و امام عادل است.
ای بندگان خدا، شما را به ترس از خدا سفارش می­کنم و از مکر و فریب اهل نفاق برحذرتان  می­دارم که این گروه، گمراهند و گمراه­کننده، خطا­کارند و خطا­کار­کننده، هر ساعت به رنگی و هر روز به حالی  در­می­آیند و شما را به هر وسیله­ای زیر نظر دارند و در هر کمینگاهی در کمین نشسته­اند. دلهایشان بیمار و ظاهرشان آراسته و پاک است... وقتی توصیف می­کنند و حرف می­زنند مثل آن است که داروی دردها را تجویز می­کنند، ولی اعمالشان دردی بی­درمان است... برای فریب هر دلی طبق میل او وسیله­ای دارند و در هر غم و غصه اشکها می­ریزند.
تعریف کردن از یکدیگر را به هم وام می­دهند و بعد در انتظار تلافی و پاداش طرف خود هستند. هر چه را بخواهند در رسیدن به آن اصرار نمایند و کسی را که ملامت کنند پرده­دری (بی­آبرو) کنند... در برابر هر حقی، باطلی دارند. در مقابل هر راستی، انحرافی دارند...
با تظاهر به بی­اعتنایی به مال مردم، خود را به آنچه طمع دارند می­رسانند... می­گویند و با گفته­های خود شبهه در دلها می­اندازند، و چون از چیزی تعریف کنند آن را آب و تاب می­دهند و به این طریق راه خود را برای دیگران آسان جلوه می­دهند، و آن­گاه آنان را در پیچ و خمهایش سرگردان نگاه می­دارند. منافقین یاران شیطان و شعله­های آتش سوزانند. آنان حزب شیطانند و بدانید که حزب شیطان زیانکارانند.[32]
اینست که ما در بسیاری از احادیث مشاهده می­کنیم که تأکید فراوان شده است به این که:
اولاً از بدعت­گذار پیروی و اطاعت ننمایید.
امیرالمؤمنین علی (ع) می­فرماید: کسی که نزد بدعت­گذارنده­ای رود و احترامش کند، هر آینه در خراب کردن دین اسلام کوشیده است.[33]
حضرت امام صادق (ع) بدعت را از گناهان کبیره شمرده و چون رسول خدا (ص) فرمودند: هر کس در صورت بدعت­گذارنده­ای بخندد، هر آینه دین خود را خراب کرده است.[34]
علی (ع) فرمود: دو مرد نزد خدا دشمن­ترین مردمند: یکی مردی که پیروی می­کند از سخن بدعتها و گمراهیهای مردم، پس این مرد سبب فتنه و فساد است برای کسی که به سبب او در فتنه می­افتد.[35]
ثانیاً از امام، پیروی و اطاعت کنید:
ابی عبدالله (ع) فرمود: مردم مأمورند ما را بشناسند و به ما مراجعه کنند و تسلیم به ما باشند، سپس فرمود: و اگر چه روزه دارند و نماز­گذارند و شهادت دهند که جز خدا معبود شایسته­ای نیست، اما اگر در دل گیرند که به ما مراجعه نکنند، بدین سبب مشرک باشند.[36]
چرا که در صورت عدم مراجعه به امام که عالم به احکام از طرف خداست، در فهم بسیاری از امور درمی­مانند و بناچار باید بدعت­گذارند و از طرف خود حکم بتراشند و یا به بدعت­گذار رجوع نمایند.
 
2- نحوه‌ی ایجاد بدعت
بدعت­گذار: از یک سو؛  نمی­تواند با مبانی اعتقادی مردم مخالفت کند زیرا سریع طرد می­شود.
از دیگر سو؛ خود نیز به سبب پاره­ای اعتقادات نمی­خواهد یا نمی­تواند با اصول مکتب انکار ورزد اما از طرفی، وجود عناصر سست و ناخالص در او و فکر او، پاره­ای از خواهشها و خواستها را در دل و ذهن او رشد داده است و برای او آراسته و جنبه‌ی حقیقت به آن داده است. پس چه کند؟
مذهب را رها نمی­کند، خویشتن را هم وا نمی­نهد، هر دو را می­گیرد یعنی اصول و احکام مکتب را براساس خواهشها و نیازها و اهداف خویش بیان می­کند و رأی و تدبر خویش را همچون جلوه‌ی راستین مذهب دانسته به مردم عرضه می­دارد!!
لذا اقدام به آمیختن حق با باطل می­کند و با این کار؛ اولاً: رأی باطل او به صورت حق جلوه داده می­شود!!
ثانیاً: قسمتی از حق که مزاحم هدفهای بدعت­گذار است پوشیده و باطل جلوه داده می­شود!! چنین اقدامی سبب می­شود که مردم از تشخیص مسائل فرو مانند. نه حق خالص است که آن را باز شناسند و نه باطل عریان است که اهل آن را سریعاً بازشناسی کنند.
خصوصاً اینان به اصولی بیشتر توجه خواهند کرد که رهبریت جامعه‌ی مسلمین را مشخص  می­کند. این مسأله را تجربه‌ی تاریخی به خوبی ثابت کرده است و ما در جای خود در این مورد به اندازه‌ی کافی صحبت خواهیم کرد. خوب، مردم می­مانند که از چه کسی پیروی و حرف شنوی کنند!! اگر او حق است پس اینها چه می­گویند؟ و اگر اینها حق است پس از او چه می­شنود؟
و چه جالب مولا علی (ع) فرمود: که پس از آمیختن حق با باطل است که شیطان بر دوستان خود مسلط می­شود. دوستان شیطان چه کسانی هستند؟ مگر خود شیطان به سبب چه خصوصیتی شیطان شد و از درگاه خداوند پس از آن همه عبادت رانده شد؟ مگر شیطان استکبار نکرد؟
آری، شیطان خودبزرگ­بینی کرد، غرور او را فرا گرفت، خودخواهیها در او زبانه کشید و بعد از خودخواهی، در مقابل فرمان خدا ایستاد و استدلال هم آورد؟!
«دقت شود که شیطان با استدلال با خدا مخالفت کرد، اما استدلالی که دقیقاً از خودخواهی او ناشی می­شد.»
دوستان شیطان کسانی هستند که زمینه­های خودخواهی و تکبر و گردنکشی در آنها هست و به رموز دین نیز آشنایی دارند، و هنگامی که با این آگاهی و آن زمینه‌ی فساد درونی به آراء خود متکی شدند و ایجاد بدعت نمودند، شیطان با آنان همراه و همگام می­شود و آنان را در این مسیری که گام نهاده­اند هر لحظه به جلو می­برد تا آن­گاه که کاملاً مقابل حق بایستند و هلاک شوند.
داستان خوارج که همگامان علی (ع) بودند و شمشیرزنان رکاب او، عبرتی است بزرگ که به موقع بررسی خواهد شد، اما این قدر اشاره می­شود که هم­اینان با یک نافرمانی از امام علی (ع) ؛ عدم قبول ادامه‌ی جنگ با معاویه و رد حکمیت مورد نظر امام؛ در مسیر شیطانی افتاده به جایی رسیدند که مقابل علی (ع) ایستادند. هم خود نابود شدند هم علی (ع) را عاقبت به شهادت رساندند. قرآن برای پیشگیری از این مسأله دستور می­دهد:
فليحذر الذين يخالفون عن امره ان تصيبهم فتنة او يصيبهم عذاب اليم.[37]
پس باید بترسند آنها که مخالفت امر خدا می­کنند از این که آشوب گریبان آنان را بگیرد یا عذاب دردناک خدا را متوجه آنان سازد.
و بدین گونه به آنها که آشکار و پنهان، با امر خدا، مخالفت می­کنند هشدار می­دهد که گرفتار فتنه خواهید شد و امر بر خود شما مشتبه شده، شیطان مسلط می­شود و از شما فتنه­گری می­سازد برای تباهی امت اسلامی. پس دست از مخالفت امر خدا بردارید، احکام او را دقیقاً اجرا نمایید، از خودرأیی بپرهیزید و امامت جامعه را تبعیت و پیروی کنید و از اجتهاد خود در مقابل امر امام دوری نمایید.
  ب: شبهه 1- معنی شبهه
مانند کردن، شبیه کردن؛ شبه علیه الامر، مشکل شد بر او کار. شبیه شد بر او کار؛ شبهه، شبهات: پوشیدگی کار و مانند آن، کاری که در آن حکم به خطا نتوان کرد. امور مشتبهه و مشبهه: کارهای مشکل.
متشابه: آنچه معنی و حقیقت آن معلوم نشود، کارهای مشکل و مانند هم. «بر وزن علم و فرس» مثل و نظیر. شبهه آن است که دو چیز در اثر مثل هم بودن از همدیگر تشخیص داده نشوند، مانند «و ما قتلوه و ما صلبوه ولکن شبه لهم»[38]
عیسی را نکشتند و به دار نزدند لیکن کار بر آنها مشتبه شد.[39]
علی(ع) در معنی شبهه می­فرماید:
شبهه از آن­رو شبهه نامیده می­شود که شبیه و مانند حق جلوه می­کند.[40]
  2- شبهه و متشابهات و نقش آن در ایجاد فتنه
فتنه­گران می­کوشند در هر موردی که امکان دارد دو چیز یا چند چیز شبیه به هم ایجاد کنند تا مردم در انتخاب در­ مانند و امکان تشخیص و شناسایی را از دست بدهند، و آنگاه آنان آنچه را که در نظر دارند و هم شکل و شبیه حق درست کرده­اند به عنوان حق به مردم بشناسانند و انحراف ایجاد کنند.
فتنه­گران از قرآن هم نمی­گذرند، و از متشابهات قرآن نیز برای هدف خویش یعنی مشتبه کردن چند مسأله استفاده می­کنند.
هو الذی انزل عليک الکتاب منه آيات محکمات هن ام­الکتاب و اخر متشابهات فاماالذين فی قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله و ما يعلم تأويله الاالله و الراسخون فی العلم يقولون امنا به کل من عند ربنا.[41]
ای پیامبر، خداوند قرآن را بر تو نازل کرد، در آن آیات محکم و آیات متشابه هست، اما کسانی که در دلشان مرض است قسمتهای متشابه را تبعیت می­کنند تا ایجاد فتنه و تأویل کنند، ولی تأویل آن را نمی­داند مگر خدا و راسخون در علم، همانان که می­گویند ایمان آوردیم به «قرآن» تمام آن از خداست.
به طور خلاصه آیات محکم آیاتی هستند که مفاهیم و مقاصد آن صریح و روشن است مانند حکمها، و آیات متشابه آنها هستند که مفاهیم و مقاصد آنها مشابه است و به تعمّق و تدبّر نیاز دارد. برای آگاهی بیشتر به تفاسیر قرآن و قاموس قرآن مراجعه شود. آنچه مورد بحث ماست، استفاده‌ی بیماردلان از آیات متشابه است. آنها آیات محکم را رها می­کنند و برای هدفهای سوء خود به آیات متشابه توجه می­نمایند و از آنها برای ایجاد فتنه و تأویلهای نادرست استفاده      می­کنند، در مقابل آنها، راسخون در علم قرار دارند که همه‌ی قرآن را مشتمل بر محکمات و متشابهات می­پذیرند.
این است که امام خمینی (ره) می­فرماید:
از چیزهایی که در اسلام ممنوع است تفسیر به رأی است. که هرکس آراء خودش را بخواهد به قرآن تطبیق کند...
 این چنین میدان باز نیست که انسان هرچه به نظرش آمد، بخواهد نسبت بدهد که قرآن این است و این را می­گوید.[42]
علاوه بر مسائل اجتماعی، حتی در مسائل شرعی و فقهی نیز متشابه­سازی و ایجاد شبهه وجود دارد و شیطانها یا به قول قرآن، مریض دلها، در صدد برمی­آیند که از این ترفند بهره­برداری نمایند.
«و به سبب شبهه­های نادرست و خواهشهای غافل­کننده و برای آن که حرام او را حلال گردانند، شراب را به آب انگور و خرما شبیه نموده، رشوه را به هدیه و ارمغان، ربا را خرید و فروش، می­شمارند. گفتم ای رسول خدا در آن هنگام ایشان را به کدام مرتبه حساب کنم، آیا آنها را کافر و مرتد بدانم یا به فتنه افتاده؟ فرمود: در مرتبه‌ی فتنه و آزمایش.»[43]
امام علی در وصف منافقین می­گویند:
يقولون فيشبهون و يصفون فيموهون[44]
می­گویند و مسائل را متشابه می­کنند و وصف می­کنند و آن را می­آرایند.
منافقین برای رسیدن به اهداف غیراسلامی خویش، با مشروعیت دادن به هر خط و گناهی، چنان سخن می­گویند که امر را مشتبه سازند و آنچه مطابق اهداف خودشان است زینت می­دهند و ده چندان می­آرایند. این روش آنان است. به خدا سوگند می­خورند و ادعای اسلامیت و پیروی از امامت و رسالت می­کنند اما عملاً با روشهای غیراسلامی و نافرمانی، جامعه را در تردید قرار می­دهند و با آشنایی که به مذهب دارند اصول و احکام آن را تفسیر و تأویل می­کنند و به این صورت همگام با کافران جوّ تبلیغاتی جامعه را آشفته می­سازند.
هنگامی که مولا علی(ع) کفر را و ستون­های آن را تشریح می­کند، شبهه را یکی از پایه­های اصلی کفر توصیف و می­فرمایند:
شبهه یکی از ستون­های کفر است و خود آن دارای چهار رکن است:
1- خوش آمدن از آرایش: اعجاب بالزينة. سبب می­شود که فرد عادت کند که مسائل را آب و تاب بدهد، رنگ و بویش را نکو کند و اگر توجه کنیم که مشتبه­سازی احتیاج به آراستن دارد پی به اهمیت این قسمت می­بریم، لذا علی (ع) می­فرماید: این کار، جلوگیری از کشف حقیقت    می­کند.
2- تسویل النفس: خودآرایی و می­فرماید که مایه‌ی در شهوت افتادن است.
3- تأول العوج: کج منشی که می­فرماید: صاحب خود را بسیار منحرف می­سازد.
4- لبس الحق بالباطل: آمیختن حق و باطل و می­فرماید: امواج ظلمتی است که بر همدیگر برآمده است.[45]
  ج: تغییر در مسیر مبارزه و در جهت خواسته­های مردم
یکی از راههای ایجاد فتنه و آشوب و آشفتگی، تغییر مسیر جامعه و تغییر جهت و توجه مردم است، تغییر در مسیر مبارزه و خواسته­های مردم به چند شکل صورت می­گیرد: 1- جلب توجه مردم از مسائل اصلی مکتبی به مسائل مادی و جزیی
امروز در حالی که جبهه خارجی در مقابل انقلاب به جنگ رویاروی دست زده است، پیش کشیدن «رفاه» جز تغییر در شعار امت و جز ایجاد سستی و رخوت در مردم هدفی ندارد و نتیجه­ای نخواهد داشت، بی­دلیل نیست که شعارهای شکم پرکن، نان و مسکن در و دیوار را   می­پوشاند، در زمانی که باید ایثار کرد و تداوم انقلاب نیاز به تحمل سختیها و صرفه­جویی­ها دارد انحراف در این مسأله و ایجاد خواستهایی که در این شرایط امکان انجام آن نیست و القاء شعارهای رفاهی جز تغییر در مسیر مبارزه نیست، و ایجاد تشویش و آشفتگی در سطح جامعه  می­نماید، تغییر شعارها و ایجاد جوّ فتنه و آشوب می­کند به گونه­ای که اولاً بین مردم اختلاف ایجاد می­کند، ثانیاً بین مردم «حداقل گروهی از مردم» با دولت اختلاف ایجاد می­کند، ثالثاً امکان مقاومت در برابر هجوم را می­کاهند و به این ترتیب زمینه را تدریجاً برای تغییر سیستم و تسلط خود فراهم می­کنند.
«از صدر اسلام تا کنون دو طریقه، دو خط بوده است: یک خط، خط اشخاص راحت­طلب که تمام همتشان به این است که یک طعمه­ای پیدا بکنند و بخورند و بخوابند. و عبادت خدا هم آنهایی که مسلمان بودند، می­کردند. اما مقدم بر هر چیزی در نظر آنها راحت­طلبی بود. در صدر اسلام از این اشخاص بودند. وقتی که حضرت سیدالشهدا (ع) می­خواستند مسافرت کنند به این سفر عظیم، بعضی از اینها نصیحت می­کردند که برای چه شما اینجا هستید، مأمونید و حاصل، بنشینید و بخورید و بخوابید...
یک دسته‌ی دیگر هم انبیاء بوده­اند و اولیاء بزرگ. آنها هم یک مکتبی بود و یک خطی بود. تمام عمرشان را صرف می­کردند در این که با ظلمها و با چیزهایی که در ممالک دنیا واقع می­شود، همشان را اینها صرف می­کردند در مقابله با اینها...
این دو رشته، از اول خلقت تا حالا بوده است. رشته‌ی تعهد به اسلام و ایستادگی در مقابل ظلم و ستم و دیکتاتوری و قدرتهای شیطانی ؛ و سازش ...
ما نباید تصور این را بکنیم که این ابرقدرتها از ما دست برداشته­اند. ملتی که می­خواهد زنده باشد و می­خواهد مستقل باشد و نوکر نباشد، وابسته نباشد و می­خواهد آزاد باشد و تحت سلطه نباشد، این ملت باید مهیا باشد برای همه چیز». [46]
  2- جلب توجه مردم از جبهه‌ی خارجی به جبهه‌ی داخلی
دشمن تلاش می­کند با یاری فتنه­گران توجه مردم را از جبهه‌ی خارجی به جبهه‌ی داخلی معطوف نماید. افرادی که امروز با طرح مسائلی تلاش می­کنند تفاوت برداشتها را از دین دامن بزنند و اختلافات را تشدید کنند و توجه مردم را از جبهه‌ی خارجی به سوی جبهه‌ی داخل و برخوردهای داخلی معطوف کنند، همین راه را می­روند، طرح اشکالاتی پیرامون ولایت فقیه، خط امام، حمله به امام و به روحانیت، حمله به قوه‌ی قضاییه، توهین به نهادها، زیر سؤال بردن جنگ و خون شهداء و بی­حرمتی به قانون اساسی، همگی چنان جوّی ایجاد می­کند که توجه مردم به جبهه داخل معطوف می­شود و از این فرصت دشمن خارجی حداکثر بهره­برداری را می­نماید.
امروز هم کسانی که تلاش می­کنند، وجود دشمن و توطئه­های بی­شمار و هر­ روزه‌ی او را نادیده انگارند و آن را توّهم بشمارند، همان راه را می­روند. وقتی دشمنان، به دشمنی خود با زبان اعتراف می­کنند و عملاً بودجه اختصاص می­دهند و رادیو راه­اندازی می­کنند و در مرزهای آبی ما، ناوهای جنگی خود را آرایش می­دهند و در مرزهای شرقی و شمالی، همسایه­ها را به ضدّیت با نظام جمهوری اسلامی، برمی‌انگیزند، غافل کردن مردم از این همه دشمنی، چه نامی می­تواند داشته باشد؟ آیا این عمل فتنه­انگیزی نیست؟
«عمده‌ی آن چیزی که باید آماج ذهن و فکر و عمل شما قرار بگیرد، مسأله براندازی است؛ مسأله براندازی آن کسانی که خودشان درصدد این امر خیانت­آمیز هستند، خیلی هم سعی دارند و دنبال می­کنند و پول خرج می­کنند، و درصدد هستند این را در ذهن مسؤولین – حالا مردم را در این زمینه خیلی مورد خطاب قرار نمی­دهند، مسؤولین رده­های مختلف از رده­های بالا تا رده­های پایین- دور کنند که ملتفت نشوند که قضیه چیست تا بتوانند کارشان را انجام بدهند. لذا هر کسی که بحث بکند از تلاش برای براندازی، هر کسی که بحث بکند از این که علیه انقلاب و علیه ملت ایران توطئه وجود دارد، هر کسی صحبت از دشمن خارجی بکند، یک جنجال عظیمی راه می­اندازند که آقا شما ... خوب، وقتی که مسؤولان سیاسی، مسؤولان امنیتی، دستگاههای ضد نظام جمهوری اسلامی در آمریکا و در اروپا در گفتارهای خودشان تصریح می­کنند در رادیو که این برای مقابله با نظام است، این را تصادفاً بنده خودم شنیدم از یکی از همین رادیوهایی که  می­دانید با پول سرویسهای امنیتی آمریکا به وجود آمده تصریح می­کنند؛ تصریح هم نکنند همه می­فهمند؛ تصریح می­کنند که ما می­خواهیم با نظام مبارزه کنیم؛ تصریح می­کنند که می­خواهیم با اساس نظام و استوانه­های نظام مقابله کنیم؛ ... چرا ما باید چشممان را ببندیم؟ چه کسی ما را تشویق و تحسین می­کند، اگر دشمن خودمان را نبینیم و به فکر مقابله‌ی با او نباشیم؟»[47]
بنابراین هر سخنی، نوشتاری و اقدامی که توجه را از دشمن اصلی و مسائل اساسی انقلاب باز دارد و ایجاد دو دستگی و اختلاف در داخل نموده و اذهان را متوجه مسائل داخلی پیش پا افتاده و جزیی که بزرگنمایی می­شود بنماید، فتنه است.
«ناگفته نماند که از دامهای مؤسسین و مروجین این فتنه، تضعیف و از بین بردن روحانیت اجتماع است و بزرگترین وسیله ایشان ایجاد حس بدبینی، سخریه نسبت به دیانت در بین اجتماع خصوصاً نسل جوان و سعی در ایجاد فاصله بین اجتماع و آنهاست.»[48]
  د: گشودن خط خلافت در برابر امامت
این بحث از مهمترین مسائل است که شدیداً مورد توجه فتنه­گران قرار دارد و آنان خوب فهمیده­اند راز وحدت و موفقیت مردم را، و دانسته­اند که این امامت و خط ولایت است که وحدت مردم را به وجود آورده و آنان را قادر به انجام هر حرکتی ساخته است و تا این محور وحدت باقی است هیچ آسیبی نمی­توان به مردم وارد ساخت، و نمی­توان آنان را جدا و پراکنده و سپس برده و بنده ساخت.
تاریخ انسانی شاهد این مطلب است که در هر عصری که پیام­آوری و مصلحی بر می­خاست، دشمن شکست­خورده می­کوشید تا چهره­ای را و راهی را برانگیزد و خط دومی را جا بیاندازد، و بدین­گونه فتنه­ای بزرگ ایجاد نماید و مردم را از راه حق منحرف و پراکنده سازد.
[1]. فتنه­گران و فتنه با نگاهی به نهج­البلاغه امام علی(ع)، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، 1388
[2]. مفردات راغب و مجمع
[3]. تفسیرالمیزان
[4]. فرهنگ جامع
[5]. سورۀ عنکبوت، آیه 2
[6]. پیشین
[7]. سورۀ محمد، آیه 31.
[8]. سورۀ انفال، آیه 28.
[9]. سورۀ انبیاء، آیه 35.
[10]. سورۀ معارج، آیه 19-23.
[11]. سورۀ کهف، آیه 7.
[12]. سورۀ فرقان، آیه 20.
[13]. سورۀ انعام، آیه 53.
[14]. سورۀ اعراف، آیه 27.
[15]. سورۀ یونس، آیه 83.
[16]. سورۀ توبه، آیه 48.
[17]. نهج­البلاغه فیض، حکمت 90.
[18]. گناهان کبیره، ص 517.
[19]. پیشین، ص 520.
[20]. سورۀ انفال، آیه 25.
[21]. اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، جلد 4، ص 81.
[22]. پیشین، ص 124.
[23]. گناهان کبیره، قسمت بدعت.
[24]. سفينةالبحار، جلد2. ص220.
[25]. اصول کافی، کتاب فضل­العلم، باب20.
[26]. وسایل، با ب امر به معروف، کتاب 40.
[27]. اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، جلد 4، ص 123.
[28]. گناهان کبیره، باب بدعت.
[29]. سورۀ مائده، آیه 49.
[30]. نهج­ البلاغه فیض، خطبه 50.
[31]. سورۀ بقره، آیات 8-12.
[32]. قسمتهایی از خطبه 185 نهج البلاغه، ترجمه سید کاظم ارفع.
[33]. وسایل، باب امر به معروف، کتاب 40.
[34]. سفینة البحار، جلد1. ص 63.
[35]. نهج­ البلاغه فیض، خطبه 17.
[36]. اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، ج 4، ص 124.
[37]. سورۀ نور، آیه 63.
[38]. سورۀ نساء، آیه 157.
[39]. قاموس قرآن.
[40]. نهج­ البلاغه، خطبه 38.
[41]. سورۀ آل عمران، آیه 7.
[42]. تفسیر سورۀ حمد توسط حضرت امام خمینی رضوان­الله علیه.
[43]. نهج­البلاغه، خطبه 155.
[44]. نهج­البلاغه، خطبه 185.
[45]. اصول کافی، باب دعائم و شعبه­های آن، ج4.
[46]. حضرت امام خمینی(ره)، صحیفۀ نور، ج 15، صص 45 و 46.
[47]. مقام معظّم رهبری، دیدار با مسؤولان شوراهای تأمینی کشور، 25 بهمن 1379.
[48]. آیت­الله شهید دستغیب، گناهان کبیره، باب فتنه.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم شهریور 1393ساعت 17:54  توسط مهزیار  | 

حجامت چیست؟ بوسیله حجامت خونهای آلوده و غیر قابل استفاده (مانند روغن سوخته وسایل نقلیه) از بدن خارج می شود. این خونها به مرور زمان در پشت و برخی دیگر از نقاط بدن جمع شده و در فرصتهای مناسب به تدریج توسط بدن خارج می شود اما عملکرد بدن در این زمینه بسیار کند است به گونه ای که به مرور زمان بر تراکم این خونهای آلوده افزوده می شود و سلامتی ما را تحت تاثیر قرار می دهد. روش حجامت: محل حجامت پشت کمر است. ابتدا بوسیله لیوان مکش مخصوص خونهای آلوده در نقطه خاصی جمع می شود و سپس توسط تیغ چند خراش سطحی ایجاد می شود. این کار هیچ دردی ندارد. سپس خونهای آلوده وارد لیوان شده و دور ریخته می شود. لیوان و تیغ حجامت استریل و یکبار مصرف می باشند. فواید حجامت: ثابت شده که حجامت برای حدود هفتاد بیماری اثرات پیشگیرانه و درمان کننده دارد. برخی از آثار درمانی و پیشگیرانه حجامت موارد زیر است: افزایش کلسترول و دی گلیسیرید خون- دیابت غیر وابسته به انسولین- اوره بالا- فشار خون غیر طبیعی «بالا یا پایین» - غلظت خون بالا- مسمومیت غذایی و دارویی- سردرد میگرنی- تنگی رگها- اعتیاد به مواد مخدر- افسردگی- سنگینی سر- اسپاسم عضلانی- رشد ناکافی و کوتاهی قد- لاغری- واریس- کمر درد- آرتروزها- آکنه و بثورات پوستی- کهیر- آفت دهان- ریزش مو - پر مویی بدن- گر گرفتن بدن- تاری دید- خواب رفتگی و بیحسی عضلات- بیماریهای تناسلی زنان- ناهنجاریهای عصبی- کم اشتهایی- کم هوشی - فراموشکاری- جوش صورت- سکته قلبی- مالیخولیا- سرماخوردگی مکرر عوارض جانبی: حجامت هیچگونه عارضه ای برای بدن ندارد. اما این افراد می بایست از حجامت خودداری نمایند: زنان باردار- افرادی که در دوران قاعدگی قرار دارند- افرادی که مشکلات انعقادی خون دارند و بیماران هیموفیلی. قبل از حجامت: قبل از حجامت معده نباید خالی باشد- بدن خسته نباشد- مایعات بدن در حد مناسب باشد- نزد افرادی حجامت نمایید که پروانه حجامت مورد تایید وزارت بهداشت را دارا باشند- قبل از حجامت یک عدد انار میل نمایید- بهترین زمان برای حجامت در هفته طبق احادیث معصومین عصر دوشنبه است- از حجامت در صبح زود و بخصوص قبل از صبحانه جدا پرهیز نمایید- بهترین زمان برای حجامت در سال اوایل بهار و پاییز است. بعد از حجامت: تا ۱۲ ساعت بعد از حجامت از مصرف لبنیات مانند شیر - خامه- کره- پنیر- بستنی-ماست- دوغ- کشک و نیز غذاهای ترش مزه خودداری نمایید- مصرف عسل بلافاصله بعد از حجامت توصیه می شود- صبح روز بعد از حجامت محل حجامت را با آب خالی و بدون ماساژ و شامپو بشویید. اسامی برخي بیماریهای درمان شده با حجامت : 1- افزایش کلسترول و تری‌گلیسرید (چربی خون بالا) 2- اوره بالای خون 3- فشار خون بالا 4- فشار خون پائین 5- غلظت خون بالا (پلی‌سایتمی) 6- سرماخوردگی‌های مکرر 7- آنمی فقر آهن 8- سرخجه 9- آبله مرغان 10- سرخک 11- زونا 12- اوریون 13- پنومونی 14- مخملک 15- آنفلوانزا 16- ایکترفیزیولوژیک 17- دیسمنوره 18- الیگومنوره 19- آمنوره 20- هایپومنوره 21- هایپرمنوره 22- سندرم پره کلماتریک 23- سندرم کلماتریک 24- کیست تخمدان 25- مسمومیت داروئی 26- مسمومیت غذائی 27- مسمومیت شیمیائی و گازهای شیمیائی 28- سردرد میگرنی 29- سردرد عصبی 30- دردهای کهنه و مزمن اندام‌ها 31- سندرم خستگی مزمن بدن 32- اسپاسم عضلانی 33- کاهش رشد و کوتاهی قد 34- لاغری 35- سیاتالژی (درد سیاتیک) 36- سندرم کانال کارپ 37- دیسکوپاتی‌ها 38- کمردرد Low back pain 39- آرتروز کتف و زانو 40- آکنه و بثورات پوستی 41- کهیر 42- اگزما 43- درماتیت تماسی 44- خارش پوستی 45- آفت دهان 46- تعریق فراوان بدن 47- گر گرفتگی بدن 48- پولیپ بینی 49- ناخنک چشم 50- اپیستاکسی مکرر 51- بلزپالزی (فلج عصب صورت) 52- PTSD 53- تصلب شرائین 54- گرفتگی عروق کرونر 55- Cheat pain (درد قفسه سینه) 56- طپش قلب، آریتمی‌های قلبی و p.v.c 57- اعتیاد داروئی 58- اعتیاد به سیگار و مواد مخدر 59- هیپرتیروئیدی 60- هیپوتیروئیدی 61- افسردگی 62- سنگینی سر 63- اختلالات رفتاری کودکان 64- آلرژی 65- آلرژی غذائی 66- آسم آلرژیک 67- آسم 68- رماتیسم 69- دندان قروچه 70- هموروئید جايگاه حجامت در طبّ سنتي و اسلامی تمامي ‌بزرگان طبّ سنتي ايران از حجامت به عنوان يكي از اركان مهم درماني ذكــر كرده ‌اند . محــــمد زكرياي رازي در كتاب "الحاوي" ، شيخ الرئيس ابوعلي سينا در كتاب " قانون در طب "، سيد اسمـاعيل جرجاني در كتاب " ذخيره خوارزمشاهي" و عقيلي خراساني در كتاب " خلاصه‌الحكمه في مجـــمع الجوامع" به شـيــــــوه گسترده ‌اي پيرامون حجامت و كاربرد آن در درمان صحبت كرده ‌اند و از حجامت براي درمان بيـــــــــماري‌هاي فراگير و مهمي ‌مانند سكته قلبي ، ماليخوليا، سردرد هاي ميگرني و بخشي از بيماري‌هاي پوستي بهره مي‌گرفته‌اند. در طبّ اسلامي ‌و منابع مذهبي نيز توصيه‌هاي فراواني به‌ انجام حجامت شده ‌است. رسول اكرم (صلي االله عليه و آله و سلم ) و ائمه‌اطهارعليهم السلام خود حجامت مي‌كرده ‌اند و روش انجام آن را بيان فرموده‌اند و ويژگي‌‌هاي درماني آن را برشمرده ‌اند. در اين زمينه بيش از پانصد روايت مطرح است كه در كتاب «حجامت از ديدگاه ‌اسلام» جمع آوري شده‌ است. يكي از مهمترين رواياتي كه در زمينه حجامت در منابع معتبر روايي ذكر شده و در ذيــــل آيه یک ســــوره‌ مباركه اسري در تفسير الميزان و برخي از تفاسير ديگر آمده ‌است، حديث زير مي‌باشد: حضرت رسول اكرم(صلي االله عليه و آله و سلم) مي‌فرمايند: "در شب معراج ، وقتي كه به آسمان هفتم صعود كردم ، بر هيچ ملكي از ملائك گذر نكردم مگر اينكه گفتند يا محمد حجامت كن و امتت را به حجامت كردن امر بفرما." ( 11 ) با يك چنين نگاه وسيع و عمـــيق و روش درماني همه سونگـر است كه " علــــم طـــب در كنــــــــار علم ديـــــن " قرار مي گيرد كه ( العلم علمان علم الابدان و علم الاديان) و مي داند كه خداوند اول طبيب است و آنگاه پيامبران و خاتم شان رسول گرامي اسلام (ص) منتظر نمي ماند كه جامعه بيمار شود و دســت نياز به ســـوي او دراز كنـــد ، قبل از بروز بيماري اقدام به پيشگيري دردهاي جامعه مي كند. با تعليم خداوندي انسان را مي شناسد و كليه عوامل حاكـــم و مؤثـــر بر او را مي دانــد. لذا برخي از دستــــوراتش از جمله توصيه هاي طبي براي همه انسانها و همه زمانهاست. بعضي از دستوراتــش براي سني خاص يا جنس خاص يا فرد خاص يا فصــــل خاص صادر مي شود. تمامي بزرگان طب سنتي ايران ازحجامت به عنوان يكي از اركان مهم درماني ذكر كرده اند . محمد زكرياي رازي در كتاب الحاوي ، شيخ الرئیس ابوعلي سينا در كتاب قانون در طب ، سيد اسماعيل جرجاني دركتاب ذخيره خوارزمشاهي ، عقيلي خراساني دركتاب خلاصه الحكمه في مجمع الجوامع و بسیاری دیگر از مشاهیر پزشکی طب سنتی و اسلامی به شيوه گسترده اي پيرامون حجامت و كاربرد آن دردرمان امراض صحبت كرده اند و از حجامت براي درمان بيماريهاي فراگير و مهمي مانند " سكته قلبي ، ماليخوليا ، سردردهاي ميگرني و بخشي از بيمايهاي پوستي " بهره مي گرفته اند . در طب اسلامي و منابع مذهبي نيز توصيه هاي فراواني به انجام حجامت شده است. رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار(ع) خود حجامت مي كرده اند و روش انجام آن را بيان فرموده اند وويژگيهاي درماني آن را برشمرده اند. پيامبرخدا (ص): اگر خون درونتان به جوش مي آيد ، حجامت كنيد ، چرا كه خون ، گاه ممكن است دردرون شخص ، طغيان كند و وي را بكشد .(1) پيامبر خدا (ص) فرموده : درد، سه چيز است و درمان نيز سه چيز . اما درد ، عبارت است از : خون ، تلخه و بلغم . درمان خون ، حجامت است ، درمان بلغم ، حمام است ، و داروي تلخه نيز راه رفتن .(1) . امام حسن عسكري (ع)فرموده : پس از انجام حجامت ، انار بخور ، اناري شيرين ؛ چرا كه خون را فرو مي نشاند و خون را فرو مي نشاند و خون را در درون ، تصفيه مي كند(1) . امام صادق ( ع ) فرموده : بهترین چیزی که با آن به مداوا می پردازید ، حجامت کردن ، دوا را بر بینی ریختن ، حمام نمودن و حقنه کردن ( وارد کردن داروی مایع از طریق رکتوم ) است . پیامبر ( ص ) فرموده : هر وقت خون یکی از شماها به جوش آمد ، حجامت کند ، که او را نمی کشد . سپس فرمود : کسی از اهل بیت خودم را نمی بینم که در آن اشکالی ببیند . حضرت علی (ع) فرموده : همانا حجامت بدن را سالم و عقل را استوار می نماید. (2) پیامبر خدا (ص) فرموده : اگر در چیزی شفا باشد ، در تیغ حجام و در خوردن عسل است . ( 2) امام رضا ( ع ) فرموده : باید حجامت کردن بعد از خوردن غذا صورت گیرد ، چونکه وقتی انسان سیر شد ، سپس حجامت کرد ، خون جمع شده و بیماری خارج می گردد و اگر با شکم گرسنه کسی حجامت کند ، خون خارج می شود ولی بیماری ( در بدن ) باقی می ماند. (2) امام صادق (ع ) فرموده : حجامت کردن در سر موجب شفاء و بهبودی هفت بیماری است : جنون ، خوره ( جذام ) ، پیسی ( کک و سفیدی در بدن )، خواب آلودگی ، درد دندان ، ضعف بینائی و سر درد شدید . ( 3 ) پیامبر ( ص ) فرموده : در حجامت کردن شفاء و بهبودی از بیماری است . ( 4 ) امام صادق (ع ) فرمود : پیامبر خدا (ص) سه گونه حجامت می کرد : یکی حجامت در سر که آنرا " متقـدمه " می نامید ، و یکی بین دو کتف که آنرا " نافعه " می نامید و یکی بین دو کفــل ( ســــرین ) و بالای ران که آنــــرا " مغیثه " می نامید. ( 5 ) امام حسن عسگری ( ع ) فرموده : بعد از حجامت ، انار شریرین بخور که ( جریان ) خون را آرام و آنرا تصویه می کند. ( 6 ) رسول خدا (ص) فرموده : وقتی خون به هیجان آمد ، حجامت کنید ، چون خون وقتی به تردد و هیجان آمد ، صاحبش را می کشد. ( 8 ) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود كه حجامت را در آخر روز بجا آوريد. از حضرت امام على نقى (عليه السلام) منقول است كه: انار شيرين بعد از حجامت ، خون را ساكن مى كند، خون اندرون را صاف مى كند. امام رضا علیه السلام براى حجامت دعاى خاصى ذكر فرموده‏اند. این مطلب اهمیت همراهى درمان روحى و دعا درمانى با درمان‏هاى جسمى در طبّ اسلامى را اثبات مى‏كند. متن دعا چنین است : وقتى خواستى حجامت كنى، چهار زانو جلوى حجّام بنشین و بگو: " اَعوذ بِالّلهِ الكَریم فى حِجامَتى مِنَ العَین فِى الدَّم وَ مِن كُلّ سوءِ وَ الاَعلالِ وَ الاَسقام وَ الاَوجاع وَ الاَمراض وَ اَسئَلُكَ العافِیةَ وَ المُعافاة وَ الشِّفاءِ مِن كُلّ داء.» ( 9 ) یعنى: « در حجامت خود به خداوند كریم پناه مى‏برم از خونریزى و از هر ناراحتی ، علت ، سختى‏ و درد و مرضی و (خداوندا) از تو عافیت و اسباب عافیت و شفاى از هر بیمارى‏ را طلب مى‏كنم.» از مجموعه‏ى احادیث و روایات برمى‏آید كه حجامت باید در زمان سیرى انجام شود و انجام آن به هنگام گرسنگى مضرّ است.در این رابطه از امام صادق‏علیه السلام روایت شده كه: « حجامت بعد از غذا خوردن باعث دفع عرق شده و قوّت ‏بخش بدن است.» همچنین ایشان فرموده اند : « از حجامت در حال گرسنگى بپرهیزید.» نیز فرموده: « بعد از خوردن طعام ، با حجامت خون جمع مى‏شود و بیمارى دفع مى‏گردد. اما اگر قبل از خوردن غذا حجامت انجام شود، خون دفع می شود، ولى بیمارى در بدن مى‏ماند.» امام رضا علیه السلام در رساله‏ى ذهبیّه، فرمایش مفصّلى در مورد خوراك بعد از حجامت دارند كه قسمتى از آن را در اینجا مى‏آوریم: « پس از استحمام باید موضع فصد و حجامت را به وسیله‏ى پارچه‏ى كركى یا ابریشمى یا دستمال نخى كه لطیف و نرم باشد، بپوشانید. بعد یك حبه از تِریاق اكبر (نام یك داروى قدیم) به اندازه‏ى ماش میل كنید. پس از حجامت و فصد، آب میوه بنوشید و اگر میوه نیست، شربت بالنگ مصرف كنید و در جایى كه این امكانات وجود ندارد، بالنگ را زیر دندان بگیرید و روى آن جرعه‏اى آب نیم ‏گرم بنوشید. اما در فصل سرما باید سكنجبین عسلى استفاده شود كه این شربت شما را از بیمارى‏هاى خطرناك لقوه، برص، بهق و جذام به اراده‏ى خداوند ایمن خواهد داشت. امام رضا (ع): سفارش مى‏كنم كه پس از حجامت یا فصد، آب انار را با مكیدن آن بنوشید. مكیدن آب انار خون را زنده و تن را با نشاط خواهد ساخت. پس از حجامت و فصد ، از خوردن غذاهاى نمك‏دار تا مدت 3 ساعت بپرهیزید، چون اگر این پرهیز مراعات نشود، بعید نیست كه انسان به بیمارى جرب دچار شود. امام حسن عسكرى‏ علیه السلام مى‏فرماید : « بعد از حجامت انار شیرین میل كنید، چون انار خون را آرام مى‏كند و آن را در مسیر خود صاف مى‏گرداند.» پيامبر اكرم (ص) : جبرئيل چندان مرا به انجام حجامت دعوت كرد كه پنداشتم گويي حجامت واجب است. ( 14 ) مکانیسم حجامت در بدن حجامت در واقع اعمال يك استرس فوري است به سيستم ساكن دفاع عمومي بدن تا آن را برعليه كليه عوامل دروني و بيروني هشيار و فعال نمايد. حجامت با توجه به روش مورد انجام ومحلي كه انجام مي گيرد ، مي توانـــد چون نيشترزدن، عوامل عفوني درد آور و مخرب را از بدن خارج نمايد. حجامت درزيرگردن وجايگاه معين ميان دو كتف قادر است عوامل اصلي لخته شدن خون و فاكتورهاي انعقادي عامل در سكته هاي مغزي وقلـــــــبي را از سيستم خارج نمايد . زيراخون پراكسيژن خارج شده از ريه ها در اثر حالت تلمبه اي قلب و ريه ها كه ايجاد فـشار منفي در قفسه سينه مي كند وعمل مكش و دمش (دميدن) را سامان مي بخشد ، خون حاوي قطرات ريز چربـــي و لخته هاي مستعد كوچكي راكه ميل به هم پيوستگي در آنها زياد است را به عضلات پشت (نزديكترين مســــــــــير عروقي) پمپ مي نمايد و حجامت در محل مذكور آنها را به دام انداخته از بدن خارج مي نمايد . زيرا عوامـــــــل تشكيل لخته هاي مخاطره آميز از اين گلوگاه بسوي ساير نقاط بدن روانه مي شود و حجامت آنجا را پاك مي كنـــد. کاربرد حجامت در بیماریهای مختلف در منابع طب اسلامي ‌و طبّ سنتي ، حجامت به عنوان يكي از اركان مهم درمان ذكر گرديده ‌است و بيماري‌هاي گوناگون را درمان مي‌كند و به صورت اختصاصي در منابع طبّ اسلامي ‌به شكل پيشگيرانه درمان بسیاری از بيماري‌ها شمرده شده ‌است. موسسه تحقيقات حجامت ايران و شعب مختلف آن طي پژوهش‌هاي مستمر بر روي بيش از پانصد هزار بيمار، تعداد 70 نوع بيماري را درمان نموده‌اند كه تعدادي از آنها به قرار زير مي‌باشد: افزايش كلسترول و تري گليسيريد، ديابت غير وابسته به ‌انسولين، اوره بالا، فشــــار خون بالا و فشار خون پايين، غلظت خون بالا، سرما‌خوردگي مكرّر، آنمي‌(كم خوني)، سرخجه، آبله مرغان، سرخك، زونا، ايكتر فيزيولوژيك نوزادان، پروستاتيت، ديسمنوره ، اليگومنوره، آمنوره، هيپومنوره، هيرسوتيسم ( پُرمويي)، برخي از انواع ناباروري زنان، كيست تخمدان، فيبروم رحمي، ويار حاملگي، مسموميت غذايي و دارويي، سردرد ميگرني، تصلب شرايين، اعتياد به مواد مخدر، هيپرتيروئيدي، هيپوتيروئيدي، هموروئيد، افسردگي، سنگيني سر، اسپاسم عضلاني، كاهش رشد و كوتاهي قد، لاغري، واريس، كمر درد، آرتروزها، آكنه و بثورات پوستي، كهير، آفت دهان، ريزش مو، گُرگرفتن بدن، اپيستاكسي مكرّر. ( 11 ) مطالعه تحقيقي ديگر نشان مي دهد كه حجامت موجب افزايش نوروترانسميتر سروتونين در مغز مي شود و مي دانيم كه كاهش سروتونين يكي از اتيولوژي هاي اساسي ايجاد دپرسيون و اختلالات رفتاري مانند تهاجم و پرخاشگري است و اين يافته باليني را در بيماران پس از حجامت به فراواني مي توان ديد كه بصورت كاهش حالات افسردگي و افزايش آرامش رفتاري و تعادل كاركردهاي عصبي مغزي بيان مي شود. ( 13 ) حجامت با خارج كردن ذرات چربي كه در فرآيند اكسيژنه شدن خون همچنان درمويرگهاي عضلات پشـت تنه گير كرده و پشت سر هم صف كشيده اند و انتقــال كند وتدريجي آنها به عروق گشـــادتر ومســيرهاي بازتـــر، مي تواند به رسوب وايجاد سده ( انسداد عروق مثلا CAD يا آمبولي ) مخاطره آميز پايان دهد و با ايجاد تله هاي گشاد عروقي در موضع (بدليل بادكشهاي ناحيه واطراف آن)وايجاد فشار منفي وحالت مكنده دراين تله ها مدتهــــا اين ذرات چربي رااز جريان عادي خويش باز دارد . حجامت خارج كننده صفراست وآرامش رابه انسان ارزانــي مي دارد . حجامت يك شوك عصبي موثر دربيماران روحي و رواني وافسردگی است و آغاز چالش هاي رواني را به بيمار القاء مي كند . حجامت كاهش دهنده فشار خون است و بمقدار زيادي از استعداد سكته هاي آني دربيماران مي كاهد(مثل خونريزي از بيني در بيماران فشارخوني). حجامت فاكتورهاي آلرژي (عوامل حســــــــاسيت زاي) دروني و بيروني كساني را كه كهير دارند يا كم كاري كبد داشته و به حساسيت هاي متعددي گرفتارند را از مسير مخرب وآزار دهنده بيمار به مسيري فرعي منحرف مي نمايد وايمني شخص را تجهيز مي كند و فرصت سامــــان دهي به سيستم دفاعي مي بخشد. حجامت درترك اعتياد موثر بوده هشدارهاي خود باوري واعتماد به نفــس را كه اولين ومهمترين فاكتور در ترك اعتياد تلقي مي شود صادر مي نمايد وسموم خون را تخليه مي كند. حجامت بلغم وسوداي پخته شده را كه قبلا" سست وقابل انتقال شده است ، همچون صفرا مي مكد و از غلظت و حدت آنهــــــا مي كاهد. حجامت باز كننده انسدادهايي است كه به آمنوره زنان انجاميده و با باز كردن مسيرهاي عروقي ، انتقال موضعي مواد ماليدني مثل كرم ها و لوسيون ها و پمادها را ازيك سو روي پوست وانتقال خونـــــي مواد دارويي خوراكي را از درون از سوي ديگر تسهيل ميكند. حجامت به سرعت تيرگي ديد را در بيماران ديابتي و فشارخوني كاهش مي دهد و با آثار شفابخش متعددش در بيماران با تيرگي شعور مقدمات هشياري را فراهم مينمايد. حجامت خارج كننده لخته هاي گرفتار در پيچ وخم عروق واريكوز ساقين وساير اندامهاست. حجامت دنيايي اســــت كه در پشت سرمان بوده و از اينكه گوشه چشمي بدان داشته باشيم ، غافل بوديم واكنون همت كرده ايم وتازه از درب آن وارد شده ايم و اين همه را ديده ولمس كرده ايم ومثل آن به (( آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم )) مي مانــد . (11) حجامت یک عمل لازم برای بدن انسان می باشد. پس وقتی که برای این کار تصمیم گرفته می شـــود ، لازم است از 12 تا 15 هر ماه برای عمل حجامت انتخاب شود. چون این ایام از لحاظ اینکه قمر به دوران تکامل بدری خود می رسد ، برای خون گرفتن صالح تر و مناسب می باشد. ولی اگر ماه به ایام آخرش برسد ، حجامت مناسـب نخواهد بود ، مگر اینکه مقتضیات مزاجی آدمی ناگهان عمل حجامت را ایجاب کند که در این صـورت مانــــــــعی نخواهد داشت . اما آنچه که مسلم می باشد ، این است که دوران تکامل ماه برای حجامت وقت مناسبی است ، چون در آن روزهای ابتدا و انتها ( که قمر در حال تکامل می باشد ) جریان خون آرامش ندارد . زیرا هر چقـدر قرص ماه بسوی کمال می رود ، خون در بدن انسان پر جوش و خروش می شود . همچنین بهتر است در انجام حـجامت سنین زندگانی آدمها رعایت شود . مثلا" یک جوان بیست ســــــاله می تواند در هر بیست روز یکبار حجامت کند . سی ساله ها هر سی روز می توانند حجامت را تکرار کنـــــند و چهل ساله ها در هر چهل روز یک مرتبه و بقیه سنین به همین منوال رعایت گردد . حجامت " نقره " ، " نقره ، حفره کوچکی است که در منتها الیه ستون فقرات در پشت گردن قرار دارد ، فاصله این حفره با ســــــتون فقرات چهار انگشـــــت است " برای سنگیـــنی سر نافع اســت و هم چنــــین حجامت " اخدعین " ، " آن دو رگ را گویند که در پشت گردن به چپ و راست کشیده شده اند " ناراحتی های چشم و صورت را بر طرف می کند و به جریان خون در عضلات و عروق سر حالت عادی می بخشد. ( 7 ) جنبه های علمی حجامت از نظر طب جاری تلاش علمي ‌براي توجيه حجامت در جهان شروع شده‌ است و تاليفاتي نيز در اين زمينه منتشر گرديده‌است. كتاب «حجامت يك روش درماني آزموده شده‌ » حاصل پژوهشي است كه ‌آقاي دكتر « يوهان آبله » در كشـــــور آلمان انجام داده ‌است. كتاب (Cupping Therapy)حاصل مطالعات آقاي دكتر " Ilkay Chirali" است كه در كشور آمريكا انجام شده ‌است. مركز تحقيقات طب در ايالت نيويورك نيز مشغول فعاليت پيرامون حجامت است در كشور چين پيرامون مكانيسم اثر و كاربرد حجامت گرم و خشك مطالعاتي صورت گرفته ‌است. در كــــــشور مصر پزشكان متخصص ، تحقيقاتي را پيرامون اثر حجامت بر بيماري‌هاي گوناگون منتشر ساخته ‌اند . جمعي از پزشكان سوريه تحقيقاتي را پيرامون حجامت شروع كرده و گزارش اول آنان در كتاب « دواء العجيب » منتشر گرديده‌است. در دانشگاه شهيد بهشتي ايران هم در طی سالهاي 71 و 72 چند طرح پژوهشي پيرامـــــــون حجامـت اجرا گرديده‌است . از جمله " مقايسه خون وريد و خون حجامت از نظر فاكتورهاي بيوشيميايي"، " بررسي تاثير حجامت بر بيماري‌هاي عصبي و سردرد هاي ميگرني ". " بررسي اثر حجامت بر سروتونين خون " نيز پژوهش ديگري است كه در دانشگاه تهران انجام یافته و گزارش اوليه آن در پنجمين كنفرانس بين المللي طّب اسلامي ‌در هندوستان در سال 1999 ارائه گرديده ‌است. " بررسي نقش حجامت بر سيستم ايمـــــني " مطالعه‌اي اســـت كه در موسسه تحقيقات حجامت ايران صورت گرفته ‌است و همچنين " مطالعه نقش حجامت بر تنظيم كلسترول خون" تحقيق ديگري است كه در سال 1381 در موسسه ‌انجام گرفته‌ است. در دانشگاه‌هاي كشورمان ، موضوعات متعددي به صورت پايان نامه دكترا تدوين شده ‌است. پزشكان و محققان عضو موسسه تحقيقات حجامت ايران نيز در تيم‌هاي گوناگون پژوهشي سازماندهي شده ، درمان بيماري‌هاي مختلف را با روش حجامت مورد تحقيق قرار داده ‌اند و در اين زمينه ‌اطلاعات ارزشمندي را به دست آورده‌اند، گزارش اوليه ‌اين تحقيقات در بيش از 40 مقاله تدوين و در موسسه قابل ارائه مي‌باشد .( 11 ) امروزه واقعيت طب سنتي و بومي در دنيا برابر گزارش (WHO) اجتناب ناپذير است و همه دولتها موظف شده اند كه به امر آموزش و گسترش طب سنتي خود اقدام كنند.( 12 ) تحقیقات جدید در خصوص حجامت در آلمان آقای یوهان آبل (JOHANN ABELE ) پزشك آلمانی در كتاب خود با عنوان " حجامت شیوه ی درمان آزمون شده " كه در سال 1997 چاپ شده، در مورد حجامت می گوید: "من اعتقاد راسخ دارم كه نه تنها امروز بلكه برای همیشه،‌ امر حجامت را در درمان بیماری ها نباید نادیده گرفت. حجامت پدیده ای است كه در خود تنظیمی كردن عملكرد بدن انسان دخالت دارد. امری كه هرگز با روش های دیگر نمی توان آن را جایگزین كرد... مطالعات ما نشان می دهد كه در آلمان می توان 75 درصد بیماری ها را با شیوه های درمان طبیعی از جمله حجامت مداوا كرد " . وی در كتاب خود از بیمارانی نام می برد كه تنها با یك بار حجامت ، بیماری چندین ساله شان بهبود یافته است و می افزاید: " جان كلام اینكه چگونه می توان شیوه ی درمانی حجامت را به دلیل اینکه متعلق به دوران قرون وسطی است، نادیده گرفت و از كاربرد آن صرف نظر كرد؟ در صورتی که می تواند در كوتاه ترین زمان ممکن، بدون ایجاد عوارض جانبی و هزینه گران و وقت گیر ، باعث بهبود بیماری در یك مرحله شود " . وی ضمن مقایسه حجامت با سایر روش های درمانی اظهار می دارد : " پزشكی كه با اثرات و كاربرد بادكش و حجامت در درمان بیماری های گوناگون آشناست، در برخورد با هر نوع بیماری بدون تردید،‌ ابتدا در اندیشه ی انجام حجامت است و بعد درمان های دیگر، زیرا در شرایط امروزی و با تعدد مراجعات، عملا" ثابت شده كه بادكش و حجامت آسان ترین و سریع ترین روش درمان است. " نقش حجامت در درمان عوارض جانبازان شیمیایی آقای دكتر كدیور فوق تخصص جراحی قلب و عروق می گوید : "خود من موقع جنگ ایران و عراق در سال 1363 در مجروحین عزیز شیمیایی شده با گاز خردل و ادم حاد ریوی و تورم شدید نسوج اندام مختلف، عمل حجامت را توام با انداختن زالو به اندام های مبتلا به كار بردم و نتیجه موفقیت آمیز بود. در جنگ ویتنام نیز عمل حجامت در مجروحین و مبتلایان به ادم حاد ریوی حاصل از DIOXINS (عامل نارنجی ) نجات بخش بوده است." ( 10 ) بيماران جهت انجام حجامت بايد به چه‌ اشخاص يا مراكزي مراجعه كنند؟ حجامت يك روش درمانی پيچيده و داراي ظرافت‌هاي گوناگون مي‌باشد كه تجويز و اجراي آن بايــــــد زير نظر پزشكان آموزش ديده و آشنا به مباني طبّ سنتي و طبّ اسلامي ‌صورت پذیرد. اين پزشكان همچـــــــــنين بايـد پروانه حجامت مورد تاييد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي را دارا باشند و در دوره‌هاي باز‌آمــــــــوزي مرتبط با موضوع حجامت نيز به صورت دائم شركت نمايند تا از يافته‌هاي علمي‌جديد حجامت بهره ‌منـد گردند‌.هم اكنون 1600 پزشك عمومي و متخصص آموزش ديده با پروانه ي حجامت كه توسـط وزارت بهداشــــــت ، درمان و آموزش پزشکی تأييـــــــد شده است، در سراسر كشور فعاليت مي كنند كه اگر هر كدام حداقل روزانه 10 نفر را حجامت كنند، در سال بيش از 4 ميليــــون نفر را حجــــــامت مي كنند. جالب اين كه بسياري از بيماران و مراجعه كننــــدگان قبل از حجامت، در بالاتـــرين سطوح تخصصي ويزيت شده اند و سپس به حجامت روي آورده اند. فقط تعداد پزشكاني كه حجامت شــــــدند و در مؤســــسه پرونده دارند 5 هزار نفر هستند. به علاوه پزشكان بسياري هم اهل حجامت شدن هستند كه تشكيل پرونده نداده اند. ( 15 ) آيا استفاده ‌از فوايد حجامت تنها براي درمان بيماري‌هاست ؟ بيشترين كاربرد انواع حجامت در بُعد پيشگيري از بيماري ‌هاست و با مكانيسم‌هاي مختلفي از جمله تنظيم سيستم ايمني، تنظيم تركيبات بيوشيمي ‌و هورموني خون و تنظيم سيستم اعصاب خودكار بدن (سمپاتيك و پاراسمپاتيك) موجب پيشگيري از بيماري‌ها مي‌گردد و بدين ترتيب كاربرد حجامت بيشتر در بُعد پيشگيري است و جزو بهداشت پيشگيري طبّ اسلامي ‌محسوب مي‌شود. ( 11 ) مزایای حجامت نسبت به ساير روشهاي درماني متداول درمجموع حجامت يك روش درماني بدون عوارض جانبي است و اگر به صورت تخصصي از آن استفاده شود ، برتري هاي فراوني نسبت به روشهاي درماني جاري مانند مصرف داروهاي شيميايي و جراحي دارد. مزيت هاي درمان با حجامت مي توان بطورخلاصه بدين شرح بيان كرد: 1 - حجامت يك روش درماني بدون عوارض جانبي است. 2 - حجامت براي كليه سنين كاربرد دارد . 3 - حجامت با حداقل توان فني و تجهيزات اجرايي مي‌تواند بيماري‌هاي سخت و مزمن را درمان كند. 4 - حجامت هيچ ‌گونه وابستگي فني، علمي ‌و ابزاري به خارج از كشور ندارد. 5 - در حجامت فاكتورهاي مداخله‌گر وجود ندارد و يك رفتار كامل ، موجب درمان مي‌شود. 6 - حجامت چون يك دستور ديني است، توان جلب تاثيرات رواني (سايكوتيك) در آن بالاست و از اين طــــــريق علاوه بر افزايش سطح درمان‌پذيري، موجب تقويت فرهنگ و اعتقادات مذهبي و ارتباط انسان به خداوند تبارك و تعالي مي‌شود. ( 11 ) توصیه های بعد از انجام حجامت 1 - تا ۲۴ساعت بعد از حجامت ، مصرف سيگار ، انجام کارهای سنگين ، مقاربت جنسی ، مصرف ماهی و غذاهای شور ممنوع می باشد. 2- پس از حجامت نيز توصيه می شود يک ليوان شربت عسل يا يک عدد انار و يا يک عدد ماءالشعير ليمويی ميل شود. 3- تاثيرات درمانی حجامت معمولا از جلسه دوم درمان شروع می شود ، از اينرو بايستی عجله نکنيد و نگران نباشيد و تا پايان دوره درمانی از هر گونه قضاوت نمودن پرهيز نمائيد. 4- صبح روز بعد از حجامت می توانيد استحمام نمائيد ( اما موضع حجامت را فقط با آب خالی بشوئيد و ليف و صابون نزنيد.) 5- در صورت انجام حجامت توسط پزشکان مورد تائید وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی ، نباید نگران بيماری مسری و خطرناک ( ايدز و هپاتيت و ...) باشید ، زيرا تمام وسايل حجامت (تيغ بيستوری - ليوان حجامت - گاز استريل و ...) يکبار مصرف می باشند .( 16 ) امید است با شناخت بیش از پیش توصیه های بهداشتی و درمانی دین مبین اسلام بویژه معصومین (ع) و سایر دانشمندان طب اسلامی و سنتی ، در احیاء و حفظ این میراث گرانبها کوشا بوده و با انجام مطالعات و تحقیقات لازم در خصوص دیدگاههای این بزرگواران و بهره مندی از منویات ارزشمند ایشان در زمینه طب ، تنی سالم و تندرست داشته باشیم. والسلام علکیم و رحمه ا... و برکاته منابع : 1 – طب الائمه ، عبدالله بن بسطام و حسین بن بسطام ، مترجم جابر رضوانی ، قم : نورالزهرا (ع) ، 1385 2 – بحار ، ج 59 ، ص 114 3 – بحار ، ج 59 ، ص 126 4 – بحار ، ج 59 ، ص 135 5 – بحار ، ج 62 ، ص 120 6 – بحار ، ج 62 ، ص 123 7 – نسخه های شفا بخش ( بهداشت و درمان از دیدگاه معصومین (ع) ، حیدری نراقی ، علی محمد ، قم : میثم تمار ، 1386 8 – دور نمایی از دایره المعارف طب اسلامی ، نورانی ، مصطفی ، گنج معرفت ، قم : 1386 9 - بحار، ج 62 ص 117 10 - منبع اینترنتی http://www.ebtekarnews.com/ebtekar/News.aspx?NID=21499 11 - منبع اینترنتی http://www.tabadolnazar.com/forum/showthread.php?p=922713 12 – منبع اینترنتی http://www.kayhannews.ir/860521/6.htm 13 – منبع اینترنتی http://www.qudsdaily.com/archive/1384/html/12/1384-12-27/page9.html 14 - بحارالانوار ج 62 ص126 15 – منبع اینترنتی http://www.parsiteb.com/news.php?id=56&action=viewFullContent&groupId=74 16 – منبع اینترنتی http://shafadahandeh.persianblog.ir
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم تیر 1393ساعت 9:41  توسط مهزیار  | 

توصیه های بهداشتی:

حجامت و مزایای آن و تفاوت حجامت با اهدای خون تعريف حجامت: حجامت یک روش خون گیری است که به منظور پیشگیری و درمان بیماریها انجام میشود و این نام گذاری احتمالا به علت شیوه ی عمل آن است که ازطریق تحجیم وگشایش و انبساط موضعی عمل می کند. حجامت از ارکان نظام طب سنتی و طب اسلامی است که با قدمت٣٣٠٠ سال قبل ازمیلاد مسیح در مقدونیه و سپس دریونان باستان و بعد در حدود٢٦٠٠ سال قبل از میلاد مسیح در ایران و چین و سپس١٥٠٠ سال قبل در هند انجام می شده است و توسط بقراط و جالینوس و پس از ظهور اسلام به صورت کامل توسط رسول اکرم(ص) به جهان بشریت اهدا شد. حکمای بزرگ طب سنتی مانند رازی، بوعلی، جرجانی و ... حجامت را بعنوان ابزار قدرتمند و محوری پیشگیری، در بیماریها و درمان آنها معرفی کرده اند و هم اکنون در ٤١ کشور جهان به رسمیت شناخته شده و درحال انجام و در دست مطالعه و پژوهش می باشد. در ایران حجامت جایگاهی ویژه درفرهنگ مردم داشته و به عنوان سنتی موکد جزء اعتقادات آنها بوده است. حجامت در واقع اعمال یک استرس فوری به سیستم ساکن دفاع عمومی بدن است تا آن را برعلیه کلیه عوامل درونی و بیرونی هشیار و فعال نماید. بیشترین کاربرد حجامت در بُعد پیشگیری است و با مکانیسمهای مختلفی از جمله تنظیم سیستم ایمنی، تنظیم ترکیبات شیمیایی و هورمونی خون و تنظیم سیستم اعصاب خودکار بدن از ابتلا به انواع بیماریها پیشگیری می کند. علاوه براین حجامت کاربرد های درمانی نیز دارد به نحوی که در درمان برخی بیماریها مانند سردردهای عصبی و میگرنی، چربی، قند و اوره خون، سنگهای کلیوی و کیسه صفرا موثر است . بوسیله حجامت خونهای آلوده و غیر قابل استفاده (مانند روغن سوخته وسایل نقلیه) از بدن خارج می شود. این خونها به مرور زمان در پشت و برخی دیگر از نقاط بدن جمع شده و در فرصتهای مناسب به تدریج توسط بدن خارج می شود اما عملکرد بدن در این زمینه بسیار کند است به گونه ای که به مرور زمان بر تراکم این خونهای آلوده افزوده می شود و سلامتی ما را تحت تاثیر قرار می دهد. حجامت طبیعت مدبره را که روحی هوشمند در بدن ما است و بدن ما را به طرف تعادل سوق می دهد، تنظیم می کند و انحراف آن را می گیرد . طبیعت مدبره، باعث می گردد مثلاً وقتی صفرا در بدن فرد بالا می رود، افراد دوست دارند ناخود آگاه مواد با طبع سرد مانند ترشیجات بخورند. فردی که اصول تغذیه را رعایت می کند این طبیعت مدبره در بدن او هوشنمد و تنظیم است، چنین افرادی برخی مواقع دوست دارند چیزی را بخورند یا کاری را بکنند و باید آن را انجام دهند که به نفعشان است مثلاً صفراویها در تابستان دوست دارند خنکی بخورند و بلغمی ها در زمستان با خوردن یک قاشق ماست احساس ناخرسندی می کنند، ولی اگر تغذیه ناسالم شد، به مرور زمان این طبیعت مدبره منحرف شده و درست عمل نمی کند و خود را به ناچار با این روشهای غلط تغذیه و زندگی هماهنگ می کند مانند وجدان که در صورت ارتکاب مکرر اعمال نادرست، به مرور در بدن تضعیف می گردد. روش حجامت: حجامت انواع مختلفی دارد که محل و روش انجام آن متفاوت است ولی آنچه در این قسمت بیان شده است در خصوص حجامت عام می باشد که به طور معمول مطرح بوده و انجام می شود. محل حجامت عام بین دو کتف است. ابتدا بوسیله لیوان مکش مخصوص، خونهای آلوده در نقطه خاصی جمع می شود و سپس توسط تیغ چند خراش سطحی ایجاد می شود. این کار درد بسیار مختصری دارد. سپس خونهای آلوده وارد لیوان شده و دور ریخته می شود .در مراكز معتبر لیوان و تیغ حجامت استریل و یکبار مصرف می باشند.

حجامت در اسلام:

حجامت در اسلام جایگاه خاصی دارد و در این زمینه حدیثهای فراوانی نقل شده است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود: رسول اعظم (ص) در حدیث شب معراج می فرمایند: فی لَیلَه اَسری بی الَی السماءِ ما مَرَرتُ بِملاء مِنَ الملائِکَهِ اِلا اَن قالوا یا محَمَد اِحتجِم و امر اُمَتِکَ بِالحِجامَه وقتی به آسمان هفتم صعود کردم هیچ ملکی از من گذر نکرد، مگر این که گفت: ای محمد حجامت کن و امتت را به حجامت امر بفرما. بحارج 62 ص 300 باب 89 و همچنین تفسیر المیزان آیه اول سوره اسری رسول اعظم (ص): پنج چیز از سنتهای پیامبران الی است: حیا، حلم، حجامت، مسواک و عطر زدن کافی ج 6 ص 484 امام علی (ع): به درستی که حجامت بدن را سالم و عقل را نیرومند می گرداند. بحارج 62 ص 114 ج 10 ص 89 امام رضا (ع): رسول خدا فرمودند اگر در چیزی شفا وجود داشته باشد پس در تیغ حجام است یا در شربتی عسل وسائل ج 17 ص 541

فوايد حجامت:

ثابت شده که حجامت برای حدود هفتاد بیماری اثرات پیشگیرانه و درمان کننده دارد. برخی از آثار درمانی و پیشگیرانه حجامت موارد زیر است: سرماخوردگی مکرر- آنفولانزا - آلرژی فصلی- بیماری پوستی جوش و کورک- درمان اعتیاد- رفع سلولیتهای بدن - درمان چاقی- بهبود کارائی کلیه - دفع چربی کبد- افزایش کلسترول و دی گلیسیرید خون- دیابت غیر وابسته به انسولین- اوره بالا- فشار خون غیر طبیعی «بالا یا پایین» - غلظت خون بالا- مسمومیت غذایی و دارویی- سردرد میگرنی- تنگی رگها- اعتیاد به مواد مخدر- افسردگی- سنگینی سر- اسپاسم عضلانی- رشد ناکافی و کوتاهی قد- لاغری- واریس- کمر درد- آرتروزها- آکنه و بثورات پوستی- کهیر- آفت دهان- ریزش مو - پر مویی بدن- گر گرفتن بدن- تاری دید- خواب رفتگی و بی حسی عضلات- بیماریهای تناسلی زنان- ناهنجاریهای عصبی- کم اشتهایی-کم هوشی- فراموشکاری- جوش صورت- سکته قلبی- مالیخولیا- خوش زخم شدن بيماران داراي قند خون عوارض جانبی: حجامت هیچگونه عارضه ای برای بدن ندارد. اما این افراد می بایست از حجامت خودسر خودداری نمایند: زنان باردار، افرادی که در دوران قاعدگی قرار دارند، افرادی که مشکلات انعقادی خون دارند و بیماران هیموفیلی.

تذكر مهم: - افرادی که کم خون، لاغر و تکیده با بدن خشک هستند یا غلبه سردی شدید دارند حتماً باید تحت نظر پزشک حجامت نمایند. - انجام حداكثر دو بار حجامت در سال براي افراد سالم جهت پيشگيري و حفظ الصحه توصيه مي گردد و حجامت هاي خاص درماني مي بايست تحت نظر پزشک صورت گيرد. - حجامت از سن چهار ماهگی به بالا (تا قبل از فوت) قابل انجام است. در خصوص حجامت کودکان امام صادق ع فرموده اند، حجامت در چهار ماهگی باعث حذف لعاب بدن و کاهش حرارت سر و بدن می گردد، لذا توصیه می شود بعد از پایان چهار ماهگی، نوزادان را حجامت بسیار سبک انجام دهید.

 بهترين زمان جهت انجام حجامت:

از نظر ماه قمری بهترین زمان، محدوده زمانی روزهای هفدهم تا بیست و هفتم هر ماه می باشد، همچنین حجامت در اواخر اسفند ماه نيز توصيه شده است. از بهترین روزهای مهم ديگر جهت انجام حجامت، هفتم و چهاردهم ماه حزیران رومی است. ماه حزيران ماه نهم از ماه های رومی است که پس از ماه ایار است. در میان ماه های رومی چهار ماه را سی روز محاسبه می کنند که یکی از این چهار ماه حزیران می باشد. بهترین زمان برای حجامت بر اساس روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام همین ماه رومی حزیران است. بهترین زمان حجامت از نظر فصل، فصل بهار و بعد پاییز است.

توصيه هاي قبل از حجامت:

 - در مراكز معتبر حجامت نمایید. - معده نباید خالی باشد، همچنین انجام حجامت بلافاصله پس از صرف غذای پر حجم توصیه نمی شود. - بدن خسته نباشد. - از فعالیت زیاد و ورزش سنگین، استحمام طولانی، استخر و سونا و جماع بپرهیزد. - مایعات بدن در حد مناسب باشد. - قبل از حجامت یک عدد انار میل نمایید. - از حجامت در صبح زود و بخصوص قبل از صبحانه جدا پرهیز نمایید. - در صورتیکه در محل حجامت دارای پوست پر مویی هستید، ازاله نمودن موهای بدن در موضع حجامت توصیه می گردد.

 توصيه هاي بعد از حجامت:

 برای تسريع در از بین بردن جاي زخمها، کمی به آن عسل چند گياهي زنبوري بمالید. تا ۱۲ ساعت بعد از حجامت از مصرف لبنیات مانند شیر، خامه، کره، پنیر، بستنی، ماست، دوغ، کشک و نیز غذاهای ترش مزه خودداری نمایید. مصرف عسل و انار شیرین بلافاصله بعد از حجامت توصیه می شود. صبح روز بعد از حجامت، محل حجامت را با آب خالی و بدون ماساژ و شامپو بشویید.

تفاوت حجامت با خون دادن:

بی شک اهداء خون امری خدا پسندانه، انسانی و ایثارگرانه بشمار می رود، چرا که با اهدای آن جان انسانهای نیازمند به خون را نجات داده ایم. اما قیاس بین حجامت به عنوان یک روش درمانی و پیشگیری و اهداء خون قیاسی منطقی به نظر نمی رسد زیرا که: - در حجامت ابتدا با بادکش، روی جریان خون تغییراتی را ایجاد می کنند و سپس خراشهای ظریف پوستی که زده می شود یک فرایندهایی را در بدن تحریک می کند و مدل خون گیری آن نیز سطحی می باشد ولی در خون دادن یک استرس و شک منفی است که بوسیله یک سوزن، خون در گردش مورد نیاز بدن را خارج می کند. از لحاظ حجم خون خارج شده در حجامت حداکثر 80 سی سی ولی در خون دادن حدود 500 سی سی خون خارج می شود. - حجامت باعث کم خونی و هیچ عارضه ای نمی شود. - حجامت دارای خواص فوق الذکر می باشد ولی خون دادن تنها یک عمل انسانی و ایثارگرانه می باشد. - در حجامت خون کثیف از بدن خارج می گردد ولی در خون دادن خون تمییز و مورد نیاز بدن را اهدا می کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم تیر 1393ساعت 9:11  توسط مهزیار  |